تبليغاتX
اکسیر نوآوری
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
سه‌شنبه 30بهمن‌ماه، هشتمين برنامه زنده و 60 دقيقه‌اي ما در گروه فرهنگ و دانش شبكه راديويي فرهنگ، از ساعت 3 تا 4 بعدازظهر روي موج FM 106.7 براي همه ايران روي آنتن رفت. قرار بود هفته گذشته اين موضوع را طرح كنيم كه مذاكرات علني مجلس اولويت اول آنتن شبكه بود و ما برنامه نداشتيم. موضوع محوري برنامه اين هفته جالب بود: زباله!

دنيا تحت تاثير فناوري‌ها و محصولات آن‌ها است و سرعت چشمگيري هم در برآورده كردن نيازهاي ما انسان‌ها و مشتريان پرتوقع دارد، اما در اين ميان موجودات بي‌زباني كه صداي ناله و فريادهاشان را با تاخير مي‌شنويم. زمين، كره‌هاي ديگر، محيط زيست و حيوانات و گياهان مثل ما اهل صدور اعلاميه نيستند و خودشان هم تشكل مستقل و نماينده در شوراهاي گوناگون ندارند.

در برنامه اين هفته موضوع زباله را از چند زاويه نگاه مي‌كنيم:

  • زباله‌هاي باستاني (نشانه‌هاي به جا مانده از دوران كهن)
  • زباله‌هاي زيست‌محيطي (پسماندهاي خانگي و شهري و صنعتي و بيمارستاني و بازيافت)
  • زباله‌هاي الكترونيكي و مجازي (سخت‌افزارها و نرم‌افزارها، هرزنامه‌ها و وب‌سايت‌ها و ...)
  • زباله‌هاي تصويري (تبليغات و سيماي شهر و ...)

 گفت‌وگوهاي كارشناسي ما در برنامه نشانه با اهل فن و استادان صاحب‌نظري از دانشگاه و مراكز علمي انجام مي‌شود. در برنامه امروز با اين بزرگواران هم‌كلام  شديم: آقايان دكتر حسن فاضلي (رييس پژوهشكده باستان‌شناسي)، دكتر محمدعلي عبدلي (استاد دانشكده محيط‌زيست دانشگاه تهران)، دكتر اميد ميربهاء (مؤسسه عالي مديريت برنامه‌ريزي ـ اگر عنوان را درست گرفته باشم) و دكتر محمود محمديان (استاديار دانشگاه علامه طباطبايي).

تعداد پيامك‌هاي دريافتي برنامه عدد قابل توجهي بود و نكات جالبي را هم در مورد زباله‌هايي كه اطراف خود مي‌بينيم طرح كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 6:48 AM  توسط محمود کریمی  | 

دو سال پيش به بهانه برگزاري چند سمينار آموزشي از سوي گروه پژوهشي صنعتي آريانا، ميهمان پارك علم فناوري استان مركزي و مركز رشد اين پارك بودم. معرفي تكنيك‌هايي كه مي‌توان به كمك آن‌ها مسير نوآوري را هموارتر پيمود محور اصلي سمينارها بود. مهندسي ارزش، QFD و TRIZ سرفصل روزهاي آموزشي  تعريف شدند و از آن‌ها استقبال خوبي به عمل آمد. چند ماه پس از آن هم با معرفي مسؤولان همين مركز رشد، سمينار TRIZي در شركت شهرك‌هاي صنعتي استان مركزي برگزار شد كه آقاي دكتر سليمي، ‌خود براي ارايه،بدان‌جا رفتند.

حالا پس از آن برنامه دوباره به اراك مي‌روم تا براي علاقه‌مندان كارآفرين پارك، در مورد كاربردهاي متنوع و اثربخش TRIZ حرف بزنيم.توسعه بازار شركت‌هاي مستقر در پارك مساله اصلي ايشان است. عنوان سمينار را كشف خلاقانه فرصت‌ها از مساله‌هاي بازار گذاشته‌ايم قرار است پس از اين هم همكاري‌مان ادامه داشته باشد.

سمينار با اشتياق دوستان جوان برگزار شد. ساعت 4 موعد پايان كار ما بود، اما 5 از سالن خارج شديم. نگاه‌ها و پرسش‌ها، حكايت از رضايت ايشان و سودمندي برنامه داشت و به استناد صحبت‌ها، اوايل سال آينده هم بايد دو سه روزي كارگاه TRIZ داشته باشيم. اميدوارم تا آن زمان، بازخوردهايي از استفاده دوستان استان مركزي از آن‌چه در سمينار گقتيم دريافت كنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 8:7 PM  توسط محمود کریمی  | 

هميشه راز و رمزي از سينما و علاقه به تصوير در فكر و ذهن داشتم. اما نقطه عطف زندگي سينمايي‌ام (همان زندگي‌ام با سينما) روايت هنري و فني فيلم‌سازي، از زبان دبير خوب ادبيات دبيرستان بود. آقاي ملكي آن‌چنان از «گاو» مهرجويي صحبت مي‌كرد كه فكر مي‌كردم زندگي را باخته‌ام اگر اين فيلم را نبينم. اشتراك ماهنامه فيلم از روزگار دبيرستان تا اين پانزده شانزده سال پس از آن، شاگردي آتيلا پسياني و سيروس شاملو و همكاري با سيف‌الله صمديان، و رفاقت قديمي با دوستان علاقه‌مند به هنر ـ كه امروزه چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي هستند ـ همه از همان علاقه به «تصوير» در من مانده است. راستي! چطور مي‌شود نسبت به سينما و سحر صدا و تصوير بي‌تفاوت بود؟ اين سالن تاريك با آن پرده بزرگ پيش‌روي، با ما چه مي‌كند كه نرفتن به آن‌جا دلتنگ‌مان مي‌كند؟

به قول فليني فقيد: «سينما دروغ بزرگي است» و همه تشنه اين دروغ گفتن و زيباتر دروغ ديدن و شنيدن هستيم. به ياد دارم روزهايي كه دايي فيلم‌هاي سوپر 8 را مي‌فرستاد آلمان تا ظاهر شوند و بعد آپارات كوچك خود را روبه‌روي ديوار سفيد منزل مادربزرگ روشن مي‌كرد و ما مي‌نشستيم پاي خاطره‌هاي ثبت شده از دوران كودكي آن هم به روايت فيلم سياه و سفيد! حالا كه دنيا ديجيتال شده و سينماهاي خانگي همه جا ديده مي‌شوند. كافي‌ست اراده كني تا آخزين توليدات دنيا را روي دي وي دي تماشا كني. صداي دالبي سراند و ابزارهاي رايانه‌اي، با تلفيق فناوري‌هاي اطلاعات و شدني‌هاي دنياي ديجيتال، ايده‌هاي سينماگران امروزي را روز‌به‌روز آسان‌تر به عينيت تبديل مي‌كند. هر چه بيشتر تخيل كني، ابزارها را كامل‌تر مي‌كنند.

مشتريان كليك مي‌دانند كه در اين ستون به بهانه موضوع ويژه هر شماره، به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌پردازيم. موضوع ويژه كليك را به محتواي علمي TRIZ مي‌سپاريم و با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده را مي‌سازيم. سينما و تلويزيون و برنامه‌سازي در اين رسانه‌ها دست‌مايه اين نوبت مشق نوشتن ما است. روند كليدي مدنظر براي اين شماره، افزايش به‌كارگيري حواس است. روندهاي ديگري مثل «شكستن مرزها»، «افزايش تعداد رنگ‌ها»، «درگير كردن مشتري در محصول» و ديگر موارد مرتبط از ميان 31 روند تكامل نيز، قابل طرح هستند اما با توجه به حجم اين ستون، به معرفي افزايش به‌كارگيري حواس بسنده مي‌كنيم.

هر چند اين روند، پيشتر هم در همين ستون مورد استفاده قرار گرفته اما در معرفي‌اش بايد گفت كه سيستم‌هاي مختلف مثل فيلم‌سازي،‌ ابتدا از يكي از حواس بيشترين بهره را مي‌برند و بر آن متمركز مي‌شوند. در ادامه مسير تكامل و توسعه، كم‌كم ديگر حواس پنج‌گانه به سيستم وارد مي‌شوند و اين ورود گاهي با دشواري و با تولد فناوري جديد ممكن مي‌شود. سينما را در نظر بگيريم و به ياد بياوريم كه اول سينماي صامت متولد شد. بينايي اولين حس درگير در اين محصول بود. رفته رفته صدا آمد و شنوايي هم وارد بازي شد و بعد رنگ‌ها اضافه شدند. در هر مرحله از تكامل هم مثل تبديل صداي مونو به استريو پيشرفت‌هايي رخ مي‌دهد. هنوز لامسه و بويايي و چشايي به‌طور گسترده و جدي وارد سالن‌هاي سينما نشده‌اند. سفر كرده‌هاي اهل فيلم ديدن، از سينماهايي مي‌گويند كه در آن‌ها لامسه هم جنبه واقعي پيدا كرده و هنگام فيلم ديدن در صحنه‌هايي از فيلم، چيزهايي از زير صندلي به پاي تماشاگر مي‌خورد و او حس مي‌كند كه مار فيلم در واقع هم به پايش خورده و گاهي هم در صحنه‌اي باراني از فيلم، نم باراني از سقف سالن مي‌بارد و از چپ به راست از سر تماشاگران مي‌گذرد.

 

با اين مثا‌ل‌ها، در آينده نزديك دنياي سينما و تلويزيون چنين خواهند شد:

  1. فيلم‌ها به واقعيت‌هاي زندگي نزديك و نزديك‌تر مي‌شوند. اگر در برنامه آشپزي تلويزيون يا فيلم سينمايي، كسي از بوي خوش غذايي كه در سفره آماده ميل شدن است تعريف كرد و شما هم بلافاصله اين بو را استشمام كرديد، تعجب نكنيد! حس‌گر و فناوري اطلاعات با همنشيني هنرمندان و متخصصان شيمي اين نشدني را به واقعيت تبديل مي‌كنند.
  2. اگر هميشه روياي بازي كردن به جاي فلان بازيگر محبوب خود را داشته‌ايد،‌ شايد زمان زيادي به پايان انتظارتان نمانده باشد! به كمك نرم‌افزارها و با شبيه‌سازي ريزه‌كاري‌ها بازي مارلون براندو يا استاد عزت‌الله انتظامي، شما مي‌توانيد در فيلمي از ايشان و به جاي آن‌ها بازي كنيد. حالا كه نر‌م‌افزارهاي شبيه‌ساز صدا متولد شده‌اند و صداي دوبلورها را كپي‌سازي مي‌كنند، تصويرسازها هم سر و كله‌شان پيدا مي‌شود.
  3. شايد بتوانيد در سال‌هاي آينده، همين‌طور كه اين سوي پرده نشسته‌ايد وارد فيلم شويد و چند دقيقه‌اي با نگاه و درك خود، جاي يكي از هنرپيشه‌هاي مسير فيلم را جلو ببريد. يا اين كه به كمك نرم‌افزار‌ها، همان‌گونه كه امروز بازيكنان فوتبال را در مسابقه رايانه‌اي انتخاب مي‌كنيد، به جاي كارگرداني بزرگ بنشينيد و از ميان برترين هنرمندان دنيا،‌ گزينه‌هاي دلخواه خود را برگزينيد و فيلم جديدي را روي نمايشگر كارگرداني كنيد.
  4. اين كه فناوري دوربين‌ها را روز به روز كوچك‌تر مي‌كند و كيفيت آن‌ها را مدام بالاتر مي‌برد مي‌تواند ما را به جايي برساند كه دوربين و تجهيزات جانبي آن حذف شوند. وقتي دو بازيگر روبه‌روي هم بازي مي‌كنند، چشم هر يك (يا لنزي كوچك كه به عنوان دوربين در چشمشان كار گذاشته مي‌شود) تصوير روبه‌رو را ثبت مي‌كند. نمايشگر پيش روي كارگردان و سيستم نرم‌افزاري كنترل از راه‌ دور هم به او امكان زوم كردن و پن و تيلت را مي‌دهد و همه چيز طبيعي‌تر و جذاب‌تر مي‌شود.
  5. كمك فناوري اطلاعات به دكوراسيون و طراحي گريم و صحنه‌ و لباس، بر كسي پوشيده نيست. از شبيه‌سازي سياهي‌لشگرها گرفته و تكثير آن‌ها، تا تست كردن گريم چهره روي نمايشگر و اضافه كردن وسايل صحنه و ... همه امروزه در سينما و تلويزيون خودمان هم پر از مثال هستند.
  6. آرشيو شدن توليدات تلويزيون و سينما در قالب فايل‌هاي با كيفيت ولي كوچك و فراهم شدن امكان جستجو در ميان ديالوگ‌ها يا صحنه‌هاي فيلم‌ها بر اساس لوكيشن، موسيقي، نماي‌ دوربين، هنرپيشه و ... به مدد پيشرفت‌هاي دنياي ديجيتال، آسان و اجرايي مي‌شود.
  7. سخت‌افزارهاي نمايش فيلم دگرگون مي‌شوند. تصور كنيد كه امواج تلويزيوني را به راحتي دريافت فركانس‌هاي برنامه راديويي روي تلفن همراه خود مي‌گيريد؛ آن هم با سيستم دريافت و پخش ديجيتال، نه روش آنالوگ گوش‌هاي چيني موجود در بازار تلفن همراه ايران. در اين صورت، اگر تلفن شما بتواند تصويرهاي دريافتي را اسكرين كند ـ يعني مثل ويدئو/ ديتا پروجكشن روي پرده يا ديوار بيندازد ـ نمايشگر شما ديگر صحفه كوچك تلفنتان نيست، بلكه پرده‌اي است بزرگ و ديدني.
  8. خود پرده‌هاي نمايش و تلويزيون‌ها خانگي هم قابليت كش آمدن پيدا مي‌كنند. موقع خريد يك تلويزيون در بازار صوتي و تصويري‌ها، به شما پيشنهاد يك تلويزيون حداكثر 52 اينچ مي‌دهند كه در حالت معمولي 21 اينچ ديده مي‌شود اما اگر گوشه‌ها آن‌ را بگيريد و بكشيد تا 52 اينچ بزرگ مي‌شود!
  9. امنيت و كپي‌رايت هم در لايه‌هاي ديگري خود را يادآور مي‌شود. قفل نرم‌افزاري و سخت‌افزاري و كد دادن و ... با روش‌هاي جديدتري دنبال مي‌شوند كه كسي نتواند محصولي هنري را بدون پرداخت حقوق آن كپي كند. سينما آزادي تهران كه تازه رخ جديدش را رونمايي كرده است، سيستمي دارد كه كسي نمي‌تواند از تصوير در حال نمايش آن با دوربين كپي‌برداري كند. تازه سر در اين سينما هم از نقاشي روي پارچه‌هاي بزرگ سابق و بعد پلات رنگي مدرن‌تر شده و يك نمايشگر ديجيتال بزرگ برايش نصب كرده‌اند. تيزر فيلم به جاي فيلم در خيابان ديده مي‌شود و بعد ما را مي‌برد به داخل سالن سينما...

زندگي همه ما پر شده از كارهاي روزمره و پي‌گيري‌ها و بدهي دادن‌ها و طلب وصول كردن‌ها. بايد و نبايدها آن‌قدر زياد شده‌اند كه كمتر كسي فرصت فكر كردن و «خلاق انديشيدن» را دارد. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

 

اين مطلب در كليكيك‌شنبه 28 بهمن چاپ شده است. طرح روی جلد همین شماره نیز به این مطلب اشاره دارد

http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 7:43 AM  توسط محمود کریمی  | 

سال ۱۳۸۵ در چهارمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت کارگاهی داشتم با عنوان حل مساله؛ مهارت کلیدی مدیران. این کارگاه ۱۰۰ دقیقه‌ای، آخرين برنامه روز دوم كنفرانس بود. روز دوم هم پنج‌شنبه 30 آذرماه بود و شب يلدا.

چند دقيقه‌اي زودتر به سالن برگزاري كارگاه در طبقه بالايي مجتمع اجلاس سران رفتم تا براي شروع برنامه آماده شوم. سالن شلوغ و عده زيادي پيشتر از من آماده بودند. اين استقبال قابل پيش‌بيني نبود. هم موضوع براي اين كنفرانس و مخاطبان آن تازه بود و پيشتر محكي نخورده بود و هم روز دوم كنفرانس، شب جمعه و آن هم شب يلدا... بزرگاني هم در سالن بودند و بعدا آمدند كه در حضورشان ارايه كردن، حكايت درس پس دادن شاگرد و زيره به كرمان بردن بود. تصور كنيد آقاي دكتر روستا، دكتر ميرسپاسي، دكتر انصاري رناني،خانم دكتر ملكمي و تعدادي از مديران ارشد شهرداري و سازمان‌هاي ديگري كه مي‌شناختمشان همه حاضر بودند و عده زيادي هم ايستاده در اطراف سالن.

بخشي از زمان تخصيص‌يافته به كارگاه بنا به اضطرار و پيشامدي خاص، به موضوعي ديگر تخصيص يافت و كمي هم فضا را تحت تاثير قرار داد. در اين مجال قصد چند و چون آن را ندارم. براي من نكته مهم اشتياق جمع به موضوع حل مساله و نياز جدي مديران به ماهر شدن در اين زمينه بود. در حد بضاعت زمان در اختيارم از TRIZ و قابليت‌هاي آن در كشف و حل مساله صحبت كرديم.

اين كارگاه و بازخوردهاي خوب آن منجر شد به برگزاري كارگاهي ديگر در پنجمين كنفرانس بين‌المللي مديريت (27 و 28 آذر 1386 ـ تهران، سالن اجلاس سران). عنوان كارگاه را ابزارهاي نوآوري نظام‌يافته براي تعريف و كشف مساله انتخاب كرديم. اين كارگاه هم خوشبختانه با استقبال خيلي خوب همراه بود و روسفيد مانديم. برنامه كنفرانس اينجا است: http://www.irimc.com/general/slid/index.htm (كارگاه من انتهاي همان صفحه است) و فايل‌ ارايه شده در كارگاه از اين طريق قابل دسترسي علاقه‌مندان: http://www.irimc.com/general/slid/513.pdf.

پيش از اين كه كارگاهم در كنفرانس پنجم مديريت قطعي شود، با توجه به بازخوردهاي سال گذشته، مديريت برگزاري دومين كنفرانس بين‌المللي مديريت بازاريابي، با كارگاه كشف خلاقانه فرصت‌ها از مساله‌هاي بازار موافقت كردند. اينجا با مشورت خانم مهندس سارا سليمي و همفكري‌هاي قبلي با آقاي Darrell Mann كه مبدع TRIZ مديريتي است، محتوايي بر اساس نياز دست‌اندركاران بازاريابي طراحي شد. برنامه كنفرانس اينجا است: http://www.irmmc.com/index1.htm و فايل ارايه من آن از اين لينك قابل دسترسي است: http://aryana.parsianhost.net/slidpdf/235.pdf

2 و 3 بهمن‌ماه 1386 كنفرانس در سالن همايش‌هاي رازي تهران برگزار شد و كارگاه من هم بعدازظهر روز دوم بود. دو روز پيش، از دبيرخانه كنفرانس اطلاع دادند كه بر اساس نظرسنجي انجام شده در زمان كارگاه ـ كه تعداد نمونه‌هاي جامعه آماري آن هم قابل استناد است ـ خوشبختانه اين كارگاه با نمره بالايي به عنوان يكي از 3 ارايه برتر شناخته شده.

هم از اعتماد برگزاركنندگان و راهنمايي‌هاي ايشان (به‌ويژه آقاي مهندس مجتبي اسدي) و اعضاي كميته علمي (به خصوص آقاي دمتر روستا، دكتر حيدرزاده و دكتر محمديان) سپاسگذارم و هم از مخاطبي كه به ما بازخورد مي‌دهد تا بفهميم چقدر در مسير برآوردن نياز او گام برداشته‌ايم و كجا كژي داشته‌ايم. بيش از هر چيز، اين موفقيت‌ها را مرهون كار تيمي خوب كه در مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران به شكل متمركز براي TRIZ انجام شده مي‌دانم و خود را تنها رواي و نمايشگر جلوي صحنه بحث‌هاي شيرين TRIZ. جاي آقاي دكتر سليمي خالي... يادش نيك...

راستي! در اين داستان پر راز و رمز خلاقيت و نوآوري چه‌ها نهفته كه به زبان‌هاي مختلف و در حوزه‌هاي مختلف ما را جذب خود مي‌كند؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 5:54 AM  توسط محمود کریمی  | 

از مدرسه به خانه آمدم و همسايه نزديك ما گفت: «حدس بزن امروز چه اتفاقي افتاده است؟» فكر كردم كه بايد چه چيز عجيبي رخ داده باشد و با نگاهي به دور و اطراف خانه انداختن فهميدم كه ما تلفن‌دار شديم. بسياري از همسايه‌هاي ما هنوز تلفن نداشتند و ما با شماره‌گيري‌هاي پالس صاحب محصولي از فناوري ارتباطي شديم.
سال‌ها گذشت و روزي در دفتر كارم نشسته بودم كه يكي از دوستان خبرنگار آمد و تماسي گرفت و بعد با نگاهي معنادار كليد شماره‌گيري Pulse تلفن‌هاي ما را روي Tone  تنظيم كرد و ما را به امكانات فناوري روز رساند!  حالا همه دست‌كم يك تلفن، همراه خود دارند و به ادعاي اپراتورهاي تلفن همراه، تقريبا در دسترس هستند. به ياد دارم كه وقتي سرويس ارسال پيامك راه افتاد، همه ذوق‌زده بودند كه چه خوب كه مي‌توان نوشته رد و بدل كرد و دوست تيزبيني همان‌موقع گفت كه به‌زودي اين ابزار رسانه‌اي تبليغاتي خواهد شد و چنان هم شد.
واقعيت اين است كه دنياي ديجيتالي و ارتباطات ماهواره‌اي بدون سيم و سخت‌افزارهاي هر روز در حال ريزتر شدن، نشدني‌هايي را براي ما ممكن ساخته‌اند كه حالا امروزه، اعتماد به نفس بيشتر و توقع بالاتري هم در ما ايجاد كرده است. ما به عنوان مشتري اگر يك چيز بگيريم هزاران چيز را در پي آن مطالبه مي‌كنيم. مشتري و نياز او همه جا و در همه زمينه‌اي پيشران نوآوري است. خوانندگان همراه كليك مي‌دانند كه در نوشته‌هاي اين ستون به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ  استناد مي‌شود. موضوع ويژه كليك را به محتواي علمي TRIZ مي‌سپاريم و هر بار با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده را بازگو مي‌كنيم. اين شماره در ارتباط با «اقتصاد موبايل» روند «شكستن مرزها» را مدنظر قرار مي‌دهيم.
در شكستن مرزها، اول بايد مرزهاي موجود را شكست و بعد آن‌ها را كم و محدود كرد و سپس بدون مرز كار كرد. اين مرز فقط مرز جغرافيايي نيست و محدوديت‌هاي شبكه‌اي و دسترسي و شكستن تصورهاي فكري ما را هم در پي دارد. روند شكستن‌ مرزها، بازگو كننده الزام بهبود سيستم‌ها از طريق حذف مرزهاي موجود و قابل تصور، براي آن‌ها است. به دلايلي مانند بهبود قابليت اطمينان، بهبود خواص استحكامي، بهبود و سختي و بهبود ارتباطات، اين تغيير در مرزها ضروري است. با اين وصف، در فضاي كسب و كارهاي موبايلي، مي‌توان آينده‌اي نزديك و كمي دورتر را اين‌طور تصور كرد:
1. همه دفتر كار و ميز و پرونده‌ها و بايگاني‌ها و اسناد و مدارك و حساب‌هاي بانكي و هر آن‌چه كه فكرش را كنيم، مي‌‌آيند و روي اين گوشي تلفن كه همراه هميشگي ما شده مي‌نشينند. مشاهده آمد و شد فرزندان‌ و كارمندان و نظارت بر عملكرد سازمان و نقل و انتقال‌هاي مالي و اقتصادي حسب بانكي‌مان، از جمله ايده‌هاي دم‌دست در اين خصوص هستند. همه چيز مي‌آيد روي اين دستي همراه و همه كاري با اين دستگاه، شدني مي‌شود.
2. ترافيك تبادل اطلاعات، يكي از مساله‌هاي اصلي است كه در آينده نزديك گريبان‌گير صاحبان اين كسب و كار خواهد بود. امروز هم ساعت‌هاي پرترافيك و روزهاي شلوغ پيامك زدن و گرفتن را شاهديم. اما در نظر بگيريد كه انجام كارهاي مختلف به كمك اين گوشي همراه شدني خواهد شد و ترافيك موبايل چند برابر وضع موجود خواهد شد. چراغ‌هاي راهنمايي و خط‌ويژه و خيابان‌هاي دوطرفه و يك‌طرفه كه در سيستم حمل و نقل داريم، در دنياي تبادل داده‌هاي نمودهاي مشابهي مي‌يابند.
3. سخت‌افزارها بايد دگرگون شوند تا بتوان به راحتي با اين همراه‌ها كسب و كاري را مديريت كرد. نمايشگرهاي ما بايد بتوانند كشسان شوند تا در صورت نياز بتوان با كشيدن گوشه‌هاي آن، تصويري چندبرابر بزرگ‌تر از ابعاد واقعي را تماشا كرد. وقتي كاتالوگ و بروشور و عكس‌هاي حرفه‌اي بيايند روي تلفن ما، بايد امكان راحت ديده شدن هم فراهم شود. از سوي ديگر، نمايشگرهاي مجازي هم به توليد تجاري مي‌رسند و شبيه آن‌چه به عنوان اختراع NEC  معرفي شد ما چيزي به اندازه يك قلم خواهيم داشت كه تصوير نمايشگر را روي ذرات هوا شكل مي‌دهد و به كمك ليزر روي ميز ما شمايل صفحه‌كليد را ايجاد مي‌كند تا با آن كار كنيم.
4. در عرصه نرم‌افزار نهضت كوچك شدن اندازه فايل‌ها و بالا رفتن كيفيت آن‌ها با حل شدن تضادهاي موجود دنبال مي‌شود. الان چنين است كه يك فايل باكيفيت صوتي يا تصويري و حتي متني، بايد سايز بزرگي داشته باشد و اگر بخواهيم آن را در اندازه كوچك داشته باشيم ناگزير از كيفيت بالا صرف‌نظر كنيم. بر خلاف اين تصور امروزي، همان‌طور كه در مورد فرمت‌هاي مختلف شاهدهايي داريم، ما فايل‌هايي با اندازه كوچك و كيفيت خيلي بالاتر خواهيم داشت. چگونگي‌اش را مهندسان نرم‌افزار خواهند گفت.
5. طراحان گرافيك و فيلم‌سازان، بايد گونه‌اي ديگر از مهارت‌هاي خود را به‌كار گيرند و متناسب با آماج كپي‌كاري‌ها و فتوشاپ‌بازي‌هاي همه، آثاري ديدني و خلاق را در فضاي ديجيتال، بيافرينند. ابعاد، مدت مكث بيننده روي تصوير و محدوديت‌هاي فني، محصولاتي متفاوت از امروز را مي‌طلبند.
6. موسيقي‌دان‌ها و آهنگسازان هم در همين چارچوب، مشتري جذب مي‌كنند يا آن‌ها را به سرعت از دست مي‌دهند. شايد شنيده باشيد كه بزرگان توليد گوشي تلفن همراه، به آهنگسازان برجسته دنيا سفارش ساخت ملودي مي‌دهند تا بر اساس چارچوب‌هايي مثل محدوديت مدت زنگ، شلوغي محيط پخش صدا، ملودي‌هاي مختلف موجود و ... برايشان يك كار تك و نو انجام دهند.
7. امنيت اطلاعات، دغدغه جدي همه صاحبان كسب و كار خواهد بود. وقتي رد و بدل شدن پول و اطلاعات محرمانه‌اي مثل رمزهاي عبور و نام كاربري و ... از طريق موبايل‌ها صورت پذيرد، در آن‌صورت من مشتري، واسط داد و ستد، سيستم بانكي مرتبط و فروشنده و صاحبان بنگاه‌ها همه با توجه ويژه به امنيت داده‌ها در اين عرصه جديد مي‌انديشند. اگر چه در تحليل‌ها و كشف مساله‌ها، حقوقدان و اقتصاددان و ... نقش دارند، اما راه‌حل‌ها بايد توسط متخصصان فناوري اطلاعات به اجرا درآيد.
8. اپراتورهاي تلفن همراه، بازارهاي خوبي را در اختيار دارند و به استناد مرجعيت و تعداد مشتركاني كه سرويس مي‌دهند در بازارهاي ديجيتالي و مجازي نقش كليدي ايفا مي‌كنند. ايرانسل كه در ايران شروع كرده است.
ظاهر همه اين كارها ساده است، اما انجام هر كدام نيازمند طراحي علمي و داشتن رويكردهاي حرفه‌اي است. نقش متخصصان مختلف در عرصه فناوري اطلاعات، كارشناس‌هاي خبره نرم‌افزار و توسعه‌دهندگان حرفه‌اي سخت‌افزار، در آينده نمود چشمگيرتري خواهد داشت. همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند.
clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 21 بهمن 1386 چاپ شده و خوشبختانه از لينك http://webnew.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100930272530 هم قابل دسترسي است.

براي هفته آتي كليك در مورد سينما نوشته‌ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:37 PM  توسط محمود کریمی  | 

ديروز روز سمينارهاي علمي مدرسه فرزانگان تهران بود. امروز، هفدهم و فردا 18 بهمن هم كارگاه علوم مدرسه برپا است. در كارگاه علوم، بچه‌ها دستاوردهاي علمي خود را در همه جاي مدرسه به نمايش مي‌گذارند و خودشان هم همه چيز اين سه روز را مديريت مي‌كنند و اولياي مدرسه فارغ از كار مي‌شوند.

سال تحصيلي پيش، فرصتي پيش آمد و با دعوت مسؤولان دبيرستان فرزانگان تهران، در ساعت‌هاي درسي بچه‌ها عنواني با نام مديريت نوين تعريف شد. هر چند كه هنوز در مدرسه مي‌گويند «مديريت نو» و ما يادآوري مي‌كنيم كه اين خطاهاي سهوي و تايپي «نو» به جاي «نوين» را تصحيح فرماييد! به هر حال نام مديريت نوين، بهانه‌اي بود براي گفتن ذره ذره TRIZ به بچه‌ها و طعم آن را به ايشان چشاندن.

بار اصلي تدريس در اين كلاس‌ها را همكار خوب و علاقه‌مند و دلسوزمان خانم نرگس خداخاني عهده‌دار شدند و نقش من بيشتر همفكري در طراحي دوره و محتوا و تقريبا يك روز در هر ماه حضور به عنوان معلم در كنار بچه‌ها بود.

براي بچه‌ها كارهاي عملي حل مساله در قالب پروژه واقعي تعريف شد و اين مشق‌ها را هم خودشان با علاقه و انتخاب و به سليقه گروهي برگزيدند. كارها خوب پيش رفت و بچه‌ها پرتكاپو و مشتاق در اين كلاس درس متفاوت روزهاي پنج‌شنبه شركت كردند. مخاطب ما 2 كلاس از دانش‌آموزان اول و 2 كلاس از دوم دبيرستاني‌ها بود. ايده‌پردازي بچه‌ها و همراهي‌شان با موضوع، بسيار جالب و ارزشمند جلوه كرد. حتا منجر به انجام تغييراتي در لايه‌هاي مديريتي مدرسه شد!

امسال براي كارگاه علوم (كه ماجرايي است جا افتاده در مدرسه و در دو سه روز كارگاه كه شكل نمايشگاه علمي دارد، حتا مديريت مدرسه هم با دانش‌آموزها است) بچه‌ها درخواست كردند كه سمينار هم برايشان بگذاريم... از مدرسه تماس گرفتند كه بچه‌ها خودشان «مديريت نوين» را در ليست درخواست سمينارها داده‌اند و قرار شد سمينار 70 دقيقه‌اي نوآوري نظام‌يافته برگزار شود.

نگاه مشتاق بچه‌ها به زندگي آلتشولر (مبدع TRIZ) و نوع تفكر TRIZي و نمونه‌ها و مثال‌ها بسيار باارزش است. اين كه حدود 10 نفري در كلاس‌هاي پارسال نگاهشان متفاوت شده و توانسته‌اند پس از كلاس هم با TRIZ فكرهاي بكر داشته باشند و مساله‌هاي خود را حل كنند،‌ منجر به اين شد كه حدود 80 نفري را همراه خود كنند و با تبليغ TRIZ به سمينار بياورند!

اميدوارم تربيت تفكر خلاق در مدرسه‌هاي ما جدي و جدي‌تر شود و نسل خوش‌فكر آينده در جهش‌ علمي كشور نقش شايسته‌اي داشته باشند. و آرزو دارم مديران مدارس ما، به آن‌چه برنامه‌ريزي و اجرا مي‌كنند آگاه باشند و نام و عنوان خود و مدرسه، آن‌ها را دچار توهم و غرور نكند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 7:18 AM  توسط محمود کریمی  | 

اين سومين شماره‌ از دور جديد مطالب اين ستون است. پيشتر مدتي به كمك ابزار ساده و علمي «9 پنجره» به تحليل و بررسي گذشته، حال و آينده موضوع ويژه هر شماره از كليك پرداختيم. در آن شماره‌ها يادآور شديم كه از اين ابزار براي شناخت كلي موضوع و ايده‌پردازي استفاده مي‌شود. بسياري از محصولات و فناوري‌هاي دنياي ديجيتال، تغييرات چشمگيري نسبت به گذشته خود داشته‌اند كه در 9 پنجره‌ها تلاش اين بود كه چگونگي رسيدن به ايده‌هاي جديد و كاربردي شده براي شما تشريح شوند.

نوشتيم و گفتيم كه هدف از تولد مطالب 9 پنجره و تعريف اين ستون، بردن شما به پشت پرده تفكر خلاق و آموزش و مرور چگونگي طرح ايده‌‌هاي جديد است. اين همان چيزي است كه در بسياري از شركت‌هاي صاحب‌نام فناوري اطلاعات نه هر چند وقت يك‌بار بلكه هر روزه در حال رخ دادن است. به عنوان نمونه، اشاره داشتيم به مرور تصويرهايي كه از درون گوگل حكايت دارند و فضاي كار و ايده‌پردازي اين شركت صاحب‌نام را نمايش مي‌دهند.

در مجموعه جديد محتوايي اين ستون با تغييري در ابزار و نوع نگاهمان بنا است كه از زاويه‌اي جديد به موضوع ويژه كليك بپردازيم. بدين‌ترتيب از آينده اين فناوري و تغييراتي كه به‌واسطه آن ايجاد خواهد شد برايتان مي‌نويسيم و اشاره‌اي گذرا نيز به چگونگي تفكر منجر به اين تغييرات خواهيم داشت. حرفه‌اي‌هاي دنيا و صاحبان كسب و كار، منتظر كسي نمي‌مانند تا آينده را برايشان بسازد و آن‌ها تابعش باشند. چنين كساني، خود دست‌ به آينده‌نگاري مي‌زنند و آن را مي‌سازند. «روندهاي تكمل» كشف بزرگ صاحب‌نظران عرصه نوآوري است. اين روندها بر اساس تمام اختراع‌ها و تجربه‌هاي موفق دنيا در زمينه‌هاي سخت‌افزاري و مديريتي كشف شده‌اند و امروزه در دست متخصصان دنياي ديجيتال نيز قرار دارند تا آينده مطلوب خود و مشتريانشان را رقم زنند. روندهاي تكامل نزديك به 30 مورد هستند. بر اساس موضوع ويژه هر شماره از كليك در اين ستون به معرفي يك يا چند مورد از آن‌ها مي‌پردازيم.

 

افزايش به‌كارگيري حواس

5 حسي «-- 4 حسي «-- 3 حسي «-- 2 حسي «-- تك حسي

 

روند افزايش به‌كارگيري حواس، از افزايش تعداد حس‌هاي درگير در كار يا محصولي كه موضوع صحبت است روايت مي‌كند. اينجا كه از آموزش صحبت مي‌كنيم و از نوع الكترونيكي آن كه در خدمت ياددادن نحوه كار و استفاده از فناوري‌ها است، شاهد هستيم و خواهيم بود كه اگر مثلا حس بينايي اولين كاربرد را پيدا مي‌كند و ابزار مورد استفاده مي‌شود، در گام بعدي حس شنوايي به كمك خواهد آمد و بعد يك به يك سر و كله ديگر حواس هم پيدا مي‌شود. اگر استفاده از نمايشگر و بلندگو در رايانه‌هاي امروزي كاملا عادي شده، فردا دستگاه‌ها و حسگر‌هاي مربوط به لامسه و چشايي و بويايي هم طبيعي جلوه خواهند كرد.

براي روند «افزايش به‌كارگيري حواس» دلايلي مثل بهبود كنترل اقدام متقابل، افزايش مشاركت انسان، غوطه‌وري حسي و ارتقاي درك واقعيت از روي شبيه سازي مي‌توانند عامل اضافه شدن حس جديدي به مجموعه حواس قبلي باشند.

روندهاي ديگري نيز در ارتباط با موضوع ويژه اين شماره كليك وجود دارند كه «كاهش ميزان درگيري انسان» از آن جمله است. اين روندها گام‌ به گام ايجاد مي‌شوند و سيستم و ابزارهاي موجود را به مرز تكامل خود در نسل كنوني دانش و فناوري نزديك مي‌كنند.

در مورد آموزش الكترونيكي فناوري‌ها مي‌توانيم اين‌طور فرض كنيم كه:

  1. نمونه‌هاي مجازي كاملا شبيه به واقع، پيش از تجاري شدن يك فناوري در دسترس ما قرار مي‌گيرند تا بتوانيم با پديده ناشناخته‌اي كه بعدا مواجه مي‌شويم از قبل آشنا شويم.
  2. هم‌چنان كه فناوري در حال تكامل است آموزش‌ها نيز با ابزارهاي چندرسانه‌اي پيش مي‌روند تا مشتري به يك‌باره خود را دچار يك شوك و ناآگاهي نبيند.
  3. در مورد پزشكي، آموزش‌هاي فني و مواردي كه حتما نياز به كارگاه آموزشي و ابزار و وسايل و سوژه واقعي دارند، تلفيقي از حس‌گر‌ها و فضاي شبيه‌سازي شده جايگزين هزينه‌هاي زياد كارگاه و ماشين‌آلات و ابزار و ادوات كم‌ياب مي‌شود. آموزش‌هاي خلباني در كابين‌هاي شبيه‌سازي شده نمونه خوبي از اين دست هستند.
  4. تلفيق حس‌ها با همديگر، يا جابه‌جا شدن آن‌ها با هم، به كمك آموزش‌دهنده و فراگير مي‌آيد. حس چشايي، از طريق ديدن يك صفحه وب به شما منتقل مي‌شود. بويايي براي دستگاه‌هاي آشپزي به كمك خانم‌هاي خانه‌دار و شركت‌هاي توليدكننده مي‌آيد. ما دستگاه‌هايي را خواهيم ديد كه دانش ديجيتال بيشتري را مي‌طلبد در حالي كه همه مشتريان و مصرف‌كنندگان از اين دانش بهره يكسان ندارند. اين‌جا است كه آموزش بايد فراتر از متن خواندني و فيلم ديدني باشد و بايد فراگير را در فرايند آموزش درگير كرد.
  5. با افزايش ميزان به‌كارگيري حواس، چنين خواهد شد كه هر كسي در رايانه شخصي خود، دانشگاه‌ها و آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي مختلف را همراه مي‌برد و هر لحظه مي‌تواند در موردي كه دوست دارد آموزش ببيند و حتا چيزهايي كه فكر مي‌كند خوب ياد گرفته است را به ديگران را بياموزد.

ذهن خود را درگير موضوع كنيد و ببينيد كه شما چه چيزهاي تازه‌اي مي‌توانيد به آن اضافه كنيد. اگر حواس پنج‌گانه ما يك به يك وارد فضاي آموزش‌هاي الكترونيكي شوند، چه تحولاتي در آينده نزديك يا دور رقم خواهند خورد!؟

 

اين مطلب در كليك چاپ شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 11:44 PM  توسط محمود کریمی  | 

نمونه‌هاي مختلفي از ايده‌هاي خام و ايده‌هاي كاربردي شده توسط مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران گردآوري شده است. اين موارد در قالب فايل‌هايي آماده بازديد هستند كه مي‌توان به آن‌ها از طريق http://www.iiits.org/download.asp دسترسي داشت.

اين لينك دايمي است و موارد جديد هم بدان افزوده مي‌شوند. از اين رو پيشنهاد مي‌كنم، هر از گاهي سري به آن بزنيد.

+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 6:22 PM  توسط محمود کریمی  | 

صبح سوم دي ماه بود كه خبر ناگهاني رفتن آقاي دكتر سليمي را شنيديم. تماس‌هاي مختلفي از دوستان و همكاران داشتم كه از صحت خبر مي‌پرسيدند و متاسفانه پاسخ‌شان مثبت بود: دكتر همه را براي هميشه ترك گفته بود.

هنوز هم براي ما كه در حلقه نزديك همكاري با او بوديم باور كردني نيست. هنوز وقتي در برنامه كاري‌ام قراري و ديداري و موردي را بايد ثبت كنم كه در آن طرف و مخاطبم پيشوند «دكتر» دارد ناخودآگاه اول مي‌نويسم «دكتر سليمي» و بعد به خاطر مي‌آورم كه بايد اصلاح شود.

دكتر سليمي زنده مي‌ماند چون فراوان دانشجوي خوب تربيت كرده است. او باقي است از اين رو كه هميشه پيشگام بود براي حرف علمي نو زدن و تازه‌هاي دنيا را يافتن و به ايران آوردن. كتاب‌هاي او و هر كاري كه ما در زمينه نوآوري و TRIZ و كايزن و مهندسي ارزش انجام دهيم هماره نام او را با ياد نيكش زنده نگه‌مي‌دارند. دكتر مرد بزرگ و بزرگواري بود، نمونه‌ها و نشانه‌هاي فراواني براي اين مدعا دارم، اما باورم اين است كه او نيازي به نمونه‌ آوردن ندارد ... او ماندگار است...

5 شنبه 11 بهمن 1386 ساعت 3 تا 5

مسجد تجريش كنار آستان امام‌زاده صالح (ع)

مراسم چهلمين روز رفتن آقاي دكتر سليمي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 7:55 AM  توسط محمود کریمی  | 

سه‌شنبه 9 بهمن 1386 ساعت 3 تا 4 بعدازظهر ششمين برنامه زنده ما كه نشانه نام دارد روي آنتن راديو فرهنگ (اف ام 106.7) رفت.

موضوع اين برنامه نشانه «رسانه» بود. مهمان‌هايي كه ـ به خاطر ساختار و مدت 60 دقيقه‌اي برنامه ـ تلفني با ايشان گفتگو كرديم اين بزرگواران بودند:

1. آقاي دكتر محسنيان راد ـ‌ استاد علوم ارتباطات و جامعه‌شناسي كه اولين نشانه‌هاي تولد يك رسانه و قديمي‌ترين رسانه رسمي را تجربه‌هاي چاپ توسط گوتنبرگ دانستند. وي در صحبت‌هاي خود به تنوع رسانه‌هاي و فراگير شدن آن‌ها نيز اشاره داشت و گفت كه نتيجه تحقيقي گسترده و چندين ساله را در قالب كتابي دو سه هزار صفحه‌اي به نشر سپرده است.

اميدوارم علاقه‌مندان مجال خواندنش را داشته باشند.

2. خانم دكتر اعظم راود راد ـ‌ ايشان در مورد ويژگي‌هاي برنامه‌سازي در راديو و تلويزيون صحبت كردند و در ادامه از نشانه‌هاي يك رسانه خوب سخن گفتند. از نگاه ايشان برنامه‌ساز بايد درك درستي از نوع اثرگذاري رسانه خود داشته باشد. مثلا اگر مراسم مذهبي زنده از راديو پخش شود به مخاطب اجازه خلوت كردن و همراه شدن با موضوع را مي‌دهد و او را جذب مي‌كند،‌اما اگر اين ارتباط زنده تلويزيوني شود، خلوت كساني كه جلوي دوربين هستند را به هم مي‌زند و كار تصنعي خواهد شد.

جالب است كه اين آگاهي‌ها گاهي ساده و بديهي به نظر مي‌رسند. ولي در عمل ما در برنامه‌هاي خود از اين خطاهاي بديهي فراوان مي‌كنيم.

3. آقاي دكتر جهانگير كوثري ـ‌ ايشان از رسانه‌هاي جديد گفتند؛ پادكست و اينترنت و Mediaهايي كه در راهند و تحولاتي را در عرصه رسانه رقم خواهند زد. دكتر كوثري ارتباط بي‌واسطه و مستقيم پيام‌دهنده و پيام‌گيرنده را نيز يك خواسته واقعي فضاي رسانه دانستند. اشاره دكتر كوثري به Small Media و رسانه‌هاي كوچك هم جالب بود. Caht و email و Podcast از اين سري رسانه‌ها به شمار مي‌آيند.

با آقاي عزيزالله حاجي مشهدي نويسنده و منتقد قديمي سينما نيز قرار بود گفتگو كنيم كه مجالش به دليل فراهم نشدن شرايط دسترسي تلفني به ايشان نبود. به خاطر دارم كه سال 72 تا 73 كه در مجله جوانان مي‌نوشتم و مدتي هم مسؤوليت صفحه‌هاي فرهنگي هنري را داشتم، ايشان نويسنده ثابت نقدهاي سينمايي بودند. دوست داشتم بعد از بيش از 10 سال از طريق رسانه راديو با وي گپ كارشناسي مي‌زديم ... باشد براي فرصتي ديگر...

پيامك‌هاي اين برنامه زياد بود و جالب است كه مردم دل مي‌دهند به برنامه راديو و همراهي مي‌كنند. خود برنامه هم به دليل ارتباط با استادان و كارشناسان و همين‌طور موضوع رسانه مثل يك كلاس درس حرفه‌اي بود. در اين نشانه در مورد بمب گوگلي و كاري كه پندار يوسفي از كانادا انجام داد صحبت كرديم. اگر در Google به جسجتوي Arabian Gulf بپردازيم، نتيجه جالبي به دست مي‌آيد (امتحان کنید). شناخت ساز و كار رسانه و نحوه برترين شدن و ديده شدن در آن كاري است كه اين ايراني گمنام با كمك همه ايراني‌هاي ديگر انجام داد. رسانه‌هاي نوشتاري هم در ايران در حال توسعه هستند و دو روزنامه پرتيراژ، از جمله همشهري چند روزي است كه چاپ عصر را هم براي مشتريان خود روي كيوسك مي‌فرستند.

سه‌شنبه‌ها ساعت ۳ تا ۴ از موج FM 106.7 زنده و مستقيم، ‌مهمان نشانه باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 7:46 AM  توسط محمود کریمی  | 

ما كه حرفه‌اي نبوديم فقط در دانشگاه بود كه دسترسي به شبكه داشتيم. آن هم با ثبت نام قبلي و دريافت كارت عضويت در سايت دانشكده كامپيوتر و ورود در ساعت‌هاي مجاز براي انجام تمرين و پروژه‌هاي درسي. البته به خاطر دارم كه يكي دو سال بعد، وحيد مي‌توانست از منزلشان وارد شبكه شود و تحت سيستم عامل داس با ديگراني چت كند يا بعدتر از آن زمان، موجودي و گردش مالي حساب بانك ملي شركت را بررسي نمايد. نيمه دهه 1370 بود كه ايميل‌داشتن فراگير شد و آنلاين مي‌شديم و ياد مي‌گرفتيم كه چطور از موتورهاي جستجو استفاده كنيم. شبكه آشناي ما شد و ما نيز با او همزبان شديم.

مهدي ـ پسر دايي من ـ كابلي چندين متري داشت كه از پنجره اتاقش به چند آپارتمان آن طرف‌تر مي‌رسيد. وقتي منزلشان ميهمان بوديم، توضيح مي‌داد كه چه ركوردهايي در رقابت با  دوستش ثبت كرده‌اند. حالا كه ديگر كوچكتر‌هاي خانه به دشواري رضايت مي‌دهند بنشينند پاي كامپيوتر و بدون داشتن رقيبي آن سوي كابل‌هاي شبكه بازي كنند.

روند توسعه شبكه در همه جاي دنيا شتاب دارد. از شبكه‌هاي محلي گرفته تا حالا كه شبكه‌هاي بزرگ و وب‌ها در حال به هم پيوستن و ايجاد پورتال‌هاي عظيم هستند. توسعه‌اي كه از آن صحبت مي‌كنيم، هم در زمينه نرم‌افزار رخ داده است و هم سخت‌افزارها را به پيش مي‌برد. از نگاه نوآوري نظام‌يافته و TRIZ اين كاربران هستند كه به عنوان «عضو كاري» پيشران سيستم به شمار مي‌آيند. ممكن است من و شما كه كار و زندگي‌مان لزوما وابسته به شبكه نيست، اثرگذاري خود بر آن را چندان احساس نكنيم. اما آن‌ها كه مدام در حال كار حرفه‌اي بر مبناي زيرساخت‌هاي شبكه‌اي هستند حضور پررنگ خود را باور دارند. سيستم‌هاي ناوبري، شبكه‌هاي زنجيره‌اي فروش داراي شعبه‌هاي متعدد در كشورهاي گوناگون، بانك‌ها و بورس‌هاي بين‌المللي، سيستم‌هاي پزشكي، سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي كه كسب و كارشان مبني بر تبادل لحظه‌اي اطلاعات است. اگر شبكه‌ها ايراد داشته باشند، تصور كنيد وضعيت سوخت‌گيري در كشور خودمان چه مي‌شود.

«تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» شدن يكي از روندهاي تكامل مهم است. اين روند در مورد موضوع ويژه «كليك» در اغلب موارد مصداق داشته است. همان زمان كه اين روند تكامل سيستم‌ها را معرفي مي‌كرديم، اشاره شد كه كابردهاي فراواني براي آن مي‌توان جستجو كرد. سيستم‌ها وقتي براي بهتر شدن و حركت به سمت ايده‌آلي، گام به گام توسعه مي‌يابند، يكي از الزام‌هاي توسعه‌ آن‌ها، از تكي بودن به دوتايي رسيدن و از دو، چند شدن و بعد دوباره يكي شدن از نوع و نسلي متفاوت است. ممكن است در شرايطي يك سيستم در تكثير پيش از تكي شدن دوباره خود صدها سيستم مرتبط به هم داشته باشد و شايد هم وقتي به 3 يا 4 سيستم رسيد، به نسل تكي خود تغيير يابد. روندهاي قابل طرح ديگر در مورد شبكه «شكستن مرزها» و «كنترل‌پذيري» هستند. «شكستن مرزها» با ايجاد شكست در وضع كنوني محدوديت‌ها و مرزبندي‌ها آغاز مي‌شود و بعد به مرزهاي كم و محدود سوق مي‌يابد و در نهايت شرايط بدون مرز را دنبال مي‌كند. در «كنترل‌پذيري»، اول اقدام كنترلي مستقيم ايجاد مي‌شود، بعد اقدام كنترلي واسطه‌اي و سپس ايجاد بازخورد را شاهد هستيم. در گام پاياني نيز به بازخورد هوشمند مي‌رسيم.

با اين توضيح و توصيف مختصر ببينيم كه چه چيزهايي در مورد شبكه مي‌توان تصور كرد و چند روز بايد تلاش داشت يا صبر كرد تا همه به واقعيت بپيوندند:

  1. حذف شدن هارد ديسك‌ها از كامپيوتر چندان عجيب نيست. سرعت شبكه به اندازه‌اي بالا مي‌رود كه چيزي كمتر از سرعت پردازشگر كامپيوترمان نخواهد داشت. در اين صورت به شرط نگراني نداشتن از خطاهايي مانند قطعي شبكه، چرا بايد چيزي جز نمايشگر و صفحه كليد روي ميز كارمان باشد. همه فايل‌ها به سادگي از روي هارد ديسك موجود در شبكه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. همين حالا مگر گوگل درايوي را در اختيار ما قرار نداده است؟ و مگر محصولات Thin Client به بازار معرفي نمي‌شوند.
  2. فايل‌هاي يك‌پارچه مي‌آيند و پسوندهاي متعدد تغيير شناسنامه مي‌دهند و همه به جاي فاميل بودن با يكديگر خواهر و برادر مي‌شوند و بدون اهميت داشتن پسوند، در نرم‌افزارهاي مختلف قابل استفاده خواهند بود. دسترسي كاربرهاي مختلف به فايل‌ها و كار مشترك روي آن‌ها هم با سادگي ممكن مي‌شود. اگر قرار است پوستري طراحي شود، عكاسي از شيراز، با گرافيستي از رشت، در كنار طراحي از مشهد، همزمان روي فايل كار مي‌كنند تا حاصل كارشان زودتر چنان شود كه دوست دارند و سفارش‌دهنده خواسته است. با برقراري شبكه‌هاي توسعه‌يافته، همين‌ها مي‌توانند مليت‌هاي مختلف و خانه‌ و محل كاري در اين سو و آن سوي دنيا داشته باشند.
  3. تحولي جدي در عرصه چندرسانه‌اي‌ها و به ويژه تصوير رخ خواهد داد. آرزوي مخترع تلويزيون كه داشتن ارتباط صوتي تصويري دو طرفه بود جامه عمل مي‌پوشد و از شرايط امروزي به پديده‌اي جديد خواهيم رسيد. دوربين‌هاي پورتابل برنامه‌هاي تلويزيوني كه در برنامه‌هاي زنده بايد به كمك فرستنده مستقر در مقصد و ... تصوير را روي آنتن برنامه در حال پخش از استوديو بفرستند، به كمك سخت‌افزار و نرم‌افزار شبكه به تعداد بيننده‌ها تكثير خواهند شد.
  4. ديگر چيز دست و پا گيري به نام سيم و نگراني از اتصال و قطعي آن نخواهيم داشت؛‌ همه شبكه‌ها بدون سيم خواهند بود و تشخيص برقراري ارتباط و قطعي آن به كمك بازخورهايي است كه سيستم، هوشمندانه به ما مي‌دهد. اينجا است كه مساله ترافيك چهره‌اي ديگر از وجود و اهميت خود را بروز مي‌دهد. ترافيك شبكه در شرايطي كه همه چيز از همه جا تحت شبكه هستند، مديريتي را مي‌طلبد كه در آن نيازها و پيام‌ها و صفر و يك‌هاي مدام در حال رفت ‌و آمد، هم تصادف نكنند، هم دير نيايند و نروند و هم سردرگم و حيران نباشند. تصور كنيد كه راديو پيام، هر چند دقيقه يك‌بار اخبار ترافيكي ويژه شبكه‌ها را گزارش كند!
  5. امنيت مساله‌اي مهم و پررونق مي‌شود. با امكان رديابي آسان log شدن و ورود و خروج‌ها به هر شبكه‌اي، امنيت به طرز چشمگيري بالا مي‌رود. اين امنيت صداقت در كسب و كارها را نيز افزايش مي‌دهد و راه انكاري باقي نمي‌ماند. روند خريدهاي هر فرد يا سازماني، نشان‌ از سليقه، گرايش‌هاي مصرف، تغيير درآمد، نوع تحصيلات، شرايط خانوادگي و بسياري پارامترهاي ديگر خواهد داشت. پس اگر گاهي حافظه ما چيزي را به ياد نياورد، اين داده‌هاي ثبت شده در شبكه هستند كه همه چيز را به صراحت برايمان بازگو مي‌كنند.
  6. گوشي‌هاي تلفن همراه، همه‌كاره‌تر مي‌شوند. اصلا مفهوم ارتباط بسيار فراتر از مكالمه كردن و پيام رد و بدل كردن خواهد بود. همه ابزارهاي فناوري اطلاعات، وقتي فراهم باشد مفهوم ارتباطات متحول خواهد شد.
  7. سيستم‌هاي مختلفي مانند مخابرات، برق، راهنمايي و رانندگي، بانك‌ها، شهرداري، مدرسه، دانشگاه، ميدان ميوه و تره‌بار، رستوران‌ها، سوپر ماركت‌ها، پزشكان و ... به هم نزديك و نزديك‌تر مي‌شوند و با داشتن پروتكل‌هايي مشترك، كاربر و مشتري را از مراجعه‌هاي چندگانه و چندباره بي‌نياز مي‌كنند. حضور روبات‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در همه جا نيز چيز بيگانه‌اي تلقي نمي‌شود. دسترسي به همه اين‌ها با ورودي‌هايي يكسان «آن‌چه شما خواسته‌ايد» را براي مشتري در پي خواهند داشت.

همه اين‌ها ظاهر كار را ساده و دلخواه مي‌كنند، اما پشت پرده حكايتي ديگر و پيچيدگي‌هاي علمي خاص خود را دارد. نقش متخصصان مختلف در عرصه فناوري اطلاعات، كارشناس‌هاي خبره نرم‌افزار و توسعه‌دهندگان حرفه‌اي سخت‌افزار، بايد تيم‌هايي قوي را شكل دهند تا اين ‌آينده‌نگاري‌ها جامه عمل بپوشند. در كنار اين‌ها، تحقيق و توسعه دانشمنداني از فيزيك و شيمي و رياضيات با همنشيني بزرگاني از اقتصاد و علوم ديگر ضروري است.

همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند. click@jamejamonline.ir

 

اين مطلب با تغيراتي اندك، در كليك يك‌شنبه 7 بهمن‌ماه 1386 چاپ شد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:28 PM  توسط محمود کریمی  | 

هنوز هم تصوير روشني از اتاق تكثير مدرسه را به ياد دارم. جايي كه دستگاه تكثير و استنسيل مستقر بود و معلم‌ها پس از طراحي پرسش‌ها، ناچار بودند آن‌ها را با قلم نوك تيز فلزي و بدون‌جوهر روي برگه‌هاي مخصوص بنويسند و بسپرند براي نسخه‌برداري. و اين امين مدير و ناظم مدرسه بود كه اهرم دستگاه را مي‌چرخاند و با هر چرخشي يك كپي از برگه امتحاني چاپ مي‌شد. از اواسط دهه 60 صحبت مي‌كنم كه انگار همين ديروز بود.

پيشتر از آن، روزهاي كشيك پدرم در ساختمان پليس ميدان توپخانه را به ياد دارم كه الان در ميدان امام‌خميني ـ كه ديگر نه ميداني از آن مانده و نه هتلي و نه ساختمان‌ها و مغازه‌هاي فراوان ضلع جنوب غربي ـ جاي آن را مترو گرفته است. همراه او مي‌رفتم به اداره و عشقم اين بود كه براي تحقيق‌ها و تكليف‌هاي فوق‌العاده مدرسه، به جاي دست‌نويس، برگه ماشين‌نويسي شده ببرم. سيستم چاپم هم چنين بود كه با استفاده از كاربن‌هاي معروف پليكان، هر بار تايپ هر صفحه، تا دو سه نسخه كاربني را به من مي‌داد. و اين يعني تايپ چندباره و از نو تكرار كردن جمله‌ها، تا آماده شدن كپي براي بقيه همكلاسي‌ها.

حالا پاي نرم‌افزار مي‌نشينيم و تايپ و طراحي مي‌كنيم و فايل را مي‌فرستيم روي ايميل چاپخانه و ساعتي بعد به تعداد نسخه چاپي از كار گرافيكي چاپ شده، زنگ دفتر مي‌خورد و خروجي تحويل در محل مي‌شود. شبيه كار چند مرحله‌اي تجربه‌هاي مدرسه‌اي من را حرفه‌اي هم ناچار به انجام بودند. عكاسي، تفكيك رنگ، كولاژ، كپي زينگ، شستشوي ماشين چاپ، چاپ به تفكيك Cyan و Yellow و Magenta و Black تا اصطلاحا يك كار 4 رنگ كه «رنگي» عاميانه خودمان است از ماشين بيرون آيد.

پارچه سر در سينما وقتي قرار بود خبر اكران تازه را دهد. يعني بايد طراحان بنشينند و عكس و پوستر را بگذارند پيش رويشان و با ترفندهاي بزرگنمايي آن را روي پارچه عظيمي به اندازه سر در نقاشي كنند. اگر خيلي عجله داشتيم كه همزمان اكران فيلم در چند سينما را داشته باشيم، بايد از قبل تدارك زماني لازم را مي‌ديديم مگر چند تيم مي‌توانند پرده‌ها را آماده كنند و هر كدام چند دست دارند؟ حالا همه تعطيل كردند و چاپ ديجيتال عريض چند متري روي جنس‌هاي مختلف كار را در چشم به‌هم زدني انجام مي‌دهد.

دنياي ديجيتال دگرگوني‌هاي فراواني را براي سيستم‌ها و فرايندهاي چاپي به ارمغان آورده است. اول در سيستم ليتوگرافي، شاهد حذف فيلم و بي‌نيازي از تهيه خروجي بوديم و بعد هم سيستم DI آمد و سند چاپي مستقيم از فايل كامپيوتري به ماشين چاپ افست فرستاده شد و مي‌شود. اين حركت پرشتاب به كجا ما را خواهد برد؟ آيا تحولات همچنان ادامه خواهند داشت يا جايي در همين نزديكي توقفي مي‌كنند؟ از منظر ابزار «روند تكامل» نوآوري نظام‌يافته يا  TRIZ و اركان فكري آن (تضاد، كاركردگرايي، ‌منابع، ايده‌آلي و تعامل) در اين يادداشت به «چاپ ديجيتال» مي‌پردازيم.

از ميان روند‌هاي مختلفي كه در شماره‌هاي پيشين بدان‌ها پرداخته‌ايم، در مقوله چاپ ديجيتال رد «افزايش ميزان به‌كارگيري حواس» پر رنگ است. طبيعي است كه در اين مسير، «تكي ـ دوتايي و چندتايي» شدن سيستم هم اتفاق مي‌افتد. در ادامه خواهيم ديد كه چطور سيستم چاپ در يك پرينتر ساده به سمت چندتايي شدن در حركت است و بعد با جهش فناوري تصور تكي شدن آن ناممكن و خيال نيست.

 

مي‌توان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيش‌بيني‌ها جامه عمل بپوشند:

  1. از سيستم‌هاي دستي كنار هم چيدن حروف سربي و پاي گارسه ايستادن در چاپچانه‌هاي قديم رسيديم به مدل‌ همچنان موجود تهيه فيلم و زينگ و نسل جديد چاپ مستقيم از فايل روي ماشين چاپ كه شبيه آن در چاپگرهاي دفتر و منزل ما هم در حال انجام است. ماشين تايپ، شد كامپيوتر و پرينتر سوزني و چاپ به كمك ريبون‌ها جاي خود را داد به دستگاه‌هاي جوهرافشان و بعدتر ليزري‌ها همه‌گير شدند. در آينده نزديك هم استفاده از چاپگرهاي ارزان ليزري رنگي همه‌گير خواهد شد.
  2. همه دستورهاي ارسال فايل به چاپگر تبديل مي‌شود به اراده چاپ! يعني به سادگي با گوشي تلفن همراه عكسي مي‌گيريم و با واسطه بلوتوث آن را از اين سوي اتاق به آن سو كه چاپگر مستقر است مي‌فرستيم. نه سيمي و نه دستور پيچيده‌اي؛ مستقيم از موبايل به كاغذ!
  3. اگر امروز چاپگر‌هايي آمده‌اند كه روي شيشه، فلز، چوب، چرم، چيني و همه چيز چاپ مي‌كنند، فردا چاپ  فضايي و نقش بستن تصوير روي ذرات معلق هوا برايمان عادي مي‌شود.
  4. پس از آن فناوري به تخيل ما هم جنبه عيني مي‌بخشد. كافي ا‌ست همان‌گونه كه در ذهن‌مان براي تصويرهاي فرضي و داستان‌ها تصويرپردازي مي‌كنيم، يك دستور چاپ هم به آخر فكر كردن‌مان اضافه كنيم؛ همه چيز مي‌آيد جلوي چشم‌مان!
  5. كاغذهاي چاپ كشسان خواهند شد. مي‌شود عكسي 3 در 4 انداخت و بعد چهار گوشه كاغذ را كشيد تا به اندازه يك قاب چندمتري بزرگ شود؛ درست مثل زوم كردن در فوتوشاپ. حالا كه ماكروسافت پروژه جديد خودMicrosoft Surface  را رونمايي كرده، اين تصور ديگر يك خيال نيست.
  6. چاپ روي لايه‌هاي مختلف ممكن مي‌شود و حتي مي‌توان از يك فيلم سينمايي يا انيميشن نسخه كاغذي و خلاصه تهيه كرد. مي‌توان تصويري را به كامپيوتر داد و از‌ آن خواست كه آن را همزمان با برجسته كردن سطح كاغذ چاپ كند. انگار كه ماكتي از چهره را سه بعدي به چاپ رساند.
  7. چاپ با تاريخ مصرف مشخص ممكن مي‌شود. همه مدارك و متن‌ها و نوشته‌ها و طراحي‌هاي ما كه سندهاي چاپي مادام‌العمر نيستند. بسياري ازآن‌ها دوره كاربرد و مصرف و استفاده  مشخصي دارند. با مدت‌دار شدن چاپ، ممكن است همين كاغذي كه الان در دست داريد تا يك هفته بعد به برگ‌هايي سفيد تبديل شود.
  8. شما براي خواندن و ديدن برخي از كارهاي چاپي نيازمند مجوز خواهيد شد! يعني محتواي كار چاپي بعد از اعلام نام كاربري و رمز عبور براي شما واضح مي‌شوند و در غيراين‌صورت تصوير يا نوشته‌اي محو يا سفيد را مي‌بينيم.
  9. حسگرها هم قدرت‌نمايي مي‌كنند و گزارش چاپي مثل فايل‌هاي فلش و پاورپوينت، با صدا و بو همراه مي‌شوند. تصور كنيد كه چند سال ديگر، همچنان خواننده كليك هستيد و وقتي اين ستون را پيش روي‌تان قرار مي‌دهيد خودبه‌خود با صداي من براي شما خوانده مي‌شود! يا وقتي نامه‌اي از دوستي كه دوردست‌ها زندگي مي‌كند را دريافت مي‌كنيد، موقع چاپ عطر لباس او نيز بر كاغذ مي‌نشيند.
  10. چاپ ديجيتال با دست‌خط افراد هم شكل واقعي مي‌گيرد. اگر الان از فونت نستعليق فارسي يونيكد استفاده مي‌شود، بعدتر مي‌توانيم پاراف كردن با دستخط انسان‌هاي مختلف را تجربه كنيم. نامه‌هاي اداري و دستورهاي مختلف كاري، با كاراكترهايي شبيه دست‌نويس فرد مربوط بر روي اسناد چاپي مي‌نشيند.
  11. چرا لازم است حتما كار چاپي را در چاپخانه يا جايي كه دستگاه چاپ نصب شده انجام دهيم؟ قاعده عكس شدن اين روال هم از جمله شدني‌هاي آينده است. قرار است تصويري روي ديواري بزرگ نقش ببندد يا بيلبوردي عظيم با تبليغي از يك محصول به نمايش در آيد. اين‌جا چاپگر است كه مي‌رود و ديوار را بالا و پايين مي‌كند تا تصوير چاپ شود يا روي سطح بيلبورد مي‌گردد و تصوير را روي آن به چاپ مي‌رساند.

همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند. click@jamejamonline.ir

 

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 30 دي ماه 1386 چاپ شد. طرح روي جلد اين شماره نيز به محتواي همين مطلب اشاره داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 8:3 PM  توسط محمود کریمی  |