تبليغاتX
اکسیر نوآوری
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.

نام سفر و جهانگردي كه مي‌آيد موتور جستجوي خدادادي ما، با گشتن در ميان نام‌ها و تصويرهاي ذخيره شده در حافظه‌مان، نتيجه‌هايي مثل سعدي شيرازي و ماركوپولو را مي‌دهد. اگر عمرمان كفاف رفاقت و همنشيني با چنين دنياديدگاني را مي‌داد، بايد ساعت‌ها مي‌نشستيم و از ديده‌ها و شنيده‌هاشان مي‌پرسيديم و مي‌شنيديم. حالا امروز هزينه‌هاي سفر از يك‌سو و اشتياق گشت و گذار از سوي ديگر، علاقه‌مندان دنياگردي را پاي صفحه‌هاي اينترنت مي‌نشاند تا به عنوان توريست مجازي سير آفاق كنند. در كنار اين، نگاهي به تعداد آگهي‌هاي آژانس‌هاي مسافرتي در روزنامه‌ها، شاهدي است بر وجود عرضه و تقاضاهاي زياد سفر به نقاط ديدني داخل و خارج از كشورمان. اين يعني هنوز «شنيدن كي‌ بود ماندن ديدن» را پاسداري كردن.

پيش از آن كه به سراغ اصل ماجراي اين ستون برويم و پيش‌بيني و پيش‌گويي از آينده داشته باشيم و روند تكامل در مقوله توريسم را دنبال كنيم، بياييد به اجمال فرايند كار يك توريست را دنبال كنيم: تعيين مقصد، بررسي تاريخ سفر، محل اقامت، وسيله سفر تا مقصد، نقاط ديدني و جاذبه‌هاي گردشگري، وسيله سفرهاي داخلي در مقصد، تجربه‌هايي كه مي‌توان در آن‌جا داشت، زبان و واحد پول، اسناد و مدارك مورد نياز براي سفر، مجوزهاي خروج از كشور و ورود به مقصد و ... و با جمع‌بندي همه اين‌ها: تنظيم برنامه اجرايي سفر.

با اين مقدمه بايد ببينيم كه با اتكا به محتواي علمي TRIZ كدام‌يك از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته به كمك ما مي‌آيد، تا پس از معرفي آن به پيش‌بيني‌هايي از آينده بپردازيم. با اين وصف به توريسم فكر مي‌كنيم و با اين انديشه به مرور روندهاي تكامل مي‌پردازيم. از ميان 31 روند مرتبط، «افزايش حواس» و «انتظار مشتري» مناسب‌تر و جالب‌تر هستند. «افزايش حواس» را پيشتر هم در اين ستون معرفي كرده‌ايم: «تك حسي ـ دو حسي ـ سه حسي ـ‌  چهار حسي و پنج‌ حسي» شدن، چيزي است كه اين روند براي نوآوري به ما پيشنهاد مي‌كند. روند «انتظار مشتري» مي‌گويد در ابتدا مشتري با عرضه «كالا» يا ارايه ماده اوليه راضي مي‌شود، اما در ادامه «محصول» مي‌خواهد كه كامل‌تر از كالا باشد (مثل گوشت خواستن به مفهوم كالا و بعد همبرگر شدن آن در قالب يك محصول). در ادامه مسير تكامل، مشتري مي‌خواهد كه يك «خدمت» هم به محصول اضافه شود. بعد نوبت «هيجان» فرا مي‌رسد و در ادامه هم «انتقال» وارد گردونه جلب رضايت مشتري مي‌شود. هيجان و انتقال را در اين مثال مي‌توان با فست فود و هديه‌هايي مثل كلاه يا قرعه‌كشي روزانه بين مشتريان و ... بيان كرد.

«توريسم مجازي» بهانه نوشتن اين هفته ما است. با نگاهي به فرايند ذكر شده در اول اين نوشتار و نگاه به دو روند تكامل معرفي شده، مي‌توانيم چنين مواردي را از آينده توريسم ذكر كنيم:

  1. راهنماهاي تور كه با نام تورگايد هم مي‌شناسيم‌شان، با تسلط به چند زبان و كاملا آشنا به فضاي سفر روبات‌هايي خواهند بود آماده معرفي جاذبه‌هاي گردشگري و آگه به پاسخ پرسش‌هاي ما. ايشان حتي مي‌توانند براي درك بهتر و جذاب‌تر موضوع معرفي‌شان، نمونه‌هاي مشابهي را از فرهنگ و تمدن و تاريخ من و شماي توريست مثال آورند تا با اين مقايسه، ما از سفر خود راضي‌تر باشيم.
  2. راهنمايي بازديدكننده، فراتر از اطلاعات چندرسانه‌اي موجود در وب‌سايت‌ها، با تحويل گوشي و عينك يا نصب نمايشگر و بلندگو در كنار آثار باستاني و ... شرايطي را فراهم مي‌كنند كه خود اثر يا عوامل پديدآورنده يا كاشف آن، به معرفي‌اش بپردازند.
  3. به كمك فناوري اطلاعات، به گذشته جاذبه‌هاي گردشگري مثل تخت جمشيد يا اهرام مصر و بناهاي به يادگار مانده از روم باستان مي‌رويم و هم‌زمان با تماشاي امروز آن روزگار كهن را هم پيش‌روي ما تصوير مي‌شود. شبيه‌سازي گذشته در فضاي واقعي و امروزي آن، مثل يك نمايش رؤيايي خواهد شد. شما به جايي مي‌رويد و چند دقيقه بعد، همه گذشته به كمك فناوري اطلاعات برايتان بازسازي مي‌شود. صداي خسرو پرويز مي‌آيد و سپاه و دربارش را همان‌جا مي‌بينيم. انگار وسط يك فيلم سينمايي هستيم.
  4. منابع اطلاعاتي و وب‌سايت‌ها، با ذكر چند كليد واژه مثل خنكي، سرسبزي و 1500 ساله، به ما پيشنهاد سفر و  جاهاي ديدني مي‌دهند. يا با ذكر اين كه چه‌ جاهايي را پيشتر ديده‌ام و به كجاها رفته‌ام و از كدام خوشم آمده و كدام نه، سيستم پيشنهاد سفرهاي جديد را بر اساس روند سفرهاي گذشته‌ام به من مي‌دهد. هر يك از ما يك پرونده سفر خواهيم داشت و سفرهاي واقعي و مجازي‌مان آن‌جا مستند مي‌شود.
  5. در سفر با هواپيما، كشورها و شهرهاي مسير پرواز طي همكاري با شركت هوايي، جاذبه‌هاي توريستي خود را آنلاين به تصوير مي‌كشند و ما از سفرمان لذت مي‌بريم. هم فال است و هم تماشا ... و بعيد هم نيست كه تا فرارسيدن چنين روزي، ‌قاليچه‌هاي پرنده ساخته شوند و ما با سرعت و با انعطاف كامل به سفر برويم.
  6. تورهاي مجازي كه امروز وجود دارند، شكل نوتري به خود مي‌گيرند و با تكامل يافتن، اين اجازه را مي‌دهند كه به جاي تماشا از طريق دوربين‌هاي نصب شده در محل بازديد، خود ما به طور مجازي در آن‌جا باشيم و سخت‌افزارها و نرم‌افزارها، اجازه ديدن و گشتن را به ما بدهد و مطابق ميل خودمان بازديد كنيم. شايد همتاي ما يك روبات در محل باشد كه ما بتوانيم در جلدش فرو رويم و از اين‌جا آن‌جا را بگرديم.
  7. گونه‌هاي جديدي از توريست رونق مي‌يابند. مثل توريست پزشكي كه به‌تازگي در كشور خودمان هم مطرح است و بدين‌ترتيب از ديگر كشورها براي مقاصد درماني و پزشكي توريست مي‌پذيريم. اكوتوريسم هم با سوق دادن مردم به پاسداشت محيط‌زيست و علم‌اندوزي بيشتر در مدرسه طبيعت آينده پرفروغي خواهد داشت. در هر يك از اين‌ها، فناوري اطلاعات نقش پررنگي را در جذب توريست ايفا مي‌كند و به ثبت خاطره‌هاي توريست و انتقال همزمانش به خانواده وي مي‌پردازد.
  8. توريست‌هايي كه عادت دارند پا را از مرزها فراتر گذارند و به ديگر كشورها بروند، دورترها را هم مدنظر خواهند داشت و حالا سفر از زمين به مريخ، يا از مريخ به ماه و ... دغدغه‌شان خواهد بود. اينجا وسيله سفر و برنامه و تدارك سفر كردن به كل متفاوت است با همه آن‌چه تاكنون تجربه كرده‌ايم. دست‌كم بايد آموزش‌هاي جديدي ببينيم و براي چنين سفرهايي هر كسي نمي‌تواند فقط با پول داشتن و علاقه‌مند بودن به سفر برود. در اين‌گونه سفرها، فناوري اطلاعات حرف اصلي را مي‌زند. آيا كسي فكر مي‌كرد كه روزي براي سفر كردن، تا اين حد وابسته به فناوري باشيم و از دنياي ديجيتال كمك بخواهيم؟

روزهاي نوروز با سفر همراه است. در اين چند روز كه زندگي جرياني متفاوت دارد و همه مجالي براي فكر كردن و «خلاق انديشيدن» داريم، طبيعت هم با نوگرايي خود آماده تلنگر زدن به فكر ما و راهنمايي براي ديگرانديشي است. در هر سفر و هر ديداري ببينيد كه چه چيزهايي را مي‌توان تغيير داد تا اوضاع بهتر شود؟ فناوري اطلاعات چه نقشي در شكل‌گيري ايده شما مي‌تواند داشته باشد؟ ايده‌هاي جالبي كه به فكرتان مي‌رسد را  با يك اي‌ميل به پرونده كليك، با ما شريك شويد. يادمان باشد كه همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك روز يك‌شنبه 19اسفند 86 چاپ مي‌شود. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 3:0 PM  توسط محمود کریمی  | 

نوروز در راه است. خاطره‌هاي صوتي و تصويري‌مان را كه مرور كنيم، به نسبت تعداد پيراهن‌هاي پاره كرده، ‌مي‌توانيم از برنامه‌هاي ماندگار و فراموش شده راديويي و تلويزيوني مثال بياوريم. كدام برنامه‌هاي نوروزي، تحسين برانگيز بودند و كدام‌ها همراه با نكوش و گلايه؟ تلاش كدام برنامه‌سازان به يادماندني شد و زحمت‌هاي چه عزيزاني، شهابي بود كه ديده نشده رفت ...؟ در توليد برنامه‌هاي نوروزي چه‌ها را در نظر مي‌گيريم و به چه مواردي بي‌توجهيم؟ در اين يادداشت، بخشي از فكرهاي بلند بلند نگارنده يك به يك و بدون ترتيبي خاص، با شما خوانندگان جام جم كه «بينندگان و شنوندگان محترم برنامه‌هاي نوروزي» نيز خواهيد بود، به شراكت ‌گذارده شده است.

  1. آموخته‌ايم كه صدا بسيار نافذ است. گفته‌اند كه صدا از همه اعضا و جوارح نفوذ مي‌كند و به درون كالبد انسان مي‌رسد. شايد از همين‌رو است كه «تنها صداست كه مي‌ماند» را باور داريم و اذان بدو تولد و تلقين هنگام تدفين در آيين مذهبي ما نقش مهمي دارند. برنامه‌هاي راديويي، به دليل نوع كاركرد و فراهم كردن امكان شكل‌گيري حريم خصوصي براي شنونده، چيزي متفاوت از تصويري‌ها هستند. آيا در روزهايي كه شنونده‌هاي ما روزگار را نو كرده‌اند و فرصتي فارغ از هياهوي كار و روزمرگي و دوندگي دارند، از اين شرايط به عنوان يك «فرصت طلايي» بهره مي‌بريم؟ در برنامه‌هايي كه در دست طراحي و توليد داريم، نقشي براي تصويرسازي و تخيل و ايده‌پردازي براي شنوندگان قايل هستيم؟
  2. آيا نقشه‌اي كشيده‌ايم كه شنونده راديو را از اول سال، با ايده‌هاي نو و ابتكارهاي خودمان همراه كنيم و در تلاش باشيم تا او را مشتري شبكه و آنتن و برنامه خود نماييم؟ آيا هنوز در اين انديشه هستيم كه شنونده راديو «گذري» است و حداكثر چند دقيقه‌اي مهمان ما خواهد بود؟ او چه مي‌خواهد و در پي چيست كه ما تقديمش كنيم و چه‌ها نمي‌خواهد و از چه پرهيز دارد كه ما تحميلش مي‌نماييم؟ به خاطر داشته باشيم كه مشتري‌ همكاران برنامه‌ساز ما در راديو، در تعطيلات نوروز، به ديد و بازديدهاي خانوادگي مي‌روند و در اين آمد و شدها چه بهتر كه پيچ راديوشان براي ما باز باشد تا پخش CD‌ها...
  3. در نوروز، بيش از هر زمان ديگري مردم مشغول ديد و بازديد هستند؛ يا ميهمان دارند و يا به ميهماني مي‌روند. سريالي كه كمابيش يك ساعت و هر شب روي آنتن است، برنامه رفت و آمدها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين قدرت رسانه است كه مردم را زود به خانه بكشاند يا دير از ميهماني بيرون كند، اما آيا مشتري هم دوست دارد كه اختيار برنامه‌ريزي‌اش را به آنتن بسپارد؟ توجه به توليد برنامه‌هاي متنوع و خرد شده،‌ با روايت‌ها و پيام‌هاي ساده و كاملا مفهوم، كمك مي‌كند تا مشتريان ما راحت‌تر دل به ما بسپارند و راحت‌تر هم دل بكنند و با انجام سنت نيك صله ارحام، تيزهوشي و تشخيص نيازش توسط برنامه‌سازان را تحسين كنند. به عنوان نمونه، اخبار 20:30 از جمله موارد موفق اين رويكرد كم‌گويي و گزيده‌گويي و متفاوت بودن است.
  4. ضرباهنگ تند و روزهاي پركار حين سال، براي بسياري از همكاران رسانه‌اي ما در روزهاي نوروز، به ريتمي ملايم‌تر تبديل مي‌شود. همه فرصت‌هايي كه ما در طول سال نداريم تا با حوصله و فكر متمركز به برنامه‌هاي خود بپردازيم، در آغاز سال داريم تا لابه‌لاي همه امور شخصي زندگي، به نو كردن ايده‌هاي برنامه‌هامان تخصيص دهيم. محتوا، سبك و همه چيز برنامه نياز بازنگري و نو شدن دارند. در نوروز مي‌توانيم به آن‌ها «فكر» كنيم و بعد محصولاتش را طي 365 روز، پيشكش مخاطب نماييم.
  5. به سفرهاي داخلي در برنامه‌هاي مختلف راديويي و تلويزيوني پرداخته مي‌شود، اما خارجي‌ها چطور؟ مردم ما اهل سفرند، اما بسيارند كساني كه امكانات، شرايط و فرصت و هزينه‌هاي سفر خارجي را ندارند. عرضه و تقاضا و بازار سفرهاي برون‌مرزي را مي‌توان با مرور آگهي‌هاي آژانس‌ها مسافرتي در روزنامه‌هاي پرشمارگان كشور تحليل كرد. هنوز هم وقتي كسي از سفر مي‌آيد همه مشتاق تعريف‌ها و روايت‌هاي او از ديده‌ها و شنيده‌هايش هستند. چه خوب است مشاهدات مسافران‌ را با شيوه‌هايي ابتكاري براي ديگران هم روايت كنيم. تصوير و صدا هر دو در اختيار ما است و به مدد فناوري، همه مسافران با خود دوربين و ركوردر ديجيتال همراه دارند. اگر فراخوان كنيم و ديدني‌ها و جذابيت‌هاي سفر را بخواهيم،‌ مشتريان فراواني جذب خواهند شد.
  6. روزهاي آغاز سال، بهترين زمان براي برنامه‌ريزي زندگي است. سررسيدها نو مي‌شوند و اهل خانواده كنار هم مي‌نشينند و سال پيش‌ روي را با هزار اميد و آرزو آغاز مي‌كنند. فرصت خوبي است تا از طريق رسانه راهنمايشان باشيم و بودجه‌ريزي زندگي شخصي، هدف‌گذاري، استراتژي داشتن، برنامه‌ريزي عملياتي و مفاهيمي كه در سازمان‌ها و بنگاه‌ها بسيار جدي است را به سفره فكري خانواده‌ها ببريم. اگر در كلام مجريان خود، براي مخاطب آرزوي موفقيت و خوشي داريم، بايد به او، چشم‌انداز داشتن و تعريف ماموريت و راه و روش هدف‌گذاري و موفق شدن و در پي آن چگونگي طراحي مسير نيل به اين موفقيت‌ها و شاخص‌‌گذاري‌ها را هم به زبان ساده و بي‌پيرايه بياموزيم. اگر قرار است موفقيتي در كلان جامعه حاصل شود، بايد اركان خردتر آن هم به موفقيت برسند. اين قاعده‌اي است كه استثنا بر نمي‌تابد. مفاهيم مديريت علمي را مي‌توان لابه‌لاي عادت‌هاي روزمره هنرمندانه چاشني سفره‌هاي ناهار و شام و ظرف‌هاي ميوه و آجيل كرد. مردم ما در نوروز بيش از هر زمان ديگري، با هم نشست و برخاست دارند و مي‌توان از مشورت و همفكري يكديگر بهره ببرند.
  7. نوروز عيد ديرينه و كهن ما ايرانيان است. اين آيين باستاني در گذر زمان فراموش نشده و به دليل تار و پود محكم و رگ و ريشه‌اي كه در فرهنگ ما دارند،‌ مانا است. در آغاز بهار كه ما عيد مي‌شناسيمش، ديگر جوامع دنيا در چه حال و روزگاري هستند؟ آن‌ها كه در زمستان و 10 دي ماه ما، اول ژانويه را عيد مي‌شناسند چه تفاوت‌ها و شباهت‌هايي با رسم و رسوم ما دارند؟ مناسبت‌هاي ديگر ما كه عيد هستند چگونه‌اند و در كجاي تقويم ما ثبت شده‌اند و ديگر كشورها و اقوام براي خود چه برنامه‌هايي دارند؟ مفهوم عيد در دنيا چگونه توصيف مي‌شود و پاسداشت سنت‌ها چطور در ملل مختلف انجام مي‌پذيرد؟ دست‌كم خوب‌ها را ببينيم و بشنويم. هموطنان ايراني مقيم خارج از كشور، دوستان قديمي و همسايه‌هاي سفر كرده و خواهران و برادران و خويشان دور از وطن راويان خوبي براي كمك به اين دنياديده شدن و شناخت فرهنگ‌هاي مختلف هستند. دفترهاي نمايندگي سازمان در خارج از كشور و دسترسي به اينترنت كمي از دشواري‌هاي فني اجرايي شدن اين ايده مي‌كاهد.
  8. به بهانه نو شدن روزگار و شكفتن شكوفه‌ها، چه خوب است به نو كردن فكر و پويايي انديشه‌ها هم در برنامه‌هاي نورزوي خود بها و جلوه ويژه دهيم. خلاقيت و هوشمندي و ايده‌پردازي و بهبودگرايي و مفاهيمي اين‌چنين در فرصت تعطيلات نوروز است كه خواهان بيشتري دارد و بهتر هم در دل خانواده‌ها مي‌نشيند. تربيت تفكر خلاق و نمود دادن به ايده‌ها و آموزش‌هاي غيرمستقيم تكنيك‌هاي نوآوري اگر در ابتداي سال مورد توجه باشند مي‌توانند تا پايان سال به محصول و ثمر خوبي بدل شوند و فراتر از سرگرمي مخاطب به كارش آيند.

این مطلب به سفارش روزنامه جام جم برای ضمیمه هفتگی قاب کوچک نوشته شد و شنبه ۴ اسفند به چاپ رسید. لینک دسترسی مستقیم: http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100931470586

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 8:7 AM  توسط محمود کریمی  | 

پانزده سالي مي‌شد كه در ايران نبود. وقتي در مورد خدمات در كشورمان صحبت مي‌كرديم و از وضع موجود و آينده مطلوب آن بحث شد، مي‌گفت كه طي سال‌هاي اقامتش در آن كشور، تنها دو بار ناچار شد به يك مركز دولتي مراجعه كند. آن هم چون توضيحاتي بايد مي‌داد كه ترجيح داده بود حضوري انجام شود. تجربه جالبي است اين كه سال‌ها در كشوري زندگي كني و همه امورت را آنلاين انجام دهي.

حالا ما هم دست‌كم يكي از انواع كارت‌هاي اعتباري را در جيب داريم و حتما مي‌توانيم بخشي از رفت و آمدهاي بانكي‌مان را نه حتي با رفتن پاي دستگاه ATM بلكه با يك تماس تلفني و پيامك مرتفع كنيم. ساده‌ترين كار پرداخت قبض‌هاي آب و برق و تلفن است. جابه‌جايي آني وجه نقد بين حساب‌هاي مختلف را هم در سيستم بانكي مي‌توان مثال زد. در كنار اين بسياري از كارها هستند كه ادعاي الكترونيكي انجام شدن آن‌ها وجود دارد، اما در عمل انگار با من و شماي مشتري شوخي شده است!

موضوع ويژه اين هفته كليك، دولت الكترونيكي است. در اين ستون، با خواننده‌هاي ثابت كليك از مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌گوييم. موضوع ويژه كليك، دست‌مايه‌اي براي سر زدن به محتواي علمي TRIZ و معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته و پيش‌بيني‌هايي از آينده. فراخور حوصله خوانندگان و فضاي ستون از معرفي علمي سرفصل سريع‌تر گذر كرده‌ايم و به آينده‌گويي‌هاي بيشتر پرداخته‌ايم. «دولت الكترونيك» بهانه نوشتن اين هفته است. موضوع كلان است و همه‌گير و اگر بخواهيم عميق به موضوع نگاه كنيم، براي اين شماره مي‌توانيم همه روند‌هاي تكامل را ذكر كنيم و در موردشان مثال بزنيم. در دولت، همه وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌ها و ساز و كارهاي تعامل با مردم و كار و زندگي‌شان مطرح هستند. اما اگر بخواهيم به چند روند بسنده كنيم، براي شماره حاضر، اين‌ها را انتخاب مي‌كنيم: «افزايش بُعدپذيري»، «كاهش ميزان درگيري انسان» و «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «استفاده از داده‌ها».

«افزايش بعدپذيري» مسير تكامل را در چند گام ساده تعريف مي‌كند: نقطه، خط، دوبعدي، سه‌بعدي. «استفاده از داده‌ها» مسير از داده به اطلاعات رسيدن و بعد ايجاد دانش و شكل‌گيري معرفت يا بينش را بازگو مي‌كند. دو روند ديگر را پيش‌تر هم در همين ستون تعريف كرده‌ايم.

در بسياري از موارد، اين سير حركت و پيشرفت از نقطه تا سه‌بعدي شدن را تجربه كرده‌ايم. Email زدن و نامه‌نگاري، ارتباط يك‌طرفه‌اي است كه آن را به «نقطه» تعبير مي‌كنيم. مكالمه تلفني، «خط» شدن است و وقتي از دوبعدي بودن حرف مي‌زنيم، «كنفرانس تلفني» مصداق مي‌يابد و در حالت سه‌بعدي هم مي‌توان از تابلوي پيام‌هاي تحت وب سخن گفت. تعامل و برقراري ارتباط، از نقطه به سه‌بعدي شدن مي‌رسد و بعد دوباره نسل جديدي از نقطه‌اي بودن متولد مي‌شود. همه اين نقطه و خط و دوبعدي و سه‌بعدي شدن، بايد با مثال‌هاي مختلف توسط شما و من تعبير و تفسير شود تا بتوانيم اين مفهوم ساده را خوب درك كنيم و در كار و زندگي‌مان بهبود ايجاد كنيم.

با فكر كردن به دولت الكترونيكي و مرور روندهايي كه از آن به اختصار سخن گفتيم، چنين آينده‌اي قابل تصور است:

  1. كارمندان بسياري از سازمان‌ها روبات خواهند بود! اين روبات‌ها تركيبي از نرم‌افزارها و سخت‌افزارها هستند. هدف ما انجام كارها و برآوردن نيازهاي‌مان است. اگر ناچار نباشيم، هيچ‌كدام به سازمان‌هاي دولتي مراجعه نمي‌كنيم.
  2. با يكپارچه شدن سيستم‌هاي مختلف درون هر سازمان يا وزارتخانه دولتي، «داده‌»هاي مختلف به اطلاعات و بعد دانش و بينش تبديل مي‌شوند. گزارش‌هاي مختلفي كه در همه سازمان‌ها تهيه مي‌شوند، اغلب حكم جزيره‌هاي گسسته از هم را دارند. با كنار هم نشستن آن‌ها و تركيبي ديدن‌شان، اطلاعات مفيد به دانش تبديل مي‌شوند و براي آن سازمان مرجعيت تحليل و شان كارشناسي ايجاد مي‌كند. نمونه امروز آن را در سازمان هواشناسي مي‌توان مشاهده كرد. همين روند وقتي در كل دولت اتفاق افتد، شاهد نتايج عجيب و چشمگيري خواهيم بود.
  3. فرايندهاي همه سازمان‌ها شفاف مي‌شوند. اين شفاف شدن و آشكار شدن نقاط قوت و ضعف، تندي و كندي و گلوگاه‌ها، مسؤولان را ناگزير مي‌كند كه مشتري‌محور شوند. اين توجه به مشتري (فراتر از تكريم ارباب رجوع و ...) و خروج از انحصارنگري و تصدي‌گري،‌ بازنگري اساسي روندهاي انجام كار در دستگاه‌هاي دولتي را در پي خواهد داشت. حذف سليقه‌هاي شخصي، آشكار شدن نقص‌ها و تناقض‌هاي قانوني و موارد مشابه، بهبود امور را به دنبال مي‌آورد.
  4. مساله امنيت الكترونيك و حراست از اطلاعات يكي از مهم‌ترين چيزها براي مردم و دولت خواهد بود. دانشگران نقش كليدي در آينده نزديك ايفا مي‌كنند و با استقرار انواع سيستم‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري اتوماسيون، كار فكري نقش پرنمودي در تقابل با كار فيزيكي و يدي خواهد داشت.
  5. كسب و كار بسياري از آن‌ها كه مي‌توانند داده‌ها را تحليل و پردازش كنند و از آن‌ها اطلاعات پرمعني ايجاد كنند و به ديگران مشاوره دهند، رونق مي‌گيرد. آينده رفتار مشتري، نيازهاي وي، ‌تركيب جمعيتي و ... پرسش بسياري از صاحبان كسي و كار از اين افراد است. كشف ناشناخته‌ها از داده‌هاي به‌ظاهر بي‌معني و بي‌ربط، علم و هنر پر سودي خواهد بود. مگر امروز نيست؟
  6. اگر امروز، قوه قضائيه نشست‌هاي مديران ارشد خود را از طريق ويدئوكنفرانس برگزار مي‌كند،‌ فردا نشست‌هاي هيات دولت و بسياري كميسيون‌ها و جلسه‌هاي پرتعداد كه با حضور آدم‌هاي پرمشغله شكل مي‌گيرد نيز ويدئوكنفرانسي مي‌شود. جالب‌تر اين كه، چنين جلسه‌هايي در روزهاي نزديك به كمك گوشي‌هاي تلفن همراه برگزار خواهند شد، نه نشستن پاي سيستم رايانه‌اي متصل به شبكه.
  7. در دولت الكترونيكي، سابقه يك عمر تحصيل و زندگي و كار ما، يك‌پارچه و يك‌جا گردهم مي‌آيد و در صورت وجود دسترسي، خودمان يا دستگاه دولتي مربوطه مي‌تواند با چند كليك به آن‌چه بايد و صلاحيتش را دارد دسترسي پيدا كند. استعلام گرفتن من و شما از هزار نقطه پراكنده دولتي، تمام مي‌شود و همه استعلام‌ها در هر چند نسخه‌اي كه بخواهيد يك‌جا است.
  8. سيستم كنترل اطلاعات و شفافيت كيفيت زندگي و سلامت كار حرفه‌اي افراد، يا يك‌پارچه شدن سيستم‌ها قوي و كم‌نقص مي‌شود. اطلاعات اشتباه، خود را با نشستن كنار ديگر داده‌ها نشان مي‌دهند. جايگاه دلالي و زيرآبي رفتن‌هاي مختلف و انجام كارهايي كه ارزش‌افزوده ندارند و بسياري‌شان كاذب هستند، چه خواهد شد؟ كد ملي تنها يك عدد چاپ شده روي كارت نخواهد بود.
  9. راي‌گيري‌ها و ارزيابي‌ عملكردها و سنجش كيفيت و كميت خروجي دستگاه‌هاي دولتي، نه با ارايه گزارش خودشان بلكه با نمره‌دهي‌ها و ارزيابي‌هاي مستمر مشتريان آن‌ها و مردم،‌ سنجيده مي‌شود. ملاك خوبي و موفقيت چيزي خواهد بود كه مشتري مي‌گويد. قيد بودجه و هزينه‌هاي دستگاه دولتي براي انجام هر كاري نيز، شاخص ديگري مي‌شود كه ارزش‌ انجام كار در دستگاه دولتي مربوط به نشان مي‌دهد. انگار همه دستگاه‌هاي دولتي با سيستمي مثل نوار قلب در حال پايش مدام هستند.
  10. تعداد سازمان‌هايي كه كارمندهاي رسمي و پيماني خود را به منزل مي‌فرستند ولي بيكارشان نمي‌كنند زياد مي‌شود. پيوند كارهاي مختلف با فناوري اطلاعات، اين اجازه را مي‌دهد كه بدون حضور در دفتر كار و اداره، كارمان را انجام دهيم و حقوق‌مان را بگيريم. هستند سازمان‌هاي دولتي كه يكي دو سال پيش، شجاعانه بيش از 200 نفر را به جاي حضور هر روزه در ساختمان اداره، در منزل‌ها مستقر كرده‌اند و حتي حقوق بيشتري هم به آن‌ها مي‌دهند.
  11. دولت كوچك و كوچك‌تر مي‌شود و هر چه تعداد ساختمان‌هايش اندك‌تر و شبكه همكارانش بزرگ‌تر شود، موفق‌تر خواهد بود. ميز و اتاق و سرويس و ناهار خوري و هزاران هزينه سربار ديگر كه به‌واسطه حضور فيزيكي به آن‌ها نياز داريم، حذف‌ مي‌شوند.
  12. نوع تصميم‌گيري‌ها در سيستم دولتي متفاوت مي‌شود. سيستم‌هاي هوشمند و شبكه‌هاي پيچيده مرتبط با هم، در هر لحظه براي ما تصميم‌سازي مي‌كنند و كمك مي‌كنند كه تصميم‌هاي كليدي درست و مبتني بر آخرين تجميع اطلاعات گرفته شود. هر چند تا روزهاي آينده، تصميم‌گيري نيز امري عادي و تفويض شده به سيستم هوشمند خواهد بود؛ انتخاب مدرسه، كجا هزينه كردن پول و ... سوال‌هاي عادي است كه نرم‌افزار به ما جوابش را مي‌دهد.

زندگي همه ما خواه‌ناخواه جرياني روزمره دارد. چنين و چنان‌هاي شناخته شده و بايد و نبايدها، به حدي زياد هستند كه كمتر فرصتي به فكر كردن و «خلاق انديشيدن» مي‌دهند. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي آن‌چه در بالا خوانديد، متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 12 اسفند 86 روزنامه جام‌جم به چاپ رسيد. به دليل محدوديت حجم ستون در هنگام صفحه‌آرايي، رديف‌هاي 11 و 12 از نسخه چاپي حذف شدند. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 5:18 PM  توسط محمود کریمی  | 

گفتگوي روز يكي از برنامه‌هاي پرمخاطب راديو گفتگو است. هر روز آن به يك سرفصل موضوعي اختصاص دارد و يكي از مجريان خوب هم اجراي آن را برعهده دارد.

آقاي دكتر اسماعيل ميرفخرايي، پيش از سفرشان براي دفاع دكترا و رسما دكتر شدن، اجراي برنامه‌هاي روز شنبه را عهده‌دار بودند. غروب شنبه‌اي برفي در تاريخ 2 بهمن 1385 به اتفاق آقاي مهندس آذرآئين براي معرفي و بحث در خصوص TRIZ به عنوان ميهمان به برنامه ايشان دعوت شديم. در برنامه آن روز، دكتر عيسي جلالي هم ـ كه مثل چهره تلويزيوني شناخته‌شده‌شان آرام و باوقار و دوست‌داشتني هستند ـ به دليل سابقه آشنايي و رفاقت ديرينه با دكتر ميرفخرايي به عنوان كارشناس، در استوديو حضور داشتند.

هواي سرد و برف در حال باريدن و گپ گرم و حال و هواي دوست‌داشتني برنامه‌ را از ياد نمي‌برم. برنامه زنده ما به پايان رسيد و چند روز بعد نويد صائميان،‌لطف كرد و فايل‌هاي برنامه را از وب‌سايت راديو گفتگو گرفت و برايم ارسال كرد.

فايل‌ها اينجا هستند و آماده دانلود و شنيدن. اميدوارم از شنيدن آن لذت ببريد. جاي دكتر ميرفخرايي خالي...

  • فايل‌هاي MP3:
  1. بخش اول گفتگو
  2. بخش دوم
  3. بخش سوم
  4. بخش چهارم
  5. بخش پنجم

بعد از پخش برنامه بازخوردهاي بسيار، متفاوت و جالبي داشتم. از آشنايان و دوستان و همكاران گرفته، تا استادهاي دانشگاهي و ديگران ناآشنا... يكي از بازخوردهاي جالب، از خانم جميلي بود كه مسؤول فروشگاه كتاب رسا هستند. كتاب «40 اصل؛ شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوري» آذر 85 چاپ شد و فرداي برنامه، به واسطه معرفي كتاب در حين گفتگوهاي زنده ما، ايشان مي‌گفتند كه پيش از باز كردن فروشگاه چند نفري بيرون در منتظر بودند تا كتاب را تهيه كنند. تا يكي دو روز بعد، تعداد قابل توجهي از كتاب را علاقه‌مندان با همين معرفي تهيه و مطالعه كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 7:30 AM  توسط محمود کریمی  | 

اين كه يك‌‌شنبه 5 اسفند كه 24 فوريه است روز مهندسي است را همه آن‌ها كه سررسيد دارند يا از سررسيددارها شنيده‌اند، مي‌دانند. اين روز، روز بزرگداشت خواجه‌نصيرالدين طوسي است كه فيلسوف و منجم و اديب و ... بوده است.

نهمين برنامه زنده ما كه نشانه نام دارد از چند زوايه در مورد مهندسي حرف مي‌زند.

پيشينه مهندسي در ايران و دنيا، اخلاق حرفه‌اي، مهندسي حرفه‌اي يا مدرك PE، اثر مهندسي بر هنر و ويژگي‌هاي يك مهندس خوب مباحثي هستند كه قصد داريم در برنامه امروز به آن‌ها بپردازيم. گفتگوهاي ما با كارشناسان و استادان تلفني است و با توجه به زنده بودن برنامه اميدوارم فرصت كافي داشته باشيم براي اين همكلامي.

  • يك ستاره ۵ گوشه دارد. يك مربع ۴ تا و مثلث ۳ تا و زندگي هم يك گوشه دارد. اما مغز مهندسي مثل يك دايره است و انتهايي ندارد. روزتان مبارك! اميد صفرزاده
  • اي فعال هندسه، اي بهانه يادمان خواجه نصير، تلاش تو سربلندي اين آب و خاك را به ارمغان مي‌آورد. سالروز نامتان گرامي! امير شكاري
  • براي انسان‌هاي بزرگ بن‌بستي وجود ندارد، چون بر اين باورند كه: يا راهي خواهم يافت، يا راهي خواهم ساخت. روز مهندسي مبارك! وحيد مرادي/ رضا منشوري/ علي طاهري
  • يك‌بار ديگر دستت را در كيسه خاطرات فرو كن! چه ديديشايد ته كيسه مرا يافتي. روز مهندسي مبارك. مهندس مولايي
  • مهندسان دوست دارند مساله‌ها را حل كنند. اگر مساله‌اي دم دستشان نباشد، خودشان مساله‌اي را ايجاد مي‌كنند! روز مهندسي مبارك. نونا ميرخاني

اين‌ها بخشي از پيامك‌هايي بود كه در روز مهندسي دريافت كردم. در برنامه نشانه، چنين پيامك‌هايي را هم مرور خواهيم كرد.

اميدوارم از راديو پخش خودرو، راديوي محل كار يا راديو تلفن همراهتان بتوانيد همراه ما باشيد. FM 106.7 راديو فرهنگ ساعت 3 تا 4 بعدازظهر سه‌شنبه 6 اسفند 86. شماره پيامك برنامه هم SMS 30000558 است. پيامك‌هاي دريافتي تازه تازه خوانده مي‌شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 8:52 AM  توسط محمود کریمی  | 

آقاي مصطفي امين‌ناصري و ديگر بچه‌هاي خوب و فعال انجمن علمي دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران درخواستي داشتند براي برگزاري يك سمينار. قصد انجمن اين است كه دانشجويان را با روايت و نسخه‌اي معتبر از TRIZ آشنا كنند. صحبت كه ‌مي‌كرديم، پيشنهاد كردم مخاطب خودشان را محدود نكنند به دانشكده صنايع و اتفاقا به گونه‌اي اطلاع‌رساني كنند كه همه دانشجوها مطلع شوند و علاقه‌مندان از همه دانشكده‌ها بيايند.

وقتي از روزهاي براي ليسانس، خواندن بچه‌ها به تيمي كار كردن و تركيبي و چندرشته‌اي نگاه‌ كردن توجه كنند، پس از دانش‌آموختگي هم نتايج خوبي را تجربه خواهند كرد. براي اين سمينار، يكي از اعضاي باسليقه انجمن علمي، چنين پوستري را طراحي كرده و آن را به در و ديوار دانشگاه زدند.

اميدوارم در 90 دقيقه‌اي كه بچه‌ها در نظر گرفته‌اند بتوانم آن‌طور كه شايسته است ايشان را با TRIZ آشنا كنم. امروز در اين سمينار بسياري از خاطرات دوران دانشجويي خودمان در علم و صنعت هم مرور مي‌شود.

دوران دانشجويي و درگير شدن يا نشدن كارهاي اصطلاحا فوق برنامه بچه‌ها، آينده حرفه‌اي آن‌ها را رقم مي‌زند. بسياري از مديران خوب و موفق امروزي، در دوران دانشگاه اهل اين گونه برنامه‌ها بوده‌اند.

  • سمينار برگزار شده و من از دانشگاه برگشته‌ام. كمتر از ۳۰ دقيقه ديرتر و با سالن نيمه‌پر آغاز كرديم. اما با سالن پر و چند دقيقه پس از ساعت ۱۳ آن را به پايان برديم. بيشتر شركت‌كنندگان سمينار، صنايعي بودند. مهمان‌هايي هم از ديگر دانشكده‌ها داشتيم. از چشمان مخاطب و نوع پرسش‌هاي ايشان و صداي دست زدن آخر سمينارها مي‌شود فهميد كه به عنوان سخنران آبروداري كرده‌اي يا آبروريزي!
  • خانم پروفسور زينوفكينا (از استادان TRIZ ما) نقل مي‌كردند كه مساله مهمي را در دانشگاه خودشان در مسكو كشف كرده‌ بودند. مساله اين بود كه بچه‌ها خوب درس مي‌خواندند و دوران تحصيل در دانشگاه را به خوبي سپري مي‌كردند، اما خوب فكر كردن را و چگونه انديشيدن را ياد نمي‌گرفتند. اميدوارم تلاش كنيم همه كه چطور و به چيزهايي بايد چگونه فكر كنيم را خوب ياد بگيريم و به خوبي به ديگران هم بياموزيم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 8:52 AM  توسط محمود کریمی  | 

زياد يا كم، هر تعداد پيراهني كه پاره كرده باشيم، آشنايي‌مان با دنياي مجازي يا مجازهاي واقعي از دو راه اتفاق افتاده است: داستان‌هاي تخيلي و فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي. فانتزي‌ ديدن و گفتن و شنيدن هميشه بخشي از متفاوت زندگي كردن انسان‌ها است. كم سراغ نداريم مثال‌هايي را كه در زمان طرح شدن‌شان در صحنه‌اي از يك فيلم يا هنگام خواندن يك كتاب، با عبارت «مگر چنين چيزي ممكن است!» همراه كرده‌ايم و كم سراغ نداريم چيزهايي را كه امروز عادي هستند و پيشتر ناممكن.

كافي‌ است به پيامك فرستادن فكر كنيم و يك‌بار به زنگ خوردن تلفن همراه‌مان نگاه دوباره داشته باشيم؛ مگر تا چند سال پيش ممكن بود كه با تلفن حرف بزنيم، آن هم بيشتر از برد تلفن‌هاي بي‌سيم؟ براي يافتن اين كه چه پديده‌اي در حال رخ دادن است و چه برنامه‌ريزي براي «تبديل نشدني‌ها به شدن» طراحي شده است، بي‌ترديد ما را به مباحث فلسفه علم و لايه‌هاي پيچيده مرزهاي دانش مي‌برد. پرداختن به اين مقوله هم از حوصله كليك و اين ستون خارج است.

اگر اهل رؤياپردازي باشيم، لذت خلق چيزهاي  نو و شريك شدن در ايده‌هاي بكر ديگران، برايمان وصف‌نشدني است. هر ايده جالبي، وقتي نتيجه‌ اجرايي‌اش برآورده كردن نيازي از مردم باشد، يعني بوي خوش سرمايه‌گذاري براي عملياتي كردن، از آن مي‌آيد. بسيار هستند ايده‌هايي كه ما در ذهن داريم و هم زمان بي‌آن‌كه بدانيم، ايده‌اي مشابه، موضوع پروژه‌اي در يك مركز تحقيق و توسعه از شركتي بزرگ، آن سوي آب‌ها يا دورتر است. اين سوژه محققان و دانشمنداني را به خود مشغول داشته تا تصور مجازي ما را به واقعيت زندگي بياورند.

اگر اهل كليك خواندن باشيد مي‌دانيد كه در اين ستون به بهانه موضوع ويژه هر شماره، به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌پردازيم. موضوع ويژه كليك، دست‌مايه‌اي تا سري به محتواي علمي TRIZ بزنيم و با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده داشته باشيم. «زندگي مجازي» عنوان نوشتن اين هفته است. اگر منصفانه به موضوع نگاه كنيم، براي اين شماره بايد همه روند‌هاي تمامل را ذكر كنيم و در موردشان مثال بزنيم. چون وقتي از زندگي صحبت مي‌كنيم، يعني با تغيير و تكامل‌يافتن همه چيز كار داريم و فقط به يك مصداق نمي‌توانيم بپردازيم. اما اگر بخواهيم به يك روند بسنده كنيم، براي اين شماره، «پويايي» و «حركت از ابعاد ماكرو به نانو» را برمي‌گزينيم. «پويايي» مي‌گويد كه در مسير تكامل بايد از ثابت بودن اجزا، به تك‌محوري شدن و بعد چنداتصالي حركت كنيم و سپس ساختار كاملا منعطف را ايجاد نماييم و بعد آن‌ها را مايع يا گاز كرده و در ادامه هم تحت تاثير يك ميدان، به كار واداريم. چاقو براي بريدن، در ادامه تكاملش ابداع قيچي را داشت و بعد برش به كمك سيم‌ها و برش با آب پرفشار (واتر كاتر) و در ادامه هم برش ليزري را شاهد هستيم.

در مورد «حركت از ابعاد ماكرو به نانو» به سادگي بايد گفت كه همه چيز از اندازه‌هاي چندمتري رفته‌رفته به چند سانتي‌ و چند ميلي تا چند نانويي در حال كوچك شدن و بهتر شدن هستند. مثال‌ هم برايش فراوان سراغ داريم. هارد ديسك‌هاي قديمي چند مگابايتي كه به اندازه يك اتاق بودند را مقايسه كنيد با فلش‌هاي بندانشگتي چند گيگا بايتي.

اگر به زندگي مجازي و مجازي‌هاي واقعي بپردازيم، چنين آينده‌اي قابل تصور است:

  1. روبات‌ها هم‌زيست ما مي‌شوند و با آن‌ها زندگي مي‌كنيم. به سادگي، در محل كارمان چند همكار روبات خواهيم داشت و مديرمان هم شايد روبات باشد. فرزندان ما هم‌بازي‌هايي دارند كه انسان نيستند اما بسيار خوب و عادي و هوشمندانه بازي مي‌كنند.
  2. نظام آموزشي ما در مدرسه و دانشگاه با حضور روبات‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري ساز و كارهاي خود را پيش مي‌برد. البته مغزافزار اصلي متعلق به انسان است اما بسياري از امور را انسان‌نماها رتق و فتق مي‌كنند.
  3. سيستم‌هاي هوشمند و شبكه‌هاي پيچيده مرتبط با هم، در هر لحظه براي ما تصميم‌گيري مي‌كنند و از ما مي‌خواهند كه تصميم‌هاي كليدي را خود بگيريم. هر چند تا روزهاي آينده، تصميم‌گيري نيز امري عادي و تفويض شده به سيستم هوشمند خواهد بود. كدام مدرسه برويم، چه بخريم، چه بپوشيم و چقدر پول خود را كجا هزينه كنيم، سوال‌هاي عادي است كه نرم‌افزار به ما جوابش را مي‌دهد.
  4. اندام انساني شبيه‌سازي مي‌شوند و تركيبي از سيستم‌هاي زنده با مثلا قلب ديجيتال خواهيم داشت. آيا مغز هم ممكن است ديجيتال شود؟
  5. تنظيم كردن‌ها از هر نوع و هر جنس و براي هر كجا كه باشند به شكل خودكار انجام مي‌شوند. درها براي اشخاصي باز مي‌شوند كه بايد از دري گذر كنند و به اندازه رد شدن او هم كنار مي‌روند نه چن سانتي‌متر بيشتر. از جايي به جايي رفتن‌ها، اگر امروز به كمك نقشه گوگل يا مسيرياب‌هاي تلفن همراه و خودرو صورت مي‌پذيرند، فردا خود رفتن هم خودبه‌خود مي‌شود. شما مي‌گوييد من 7 دقيقه وقت دارم بروم جلسه با فلاني، سيستم هوشمند شما را از جايي كه هستيد مي‌برد به جايي كه مي‌خواهيد. مسير و وسيله سفر و ... همه با او است.
  6. بودجه‌هاي ديجيتالي خواهيم داشت. مثلا هر سال مي‌توانيم n گيگا واحد انرژي مصرف كنيم. حالا اين كه چقدر از آن انرژي گرمايي است و چقدر روشنايي و سوخت و ... بايد برنامه‌ريزي شود تا كسري نداشته باشيم.
  7. چيزهايي خواهيم داشت كه انگار واقعي‌اند اما نيستند! مثلا ممكن است كنار خيابان خودرويي را ببينيد كه پارك شده و شما بخواهيد جلوي آن پارك كنيد. اما وقتي دنده عقب مي‌رويد مي‌بينيد كه يك خودروي سه بعدي مجازي آن‌جا است! هنوز هم هست اما شما مي‌توانيد از روي آن و از ميانش راه برويد!
  8. چند كليد واژه مثل جستجو در گوگل، براي تلويزيون مجازي خود تعريف مي‌‌كنيم و او مي‌گردد و براي ما برنامه‌هايي را پيدا مي‌كند كه مثلا در آن‌ها آقاي آ مجري و موضوع برنامه ب است و تصويرهاي پ پخش مي‌شود. ديدن خلاصه برنامه‌هاي دلخواه هم كار ساده‌اي خواهد بود.
  9. گذشته‌هاي ما به روز مي‌آيند. شما مي‌توانيد روزي خاص، ساعتي مشخص يا رخدادي از گذشته‌تان را فراخوان كنيد و آن را مثل واقعيت موجود اما به شكل مجازي مرور نماييد. از همه پيشينه زندگي شخصي و حرفه‌اي شما نسخه‌اي پشتيبان تهيه مي‌شود كه دسترسي به آن با نام كاربر و رمز عبور شما ممكن است.
  10. جستو كردن در فكر خود، به دنبال كساني كه مثل شما فكر مي‌كنند (هر كجاي دنيا كه باشند) و هر نوع جستجوي ناممكن ديگر امروزي، ‌در آينده جزو «عادي‌ها» خواهد بود.
  11. غذاهاي مجازي (كه سيرمان مي‌كنند)، دوستان روباتيك، تاكسي پرنده و زندگي در خانه‌‌اي روي هوا و تصويري شدن فكرهاي‌مان پيش روي چشم خود، امروز نشدني‌ هستند، فردا چطور؟ اين مرزهاي تخيل و واقعيت و مجازي و حقيقي چگونه حفظ مي‌شوند؟

عميق‌ كه نگاه كنيم، در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، دست‌اندركاران آن روي مرزهاي بود و نبود و شدن و نشدن گام بر‌مي‌دارند. بسياري از كارهاي ما در آينده با يك كليك كردن انجام مي‌شوند. كدام‌ها را براي خود نگه‌داريم و كدام‌ها را بسپاريم به مجازي شدن؟

زندگي همه ما روزمرگي‌هايي به همراه دارد كه مدام ما را مشغول خود داشته است. چنين و چنان‌هاي شناخته شده و بايد و نبايدهاي آشنا، آن‌قدر زياد هستند كه مجالي براي فكر كردن و «خلاق انديشيدن» باقي نمي‌گذارند. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي آن‌چه در بالا خوانديد، متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 5 اسفند ماه 1386 چاپ شده است. دسترسی مستقیم به مطلب از سایت روزنامه جام جم: http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100931542734

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:32 AM  توسط محمود کریمی  | 

كمتر از يك ماه پيش با دبير سرويس دانش و فناوري روزنامه همشهري نشستي كوتاه داشتيم و در پايان نتيجه‌ اين شد كه براي همشهري بنويسيم. به مناسبت‌هاي مختلف و به بهانه مشكلات و تهديدها و فرصت‌هاي گوناگون، مي‌توان مساله‌هاي متفاوتي را تعريف كشف كرد و در ادامه به توليد راه‌حل‌هاي كاربردي و اجرايي براي آن‌ها پرداخت.

برف زمستاني ايران و مشكلات ناشي از آن بهانه اولين نوشته براي همشهري بود. (راستي! اين نعمت را چرا مشكل‌آفرين تلقي مي‌كنيم؟)

امروز سه‌شنبه 30 بهمن 1386 اين مطلب با تيتر زمستان برفي در چهار فصل نوآوري در صفحه 23 روزنامه همشهري يعني صفحه دانش و فناوري چاپ شد. دسترسي به آن از طريق همشهري آنلاين هم فراهم است. براي خواندنش اينجا را كليك كنيد: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=46594

در مورد اين مطلب دو نكته را بايد يادآور شوم. يكي عكس‌هاي مرتبط با هر بند از مطلب است كه در نسخه چاپي نيستند ولي اينجا مي‌بينيدشان و دومي سمت ترجمه شده از عنوان سازماني من در مؤسسه است. همكارانم در همشهري Iranian Institute of Innovation & Technological Studies را «انجمن ايراني نوآوري و مطالعات فناوري» آورده‌اند كه ما عادت داريم آن را مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران بناميم. ترجمه يك نام از فارسي به انگليسي و برگردان مجددش به فارسي با واژه‌هايي كاملا متفاوت برايم جالب بود!

چگونه مي‌توان با يك نگاه علمي، تهديدهاي زمستاني را تبديل به فرصت كرد؟

زمستان برفي در چهار فصل نوآوري

 

زندگي همه ما با فرآيند حل مسئله درآميخته است. همه فعاليت‌هاي حرفه‌اي يا شخصي ما در هم تنيده با مسئله‌ها‌ست. گاهي مسئله را تحمل مي‌كنيم تا گذر زمان و كسي ديگر، برايش راه‌حلي بيابد و گاهي از راه‌حلي كه ديگران پيش از ما كشف كرده‌اند، بهره مي‌گيريم. هر چه مسئله جدي‌تر و بحران‌آفرين‌تر باشد، يافتن يك راه‌حلي اساسي براي آن در اولويت بالاتري قرار مي‌گيرد و بودجه كافي و فكر تعداد بيشتري صاحب انديشه برايش بسيج مي‌شود. زمستان 1386 ما در ايران، سرما و مسئله‌هايي خاص به همراه داشت و دارد؛ اختلال در حمل‌ونقل و دشواري جمع‌آوري برف‌ها و قطعي گاز شهرها و... همه از پيامدهاي آشنا و تجربه نشده آن بودند. آيا همه جاي دنيا در زمستان، دچار مسئله‌هاي جدي مي‌شوند؟ آيا كسي در دنيا مسئله‌هايي شبيه ما را پيشتر تجربه كرده و راه‌حل خوبي هم براي آن يافته است؟ در اين نوشتار‌ از چندمنظر مختلف به روزهاي سرد و برفي زمستان پرداخته‌ شده؛ محصولي نو از فناوري، كمك فني به آمد و شد خودروها، فراهم كردن خدمات مناسب براي رانندگان و هشدار عادي رفتار نكردن به مردم، نمونه‌هايي هستند كه به وصفشان مي‌پردازيم.


پرده اول: روبات برف‌خوار چشم‌بادامي

زمستان‌هاي سرد نيگاتاي ژاپن (Nigata) با بارش سنگين برف‌ همراه است. چنين برفي زندگي و آمد و شد را براي اهالي شهر ، به ويژه مسن‌ترها دشوار مي‌كند. وكي‌تارو (Yuki-taro) روبات برف‌خواري است كه يك تيم پژوهشگر از 5 سازمان محلي براي حل اين مشكل مردم، ابداع كرده‌اند. ابعاد اين روبات به ظاهر ساده، 160 در 95 در 75 سانتي‌متر است و 400 كيلوگرم وزن دارد.

اين روبات كه به سامانه GPS مجهز است، چند دوربين روي چشم‌هاي خود دارد و با كمك باتري 48 ولتي خود 5 متر در دقيقه راه مي‌رود. با اين توصيف، اين دستگاه مي‌تواند در سطح خيابان حركت كند و هر كجا كه برف ديد، آن را در مسيري به عرض 95 سانتي‌متر با دهان بزرگ خود ببلعد.

پس از آن‌ كه برف‌ها خورده شد، سامانه داخلي روبات آنها را فشرده‌ مي‌كند و سپس برف‌ها را به شكل قالب‌هاي يخي در ابعاد 60 در30 در 15 سانتي‌متر به وزن 12 تا 14 كيلوگرم از انتهاي دستگاه بيرون مي‌دهد. نگهدارنده نصب شده در عقب روبات نيز وزن قالب‌هاي يخ را تا 100 كيلوگرم تحمل مي‌كند.

يوكي‌ تارو حاصل 7 سال كار علمي گروهي از پژوهشگران سازمان‌ ابداع‌هاي صنعتي نيگاتا (NICO)، مؤسسه تحقيق و توسعه، مؤسسه فناوري نيگاتا، دانشگاه ياماگاتا و مؤسسه تحقيقات صنعتي نيگاتا (IRI) است. اين چند نهاد براي كمك به سالمندان جامعه برنامه مشتركي را تعريف كردند كه طي آن بايد دستگاه‌هايي خودكار و دوست‌دار محيط‌زيست ساخته مي‌شد. در سال 2006 اين روبات «جايزه طراحي خوب» را از سازمان ترويج طراحي صنعتي ژاپن در رسته بنگاه‌هاي كوچك و متوسط (SME) از آن خود كرد.

سازندگان اين روبات كار روي طراحي آن را دنبال مي‌كنند تا بتوانند اندازه، وزن و هزينه‌هايش را كاهش دهند. ايشان قصد دارند طي 5 سال قيمت يوكي تارو را به كمتر از حدود 8‌ هزار و 300 ‌دلار كاهش دهند و آن را به توليد تجاري برسانند.

پرده دوم: زنجير چرخ خميري

در روزهاي برفي، توصيه هميشگي پليس و مسئولان راهداري به رانندگان، همراه داشتن زنجير چرخ و بستن آن در جاده‌هاست. اين توصيه را متأسفانه همه جدي نمي‌گيرند. در برف‌هاي اخير ايران هم شاهد بوديم كه قيمت يك زنجير چرخ در نقاط مختلف تا بيش از دو برابر افزايش يافت. دشواري بستن و باز كردن زنجير و تأثير منفي راه رفتن خودرو با آن در مسير بدون برف، يكي از دغدغه‌هاي رانندگان است.

 

يك شركت ايتاليايي با ابداع زنجير چرخ خميري، راه‌حلي 30 يورويي براي خلاصي از شر زنجير چرخ ارائه كرده است. با اين كار،نه تنها دشواري‌هاي استفاده از زنجير چرخ فلزي رفع شده، بلكه چند مزيت ديگر هم بدان افزوده شده است. اين زنجير خميري، در تيوپ‌هايي عرضه مي‌شود كه مثل بسته‌بندي‌هاي سُس گوجه‌فرنگي، استفاده از آن راحت است. در تيوپ را باز مي‌كنيد و آن را به شكل و نقش دلخواه، دور تاير خودرو مي‌ماليد. به همين سادگي زنجير چرخ نصب مي‌شود.

تاير كه در جاده خيس و برفي به پيش مي‌رود، زنجير مايع سفت مي‌شود و مثل لاستيك يخ‌شكن، راننده را در حركت روي مسير برفي يا يخي كمك مي‌كند. همين روكش موضعي سفت، پس از تماس با زمين يا آسفالت خشك، كم كم دوباره مايع و سپس بخار مي‌شود. زنجير چرخ خميري، سازگار با محيط زيست است و هيچ اثر مخربي براي طبيعت ندارد.

توسعه علم، توجه به كاركرد زنجير و اصرار نكردن بر هميشه فلزي بودن آن، محققان را به جنسي متفاوت مي‌رساند كه تصور ذهني ما را تغيير مي‌دهد. مهم نيست كه اين ديگر زنجير نيست، مهم اين است كه كار زنجير را انجام مي‌دهد. مفهوم كاركرد، در بسياري از تكنيك‌هاي نوآوري نقش كليد دارد و رمز بسياري از ايده‌پردازي‌هاي موفق است.

پرده سوم: كيسه‌ها و مخزن‌هاي شن مخصوص

پيش از آن كه برفي ببارد، راننده‌ها و مسافران تهراني، كيسه‌هاي شن مخصوص را كنار اتوبان‌هاي پايتخت مي‌ديدند. اين كيسه‌ها به تعداد بسيار و با فاصله‌هاي مناسب روي هم چيده شده بودند و از اين نظر به راحتي در دسترس راننده‌ها قرار مي‌گرفتند. ديدن كيسه‌ها كنار گذرگاه‌هاي شهري، جدا از مسئله ساده شدن و فوري شدن خدمت‌رساني در زمان نياز و روزهاي برفي، براي راننده نيز آسايش خاطر را به‌دنبال داشت.

پيش از اين كيسه‌هاي آشنا، مخزن‌هاي شن را از سال گذشته مي‌شناسيم. پيش‌تر از آن، چنين عادت داشتيم كه هر گاه برف مي‌آمد و نياز به كمك‌رساني از سوي مسئولان شهري بود، خودروهاي حمل شن در اتوبان‌ها و خيابان‌ها به راه افتند و كارگران سختكوش، شن‌ها را به كمك بيل و پارو، روي سطح معابر بريزند. نوآوري نظام‌يافته و TRIZ براي حل مسئله‌ها از ابزارهاي فكري مختلفي كمك مي‌گيرد. يكي از معروف‌ترين اين ابزارها، «40‌اصل نوآوري» است.

اين 40 اصل از بررسي و مطالعه عميق بيش از 150 هزار سند اختراع برگرفته شده و به كمك آنها، بسياري از مسئله‌هاي فني و مديريتي به راه‌حل‌هاي خوبي رسيده‌اند. اصل شماره يك اين 40 اصل، Segmentation نام دارد كه آن را در منابع فارسي «تقسيم» ترجمه كرده‌ايم.اصل تقسيم ما را راهنمايي مي‌كند تا در مواجه شدن با مسئله‌ها به قطعه قطعه كردن اجزاي آن فكر كنيم و ببينيم چه ايده‌هايي مي‌تواند ما را به پاسخي مطلوب برساند.

تقسيم كردن بار يك خاور حمل شن و نمك، راه‌حلي مثل ساخت و استقرار مخزن‌هاي شن مخصوص را در پي دارد. در ادامه با تمركز بيشتر بر ارزيابي نتيجه اجراي اين راه‌حل، تقسيم بيشتر شن‌ها و توليد كيسه‌هاي شن مخصوص را مي‌توان نتيجه گرفت. شما اين راه‌حل را چطور ارزيابي مي‌كنيد و با بيشتر فكر كردن به اصل تقسيم، چه ايده‌هاي علمي و كاربردي ديگري را به مديريت شهري پيشنهاد مي‌دهيد؟

پرده چهارم: به گوش‌ها و بيني خود دست نزنيد!

 

دوستي كه سال‌ها است در كانادا زندگي مي‌كند، چندي پيش مهمان ما بود. او تجربه حضور در شهرهاي مختلفي از سرزمين پهناور كانادا را داشت و خاطرات متفاوتي را از اين ديار نقل مي‌كرد. بحث فناوري‌هاي مورد استفاده و فراهم بودن زيرساخت‌ها از يك‌سو و رفتارهاي مردم و فرهنگ موجود و تفكر و خدمات مديريت شهري، از سوي ديگر در لابه‌لاي گپ وگفت‌ها طرح مي‌شد.

صحبت از سرماي كِبِك و روزهاي غيرقابل تحمل آن‌جا شد. او مي‌گفت كه يكي از روزهاي خيلي خيلي سرد در منزل بوده و صدايي از خيابان توجهش را جلب كرده است. صدا از بلندگويي مي‌آمد كه روي يك خودروي در حال حركت نصب بود. صاحب صدا مدام تكرار مي‌كرد كه: «مردم! لطفا به هيچ‌وجه در خيابان به گوش‌ها و بيني خود دست نزنيد!» و ادامه مي‌داد در صورت لزوم به انجام اين كار، صبر كنيد تا به فضايي بسته و گرم برسيد و بعد بيني و گوش خود را لمس كنيد.

دوست ميهمان ما ادامه داد كه اين ماجر برايش بسيار تعجب‌برانگيز بوده و در پي كنجكاوي‌اش به پرس و جو پرداخته تا جواب را بيابد. به دليل دماي پايين هوا، اندامي مثل بيني و گوش كه در معرض مستقيم سرما قرار دارند، شكننده‌تر مي‌شوند و با كوچك‌ترين تماسي ـ مثل هر شيء ديگر ـ در پي جذب گرما هستند. كافي‌ست دستكش يا دست خود را در خيابان سرد به بيني خود بزنيد و بعد نتوانيد آن دو را از هم جدا كنيد! شايد حتي ناچار شويد به بيمارستان برويد تا دست و بيني‌تان را از هم جدا كنند. او نگفت كه خودروي امدادي كه اينجا نقش هشداردهنده را ايفا مي‌كرد، متعلق به شهرداري بود يا مراكز درماني. اما آن‌چه تحسين‌برانگيز بود، توجه مسؤولان به شرايط سپري كردن سرما و پيامدهاي رفتارهاي عادي مردم در چنين وضعيتي است. چندي بعد هم دوست ديگري از فرانسه چيزي شبيه گرم‌خانه‌هاي تدارك شده توسط شهرداري تهران را روايت مي‌كرد كه در آن بي‌خانمان‌هاي تيمار مي‌شدند تا در روزهاي سرد از بي‌سرپناهي جان نسپارند.

فصل سرما و دشواري‌هاي عادي زيستن در روزهاي سرد آن، ويژه ايران نيست! زمستان، مساله‌هايي دارد كه ما در ديگر فصل‌ها كمتر با آن روبه‌رو مي‌شويم. در روسيه كه به سرما شهره است، پروژه‌هاي عمراني و همه چيزهاي ديگر، در زمستان سرد و برفي، بي‌توقف پيش مي‌روند. زمستان فصل كار و سازندگي است و در مقابل، تابستان فصل تفريح و سفر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 9:40 PM  توسط محمود کریمی  |