تبليغاتX
اکسیر نوآوری
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
شرکت خودروسازی BMW نمونه آزمایشی خودرویی را ساخته است که بدنه آن از جنس پارچه‌ای ویژه است و می‌تواند به سلیقه دارنده خودرو تغییر شکل دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت BMW آلمان نمونه آزمایشی خودرویی با عنوان جینا را ساخته است که می‌تواند به سلیقه دارنده این وسیله نقلیه تغییر شکل دهد.
جینا مخفف عبارت «هندسه و عملکردها در تعداد نامحدودی سازگاری» است. این خودرو می‌تواند نمونه‌ای از خودروهای آینده باشد که کاملا انعطاف‌پذیر هستند و می‌توانند به سلیقه استفاده‌کننده به هر شکلی در آیند.
 
BMW بیش از 10 سال است که روی این خودرو تحقیق می‌کند.
بر اساس گزارش wallpaper.com این خودرو یک بدنه کامل و زاویه ای دارد که به جای فلز از نوعی پارچه خاص دو لایه ساخته شده است. لایه فوقانی یک پوسته خاردار و لایه زیرین ساختاری دارد که از سرنشینان محافظت کرده و از تمام عملکردهای وسیله نقلیه حمایت می‌کند.
 

در داخل اتاق این خودور هیچ وسیله سختی وجود ندارد و تمام اجزای داخل اتاق از مواد انعطاف‌پذیر و نرم ساخته شده‌اند. به این ترتیب تغییر شکل خودرو امکان‌پذیر می‌شود.
 
+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 10:52 PM  توسط محمود کریمی  | 

1. موضوع كمبود آب در سال جاري جدي است و اثر آن بر محدوديت مصرف انرژي و به ويژه برق نيز از همين حالا رخ‌نمايي مي‌كند. در اين شرايط تصور كنيد كه همين ارتباط‌هاي الكترونيكي و اينترنتي موجود هم بخواهند از اين ماجرا تاثير بپذيرند. بانك‌هايي كه در شرايط عادي هم كم پيش نمي‌آيد كه به دلايل مختلف شبكه‌شان قطع است، حالا با قطع برق چند ساعتي رسما مشتريان را بي‌پاسخ مي‌گذارند. جالب اين كه بر خلاف تصور و انتظار طبيعي، از يو پي اس و سيستم پشتيبان هم خبري نبود. مشتريان بانك و كارمندان نشسته بودند رو‌به‌روي هم و نمي‌دانستند كه از آن برق رفتن‌هاي 3 ساعتي است يا زودتر ممكن است بيايد. اين تازه يك‌سوي ماجرا است. سوي ديگر اين كه اين شوك‌هاي مستمر قطع و وصل ناغافل و بي‌برنامه برق، تاثيرهاي منفي خود را بر سيستم‌هاي الكترونيكي مردم خواهد گذاشت. گلايه و شكوه هم كسي نمي‌تواند بكند. امسال موضوع صرفه‌جويي در مصرف برق را براي كمتر آسيب ديدن خودمان جدي جدي بگيريم.
2. براي انجام يك بازديد علمي در زمينه فرايندهاي منجر به نوآوري، سفري به هلند داشتم. نشسته بوديم روي نيمكت يك بوستان محلي و پس از پايان صحبت‌ها، استاد محترم لپ ‌تاپ كوچكش را پيش روي من گذاشت و پيشنهاد كرد اگر دوست دارم اي‌ميل‌هايم را چك كنم. لپ تاپ كوچك او از كف دو دست بزرگتر نبود. از جيب ديگرش هم يك موبايل پاكت در آورد و از آن جيب هم پالمش را نشانم داد. مي‌گفت: «دنياي ديجيتال است ديگر! مگر مي‌شود بدون اين‌ها زندگي كرد.» پيش از اين كه سرعت اينترنتش را چك كنم، تعداد شبكه‌هاي وايرلس اطراف را شمردم، 10 شبكه فعال بود و مي‌شد به 3 تا از آن‌ها دسترسي آزاد داشت. سرعت آن‌ها چند برابرADSL هاي خانگي ما بود. 3 نكته نظرم را جلب كرد: وجود شبكه پرسرعت اينترنت، دسترسي آزاد به آن در خيابان و استاد نه چندان كم سن و سال ديجيتال. نياز به مقايسه نيست.
3. با دكتر علي‌اكبري جلالي در سفري كاري همراه بوديم. دكتر جلالي و كارها و مقاله‌ها و كتاب‌هايش در زمينه فناوري اطلاعات شناخته شده هستند. صحبت از سميناري شد كه چندي پيش در يكي از بهترين و مدعي‌ترين مدرسه‌ها داشتند. مخاطب ايشان اولياي بچه‌ها و مربيان مدرسه بودند. دكتر جلالي مي‌گفت براي آن كه بتواند موضوع فاصله ديجيتالي بين نسل‌ها و تفاوت جدي بچه‌ها با بزرگتر‌هاي خانواده را خيلي ملموس و عيني بيان كند، 2 پرسش از اوليا پرسيد. يكي اين بود كه چند نفر مي‌دانند «ويكي‌پديا» چيست. نتيجه متاسفانه چيزي بود كه دوست نداريم باشد: كمتر از انگشتان يك دست از ويكي‌پديا و چيستي آن اطلاع داشتند. موضوع گپ ديجيتالي نسل‌ها مهم‌تر و اساسي‌تر از آني‌ است كه مي‌پنداريم.
4. فناوري اطلاعات بسياري از نشدني‌ها را شدني كرده است. فناوري اطلاعات، آن‌چنان رونق غيرقابل انكاري را در همه زمينه ايجاد كرده كه امروزه فرزندان ما با حداقل دانش اين حوزه مي‌كوشند از خلاقيت‌شان بهره گيرند و كسب و كاري براي خود به راه اندازند. اما در اين ميان، هنوز بسياري از سازمان‌هاي خدماتي و به ويژه دولتي‌ها، اين فناوري، ابزارها و توانمندي‌هايش را باور نكرده‌اند. گويي داشتن وب‌سايت هم يكي از وظايف روزمره زندگي ايشان است. انتظار دارند با عقد يك قرارداد و سر هم بندي مشتي از اطلاعات مشتري راضي باشد.  دست‌به‌دست هم دهيم تا سر و سامان جدي در اين فضا ايجاد شود. هنوز بسيارند شيوه‌هاي سنتي كند و پرخطا و دستي كه دست‌كم به كمك وب امكان تحول در آن‌ها وجود دارد. ثبت نام اينترنتي كنكور هنوز هم زنده و باطراوات است.

اين مطلب به عنوان سرمقاله براي كليك يك‌شنبه 19 خرداد 87 نوشته شد و در ستون اول صفحه 2 آن انتشار يافت. دسترسي مستقيم به مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100940611457

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 11:45 PM  توسط محمود کریمی  | 

ترفندهاي خلاق براي ترويج ترك سيگار، به بهانه روز جهاني مبارزه با دخانيات

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد استعمال دخانيات، خطر ناباروري در زوج‌ها را به‌دنبال دارد. همچنين درصد بالايي از ناتواني‌هاي جنسي مردان ريشه در مصرف دخانيات دارد. عفونت‌هاي تنفسي، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي عروقي، ناهنجاري‌هاي دهان و دندان و مهم‌تر از همه سرطان ريه از ديگر عوارض مهم استعمال دخانيات است.اما تمام اين دانسته‌ها باعث نمي‌شود تا جمعيت علاقه‌مند به سيگار در جهان كاهش چشمگيري داشته باشد.

امروزه مصرف دخانيات از مخرب‌ترين رفتارهاي غيربهداشتي است كه سلامت جوانان و نوجوانان را با خطر جدي مواجه مي‌كند. مصرف مواد دخاني در نوجوانان و جوانان به حدي رسيده كه سازمان بهداشت جهاني امسال شعار«جوانان بدون دخانيات» را براي هفته‌ مبارزه با دخانيات در نظر گرفته است.

هشدار نسبت به خطرات و زيان‌هاي استعمال دخانيات، اجراي ممنوعيت تبليغ، ترويج و حمايت مالي از دخانيات، حفاظت افراد از دود ناشي از استعمال دخانيات، افزايش ماليات برمحصولات دخاني و كمك به افراد سيگاري جهت ترك سيگار از جمله سياست‌هاي سازمان بهداشت جهاني براي كاهش و كنترل مصرف مواد دخاني است.

اما رويكرد ايجاد محدوديت براي ايجاد بازدارندگي و كنترل هر فرايند ناپسند در زندگي، رويكرد و رفتاري است كه سال‌هاست شاهد آن هستيم. اما آمارهاي تكان‌دهنده مرگ و مير‌هاي ناشي از مصرف دخانيات، گواه اين مهم‌اند كه مسئله هنوز هماني است كه بوده؛ سيگار كشيدن يا نكشيدن.

در دنيايي كه همه چيز آن به سمت طراحي سيستم‌هاي خودبه‌خودي مي‌رود و امر و نهي‌ها و رفتارهاي فرمايشي جاي خود را به تصميم‌گيري‌هاي آگاهانه مي‌دهد، براي كمك به حل مسئله سيگار نكشيدن، ايده‌هاي خلاقي در حال اجرا هستند كه مرور برخي از آنها ما را نسبت به اثربخشي و عمق تاثير آنها به فكر فرو مي‌برد. اين در شرايطي است كه دستورالعمل‌ها و ابلاغ‌ها و بخشنامه‌ها هنوز آن تاثيري را كه بايد، ندارند.

پرده اول: زير سيگاري ترك سيگار

اگر به موضوع «سيگار نكشيدن» به‌عنوان يك مسئله فكر كنيم و فارغ از استرس و درجه اهميت آن به تحليل درست صورت مسئله و آنچه «راه‌حل خوب» مي‌ناميم اش بپردازيم، مي‌توانيم ايده‌هاي بكر و جالبي بيابيم.

ايده‌هايي كه نه با جست‌وجو و فكر كردن به شيوه‌هاي ايجاد محدوديت فيزيكي و اجباري، بلكه با تفكر به‌خودبه‌خود انجام شدن محدوديت و از درون هر انسان بر آمدن خواست و اراده سيگار نكشيدن برمي‌آيد.

با اين وصف، روش‌هاي مشابهي مثل تعريف هميار پليس مي‌تواند در خانواده عوامل كنترلي مؤثر و خودبه‌خود به ما در يافتن ايده‌هاي جديد كمك كند. آنچه در اين تصوير مي‌بينيم به ظاهر به كشيدن سيگار كمك مي‌كند، اما ظرافتي پشت انديشه آن نهفته است.

نكته اينجاست كه انجمن سرطان سنگاپور به توليد و هديه دادن زيرسيگاري‌هايي اقدام كرده كه در آغاز بازدارنده و نكوهش‌كننده به‌نظر نمي‌آيد، اما حتما استفاده‌كننده آن را به فكر فرو مي‌برد تا بالاخره روزي به‌خودآيد كه به راستي من با ريه خودم چه مي‌كنم. اين زيرسيگاري فرد را ترك مي‌دهد.

آنچه طراح اين ايده را به موفقيت مي‌رساند استفاده از عامل مضر در جايگاه تبديل شدن به عامل مفيد است. اين يك قاعده كلي است كه در زمينه‌هاي مختلف هم كاربرد‌هاي مثال‌زدني داشته است.

وقتي مامور پليس آگاهي براي كشف يك پرونده از فردي از جنس مجرمين بهره مي‌گيرد در حقيقت همين ترفند را به‌كار برده است. مسئله‌ها و راه‌حل‌هاي آنها بسيار شبيه به هم هستند، كافي‌ است نگاه ما شباهت را تشخيص دهد و بتوانيم راه‌حل جديدي را براساس ايده يا راه‌حل قبلي ابداع كنيم.

پرده دوم: كيسه بوكس سيگاري

مبارزه كردن با سيگار را اينجا به شكل نمادي زنده در مبارزه‌هاي تمريني مي‌بينيم؛ درست جايي كه در نقطه مقابل روي آوردن به سيگار است. اگر به تضاد ورزش با استعمال دخانيات و تندرستي و سلامتي با بيماري خوب فكر كنيم، مي‌بينيم كه اين راه‌حل چندان هم غريب و دور از ذهن نيست.

ايده‌هاي مختلفي از اين نوع نگاه كردن به مسئله مي‌تواند طرح شود كه در ميان آنها اجرا كردن برخي بسيار ساده و كم‌هزينه است. مثل «معما چو حل گشت آسان شود» اينجا هم مصداق دارد.

حال بايد بيشتر فكر كنيم تا ببينيم به جاي تكرار اين ايده، چه راه‌هاي ديگري قابل بررسي هستند. هميشه راه‌حل بهتري وجود دارد، ‌به شرط آنكه بدان فكر كنيم. جست‌وجوي تضادها و بهره‌گيري مثبت از آنها ترفندي است كه در اين مثال از آن بهره گرفته‌اند.

پرده سوم: شليك دود به قلب جامعه

اگر به فرايند سيگار كشيدن و عوارض جانبي آن فكر كنيم و حتي بتوانيم با اغماض، بخشي از ماجرا كه به‌خود فرد سيگاري مربوط است را ناديده بگيريم، بخش عمومي اين جرم - اجازه دهيد از همين واژه جرم استفاده كنيم -كه به جامعه آسيب مي‌رساند قابل اغماض نيست.

اين ايده كه سيگار را به شكل تفنگ دو لول تصوير كرده و بي‌هيچ توضيح و تفسير و شعاري، به صراحت منظور خود را به مخاطب منتقل كنيم، حكايت از ظرافت نوع نگاه خالق آن دارد. طراح با توجه به تاثيرهاي اجتماعي موضوع، روشي را براي انتقال مفهوم انتخاب كرده كه از ديد همگان ناپسند است.

وي تشابه سيگار با تفنگ را بزرگ‌نمايي كرده تا اثر مخرب آن بر فرد و جامعه را نيز مثل خودكشي يا قتل عام بزرگ و غيرعادي جلوه دهد.

پرده چهارم: خروجي اگزوز به ورودي مجاري تنفسي

اين روزها، ‌در و ديوار و كوچه و خيابان و خلاصه هر فضاي خالي و قابل ديدي، به تابلوي تبليغاتي تبديل شده‌‌ است.اين تبليغ كردن براي كالا و سازمان و خدمات، خاص كشور و شهر و ديار ما نيست، همه جاي دنيا چنين است و متخصصان تيزبيني به جست‌وجوي فرصت‌هاي بكر تبليغاتي هستند تا از آنها براي كسب منافع بيشتر بهره گيرند.

در ميان اين هياهو، ايده‌هاي خلاق و نو جذابيت‌هاي ويژه‌اي دارند كه به واسطه آنها مخاطب را به فكر فرو مي‌برند. بازي كردن با فضاي واقعي و درك فرصت استفاده بالفعل از شرايط بالقوه آنها را در كشورمان تجربه كرده‌ايم. نقاشي كردن روي ديوار گذرگاه‌هاي شهري نمونه‌اي از اين خانواده به شمار مي‌‌آيد.

در تبليغ پشت اين اتوبوس، محصولي مرتبط با «ترك سيگار» معرفي شده است. جذابيت آن به استفاده هوشمندانه از اگزوز و دود اتوبوس، به جاي سيگار و دهان فرد سيگاري است.

بدون توضيح‌هاي تكراري مرسوم در تبليغ‌ها و گم شدن اصل ماجرا ميان همهمه واژه‌هاي تبليغات، طراح عبارت ساده و گوياي «آماده ترك هستيد؟» را كنار تصوير اثرگذار و بزرگ‌نمايي شده فرد در حال سيگار كشيدن قرار داده و ما را به ترك سيگار دعوت و تحريك كرده است.

ديدن چيزها در شكل و جايگاه غيرمتعارف خود لزوما نياز به ابزار و فناوري پيچيده ندارد، كافي است خلاق و متفاوت نگاه كنيم.

پرده پنجم: دفن خودخواسته در قبر زندگي

اين پرده از چندگانه جست‌وجوي روش‌هاي ديگر ترويج سيگار نكشيدن ايده بكر و
 قابل توجهي دارد.

در اين مورد، طراح به صراحت و بدون تعارف فرد سيگاري را به روزگار بعد از مردنش مي‌برد.اتاق سيگار كشيدن كه خارج از ايران جدي و مرسوم و در كشورمان نيز در برخي موارد مثل فرودگاه‌ها نسبتا مورد توجه است در اين مثال به‌عنوان محور انتخاب شده است.

۲ دوست يا همكار سيگاري در اين اتاق كه سيگار كشيدن در آن مجاز است (دقت كنيم كه كسي به آنها نگفته سيگار نكشيد و برگ جريمه هم برايشان صادر نكرده) مشغول گپ و گفت‌وگو هستند.

طبيعي است كه با هر پك زدني دود آن را بيرون بدهند و عادي است كه نگاهشان به بالا هم بيفتد. آن بالا نقطه‌ تمركزي است كه طراح كشف كرده و فرصت اثرگذاري‌اش را آنجا يافته است.

سقف را به‌عنوان سطح زمين در نظر گرفته و اتاق را قبر فرد سيگاري. آن بالا روح فرد در حال پرواز است و ديگران هم سر قبر او در حال فاتحه خواندن و دعاي آمرزش يا لعن و نفرين هستند كه چرا به دست خودش مرده است!

اين مطلب به بهانه «روز جهاني مبارزه با دخانيات» در صفحه ۶ روزنامه همشهري يك‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ به چاپ رسيده است. دسترسي مستقيم به مطلب: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56679

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 5:57 PM  توسط محمود کریمی  | 

هلند به زيبايي گل‌ها و طبيعتش شهره است. نام انگليسي هلند (Netherland)، بيانگر اين است كه همه اين سرزمين پايين‌تر از سطح دريا قرار دارد.

معيد حق‌نويس ـ دانش‌آموخته مهندسي صنايع ـ سال ۸۶ براي انجام يك طرح دانشگاهي يك ماهي را در بندر روتردام اقامت داشت. يكي از نكات جالبي كه او از اين سفر روايت مي‌كرد، نحوه كار كردن چراغ‌هاي راهنمايي آنجاست.

او مي‌گفت: وقتي قصد عبور از خيابان داشته باشيد بايد دكمه‌ سيستم هوشمند چراغ را فشار دهيد و كمي منتظر بمانيد تا چراغ سبز شود. تا اينجا را در ايران هم داريم، اما جالب اينكه همزمان با سبز يا قرمز بودن چراغ صدايي هم شنيده مي‌شود كه به كمك آن مي‌توان تشخيص داد چراغ سبز است يا قرمز! معيد مي‌گفت: انگار داركوبي روي هر چراغ نشسته بود و سرعت نوك زدنش را با رنگ چراغ تنظيم مي‌كرد. همزمان با چراغ سبز ضرباهنگ صداي نوك زدن تند بود و با قرمز شدن، صدا با مكث بيشتري شنيده مي‌شد.

بدين ترتيب علاوه بر اينكه نابينايان هم به راحتي نوع چراغ را تشخيص مي‌دهند، بسياري از مردم نيز عادت كرده‌اند كه با شنيدن صداي چراغ راهنمايي، از تقاطع رد شوند يا منتظر بمانند.

تحليل مسئله:

مدت‌هاست كه از ناكافي بودن امكانات شهري و تسهيلات مورد نياز قشر كم‌توان جامعه سخن گفته مي‌شود. آنچه در اين تجربه نمود دارد يافتن راه‌حلي ساده و اجرايي براي پاسخ دادن به يكي از نيازهاي حساس نابينايان و كم‌بينايان است؛ راه‌حلي كه وقتي اجرا مي‌شود نه تنها به ايمني بيشتر ايشان در سفرهاي درون شهري منجر مي‌شود بلكه مردم عادي نيز از فايده آن بهره مي‌برند.

با استفاده از ۴۰ اصل ابداعي TRIZ ـ كه عصاره تحليل صدها هزار سند اختراع ثبت شده است ـ يافتن اين راه‌حل كار دشواري نيست. اصل شماره ۲۸ كه «تعويض سيستم مكانيكي» نام دارد، بر اين تاكيد دارد كه راه‌حل مسئله خود را به جاي استفاده از يك سيستم مكانيكي، در بهره‌گيري از سيستمي نوري، صوتي، حرارتي يا بويايي بيابيد.

راه‌حل نصب كردن بلندگوهايي كوچك بالاي هر چراغ راهنمايي هم مستقيما از اين اصل پركاربرد دانش نوآوري نظام‌يافته قابل برداشت است. سيستم نوري روشن شدن يك چراغ و تغيير رنگ آن، با افزودن صدايي نافذ و استفاده از 2 ضرباهنگ مختلف، به بهبود كارايي و اثربخشي آن منجر شده است.

بسياري از مردم هلند سر چهارراه‌ها بدون نگاه كردن به چراغ و با شنيدن صدايي شبيه نوك زدن داركوب به درخت از سبز يا قرمز بودن چراغ آگاه مي‌شوند. آيا در كشور ما اجراي چنين راه‌حلي دشوار و نشدني است؟ آيا مسئله‌هايي از اين دست نداريم كه با كمي تيزبيني، راه‌حلي چنين ساده را بتوان برايشان يافت؟ آيا فعال كردن لرزاننده تلفن همراه به جاي زنگ خوردن آن شبيه همين راه‌حل ـ و نه دقيقا مثل آن ـ نيست؟ براي كدام يك از مسئله‌ها و مشكلات شهرنشيني‌ مي‌توانيم با اين نگاه و استفاده از اين اصل، راه‌حل‌هاي خلاق بيابيم؟

اين مطلب دوشنبه 13 خرداد  ۱۳۸۷در صفحه دانش روزنامه همشهري چاپ شده است (6 خرداد به دليل چاپ مطلبي مفصل در صفحه، «تجربه‌هاي وارداتي» نداشتيم). لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56824

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 5:44 PM  توسط محمود کریمی  | 

روزها مي‌گذرند و دنياي ديجيتال، ابزار و فرايندهاي خود را يك‌‌به‌يك و دسته دسته وارد جريان عادي زندگي ما مي‌كند. اگر دنياي زندگي ما با همين سطح محدود دسترسي به اينترنت و ... اين‌طور ديجيتال نبود، انتظار تولد كليك را هم ‌نداشتيم. حالا اين يار يك‌شنبه‌ها هر هفته پيش روي چشمان شما قرار مي‌گيرد و از دنياي امروزين و فرداهاي آن مي‌گويد. براي اين شماره كه بهانه تولد كليك را هم دارد، مجموعه‌اي از ايده‌هاي مختلف و فناوري‌هاي در دست تحقيق را در هم آميخته‌ايم و نتيجه چنين شده است: «داستان 1 روز زندگي ما در آينده ديجيتال».

 در روزگار كنوني كه تخيل و واقعيت مرز بسيار باريكي دارند، داستان‌هاي علمي - تخيلي گفتن، چندان هم‌ تخيلي به نظر نمي‌آيد! متوقع هستيم كه خيلي زود روِياهاي دورمان نيز به محصولي قابل مشاهده تبديل شوند. همين مانده كه فايل جان آدميزاد را روي وب‌سايتي بازگذاري كنند تا دانلودش كنيم و نسخه جديد شير مرغ را از طريق بلوتوث روي گوشي خود دريافت نماييم.

تازه صبح شده و از خواب بيدار شده‌ام. اگر روبي نبود مي‌توانستم كمي بيشتر بخوابم. من ترجيح مي‌دهم روبي صدايش كنم هر چند خودش RZ200X را ترجيح ‌مي‌دهد. براي يك روبات خانگي، روبي بهتر است تا نام تجاري ثبت شده‌اش. اي‌كاش ديشب كه مدام ساعت خوابم را يادآوري مي‌كرد تنظيم دستي‌اش را فعال مي‌كردم تا سر ساعت تعريف شده و به روال هر روز صبح، بيدارم نكند. از من راجع به صبحانه مي‌پرسد و با اشاره سر مي‌فهمد كه بايد دلم را به دست آورد. چند روزي هست كه بو برده بدم نمي‌آيد يك روبات نسل جديد را جايگزينش كنم. اما من هم مي‌دانم كه توصيه‌هاي پزشكم پيش از آماده كردن صبحانه در مغزش لود مي‌شود و نمي‌تواند مطابق ميلم صبحانه را آماده كند. تا وقتي اين تراشه زيرپوستي مثل آزمايشگاه تشخيص طبي، مدام در حال اندازه‌گيري علايم طبيعي بدن من است و به‌لحظه هم داده‌ها را تبادل مي‌كند، طبيعي است كه چاره‌اي جز فرمان‌بري از توصيه‌هاي پزشكي تجويز شده نداشته باشم. ببينم امروز چه برايم مي‌آورد.
براي مرور برنامه روز به گوشي‌ام نگاه مي‌كنم تا بفهمم اوضاع از چه قرار خواهد بود. كليد نمايش را مي‌زنم و برنامه كارها روي ذرات هوا و در چند سانتي‌متر چشمم نقش مي‌بندد. كارها، آدم‌ها، گزارش‌ها، ساعت‌ها و ... هم‌زمان گوشه تصوير، عكس دخترم را مي‌بينم كه براي گردش علمي به مريخ رفته و تقاضا دارد چند دقيقه‌اي تصويرهاي آن‌جا را نشانم دهد. ديروز تا به حال فرصتي نداشته‌ام تا وبلاگش را بخوانم و چند كلمه‌اي پاي گزارش ساعت به ساعت بازديدشان از ديگر كرات اين عالم؛ كامنت بگذارم. تا صبحانه بيايد بد نيست كه او را هم همراهي كنم.
بايد سري هم بزنم به اوضاع و احوال شركت و ببينم اوضاع توليد و فروش چطور است. تيم بازاريابي هم درخواست جلسه‌اي داشته‌اند كه امروز بايد آنلاين به آن‌ها بپيوندم و ببينم نتيجه بررسي سيستم هوشمند رفتار مشتري و داده‌هاي استخراج شده از وب‌سايت شركت و رقبا چه‌ها مي‌گويد. يكي از روبات‌هاي جديدمان حسابي طرفدار پيدا كرده ولي به خاطر تهديدهاي تيم هكر شركت رقيب، نمي‌توانيم بي‌گدار به آب بزنيم و توليد را بالا ببريم. چند نوجوان با استعداد را آورده‌اند و تمام تلاش متخصصان كاركشته ما را كند كرده‌اند.
راستي! بايد يادم باشد كه تا 10 صبح پول درخواستي همسرم را به حسابش حواله كنم تا موجودي‌ كارت اعتباري‌اش كم نباشد. خوبي‌اش اين است كه با يك پيامك مشكل حل مي‌شود. اميدوارم خودروي پرنده‌اي كه ديروز سفارش داديم را موقع برگشت از سفرش، با خود بياورد. هر چه اصرار كردم كه اين سفر را مجازي برگزار كنند قبول نكرد و گفت كه نوستالژي نمي‌گذارد كه از لذت حضور عيني در كنار ديدني‌هاي اين سفر بگذرد و دوست دارد خاطرات كودكي‌اش را دوباره تجربه كند و صدا و تصوير خودش را در كوچه و خيابان محل تولدش، همان‌جا لود كند و بشنود.
صداي زنگ در مي‌آيد. با گوشي همراهم سوييچ مي‌كنم روي آيفون تصويري و كارگزار فروشگاه زنجيره‌اي را مي‌بينم كه آمده و مي‌گويد كه سفارش‌هاي ما را آورده است براي تحويل. كاش همسرم قبل از رفتن، يخچال و ديگر وسايل خانه را از تنظيم خودكار خارج مي‌كرد. لابد دوباره موجودي مواد غذايي انبار و يخچال و ... به حدي رسيده كه خود به‌ خود سفارش كسري‌ها رفته به فروشگاه و حالا هم جيب مبارك تخليه شده و محموله آماده تحويل است. بهتر است روبي را صدا كنم تا بار را بگيرد و كارها را سر و سامان دهد.
اصلا يادم نبود كه امروز تيم ملي با تيم روبات‌هاي دبستاني كشور بازي دارند. بايد فوتبال جذابي باشد. با اين وضع ترافيكي كه روي نمايشگر مي‌بينم، ترجيح دارم امروز همه كارها را آنلاين انجام بدهم و خروج از منزل را فراموش كنم. انگار مقصد همه استاديوم است و كسي تماشا از راه دور را ترجيح نداده! سخنراني دانشگاه را هم از همين جا انجام خواهم داد. هر كه حاضر بود آنلاين هر كه هم نبود از نسخه آفلاين آن استفاده خواهد كرد.
تا غروب، فرصت هست كه كارها را سر و ساماني بدهم و بروم سري به مادرم بزنم. مزه ديدارهاي حضوري چيز ديگري است. پيش از رسيدن پدر به منزل هم يك چت جانانه مي‌كنيم و جوك‌هاي دست اولش را براي همسر و دخترم روي گوشي ذخيره مي‌كنم تا وقتي آمدند دوباره دست‌جمعي با هم بخنديم. تا صبحانه برسد بهتر است اين آسانسور را بزنم تا اتاقم را سه چهار طبقه‌اي بالاتر ببرد و از منظره مرتفع‌تري اين صبح بهاري را ببينم. خوبي اين ساختمان‌هاي جديد اين است كه هم اتاق‌ها را مي‌توان در ارتفاع جابه‌جا كرد و هم صبحانه و شام را از پشت ميز رو به طلوع و غروب خورشيد خورد. فقط هر چند وقت يك‌بار بايد پردازشگر مركزي برج را تنظيم كنيم تا سرعت دوران طبقه‌ها و توليد انرژي مورد نياز برج و منطقه اطراف، مناسب با تغييرات آب و هوا و تحت كنترل باشد. شهرداري با راه انداختن اين درخت‌هاي مجازي، كمك بزرگي به حفظ محيط زيست كرده و حيف است كه از اين بالا مراسم صبحانه را بدون منظره ديدني بيرون و هواي پاك برگزار كنم.
نمي‌دانم چرا روبي براي يك صبحانه اين‌قدر سر و صدا مي‌كند؟ مدام هم چيزهاي مبهمي مي‌گويد كه نمي‌فهمم. چند دقيقه‌اي چرت مي‌زنم و بعد به سراغش خواهم رفت ... و پس از همين چند دقيقه است كه با صداي همسرم از خواب بيدار مي‌شوم كه «زود باش!‌ مگر تا اول صبح نبايد داستان شماره تولد كليك را ايميل مي‌كردي؟»

اين مطلب در كليك روز يك‌شنبه‌ 12 خرداد 1387 چاپ شده است. به پیشنهاد معاون محترم ضمیمه‌هاي جام جم جناب آقاي دكتر اكرامي، براي شماره تولد به جاي ستون «روندها» يك داستان علمي تحيلي نوشتم. كار ساده‌اي نبود... قضاوت با شما. دسترسي مستقيم به مطلب از اين لينك: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100940012895

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 5:39 PM  توسط محمود کریمی  | 

نظرتان راجع به یک ویدیو پروژکتور در سایز 13 در 8 سانتیمتر چیست؟ این دوست کوچک که اولین ویدیو پروژکتور جیبی برای فروش محسوب می‌شود، بالاخره در نمایشگاه الکترونیک هنگ کنگ عرضه شد.

این پروژکتور دارای یک صفحه نمایش 3.5 اینچی است و از کارت حافظه SD هم پشتیبانی می‌کند.

بلندگوي داخلی، باتری قابل شارژ و کنترل از راه دور، دیگر امکانات این Pico Projector هستند.

نکته جالب دیگر در مورد این پروژکتور، سیستم عامل داخلی Windows CE نسخه 5 است. بدين‌ترتيب این امکان به كاربر داده مي‌شود كه بدون اتصال دستگاه به کامپیوتر، فایل‌های مختلف از جمله فایل‌های خانواده Office را نمايش دهد.

این دستگاه که iView IPL630 نام دارد، تصاویری با کیفیت 640 در 480 پیکسل تا سایز مفید 53 اینچ تولید می‌کند و تنها 40 گرم وزن دارد. قیمت فروش آن هنوز اعلام رسمي نشده است.

 

اطلاعات بيشتر در مورد اين دستگاه را مي‌توانيد اينجا جستجو كنيد:

http://www.aboutprojectors.com/news/2008/04/17/first-commercially-available-portable-pico-projector-unveiled-in-hong-kong/

يا اين لينك را ببينيد: http://displaydaily.com/2008/04/17/world%e2%80%99s-first-commercial-portable-product-with-integrated-pico-projector-unveiled-in-hong-kong/ 

دنياي كوچك و پر شتابي است. بسياري از چيزهايي كه تصورش را مي‌كنيم و بسياري از كارهايي كه آرزوي شدنشان را داريم، يك به يك در حال شدن هستند. بسياري از مراكز علمي و استاداني كه آموزش و برگزاري سمينار و كارگاه جزو فعاليت‌هاي جاري ايشان است،‌ با داشتن چنين پروژكتوري آسوده خاطر مي‌شوند. اگر كسي فروشنده باشد، من مشتري اين دستگاه هستم!

 

  • به نقل از مطلب ارسالي خانم مهندس فرحناز پاك‌سيما كه لطف هميشگي دارند و نمونه‌هاي اين‌چنين را به دفعات برايم ارسال داشته‌اند.از ايشان سپاسگذارم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 5:58 PM  توسط محمود کریمی  | 

اين شماره نخ فناوري اطلاعات از دانه‌هاي علوم مختلف رد شده و آن‌ها را با نگاهي تركيبي به هم پيوند زده است. روزگاري بود كه با خواندن هر درسي از خود مي‌پرسيدم آيا اين درس را دوست دارم و آيا نيازي براي دانستن آن حس مي‌كنم؟ در پي اين بودم كه بفهمم اگر نمي‌‌توانم كاربردي براي اين درس مدرسه يا دانشگاه بيايم، پس چرا بايد آن را ياد بگيرم؟ حالا امروز دست‌كم در مورد دانستنِ هر چه بيشتر از فناوري اطلاعات، كسي از خود نمي‌پرسد كه «بايد بدانم يا نه؟». چرا كه كم‌كم اين دستگاه‌ها و سيستم‌ها هستند كه زندگي شخصي ما را مديريت مي‌كنند. ما كاربران يخچال‌ها و اجاق‌ها و خانه‌ها و خودروها و تلفن‌هايي هستيم كه بدون اجازه ما توسعه مي‌يابند و به بازار مي‌آيند و ارزان مي‌شوند و مدام اصرار دارند كه كارها را براي ما راحت‌تر كنند. بايد بشتابيم تا از قافله عقب نمانيم. حتي زبان گفتگوي خانواده‌ها هم در حال ديجيتالي شدن است و اگر آدرس ايميل نداشته باشيم انگار بي‌هويتيم! بايد به هوش باشيم ...

تا به امروز كه در اين مجال، از روندهاي تكامل نوشته‌ايم، قصدمان ايده‌دادن علمي و پيش‌بيني‌هاي مبتني بر دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ براي ترسيم آينده موضوع‌هاي مختلف بوده است. از ايده‌پردازي و تخيل صرف پرهيز داشته‌ايم و در هر شماره هم نمونه‌اي از روندهاي تكامل را معرفي كرده‌ايم. همان‌طور كه پيشتر هم آورده‌ايم،‌ همه علوم و فناوري‌ها از الگوهاي مشتركي پيروي مي‌كنند كه در بسياري موارد، اين شباهت‌ها از چشم ما پنهان است. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع، طي ساليان متمادي به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود. يكي از مهم‌ترين چيزهايي كه پشت پرده همه روندها وجود دارد، تمايل سيستم‌ها و نيازهاي انسان به خودبه‌خودي شدن كارها است. اين مفهوم «خودبه‌خودي»‌ را درTRIZ  به طور مشخص با مفهوم «ايده‌آلي» معرفي مي‌كنند و ديگر شرط مهم آن هم «بي‌هزينگي» است كه در عمل به يافتن راه‌حل‌هايي با كمترين هزينه ممكن منجر مي‌شود.

تلفيق سيستم‌هاي رايانه‌اي و حواس فعلا پنج‌گانه انسان،‌ تحولاتي را مثل بي‌نياز شدن به بسياري از فعاليت‌هاي امروزي در پي دارد. فرض كنيد براي خريد به فروشگاهي مي‌رويد: حين گذر از در ورودي، دوربين‌ها از عنبيه چشم هويت شما را از بانك اطلاعاتي شهروندان شناسايي مي‌كنند (مثل دستگاه‌هاي حضور و غياب كه با اثر انگشت كار مي‌كند)، هر چيزي كه براي خريد انتخاب كنيد، همان‌جا به كمك نمايشگر چرخ‌دستي خريد، بررسي و معرفي مي‌شود. يعني شما مي‌فهميد كه آن‌چه مي‌خريد چه مواد اوليه‌اي دارد،‌ كيفيت آن چيست، چند نفر پيش از شما آن را خريده‌اند، نظرشان پس از مصرف چه بوده، تا كي مهلت مصرف داريد، چه غذاهايي مي‌توانيد با آن درست كنيد، چند كالري انرژي دارد و براي كدام نيازهاي بدن شما مناسب است و با كدام بيماري‌ها ناسازگاري دارد. به علاوه قيمت آن با بودجه و سليقه و سابقه خريدهاي پيشين‌ شما مقايسه مي‌شود. حتي سيستم به شما مي‌گويد كه آخرين بار كي و چند‌‌تا از آن كالا يا نمونه مشابهش را از كدام فروشگاه خريده‌ايد و چه چيزهايي با ارزش غذايي مشابه الان در يخچال يا آشپزخانه شما وجود دارد. وقتي كه خريدتان تمام شد، حين عبور از در خروجي، جمع خريدها به كمك سيستمي شبيهRIFD  محاسبه مي‌شوند و بدون وجود صندوق، از حساب بانكي شما كسر مي‌گردند. نسخه‌اي از خريد شما نيز با هماهنگي قبلي براي پزشك شما ارسال مي‌شود. اگر خريدهاي شما با خريدهاي قبلي‌تان ناسازگاري داشت آن‌جا مورد پرسش قرار مي‌گيريد. مثلا چنان‌چه شما تا پيش از اين، هيچ‌گاه پوشك بچه نخريده‌ باشيد، هيچ نشانه‌اي هم از تولد نوزاد در خانواده‌تان وجود نداشته باشد و آمار بيمارستان‌‌ها و ثبت احوال نيز همين امر را تاييد كند، خريد شما مورد پرسش قرار مي‌گيرد؛ شايد تقلبي در هويت شما رخ داده باشد و در اين شرايط بررسي هويت شما ضروري است.

اجازه دهيد تحليل روندها و معرفي علمي آن‌ها را به مجالي ديگر واگذاريم و برخي از پيش‌بيني‌هاي علمي مرتبط با اين شماره كليك را با هم مرور كنيم:
۱. سيستم‌هاي هوشمند با دسترسي به بانك‌هاي اطلاعاتي و قابليت تحليل داده‌هاي مختلف، سازمان‌ها را در ايده‌پردازي همراهي مي‌كنند. با اين وصف چه بسا نرم‌افزارهاي هوشمند ايده‌پردازي براي توليد ايده‌هاي خلاق مورد نياز آگهي‌هاي تبليغاتي و برنامه‌هاي طنز تلويزيوني هم وارد گود شوند.

۲. 
با توجه به اين كه سيستم‌هاي اتوماسيون در كارخانجات و شركت‌هاي توليدي، توسعه قابل توجهي خواهند داشت طبيعي است كه تعداد كاركنان خط‌هاي توليد و شاغلان بخش صنعت، كاهش يابند و جاي آن‌ها را دستگاه‌هاي مكانيزه بگيرند. اما اين توسعه، به نياز روزافزون بازار به خدمات و حضور فعال انسان‌ها در بخش‌هاي غيرتوليدي منجر مي‌شود. بدين ترتيب سيستم‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در پي بررسي رفتار مشتريان و تحليل نيازهاي ايشان بر‌مي‌آيند. در نظر بگيريد كه يك سوپرماركت يا فروشگاه زنجيره‌اي با داشتن دوربين‌هاي نصب شده و بانك اطلاعاتي خريد‌ها، بتواند به توليدكنندگان و بخش‌هاي خدماتي، در مورد نيازهاي مردم بازخورد دهد و راه و چاره بهتر شدن محصولات و عرضه چيزهاي نو را به آن‌ها ارايه نمايد.

۳. 
نرم‌افزارها پويا مي‌شوند و هوشمندتر از آن‌چه امروز شاهدش هستيم. با اين توصيف، با يك گام جلوتر فكر كردن، شايد در روزنامه‌ها چنين آگهي‌هايي متداول شوند: «يك شركت مهندسي فعال و معتبر، يك روبات را براي مديريت دفتر مركزي خود به همكاري دعوت مي‌كند. اين روبات بايد زيرنظر هيات‌مديره فعاليت كند و 37 مهندس و 12 كارمند شركت را به همراه مجموع 17 بسته نرم‌افزاري حرفه‌اي، مديريت نمايد.»

۴. سخت‌افزارها كوچك و كوچك‌تر مي‌شوند و همه سيستم‌ها به سوي خودبه‌خودي شدن شتاب مي‌گيرند. آزمايشگاه تشخيص طبي به يك مدار كوچك كه زير پوست ما كار گذاشته مي‌شود بدل مي‌گردد و سوپرماركت‌ها همه مجازي مي‌شوند و جاي خود را به سيستم‌هاي مكانيزه فروش مي‌دهند. تلويزيون‌ها و پرده‌هاي نمايش همه به دستگا‌ه‌هاي تلفن همراه نقل مكان مي‌كنند و زندگي كاري، بدون دفترهاي اداري و در وب‌سايت‌ها دنبال مي‌شود.

۵. زمينه‌هاي مختلف مهندسي براي توسعه يافتن و ارايه محصولات و خدمات جديد،‌ گريزي جز تركيب كار كردن با هم ندارند. يك پروژه نفتي يا ساختماني بدون داشتن سيستم‌هاي مديريتي و اطلاعاتي و كنترلي نرم‌افزاري امكان انجام ندارد. براي طراحي و كار كردن چنين سيستمي، حتما بايد چند متخصص از زمينه‌هاي مختلف مهندسي كنار هم بنشينند و با هم كار كنند. سيتسم‌هاي رايانه‌‌اي نيز با نياز به دانش مهندسي مواد و پليمر و ... است كه جاي رشد مي‌يابند،‌ اگر نه متوقف يا كند مي‌شوند.

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي و كيفي خود، با جذب همه ايده‌هاي نو و يافته‌هاي تازه علوم محض و مهندسي و انساني، دستخوش تغيير خواهد بود. ديگر زمينه‌هاي علم و زندگي نيز با تاثير گرفتن از روزگار ديجيتال و محصولات آن، دستخوش تغييرات جدي مي‌شوند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند؟ آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

اين مطلب در دو صفحه وسط كليك يك‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ چاپ شد. براي دسترسي مستقيم اينجا را كليك كنيد: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100939401311

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:50 PM  توسط محمود کریمی  | 

1. «پيش‌فروش بليت قطارهاي مسافري تابستان آغاز شد و 20 درصد ظرفيت قطارها به خريد اينترنتي اختصاص يافته است.» اين سهميه 20 درصدي گاهي انجام نشدن يك سفر و پيدا نكردن بليت را به شدن سفر و يافتن صندلي خالي بدل مي‌كند. فرصت و امتياز خوبي است كه جاي توسعه بيشتر هم دارد. در مقام مقايسه شرايط اين‌گونه خريدهاي اينترنتي در كشور خودمان با ديگر كشورها، مي‌توانيم مقايسه ساده‌اي با ساز و كار رايج در هلند داشته‌ باشيم. در سطح شهر و به‌ويژه نقاط پرتردد آمستردام (و ديگر شهرها) چيزي شبيهATM ‌هاي خودمان نصب شده است كه مسافر مي‌تواند به راحتي ليست قطارها و برنامه حركتي آن‌ها را ببيند و به راحتي بليت مورد نياز خود را تهيه كند. كاش دستگاه‌هاي خودپرداز ما خدمات تازه‌تري را به اين جعبه شبانه‌روزي بيفزايند. جالب است بدانيم كه در باجه‌هاي اطلاع‌رساني‌شان نيز يكي دو نفر آماده پاسخ‌گويي به مسافر هستند و چيزي ندارند جز يك گوشي همراه. ايشان قلم ديجيتال به دست نيازهاي شما را با دسترسي به شبكه اينترنت پرسرعت بررسي كرده نتيجه را با بلوتوث به چاپگر كوچك كنار دستشان مي‌فرستند و به شما مي‌دهند.

2. سيستم‌هاي موجود مخابراتي و ارتباطي كشور را تا چه حد مي‌شناسيم و از قابليت‌هاي فعال آن اطلاع داريم؟ آيا فقط منتظرMMS و ديگر بايدها و خواسته‌هاي به حق خود هستيم و بر امكانات موجود چشم پوشيده‌ايم؟ اگر در پرداخت وجه قبض تلفن همراه خود تا ثانيه‌ آخر تاخير داشتيد و از قضا به بانك هم دير رسيديد، دستگاه خودپرداز هم كار نمي‌كرد به يك دفتر ارتباطي  برويد و همان‌جا قبض خود را بپردازيد. به سراغ گوشي‌هاي خودمان برويم: آيا مي‌دانيم فعال‌كردن كدPIN  چه مزايايي در پي دارد؟ آيا سازمان‌هاي متولي هم نقش خود در اطلاع‌رساني را «كارآمد» و «اثربخش» انجام داده‌اند و مي‌دهند؟

3. از بانكداري الكترونيكي صحبت مي‌كنيم و مدام از محل سپرده‌هاي خودمان در بانك برايمان تبليغات چندصد ميليوني مي‌كنند كه چنين و چنان امكانات و قابليت‌هايي در سيستم بانكي فراهم شده است. بگذريم از اين كه هنوزATM  ها آن چه ما مي‌خواهيم و آن‌گونه كه مي‌پسنديم نيستند و هر بانكي ساز خود را با كارت خود مي‌زند و كدهاي دسترسي كار با حساب بانكي براي استفاه پاي وب، محدوديت‌هاي مراجعه حضوري براي فعال‌سازي و ... دارند. دوستي را ديدم كه در كيفش همه رقم كارت بانكي داشت. پرسيدم چه خبر است كه چنيني و گفت ناچار بوده‌ام! فلان سازمان اصرار دارد كه از اين بانك شماره حساب بدهم و ديگر تاكيد مي‌كند كه بايد بانكت بانك ما باشد و آن يكي هم مي‌گويد كه نمي‌تواند به حسابي جز بانك خودشان پول بريزد و خلاصه بعضي از اين كارت‌ها يك‌بار مصرف شده‌اند و او هم به ناچار چندين كارت و چند حساب و رمز دارد. به راستي چرا بايد چنين باشد آيا در مسير پول الكترونيكي و بانكداري الكترونيكي گام برمي‌داريم؟

4. دنياي ديجيتال دنياي شگفت‌انگيزي است اما ناشناخته و مبهم نيست. بسياري از چيزهايي كه امروز ما را در ايران ذوق‌زده مي‌كند در كشورهاي ديگر با سال‌هاي سابقه استفاده عادي تلقي مي‌شوند. جوان‌ها و نوجوان‌ها و كودكان ما با ابزارهاي دنياي ديجيتال زندگي مي‌كنند و چيزهايي را مي‌دانند كه مديران مدعي‌مان هم از آن غافل‌اند. از مسؤولان محترم تقاضا داريم صادقانه و آگاهانه مردم را در جريان بود و نبود امكانات و خدمات اينترنت و تلفن همراه و ... قرار دهند. حاشيه رفتن‌ها و پوشيده نگه‌داشتن‌ها اعتمادها را خدشه‌دار مي‌كند و از وفاداري مشتريان مي‌كاهد. با آگاه بودن از نشدن بسياري از كارها،‌ هم مشتري مي‌داند كه چطور براي كار و نيازش برنامه‌ريزي كند و هم از گلايه‌هاي نامربوط و انتظار بي‌حاصل پرهيز مي‌كند.

اين مطلب، به عنوان سرمقاله در صفحه دوم كليك يك‌شنبه 5 خرداد 1387 چاپ شده است. دسترسي مستقيم: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100939397596

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:45 PM  توسط محمود کریمی  |