|
|
|
|
|
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ در همین فضای وبی نوشتيم كه انجمن TRIZ اروپا با نام شناخته شده ETIRA اقدام به تعريف يك طرح تحقيقاتي در مورد TRIZ و گسترش دانش و كاربردهاي آن در دنيا كرده است. اين پيمايش چند روزي است كه در دنيا به زبان انگليسي آغاز شده و با بارگذاری نسخه فارسی اين TRIZ Worldwide Survey انتظار ميرود اهالي TRIZ در ايران هم به ورود اطلاعات خود بپردازند.
تا كنون، 152 پاسخ از 27 كشور دنيا دريافت شده است. اخبار به روز را ميتوانيد از اینجا دریافت كنيد. آمار TRIZ Survey تا اينجا نشان ميدهد كه آمريكا، فرانسه، ايتاليا و بعد هند رديفهاي نخست تعداد مشاركت كننده را از آن خود كردهاند. شايد اولين كسي كه نوار آمار ايران را برقرار ميكند، شما باشيد كه از حالا 20 دقيقه خود را براي اين كار ميگذاريد. در كنار طراحي و تعريف پيمايش به زبان انگليسي (مسؤول تحقيق دكتر Denis Cavallucci است) زبانهاي روسي، چيني و فارسي هم فعال هستند و به اين مجموعه زبانهاي كرهاي، لسهتاني، ژاپني، اسپانيش و چك هم اضافه ميشوند. به فارسی يا انگلیسی ميتوانيد در پيمايش شركت كنيد. اگر در دانشگاه، صنعت يا شركتها و سازمانهاي مشاورهاي به TRIZ ميپردازيد لطفا مشخصات خود (نام، عنوان سازماني، تلفن تماس و ايميل) را براي ما به نشاني karimi at iiits dot org ارسال فرماييد تا نام شما هم در بسته اطلاعاتي ارسالي براي ETRIA از قلم نيفتد. اطلاع به ديگران و ارسال لينك شركت در اين پيمايش (http://www.inventive-design.net/limesurvey/index.php?sid=77961&lang=fa) براي آنها، كمك مؤثري در ثبت نام ايران و نشان دادن كميت و كيفيت كارهاي TRIZ در سرزمين ما است. جالب است بدانيد كه همكار ما هوگو سانچز مورالس در مورد وضعيت TRIZي كشورش نيكاراگوئه چنين گفته: In Nicaragua TRIZ is an unknown subject. Maybe some people had an idea of what the name means (mostly by attending some of our presentations), but not at a level of knowledge to be able to answer the survey properly. در ايران اما اوضع بسيار فرق دارد. دست كم نگاهي به يافتههاي Google Trends در مورد TRIZ و IRAN چنين ميگويد. به منظور پشتيباني از صحت اين ادعا، لطفا دادههاي خود را آنلاین درج كنيد. |
||
|
|
|
|
|
برگزاري اين دوره با توجه به حال و روزگار زمانه و شرايط دانشگاه، به تاريخ ديگري (احتمالا مردادماه) موكول شد. يعني: شنبه 6 تيرماه اين سمينار برگزار نميشود./ 1 تير 1388 زمستان سال 1387 با كميته آموزش انجمن فارغالتحصيلان دانشگاه صنعتي شريف گفتگوهايي داشتيم مبني بر طراحي برنامههاي آموزشي تفكرمحور و مرتبط با TRIZ. چند نوبتي همفكري گروهي و مستقل منجر به اين شد كه بعد از يك بار تغيير تاريخ، امروز برگزاري نشست اول در دانشگاه شريف قطعي شود. اين نشست مقدمهاي جدي است بر بخشي از ادامه راه پيشبيني شده. در وبسايت كميته آموزش پس از ذكر نام خدا، اين انجمن اين اطلاعات در ارتباط با سمينار TRIZ آمده است:
كميته آموزش انجمن فارغالتحصيلان دانشگاه صنعتي شريف برگزار ميكند: دورۀ نيـم روزۀ حل مسأله به روش TRIZ سرفصل مطالب:
دسترسي مستقيم به اطلاعات دوره در وبسايت انجمن فارغالتحصيلان: http://www.alumsharifedu.org/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=111&Itemid=7 اگر ميخواهيد در اين نشست آموزشي حضور يابيد يا كساني را ميشناسيد كه ابراز علاقه كردهاند، به راهنماييهاي شما و نكتههاي پيشنهاديتان براي مستقيم به هدف زدن در اين مجال 5 ساعته نياز داريم. به ويژه مشتاقيم بازخوردهاي دوستاني را بگيريم كه پيشتر در مورد TRIZ نكتهاي آموختهاند. تلاش ما اين است كه اينجا تازههايي از پژوهشهاي انجام شده در ارتباط با TRIZ و زيرمجموعههاي آن را روايت كنيم. بسيار علاقهمنديم تا مخاطب و نيازهاي او را پيش از دوره بشناسيم. |
||
|
|
|
|
|
«براي مطالعه بيشتر چه منابعي را معرفي ميكنيد؟»
اين سؤال را معمولا در دورههاي آموزشي و نشستهايي كه به بهانه TRIZ برگزار ميشود، در ميانه و پايان بحث ميشنويم. در كنار جستجوهاي شخصي علاقهمندان در دنياي وب و احترام به يافتههاي ايشان، ميشود مراجعه به اين فهرستها را پيشنهاد كرد: 1. كتابهايي كه نسخه فارسي دارند (ترجمه، گردآوري يا تاليف) و در وبسايت انجمن TRIZ اروپا معرفي شدهاند: http://www.etria.net/Farsi.pdf (اين فهرست هم در نمايشگر وب شما ديده ميشود و هم قابل دانلود است.) 2. در كنار اين فهرست با مراجعه به وبسايت ETRIA (انجمن TRIZ اروپا) كتابهاي منتشر شده به زبانهاي ديگر هم قابل مشاهده است. روي همين نوشته كليك كنيد تا فهرست ديده شود. 3. اين فهرست هم نسخه قديميتر اما نسبتا كاملي است از بسياري كتابهاي TRIZ كه در سراسر دنيا امكان نشر يافتهاند. بهروز شده اين فهرست را بايد در سايت انجمن TRIZ اروپا يافت. ليست را اينجا ميتوان يافت: http://www.etria.net/TRIZ_books_2007.pdf (در زمان انتشار اين ليست، كتابهاي فارسي هنوز اضافه نشده بودهاند.) كسي كه پيگير اين بهروزآوريها در سطح دنيا است و مخزن كتابهاي TRIZ به شمار ميآيد Dmitry Kucharavy است كه اين روزها رسما دكتراي خود را از دانشگاه استراسبورگ دريافت كرده است. 4. منبع خوب ديگر براي مطالعه در زمينه TRIZ مراجعه به TRIZ Journal است. لينك مشخص دسترسي به اين نشريه كه بيش از 1 دهه از عمرش ميگذرد اين است: www.triz-journal.com 5. و كتابهاي ديگري هم در راه هستند كه به فارسي چاپ ميشوند. در سال 1388 دستكم 3 عنوان كتاب جديد به فارسي چاپ ميشود. |
||
|
|
|
|
|
يادداشت جالبي است برگرفته از وبلاگ محمد شكرچيان كه اين روزها در ملبورن استراليا زندگي ميكند. او عنوان در عظمت يك راي را براي نوشته خود انتخاب كرده است.
به تمام آناني که راي نميدهند: تاريخ هر روز نوشته ميشود.
در 1645 تنها يک راي کنترل انگلستان را به اليور کرومول داد.
در 1776 تنها يک راي باعث شد انگليسي زبان رسمي آمريکا شود نه آلماني.
در 1845 تنها يک راي تگزاس را از مکزيکو جدا کرد و يک ايالت جديد شد.
در 1875 تنها يک راي فرانسه را از سلطنت به جمهوري تبديل کرد.
در 1876 تنها يک راي رادرفور هايس را رئيسجمهور آمريکا کرد.
در 1920 تنها يک راي در مجلس تنسي حق راي را به زنان اعطا کرد.
در 1923 تنها يک راي آدولف هيتلر را رهبر حزب نازي کرد.
در 1961 تنها يک راي حزب آفريقايي-شيرازي را پيرو انتخابات کرد. (حزب مهاجران ايراني اي که چند صد سال پيش به کشور زنگبار مهاجرت کرده اند)
و احتمالا همگي انتخابات سال 2000 آمريکا را به خاطر داريد که بوش پدر تنها به خاطر 25 راي الکترال ايالت فلوريدا در حالي که اکثريت آرا را نداشت رئيسجمهور شد.
در اهميت يک راي همان بس که تمامي شيفتگان قدرت به خاطرش از هيچ تلاشي دريغ نميکنند و آنقدر برايشان مهم است که به خاطرش از تک تک مردم خواهش ميکنند. |
||
|
|
|
|
|
سه گروه بيشتر نيستند: موافق و مخالف و خاموش. از ميان اين سه دسته مردم صاحب راي براي شركت در انتخابات رياستجمهوري، موافقان خود را به شعارها و جريان تبليغاتي نامزد مورد حمايت خود شبيه و نزديك ميكنند و مخالفان هم ساز ناكوك را برميگزينند. در مدل تعالي سازماني بنياد EFQM (بنياد مديريت كيفيت اروپا) 9 معيار مهم براي رسيدن به تعالي سازمانها، معرفي شده است. اين معيارها در دو دسته كلي توانمندسازها (Enablers) و نتايج (Results) از يكديگر تفكيك شدهاند و در ذيل مدل نيز بر جريان پيوسته نوآوري و يادگيري (Innovation and Learning) به عنوان ابزار كمكي در جهت بهبود توانمندسازها كه منجر به بهبود نتايج ميشود تاكيد شده است. در اين مدل، اولين معيار از خانواده توانمندسازها، رهبري (Leadership) است. در اين يادداشت قصد دارم بر دو چيز تاكيد كنم: نقش راهبري هر يك از نامزدها براي طرفداران خود و فرصت يادگيري جامعه در اين مجال طلايي انتخابات. آقاي اشنايدر كه يكي از طراحان اصلي مدل EFQM است چندي پيش در ايران براي جمعي از مديران ارشد يكي از سازمانهاي بزرگ و كليدي كشور سخنراني داشت. يكي از مثالهاي ساده او براي چنين بود: وقتي سازماني ايمني را به عنوان يكي از ارزشهاي كليدي خود به جامعه و مشتريان و كاركنانش معرفي ميكند، يعني مديرارشد سازمان هنگام نشستن پشت فرمان خودرو شخصياش، نبايد مادام كه فرد كنار دستي كمربند ايمني خود را نبسته، حركت كند! او بر «الگوي رفتاري» يا Role Model بودن در معيار رهبري تاكيد داشت و ميگفت بايد شعارهاي سازماني ما به باورهاي رفتاري و اخلاقيمان بدل شوند و در همه جا نمود داشته باشند و گرنه شعار بهبود و تعالي را بيعمل سر ميدهيم. آيا طرفداران رنگيپوش يا كت بر تن و علاقهمندان به هر يك از 4 نامزد اين دوره انتخابات، به اين توجه دارند كه شعارهايي مانند عدالتمحوري، بايد در رانندگي و صف خريد و نوبت بانك و هر رفتار روزمرهاي از ايشان نيز در كوچه و خيابان مشاهده شود؟ آيا از يك مامؤر پليس راهنمايي و رانندگي ميپذيريم كه از مسير مقابل وارد خيابان ورود ممنوع شود؟ امروز صبح آقايي را ديدم كه روي شيشه و صندوق پرايدش عكس كانديدايي را چسبانده بود، اما با پارك دوبله و كج، راه ديگران را سد كرده و آنها را به زحمت ميانداخت. اگر كانديداها، فقط براي راي آوردن شعارهايي را انتخاب كردهاند، حكايت چيز ديگري است اما اگر ميخواهند اثرگذار باشند، اين فرصت طلايي براي الگو دادن به حاميان خود را ميتوانند براي بهبود وضع عمومي رفتارهاي اجتماعي مورد توجه ويژه قرار دهند. وقتي به الگويي اعتماد ميكنيم آماده يادگيري از او نيز هستيم، اميدوارم اين طور شود كه از حالا تا پس از انتخابات با ديدن طرفداران نامزدها، بتوانيم شعارهاي زيبا و پسنديده ايشان را در رفتارهاي اجتماعي هم ببينيم. مردم كار خوب را بهتر شعار خوب باور دارند: «شنيدن كي بود مانند ديدن». |
||
|
|
|
|
|
خلاقيت در مناظره
آن يك دقيقه طلايي
جامعه ـ دیدگاهها ـ محمود کریمی
دکتر مسعود حیدری یکی از کسانی است که در اصول و فنون و مذاکره حرف اول را در ایران میزند. خردمند، مجرب و کارکشته است. باوجود اینکه آردها را ریخته هنوز الک خویش را نیاویخته است و سرحال و قبراق به دیگران مذاکره کردن را میآموزد. وی یاد میدهد که پای میز مذاکره باید برای سناریوهای مختلف پیشبینی کرد و با راهحلهای متنوع به گفتوگو نشست. مرور آموختههایی که از او به یاد دارم بهانه نوشتن این یادداشت شد. در مورد مناظرههای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که تاکنون برگزار شدهاند، سخن بسیار میتوان گفت. داغترین آنها، مناظره محمود احمدینژاد با میرحسن موسوی است. نکتههای تحلیلی زیادی از این مناظره مهم شنیده و خواندهایم. در این چند سطر تنها به یک دقیقه پایانی آن میپردازم: آن یک دقیقه طلایی. میرحسین موسوی آخرین گوینده این مناظره است و پس از گفتهها و شنیدههای داغ، یک دقیقه وقت باقیمانده دارد. همه ارزشهای اخلاقی و رفتاری پسندیده جامعه و شعارهای کاندیداها را مرور میکنیم، فرض میکنیم در آغاز آن یک دقیقه یک ای کاش قابل اجرا بود. مهندس موسوی میتوانست به احمدینژاد پیشنهاد دهد که آن 60 ثانیه را با هم نصف کنند. میشد از او درخواست کند که در کنار همه نقدهای طرح شده، 30ثانیه از نیکیها و موارد پسندیده و مثبت از دوران گذشته مدیریتکلان کشور را بازگو کند. کاش با چرخشی از نقد به پایان خوشی در این مناظره روی میآوردند. مشاوران فرهنگی و سینمایی ایشان سناریوهای بسیاری را با پایان خوش ساختهاند. به عنوان یکی از مردم، دوست داشتیم یادگار خاصی از این دقیقه آخر مناظره در ذهنمان نقش میبست. احمدینژاد هم میتوانست در این یک دقیقه طلایی جور دیگری رفتار کند. سخنرانهای حرفهای، برای روزها سخنرانی، کارشان ساده است. برای یک ساعت دشواری بیشتری دارند. اما برای یک دقیقه باید بسیار وقت صرف کنند؛ اگر آن یک دقیقه تنها مجال صحبتشان باشد. بینایی آماری یا گوش پر و چشم بینا روزهای پرشور و هیجانی را سپری میکنیم. مردم در آستانه تصمیم مهمی هستند و قرار است برای 4 سال فردی را به عنوان مدیر ارشد اجرایی کشور انتخاب کنند. در این روزهای پر تب و تاب، هر یک از 4 کاندیدای انتخابات، دیدگاهها و رویکردهای خود را از طریق رسانهها و ارگانهایی که در اختیار دارند، روایت میکنند. اما هنوز بیشتر از شعارها، آرمانها، وعدهها، بایدها و نقدهای ایشان را میشنویم. کاش آقایان محترم باور «بدون آمار کور بودن» را داشتند و به جای ساعتها سخنرانی توسط خود و نمایندگانشان، کار ما مردم عامی را راحتتر میکردند. ما گوشمان از شنیدهها پر است و حالا بیشتر نیاز به دیدن داریم. خوب است تیمهای مشاور و کارشناسی کاندیداها، تصویری از وضع موجود را برایمان در قالب دو سه نمودار گویای گرافیکی ترسیم کنند تا ببینیم از نگاه کلان ایران ما را چطور میبینند. به عنوان شهروند ایرانی علاقهمند به رأی دادن از خود میپرسم:
چشم بادامیهای شرقی اعتقاد دارند که با یک نمودار یا تصویر میتوان به جای صدها صفحه نوشته، شرح موضوع داد و به تحلیل پرداخت. ما که چشمهایی بازتر داریم شاید بیش از آنها هم زبان سکوت نمودارها و تصویر را درک کنیم. ما ایرانیان مردمانی اهل حسابیم و در خانههامان دستکم یک دانشگاه رفته زندگی میکند؛ اگر با ما به زبان آمار و منطق سخن گفته شود راحتتر دل میدهیم. اگر باور داریم که کشف صورت مسئله بسیار مهمتر از ارائه شتابزده راهحلهاست، از یافتههامان با مردم بگوییم.
|
||
|
|
|
|
|
رسيدگي به محتواي به روز و غني اين وبسايت كار موظف وي به عنوان استاد دانشگاه نيست، بلكه دكتر ناكاگاوا تقريبا روزي 2 ساعت را داوطلبانه به اين دلمشغولي اولويتدار خود اختصاص ميدهد. بين همكاران TRIZي ما در سراسر دنيا معروف است كه «تورو را در همه كنفرانسهاي دنيا ميتوانيد ببينيد.» بيشتر اين كنفرانسها را با همسرش سفر ميكند؛ از آمريكا گرفته تا روسيه و خود ژاپن. ميرود، خوب گوش ميكند، مدام يادداشت برميدارد، عكس ميگيرد، تحليل ميكند و انتشار ميدهد. با وجود آن كه بيش از 60 سال سن دارد از كار و زندگي با TRIZ خسته نميشود و معمولا هم با ايدههايي جديد به مجامع TRIZ ميآيد. او به آنچه در ايران گذشته نيز بسيار علاقهمند است و پيشنهاد دارد كه در سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن آن چه براي ترويج دانش نوآوري نظاميافته در اين مرز و بوم انجام شده را در قالب سخنراني در سمپوزيوم امسال يا سال آينده براي هموطنان ژاپني وي ارايه دهيم. اين مقدمه بهانه معرفي دكتر ناكاگاوا بود تا به نمونه تجربه جالب و ساده ژاپني يك پدر و پسر در بهكارگيري TRIZ بپردازم. چيزي كه يكشنبه 3 خرداد، حدود ساعت 7 صبح در برنامه تلويزيوني روز از نو (شبكه 2 سيما) براي بينندگان روايت شد. پسري دبيرستاني ميخواهد براي تمرين يا مشق تابستاني خود روي اين مساله كار كند: عنكبوت آبي چطور روي آب ميآيستد و سر ميخورد؟ و بعد با توصيه پدر به جاي اين كه فقط به جستجوي منابع علمي موجود بگردند، تصميم ميگيرند مكانيزم كار عنكبوت آبي را كشف كنند و سپس خودشان يك نمونه واقعي هم بسازند: چيزي كه بتواند روي آب بايستد و سر بخورد. آشنايي پدر با TRIZ به 6 ماه قبل برميگردد كه به واسطه شركت در يك دوره آموزشي در محل كار خود با اين دانش آشنا ميشود. و بعد قصه رفاقت كشف پدر و پسر با هم و بعد رقابت آنها در ساختن نمونه پروتوتايپ جدا از هم روايت ميشود. كل ماجرا در پايگاه TRIZ ژاپن آمده است: http://www.osaka-gu.ac.jp/php/nakagawa/TRIZ/eTRIZ/epapers/e2009Papers/eMiyanishiTRIZSymp2008/eMiyanishi-TRIZSymp2008-090416.html هم نتيجه كار اين پدر و پسر ژاپني جالب است و هم پيامد مقاله شدن و ارايه آن در Japan TRIZ Symposium 2008. نتيجه كار پدر و پسر را در فايل انتشاريافته كارشان بايد يافت. مقاله ايشان از سوي شركتكنندگان سمپوزيوم به عنوان بهترين مقاله انتخاب شد! چند نكته به نظرم شايسته پررنگ شدن است: پدران و مادراني كه در دورههاي آموزشي شركت ميكنند. تكليفهاي مدرسه و تابستان. آموزش و پرورش. مستند كردن كارهاي ساده زندگيمان. دنيا را به زبان بينالمللي از كارهاي خوب خبردار كردن. |
||
|
|
|
|
|
چاک از یک مزرعهدار در تکزاس الاغي به قیمت ۱۰۰ دلار خريد. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.» چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.» مزرعهدار گفت: «نمیشه. آخه همه پول رو خرج کردم..» چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.» مزرعهدار گفت: «میخوای باهاش چی کار کنی؟» چاک گفت: «میخوام باهاش قرعهکشی برگزار کنم.» مزرعهدار گفت: «نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعهکشی گذاشت!» چاک گفت: «معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.» یک ماه بعد مزرعهدار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟» چاک گفت: «به قرعهکشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.» مزرعهدار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟» چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.» فرستنده اين روايت ماني الهي است كه معمولا ايميلهاي مفيدي از او ميگيرم. |
||
|
|
|
|
يادداشتي كه در صفحه 2 شماره ۲۳۷ كليك چاپ شد را در پنجمين سالگرد انتشار اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم ميخانيد. تيتر اين يادداشت نسخه اصلي با هولوگرام فرعي است.
نسخهاصلي با هولوگرامفرعي!
محمود كريمي
![]() به همين سادگي اتفاق ميافتد! اگر چه ماجرا پيچوخمهاي مختلفي دارد كه سادگي، پس آن گم است. اجازه دهيد ماجرا از اول روايت شود: هيات مديره يكي از بانكهاي مهم كشور مصوب كردهاند كه براي دوره ارتقاي كارشناسان، آموزشهايي برگزار شود. يكي از اين آموزشها «رويكرد حل مساله» نام دارد. بهعنوان همفكر در اجراي اين آموزش، براي اثربخشي محتواي آن، پيشنهاد و اصرار داريم كلاس و جزوهاي در كار نباشد. چرا كه فراگيران ما در همه جاي ايران و شعبههاي مختلف بانك در استانها پراكنده هستند و چند سرفصل ديگر آموزشي به همين عده بهشكل حضوري ارائه ميشود. به رييس آموزش پيشنهاد طراحي و اجراي يك بسته چندرسانهاي (متن، قطعهفيلمهاي كوتاه و صدا) با موضوع تفكر حل مساله را ميدهيم و خوشبختانه موافقت ميشود. اين بسته ميتواند نقش معلم همراه كارشناسان را ايفا كند و آنها درسرا بخشبخش و جدا از هم در ساعتهاي مختلف شبانهروز مرور كنند. در تنگناي زماني ضبط بخش صوتي بسته آموزشي در استوديو هستيم. بايد تا همين آخر شب كار ضبط شود و شبانه تدوين و فردا برود بنشيند كنار ديگر فايلها و فولدرها و تكثير گردد. مجال تكرار هم نداريم. نرمافزار استوديويي كه ما در آن صدابرداريكار را انجام ميدهيم نسخه اوريجينال است و لايسنس دارد. كار را ضبط ميكنيم و خوشحال از نتيجه بيرون ميآييم. صدابردار خسته نگاهمان ميكند و با تعجب ميگويد كه به دليل نامعلومي،تنظيمات سيستم خودبهخود و در فرايند مبهمي تغيير كرده و در نتيجه، كيفيت خروجي كار، پايينتر از استاندارد است. بخت با ما بود كه كيفيت صداي نهايي، در حد انتظار بود و كار ما قرار نبود كيفيت صوتي حرفهاي و بسيار بالايي مانند يك آلبوم موسيقي داشته باشد. مسوول فني استوديو، سخت در فكر است تا ريشه مساله را بيابد. چند روز بعد، تلفني خبردار شدم كه زمان راهاندازي استوديو و حين دورههاي بهروزآوري نرمافزار، فكر همه چيز شده بود: سختافزار و نرمافزار و آموزشهاي لازم تيم انساني استوديو و ... اما از روي عادت سالها كار با كامپيوتر، به اين يكي كسي شك نكرده بود: اصل نبودن ويندوز! و پيامد ناشناخته آن كه اينجا خودش را نشان داد. از اين جملههاي تبليغاتي زياد ديدهايم: «نرمافزارهاي آفيس را فقط در بستههاي اوريجينال داراي هولوگرام بهمان سيستم، خريداري كنيد.» يا «ويندوزنسخه اصل با لايسنسكدهاي رجيستر شده» و موارد مشابه فراوان كه همه دم از اعتبار ميزنند. ويندوز به شما پيغام ميدهد كه امكان بهروزآوري آنلاين وجود دارد. روي Ok كليك ميكنيد و بعد از نصب Update مدام پيام ميگيريد كه احتمالا ويندوز شما نسخه اصل نيست و شايد شما قرباني خريد يك نسخه تقلبي باشيد. اگر قرار باشد با استانداردهاي كسبوكار رايج در دنيا كار كنيم و روزي بهجد، قانون رعايت رايت و حمايت از حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان الزامي شود،آيا ميتوان نسخههاي كپي نرمافزارها را با يك برچسب و هولوگرامو بستهبندي چاپ داخل به مشتري داد؟ براي جايگزين اين همه كاسبيهاي كپيكاري چه خواهيم كرد؟ آيا كسي صد و چند دلار بابت ويندوز يا آفيس يا ديگر نرمافزارهاي Crack شده و گرانتر ميپردازد؟ كليك، چند ساله شده است. اولين نوشتههاي من در اين ضميمه هفتگي پرخواننده جامجم،سال 1386 پيش روي شما قرار گرفت. چون شاهد تلاش براي امانتداري و ذكر منابع و تلاش براي آگاهي صحيح دادن به خوانندگان كليك بودهام، اجازه دهيد تلاش براي سالم زندگي كردن و موثر بودن را از سوي شما هم به اهالي كليك تبريك بگويم. نمونههاي مختلفي از استاد دانشگاه و مدير و كارشناس و معلم و دانشجو و كاسب و متخصص سراغ دارم كه يكشنبهها روي پيشخوان كيوسك روزنامهفروشي كليك ميشوند. شماره خبر: 100908220551. يكشنبه 10 خرداد 1388 - ساعت 20:18. اصل مطلب در وبسايت جامجم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100908220551 |
||
|
|
|
|
|
يكي از يكشنبه شبها در برنامه سؤال كه 9 شب از راديو گفتگو (موج 103.9 روي باند FM) پخش ميشود، پرسشهاي محمود كريمي و پاسخهاي مهندس علياكبر زينلي را خواهيد شنيد.
مهندس زينلي حدود 23 سال است كه در صنعت هوايي كشور كار ميكند. زمان دانشگاه با همراهي در پروژههاي جهاد دانشگاهي به صنايع دفاع راه يافته و پس از سالها كار اجرايي و عملياتي، كار مورد علاقهاش را حالا در بخش خصوصي دنبال ميكند. او مديرعامل و رييس هياتمديره شركتي است كه «فناوري هوادرياي قشم» نام دارد و در بلوار درياي شهرك غرب قرار دارد. وي در «اتحاديه صنايع هوايي و فضايي ايران» هم كه هنوز جوان است و دو سال هم از تاسيسش نميگذرد عضو هياتمديره و دبير است. اتحاديه در تهرانسر، بلوار گلها، بين كوچه دهم و دوازدهم، در مركز كارآفريني شهرداري منطقه واقع شده. براي آشنايي با اتحاديه و 62 عضو آن اين وبسايت را بايد ديد: www.iasia.ir از او قيمتهايي را گرفتم كه براي علاقهمندان پرواز بايد جالب باشد:
دبير اتحاديه صنايع هوايي و فضايي ايران كه مجوز فعاليتهاي خود را از اتاق بازرگاني گرفته است، اعتقاد دارد گردش مالي چند ميليارد توماني شركتهاي خصوصي فعال در صنعت هوا فضا (بازرگاني، قطعهسازي، نگهداري و تعميرات و ...) پتانسيل چندين برابر شدن را دارد. واضح است كه كارفرماي بسياري از اين پروژهها نهادهاي خاص دولتي هستند. اميدوارم چنين شود و شوق پرواز، دانش و توانمنديهاي ايرانيان را هم اوج دهد. |
||
|
|
|
|
|
يادداشتي كه براي كليك نوشتهام و هفته گذشته به عنوان سرمقاله در صفحه دوم اين هفتهنامه پرخواننده به چاپ رسيد را اينجا آوردهام. براي اين نوشته تيتر لباس وبي، بر تن ارتباطات را انتخاب كرديم.
لباس وبي، بر تن ارتباطات
محمود كريمي
يك. 27 ارديبهشت روز «روابط عمومي و ارتباطات» نام دارد. تلاشگران اين حوزه هم از ديگران تبريك فراوان شنيدند و به يكديگر شادباش گفتند. اما حالا كه چند روزي از اين مناسبت مبارك ميگذرد، ميشود از زاويهاي ديگر هم به مقوله روابط عمومي و ارتباطات آن هم از نوع الكترونيكي نگاه كرد. دو. سازمانهاي بسياري انعكاس فعاليتهاي خود روي فضاي وب را جدي گرفتهاند. با مرور سر و شكل وبسايتهاي آنها هم ميتوان رد الگوهاي مشابه و پورتالهاي كپي شده و بستههاي از قبل سروسامانيافته را ديد. جاي خوشحالي است كه «ارتباط با ما» و عنوانهاي مشابه از قلم نيفتاده و ميتوان در وب برايشان پيام گذاشت. اما بايد از يك «اما»ي مهم نيز در اين زمينه نام برد: بيشتر پيامهايي كه براي روابطعموميها ميگذاريم بيپاسخ ميماند و دريغ از يك بازخورد تكواژهاي! اين ادعا را به استناد محكهاي متعدد روي وبسايتهاي وزارتخانهاي، شركت ملي، سازمان دولتي، بانك و حتي سرويسدهندگان اينترنت روايت ميكنيم. در همه اين موارد هم درخواست شده بود كه اگر كسي اين پيام را ديد فقط براي اين كه فرستنده را خوشحال كند كه كسي پيامش را ديده، بازخوردي بدهد؛ كه نداد! حتي در يك مورد (دو سال پيش) مديركل حوزه رياستي معاون يكي از وزيران كه كار بينالمللي انجام ميدهند، در پاسخ به پيام مستقيم ارسال شده براي آن معاون، نامهاي برايم فرستاد كه به پيوست آن پاسخ چاپ شده ايشان همراه بود ... سه. دكتر دني كاوالوچي Denis Cavallucci عضو هيات علمي دانشگاه استراسبورگ فرانسه INSA Strasbourg است. او به دانشجويان رشتههاي مختلف مهندسي، روشهاي علمي و تكنيكهاي تفكر خلاق و نوآوري را تدريس ميكند. از آنجا كه دانشجويان او از كشورهاي مختلف پذيرش شدهاند، او براي مديريت ايشان و بهبود كيفي و كمي تدريسش، روشي ابتكاري را انتخاب كرده و هر كجاي دنيا كه باشد، نقش معلمي خود را براي دانشجويانش ايفا ميكند. وي ميگفت بچهها هم ميدانند كه روز و ساعت تحويل پروژه و هر نوع تكليف ديگري روي سيستم ثبت ميشود و عذر و بهانهاي براي نديدن من و در دسترس نبودنم نيست. دكتر كاوالوچي براي ارتباط بهتر با جوانهاي دانشجو دانش وبي خود را بالاتر برده تا دانشجويان دانش تخصصياش را هم باور كنند. وبسايت او بهكمك مترجم همزمان گوگل طي چند ثانيه به 19 زبان ترجمه ميشود. اگر دانشجويي از ديگر زبانها به كلاسهايش اضافه شود، آن زبان را هم در صورت امكان به ليست ميافزايد. چهار. اين در شرايطي است كه هنوز در پي ارسال ايميل به بسياري از اعضاي هياتعلمي دانشگاههاي خودمان پاسخي دريافت نميكنيم و مديران بسياري هم هستند كه يا ايميل ندارند يا نميدانند چطور بايد آن را ارسال و دريافت كنند. وبسايت دكتر كاوالوچي ميتواند الگوي خوبي براي علاقهمندان دانشگاهي و مدرسهاي ما باشد: www.inventive-design.net پنج. تا اينجا نيمه خالي ليوان روايت شد، نه به اين معنا كه نيمه پر را نميبينيم. غرض اين است كه نيمه خالي ليوان را هم پر كنيم تا در دنياي ارتباطات و سازوكار روابط عمومي، تنها لباسي از جنس وب تن خود نكرده باشيم. شماره خبر: 100907606358 . يكشنبه 03 خرداد 1388 - ساعت 20:28 . اصل مطلب در وبسايت جامجم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100907606358 |
||
|
|
|
|
|
تا وقتي نياز نباشد و محدوديتها هم اندك، چندان احتياجي به تفكر خلاق و پيدا كردن راهحلهاي ابداعي نداريم. حكايت روزگار انتخاباتي ممكلتها و تشكلها هم خارج از اين روال نيست.
روزگاري را خواهيم ديد، به هر نامزد انتخاباتي تيمي از مشاوران چند تخصصه را گرد خود خواهد آورد. وقتي برخورداري از آراي بالاتر و كسب چند صد يا حتا چند ده راي بيتشر تعيينكننده باشد، بايد در رقابت با اتكا به دانش و رويكردهاي علمي پيروز شد. گريزي جز اين نيست. بازاريابي، استراتژي، پوشش و گفتار، تبليغات، تحليلهاي آماري، مديريت يكپارچه، نگرش سيستمي و از اين قبيل موارد نيازهاي ضروري يك ستاد انتخاباتي براي پيروزي يك نامزد تلقي خواهد شد. اين يادداشتي است كه از TRIZ Journal گرفتهام و برگردان فارسي آن در خبر آنلاين و روزنامه خبر پنجشنبه 31 ارديبهشت منتشر شد است: خلاقانه پیروز شوید! جامعه - پیروزی در انتخابات با اتکا به تفکر خلاق و تحلیل علمیمحمود کریمی
در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در یکی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1996، گروهی از متخصصان TRIZ (نظریه حل مسئلههای ابداعی یا نوآوری نظامیافته) در زمینه تحلیل سیستم این رقابت و پشتیبانی فعالیتهای تصمیمسازی آن، دعوت به همکاری شدند. وظیفه این گروه عبارت بود از تعیین و تبیین راهبردها و تاکتیکها، پیشبینیهای کوتاه مدت، ارائه ایدهها و حل مسئلههای موجود بر سر راه پیروزی در انتخابات پیشرو. به عبارتی دیگر آنها موظف بودند تا تدابیر لازم برای برنده شدن نامزدهای مدنظر خود را اندیشه کنند. اولین نامزد انتخاباتی که او را آقای الف فرض میکنیم، یک سیاستمدار کارکشته و یک رهبر قدرتمند بود که با هدف پیروزی در این رقابت شرکت کرده بود. آقای ب، کاندیدای دوم، چهرهای تازه و نوپا در عرصه سیاست به شمار میآمد. او میخواست خود و حزب هوادارش را به عنوان یک قدرت جدید سیاسی به جامعه بشناساند. بر اساس نظرسنجیهای پیش از انتخابات، او در بهترین شرایط، جایگاه ششم را پس از شمارش آرا و برگزاری انتخابات کسب میکرد. رقیب اصلی و مطرح این انتخابات، آقای ج رئیسجمهور وقت کشور بود که هم پشتوانه خوبی داشت و هم او و حزبش زمام قدرت را در دست داشتند. در نهایت پس از برگزاری انتخابات، 2 نامزد اول با توجه به نوآوریها و با استفاده از ابزارهای TRIZ و هزینه اندک، به نتایج چشمگیری دست یافتند. بدین ترتیب که نامزد الف به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد و نامزد ب با کسب رتبه دوم سر و صدایی در عرصه سیاست به راه انداخت. آنها 4 مسئله اصلی پیشرو داشتند. اول، پوسترهای تبلیغاتی پرتیراژ نامزد ج که در آن تصویر پرتره او روی کاغذ مرغوب چاپ به چاپ رسیده بود. این پوسترها در همه جای کشور دیده میشدند. در این پوستر در کنار تصویر درشت چهره آقای ج شعارهای متعدد انتخاباتی نیز به چشم میخورد. ترکیب پوستر بر این موضوع تأکید بسیار داشت که او پدر ملت و در عین حال یکی از مردم است، اما باهوش و زیرک. متخصصان TRIZ، تضادهای این نوع تبلیغ را شناسایی کردند و سعی داشتند با استفاده از ابزارهای TRIZ مسئله خود را حل کنند. هیچ یک از دو نامزد الف و ب توان زدن چنین پوسترهایی را نداشتند. تضاد این مسئله از این قرار بود که پوسترهای تبلیغاتی ج به واسطه هزینه بالا و مرغوبیت کاغذش توجه مردم را جلب میکرد، در حالی که همین هزینه بالا واکنش منفی آنها را نیز در پی داشت؛ چرا که اکثر مردم کشور در تنگدستی به سر میبردند. متخصصان با تفکر در مورد نتیجه نهایی ایدهآل (IFR) در پی راهی بودند که توسط آن پوسترهای مرغوب نامزد ج نه تنها تأثیر مثبتی بر مردم نداشته باشد، بلکه به طور خود به خود و با کمترین هزینه، اثر منفی نیز بگذارد. آنها باید با وجود ناچیز بودن منابع مالیالف و ب تبلیغات گسترده ج را نیز خنثی میکردند. راهحل پیشنهادی آنها شامل موارد زیر بود: تهیه پوسترهایی با کاغذهای ارزانقیمت و با کیفیت پایین. پوسترها باید شبیه به کاردستیهای دستساز باشد یا با ماشینهای ابتدایی چاپ و منتشر شود. پوسترها باید سه جمله کوتاه در مورد نتیجه نامطلوب فعالیتهای سیاسی دوره کنونی ریاستجمهوری را در بر داشته باشد. علاوه بر این سه طرح، نقاشی ساده یا تصویر و عکس مرتبط با این سه جمله نیز باید در پوستر دیده شود. عبارت «کافی است!» باید در قسمت وسط پایین پوسترها، از دور نیز به چشم بخورد. بهترین جا برای چسباندن پوسترهای الف وب، زیر پوسترهای نصب شده ج یا جایی نزدیک آن است. هر چه تعداد این پوسترها کمتر باشد، بیشتر جلب توجه خواهد کرد و بحثهای بیشتری در پی خواهد داشت. چاپ و نصب پوسترها باید به سرعت انجام شود، قبل از آن که اثر تبلیغات ج از اذهان برود. مسئله دوم حضور گسترده مقامات رده بالای اجتماعی و سیاسی در ستاد تبلیغاتی الف بود. هدف ایشان از این حضور، به دست آوردن پستهای کلیدی در کابینه آتی بود که میخواستند الف رئیس آن شود. به عبارت دیگر اینها افراد مهمی بودند که حضورشان با پیشبردن کاری همراه نمیشد. تضاد در این بود که حضور آنها به واسطه رقابت با دیگر نامزدها و ذهنیت مردم دارای اهمیت بود، اما شعارها و نظراتشان غیرقابل استفاده و فعالیتهایشان در ستاد دست و پا گیر ارزیابی میشد. روش مدنظر متخصصان TRIZ در این مسئله، استفاده از بخش بیاستفاده در سیستم بود. آنها یک شورای سیاسی بدون محدودیت را تشکیل دادند. عضویت در این شورا و ستاد، عنوانی پرطمطراق برای چنین مقاماتی به شمار میآمد و میتوانست تا مدت به سر رسیدن انتخابات آنها را سرگرم کند تا دیگران بتوانند به فعالیتهای ستادی انتخابات بپردازند. سومین مسئله، به نامزد ب مربوط میشد، اما مسئلهای تکراری به شمار میآمد. در ستاد او نیز تعداد زیادی از فعالان شناخته شده سیاسی و اجتماعی حضور داشتند، با این تفاوت که آنها افرادی نکتهسنج و باتجربه بودند. حضور ایشان محیط پراسترسی را در ستاد ب ایجاد کرده بود. این عده، دارای خصلت جاهطلبی نبودند، از این رو نمیشد آنها را به عضویت در شورایی مشابه ستاد الف ترغیب کرد. از آنجا که آنها انسانهای صادق و فعالی بودند، هدفشان بهبود اوضاع جامعه و رفاه عمومی بود. تضاد این مسئله نیز مانند مسئله دوم تشخیص داده شد، اما چاره تدبیر شده متفاوت بود. 3 راه وجود داشت: یا منبع (این افراد و مقامات) را به موضوع (فعالیت ستاد انتخاباتی) نزدیکتر کنند، یا عضو مؤثر آن را به موضوع انتقال دهند یا آن که منبع در جهت مورد نیاز تغییر یابد. در نهایت چنین شد که وظیفه «بسیار مهمی» را برای این افراد مجرب تعریف کردند: در دسترس بودن در حوزههای انتخاباتی برای برملا کردن فعالیتهای غیرقانونی و خلاف مقررات دیگر نامزدها، بدینترتیب با توجه به صداقت و درایت آنها، نظارت دقیقشان اطمینان از سلامت فرآیند رأیگیری را به دنبال میداشت. از طرف دیگر بیم تبانی خود ایشان نیز نمیرفت و چون این کشور کمونیستی تازه به استقلال رسیده بود و هنوز تجربه چندانی در زمینه انتخابات نداشت، لذا اطلاع از قانون و مقررات و پیدا کردن خلأهای آن، این عده را حسابی مشغول و سرگرم میکرد. چهارمین مشکل و مسئله، دیدارها و نشستهای مردمی بود. ستاد انتخاباتی ج رقیب اصلی الف تصمیم به برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ عمومی در میدان اصلی شهر گرفت. برگزاری این میتینگ در این میدان، احتمال موفقیت الف را ضعیف میکرد، چرا که این میدان، اهمیت ویژهای برای مردم داشت و حضور در آن موجب تقویت غرور ملی و جلب اعتماد میشد. به دلیل تأثیر ویژه این میدان بر اذهان عمومی، طبق قانون، برگزاری هر نوع جلسهای در آن، نیازمند طی فرآیندی زمانبر و طولانی برای دریافت مجوز از مقامات دولتی بود. با توجه به موقیعت سیاسی ج به عنوان رئیسجمهور وقت، اگر جلسه مدنظر ج در این میدان برگزار میشد، لطمهای جدی به اعتبار الف وارد میآمد. مشاوران نوآور ستاد، برای غلبه بر این تضاد از ابزاری به نام الف FD (تشخیص شکستهای قابل پیشبینی) استفاده کردند. این ابزار با توجه به 3 دسته معیار، 3 سناریو را پیش روی آنان میگذاشت؛ معیارهای اولیه یا مقدماتی، معیارهای مستقیم، معیارهایی برای کاهش اثرات مضر. معیارهای اولیه، این پرسش را در جلسه بعدی پارلمان مطرح میکرد که میدان شهر، از نظر مردم مکان مهم و مقدسی است. آیا صحیح است به یک گروه خاص از مردم یا سیاستمداران اجازه برگزاری فعالیتهای تبلیغاتی در آن داده شود؟ برای قبولاندن پرسش بالا باید بر این جمله تاکید شود که هر گونه فعالیت سیاسی به استثنای حرکتهای ملی و بدون جهتگیری خاص سیاسی یا گروهی، در این میدان ممنوع است و در پی طرح موضوع، نامزد الف باید ستاد خود را برای سازماندهی و تدارک یک میتینگ عمومی با حضور همه نامزدها در یک مکان و همزمان با جلسه حامیان ج یا حتی زودتر ترغیب کند. معیارهای مستقیم میگفت اگر ثابت شود معیارهای اولیه اثربخشی و کارایی کافی ندارند، لازم است جلسه ملاقات عمومی با بازنشستگان و اقشار ناتوان و کمدرآمد جامعه در مکانی نزدیک به کاخ ریاست جمهوری تدارک شود. در این جلسه باید از رئیسجمهور کنونی، یعنی ج نیز برای پاسخگویی به مردم، دعوت به عمل آید. این ملاقات، فرصت مناسبی خواهد بود برای خبرنگاران و گزارشگران مستقل رسانهها که با تهیه گزارش و مصاحبه با ج نقاط ضعف و حمایتهای دولتی وی را پررنگتر کنند. دسته سوم معیارها، پیشنهادهای ذیل را برای کاهش نتایج زیان بار مطرح میکرد. انتشار اخباری از چگونگی برگزاری جلسه پرسش و پاسخ ج در میدان اصلی شهر، در روزنامهها و رسانهها با هدف جلب توجه مردم به مواردی نظیر اینکه در این جلسه تنها حامیان خود ج حضور داشتند. به هر حال به کارگیری روشها و ابزارهای نوآوری نظامیافته TRIZ در یک مسئله سیاسی، نتیجهاش به هدف رسیدن هر دو نامزد الف و ب و یافتن راهحلهای به نظر ساده برای مشکلات پیچیده پیش روی آنها بود. کد خبر: 8833 زمان انتشار: پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388 - 03:02:32
دسترسي به نسخه خبرآنلاين: http://www.khabaronline.ir/news-8833.aspx
دسترسي به مرجع مطلب: http://www.triz-journal.com/archives/2000/04/e/default.asp |
||