|
|
|
|
|
يادداشتي به استقبال بهار مراسم فكرتكاني ![]() 1- روي كاناپه لميدهام و به منوهاي گوشي در دستم، سرك
ميكشم. يادداشتهايم را مرور ميكنم كه فايلبهفايل نامگذاري شدهاند و
ايدهها و نكتههاي مختلفي را در آنها تايپ كردهام؛ طرحهاي جديدي كه
براي ترويج TRIZ، تفكر خلاق و نوآوري داريم، ايدههاي مناسب گفتگوهاي
راديويي، سرفصلها و آيتمهاي برنامههاي تلويزيوني و سوژههاي مرتبط با
كليك. به اين فكر ميكنم كه در خلوت نوروز و هنگام ديدوبازديدها، بايد حواس
جمع تولد ايدههاي جديد و كارهاي نو باشم، البته پس از سامان يافتن كارهاي
از پيش تعريفشده.
2- نگاهي به سررسيد 1389 ميكنم كه هنوز صفحههايش دستنويس نشده و كنار دستم، سالنامه 1388 را گذاشتهام. تاريخها و سالگردهايي مثل تولد و ازدواج و تاسيس شركت و موفقيتهاي دوستان و بستگان را در كنار روز تولد كليك! از صفحههاي سررسيد امسال به سالنامه 89 و اطلاعات افراد گوشيام وارد ميكنم. در ديد و بازديدهاي نوروزي، به علاقههاي آنها توجه ميكنم تا از اول سال بدانم وقتي Reminder سر و صدا كرد و تولدي را بهياد آورد، چه كادويي برايشان بگيرم. 3- پيش از سال نو، پس از برگزاري مراسم چند روزه خانهتكاني، مقدمات مراسم فكرتكاني را مهيا ميكنم؛ لپتاپ تكاني، پشتيبانگيري، فلش پاككني، فولدرسازي، فايل جابهجاكني و ... تا برسم به مغزي كه بايد يك سال ديگر هم كار كند. اگر هنوز سلولهاي خاكستريام سالم باشند، بايد براي كار كشيدن از آنها، داروندار حافظه را مرتب كنم و بگذارم تا حد امكان، فضاي كافي روي هارد باشد و رم خالي، آماده پردازش فكرهاي جديد. 4- براي كمتر آدرس پرسيدن و دنبال خيابان گشتنها هم ترجيح ميدهم نشاني دوست و آشنا را روي نقشه گوشي پرچمكوب كنم. راهبري تا رسيدن به جاهايي كه براي بار اول ميروم و ميزبانهاي نومنزل را هم به مسيرياب ميسپارم. كاش ارسال و دريافت MMS براي همه فعال بود و نقشه داشتند. اينطوري ميشد بهجاي دنبال آدرس گشتن و نشاني گفتن، آدرسها را با پيامك چندرسانهاي ارسال كرد. بعد هم مسيرها و تقسيمبندي منطقهاي ديد و بازديدها را روي نقشه تلفن همراه مرور كرد. 5- بنا دارم چند روزي، اجازه دهم فن مغزم استراحت كند. بهتر است چند روزي در برابر سرك كشيدن به وب، تبادل ايميل و حتي بحثهاي كاري وسط ميهمانيها، مقاومت كنم. زندگي بهجز كار كردن، چيزهاي ديگري هم دارد؛ مثل آجيل، احوالپرسي، ديدن بزرگترها، كوچكترها، مسافرت و ... اما نميتوان از اين مجال براي تصميمهاي جدي در مورد «كارهايي كه نبايد در سال پيش رو انجام داد» گذشت. اينها از نظر من، مهمتر از كارهايي هستند كه بايد انجام شوند. 6- آخر گپها و تحليلها، ميپرسيد: بوي بهبود ز اوضاع جهان ميشنوي؟ و در مورد وجود اين بو، مفهوم بهبود و محدوده مد نظرش از جهان و كيفيت بويايي شامه حرف ميزديم. دور زمين و گردش روزگار، بوي بهار را آوردهاند. درست از وسط و نه كنار سالي عجيب و غريب و تاريخي گذر كردهايم. از او كه قلب قلوب ميكند و تدبير روز و شام و تحول حال و احوال، بخواهيم كه آرزوي بهترين شدن روزگار همه را برآورده كند. شماره خبر: 100869853804. يكشنبه 23 اسفند 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وبسايت جامجم آنلاين به نشاني |
||
|
|
|
|
|
طنزپردازي، گاهي مفاهيم مختلف را اثرگذارتر در ذهن ما مينشاند. اين قصه كوتاه را خانم مهندسي استديسيفي فرستادند. انتهاي متن دريافتي نوشته شده: برگرفته از کتاب بهترين نکتهها و قطعهها. توماس هيلر، مدير اجرايي شرکت بيمه عمر ماساچوست، ميو چوال و همسرش در بزرگراهي بين ايالتي در حال رانندگي بودند که او متوجه شد بنزين اتومبيلش کم است. هيلر به خروجي بعدي پيچيد و از بزرگراه خارج شد و خيلي زود يک پمپ بنزين مخروبه که فقط يک پمپ داشت پيدا کرد. او از تنها متصدي آنجا خواست باک بنزين را پر و روغن اتومبيل را بازرسي کند. بعد براي رفع خستگي پاهايش، به قدم زدن در اطراف پمپ بنزين پرداخت. هنگامي که به سوي اتومبيل خود باز ميگشت، ديد که متصدي پمپبنزين و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتي به داخل اتومبيل برگشت، ديد که متصدي پمپبنزين دست تکان ميدهد و شنيد که ميگويد: «گپ به ياد ماندني بود»! پس از خروج از جايگاه، هيلر از زنش پرسيد که آيا آن مرد را از پيش ميشناخت يا همانجا با هم آشنا شدند؟ او بيدرنگ پاسخ داد که مرد را از قبل ميشناسد. و ادامه داد كه آن دو در دوران تحصيل به يک دبيرستان ميرفتند و يک سال هم با هم نامزد بودهاند. هيلر با لحني آکنده از غرور گفت: «هي خانم! شانس آوردي که من پيدا شدم. اگر با او ازدواج ميکردي به جاي زن مديرکل، حالا همسر يک کارگر پمپبنزين بودي.» و زن پاسخ داد: «عزيزم! اگر من با او ازدواج ميکردم، حالا او مديرکل بود و تو کارگر پمپبنزين!» |
||
|
|
|
|
|
نيكولاي خومنكو، يكي از نزديكترين شاگردان آلتشولر (مبدع TRIZ) است. او به گمان بسياري از متخصصان TRIZ از بهترينهاي امروز دنيا است. دكتر كاوالوچي در بازديدي كه فرودين 1387 از دانشگاه استراسبورگ داشتم، ميگفت: Not only he is brilliant himself, but also his mind is brilliant too. اين يادداشت از دوشنبه 18 ژانويه 2010 روي وبلاگ OTSM-TRIZ for Sustainable Innovation اوست. عكسي كه ميبينيد در آخرين سفر او به ايران، در يكي از رستورانهاي دركه تهران گرفته شده. TRIZ based software and semantic
Source: http://otsm-triz-sustainable-innovation.blogspot.com/2010/01/triz-based-software-and-semantic.html |
||
|
|
|
|
يادداشتي
كه در
صفحه 2 شماره 271 كليک به تاریخ 881125 چاپ شد را در
اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم میخوانيد. تيتر اين يادداشت تا به كي چنين خرامان است.بانكهاي ايراني
ميليونها تومان هزينه تبليغ ميكنند تا به ما «مشتريان محترم» بگويند كه
خدمات بانكداري الكترونيكي را نيز ارائه ميدهند. اينكه خدمات موضوع تبليغ،
چقدر ابتدايي است يا نوآورانه، موضوع يادداشتي مستقل است؛ اما اين كه ما
مشتريان چقدر با اين خدمات همراه ميشويم، بهانه اين يادداشت. براي اين يادداشت،
كنجكاوانه از خدمات اينترنتي بانكهاي مختلف قديمي، تازهتاسيس، دولتي،
نيمهدولتي و خصوصي سراغ گرفته شد. همينطور از كساني كه مشتري حرفهاي اين
خدمات بانكي هستند و نيز متصديان بانكي ارائهدهنده اين خدمات در خط مقدم
رويارويي با مشتري نيز، پرسوجو شد. خلاصه اينكه بايد متناسب
با آنچه هر بانك در شرايط خدمات اينترنتي خودش تعريف كرده، سازمان را كوك
كنيم و از Interfaceهاي برقرار بهره بگيريم. تبليغات هم همچنان به خرج
خودمان، از تحول در نظام خدمترساني بانكي آن هم از نوع اينترنتياش سخن
ميگويند. بهعنوان يك كاربر
علاقهمند به داشتن نقش موثر در كاهش آلودگي هوا و گريزان از صف و انتظار
در شعبه، همينطور كسي كه مشتاق بهرهگيري از فناوري اطلاعات است، هنوز
بايد دردسرهاي تحميل شرايط و كاستيهاي مشهود خدمات بانكي را پذيرا باشيم.
شايد كه سيستمهاي بازخوردگيري ايجاد شوند و همان جا وقتي پاي سايت، مشغول
كار بانكي اينترنتي هستيم، بتوانيم باگهايي كه ميبينيم و نيازهايي كه
انتظار داريم را ارسال كنيم و چند روز بعد هم بهبود آنها را تحسين كنيم. چرا كسي از ما كاربران،
كمك رايگان و داوطلبانه نميخواهد تا خدمات بانكيمان زودتر بهبود يابد و
به حداقلهاي دنيا (كه با حداكثرش خيلي فاصله دارد) نزديك شويم؟ گاهي چنين
استنباط ميشود كه با بريدن روبان افتتاح و اعلام گزارش راهاندازي يك خدمت
ساده، كار تمام است. خوشبختانه يا متاسفانه
هنوز بسيارند خدمات الكترونيكي بانكي كه در دنيا آزموده شدهاند و
ميتوانند گرهگشاي بسياري از مسالهها و پاسخگوي نيازهاي ما باشند. شايد
زمان آن سر آمده باشد كه وقتي كاري بهسادگي در فضاي وب شدني است، انجام
ديرهنگام آنرا پر سروصدا جشن بگيريم و مدال نوآوري بر گردنش بياويزيم.
سادهترين رويكرد، تلاش براي يكپارچه شدن و همسان يا سازگار كردن
پروتكلهاي خدمات اينترنتي است. اگر نجنبيم دير ميشود و مسالههاي جديد
دستوپاگير، ما مشتريان محترم را لاي گيره ميگذارند. |
||