|
|
|
|
|
گرفتنيها را ميگيري و پاسخدادنيها را جواب ميدهي. پيش از آن كه از پاي كامپيوتر بلند شوي، F9 را ميزني تا اگر ايميل جديدي هم هست در Inbox نرمافزار Outlook ببيني. و ميبيني! دكتر دني كاوالوچي ايميلي با عنوان Very Sad News نوشته:
I have the profund regret to announce that our ex-colleague a friend M. Nikolaï Kohomenko died March 27 after a life dedicated to TRIZ. Our institute is profundly toutched by this very sad news and I truely believe his achievements to TRIZ will undoubtedly serve TRIZ's future. نيكولاي خومنكو را در چندمين ديدار، دكتر كاوالوچي چنين برايم توصيف ميكرد: A Brilliant Man with Brilliant Mind و راست ميگفت. آن چه از سال 2008 كه اولين ديدار ما بود تا به حال به ياد دارم، همه از حكايت معلمي داشت كه Brilliant برايش واژهاي شايسته بود. بايد از گفتهها و ديدارهاي با او بيشتر نوشت. در آينده ...
|
||
|
|
|
|
«صبح روز جمعه 20 اسفندماه آماده خروج از منزل هستم كه خبري
فوري روي صفحه تلويزيون متوقفم ميكند. اين خبر تا چند دقيقه بعد مرا تا تماشاي
ترسناكترين فيلم مستندي كه در زندگي ديدهام سر جاي خود نگهميدارد. در قاب
تصوير يك استوديوي تلويزيوني را ميبينم كه پرژكتورهاي سقفي آن تكانهاي شديد ميخورند.
به گمانم يك فيلم آموزشي است. اما عبارت «خبر فوري» و همزمان واژه «زنده» آن چه ميبينيم
را باور نكردني ميكند. ادامه داستان چيزي است كه حالا همه دنيا از آن خبر دارند.
زمين لرزه كمتر از 9 ريشتري 11 مارچ 2011 شمال شرق ژاپن و پيامد آن سونامي، در
تاريخ ثبت شد.»پاراگراف بالا بخشي از مطلبي است كه براي صفحه دانش روزنامه جام جم آماده شده. به چاپ پيش از تعطيلات نوروز نرسيد و امكان دارد در اولين شمارههاي سال 1390 اين روزنامه چاپ شود. اصل ماجرا به روايت پروفسور تورو ناكاگاوا از لحظه وقوع زلزله تا رسيدنش به خانه است و پيامهاي رد و بدل شده فرداي زلزله بين ما. «من و خانوادهام خوب هستيم. وقتي ساعت 14:56 زمينلرزه رخ داد، من در جلسه هياتمديره انجمن TRIZ ژاپن در آكيهابارا واقع در مركز توكيو بودم. ساختمان 5 طبقه محل جلسه ما مدام ميلرزيد. در همه زندگيام چنين تجربه عجيبي را آن هم در طبقه اول نداشتم. اخبار را روي تلويزيون اينترنتي مرور كرديم و فهميديم كه زمينلرزه بزرگي اتفاق افتاده. شنيديم كه بزرگي لرزهها در جايي مثل Sendai بيش از 7 ريشتر بوده و حوالي Honshu بيشتر از 6، اما از اصل ماجرا و پيامدهاي آن چيز بيشتري نميدانستيم. جلسه ساعت 16:30 تمام شد و به ايستگاه قطار رفتم تا به خانه برگردم. ديدم همه خطهاي ترن و راههاي آهن و مترو، تا زمان نامشخص آينده، خارج از سرويس اعلام شدهاند. هر كه ميتوانست پاي پياده راهي خانه شد. تصميم گرفتم مسافت 28 كيلومتري ايستگاه تا خانه را ...»اگر از نتيجه چاپي اين مطلب مطلع شدم و جواب مثبت نبود، آن را همينجا منتشر ميكنم. |
||
|
|
|
|
از اولين تجربههاي راديو و بعد هم در تلويزيون و حتا با مرور سالهاي نوشتن در مطبوعات، هنوز پاسخ 1 پرسش را نيافتهام.اين پرسش در جلسههاي مختلف تيم برنامه، مدير گروه و تهيهكنندهها، مدير شبكه و ... و حتا مديران ارشد سيما و صدا هم طرح شده و در موردش تبادل نظر هم صورت گرفته، اما هنوز پاسخ ندارد. برنامه خوب، يعني چه؟ معمولا طرح اين پرسش و پاسخ آن بعد از روي آنتن رفتن يك كار زنده يا توليدي و دريافت پراكنده بازخورد مخاطب صورت ميگيرد. يعني تقريبا زماني كه كار از كار گذشته و محصول چندان قابل تغيير نيست. وقتي مجموعه عوامل يك برنامه را حين يكي از همين جلسهها مرور ميكردم، اين فهرست زيردستم شكل گرفت. خوب يعني: 1. ساعت پخش كي؟ 2. مدت برنامه چند دقيقهاي؟ 3. تعداد بخشهاي چند تايي؟ 4. مجري چه شكلي؟ 5. صدا با چه تن و انعطافي؟ 6. مجري با چه قدي؟ 7. چه مقدار دانش و آگاهي مجري و كارشناس؟ 8. روزي چند دقيقه مطالعه چه چيزي؟ 9. چگونه مديريت كردن گفتگو؟ 10. چند پرسش با چه كيفيتي؟ 11. نور پردازي چگونه؟ 12. رنگآميزي دكور، چطور؟ 13. زاويههاي دوربين در چه قابها و نماهايي؟ 14. چند دوربين؟ 15. چند مهمان و هر كدام چند دقيقه و رفت و آمدشان كي به كي؟ 16. كدام موضوعها براي برنامه؟ 17. تا چه حد سادهسازي گفتهها؟ 18. تغيير هر چند دقيقهاي نماها؟ 19. چه مشخصههايي براي تهيهكننده؟ 20. پخش شدن چه چيزي قبل و بعد از برنامه؟ بعد از تاريخ تقريبا مربوط به 1 سال پيش نسخه كاغذي اين يادداشت، اين فهرست حالا بلند و بالاتر هم شده. و البته اگر برنامه راديويي باشد يا تلويزيوني و توليدي باشد يا زنده و گفتگومحور باشد يا مستند و ... بايد آن را خلاصه يا مفصلتر كرد. راه سادهتر هم بيان اين است كه «كار هنري چارچوبپذير نيست» و صورت مساله را پاك كرد.
|
||