تبليغاتX
اکسیر نوآوری
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.

يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 298 كليک به تاریخ 890621 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت پشت پرده پيشتازي براي نوآوري‌هاي ديجيتال است.

به بهانه دارا بودن رتبه اول ايران در جستجوي TRIZ (نوآوري نظام‌يافته)
پشت پرده پيشتازي براي نوآوري‌هاي ديجيتال
1- ايران، كره‌جنوبي و تايوان به‌ترتيب صدرنشين جستجوگري در مورد واژه TRIZ هستند. نزديك‌ترين تعبير از TRIZ در فارسي، «نوآوري نظام‌يافته» است. اين دانش توليد ابزارهاي حل مساله، خود به عنوان يكي از قدرتمندترين روش‌هاي حل مساله‌هاي ابداعي در جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

منظور از مساله‌هاي ابداعي، آن‌ دسته از مساله‌ها هستند كه روشي براي حل آنها نداريم و برايمان تازه‌اند. مانند اين كه يك گوشي تلفن همراه، خودش چاپگر هم باشد يا اين‌كه بدون وجود سيم انتقال جريان برق انجام پذيرد. نگاهي به يافته‌هاي ابزار Trends از خانواده گوگل گوياي اين است كه رقابت اصلي در جستجوي گوگلي TRIZ مربوط به شرق آسياست. كافي است در جستجوگر آنلاين www.google.com/trends اين واژه را درج كنيد تا نتيجه‌ را ببينيد.

2- خروجي‌هاي كنفرانس TRIZ برگزارشده در فروردين‌ماه 1389 در كره‌جنوبي، دلايل نزديك‌ شدن آنها به رتبه اول ايران را آشكارتر مي‌كند. شرايط تايوان هم با ترويج موضوع نوآوري و استفاده از اين متدولوژي مشابه است. شركت‌هاي بزرگ و به‌ويژه فعال در حوزه فناوري اطلاعات، براي پيشتازي در كسب‌وكار خود، راهي جز رقابت در مدار نوآوري ندارند. آنها بايد خلاق‌ترين منابع انساني را با بهترين روش‌هاي علمي رسيدن به نوآوري در كنار خود داشته باشند. نتيجه مشترك آنها، به‌كارگيري نوآوري نظام‌يافته است. روشي كه از معرفي تا ترويج آن در ايران حدود 10 سال مي‌گذرد. در اين معرفي‌ها، جام‌جم از 1383 و كليك از 1386 نقش موثري داشته‌اند.

3- در شركتي مانند نمايشگرهاي موبايل سامسونگ (SMD) تنها 9 درصد پروژه‌هاي سال 2009 از جنس بهبود بوده‌اند. 91 درصد ديگر، همه طراحي و ايجاد محصول جديد، خانواده محصولات نو يا فرايندهاي تازه گزارش شده‌اند. در اين شركت، همه كاركنان، حتي مديرعامل بايد دوره‌ اجباري 20ساعته مباني TRIZ را بگذرانند. اين دوره براي مديران و مهندسان تا 4 سطح به مدت 178 ساعت دنبال مي‌شود. در ال‌جي نيز شرايط مشابهي وجود دارد و پس از آغاز آشنايي با TRIZ در سال 1995 پس از بازنگري تازه‌اي در تجربه‌هاي خود، اكنون در پي جهشي براي نوآوري‌هاي خود هستند.

4- سامسونگ الكترونيك تا پايان سال 2008 ميلادي 3515 اختراع ثبت‌شده و فعال در آمريكا دارد. در سال 2004 اين عدد 1609 بوده و جايگاه اين شركت را به رتبه دوم برترين‌ صاحبان اختراع در آمريكا ارتقا داده است. هدف همه اين بنگاه‌هاي بين‌المللي، دستيابي به نوآوري‌هاي جهشي است. آنها معتقدند نوآوري‌هاي تدريجي مزيتي براي پيروزي آنان در رويارويي با ايده‌هاي خلاق رقيبان در پي ندارد و مساله مهم امروز، سرعت در رسيدن به نوآوري‌هاي مورد توجه بازار است. مسير كشور ما براي دستيابي به افق ترسيم شده در سال 1404 نيز از پيچ‌وخم‌هاي راه جذاب و دشوار نوآوري مي‌گذرد. هنوز در مورد چگونگي گذر از اين مسير، نقشه و مسير مدون و نظام تسهيلگري در اسناد بالادستي جامعه نمي‌شناسيم. براي نوآوري، زود دير مي‌شود. شايد در جستجوهاي روزهاي آينده گوگل، رتبه اول كنجكاوري در مورد TRIZ از آن ايران ما نباشد! همان‌طور كه درست روز پيش از نگارش اين يادداشت، تهران زبان فارسي در رتبه اول بودند، اما در كمتر از يك روز سئول و زبان كره‌اي جاي ما را گرفتند.

شماره خبر: 100885577865. يكشنبه 21 شهريور 1389 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100885577865

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 شهریور1389ساعت 6:24 AM  توسط   | 

يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 277 كليک به تاریخ 890129 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت دنيدن يا نديدن؛ مساله اين است! انتخاب شد.

برنامه‌هاي رسانه‌اي و بروز و ظهور فناوري اطلاعات
ديدن يا نديدن؛ مساله اين است!
ديدن يا نديدن؟ اگر به مساله از اين زوايه نگاه كنيم، نتيجه متفاوت مي‌شود. مساله، بروز و ظهور كاربري‌هاي فناوري اطلاعات و ابزارهاي آن در برنامه‌هاي رسانه‌اي است. اين ديدن يا نديدن، بهانه‌اي است براي شفاف شدن وجود يا نبود دسترسي‌هاي اينترنتي، كافي يا ناكافي بودن سرعت‌هاي دسترسي كنوني، تسلط يا تازه‌كاري يك كارشناس يا مجري برنامه رسانه‌اي. نشان دادن يا ندادن خروجي‌هاي آنلاين يا آفلاين يك برنامه تلويزيوني، مي‌تواند روايت‌گر ميزان آگاهي، توجه و استفاده تيم برنامه‌ساز از امكانات موجود دنياي صفر و يك باشد. دنيايي كه ورود به آن پيش‌نيازي مثل مدرسه رفتن هم نمي‌خواهد.

تصور نقل شدن يك خبر از صفحه‌اي از يك روزنامه يا مرور آن از روي وب‌سايت خبرگزاري يا استناد مجري يك برنامه راديويي يا تلويزيوني به RSS يا Feed‌هاي مرتبط با موضوع و اشاره به چيستي اين‌ها، هر يك، تداعي‌گر معنا و مفهومي فراتر از صرفا يك نقل خبر هستند.

روايت و مرور پيامك‌هاي يك برنامه صبحگاهي در روزي ديگر، بوي كندي بهره‌گيري از اين ابزار و كهنگي پيام دارد. هر چند مي‌توان با دلايل مختلف، اين فاصله زماني را توجيه كرد و گاه چاشني‌هاي شيرين نيز همراه روايت آن‌ها نمود، اما نفس سرعت و لحظه‌اي تبادل شدن پيام ديگر رنگ و بوي خود را مي‌بازد. در كنار آن چاپ پيامك‌ها روي كاغذ، به‌جاي نمايش محتواي الكترونيكي آن‌ها (در نمايي باز يا در گوشه‌اي از كادر آن هم نسبتا محو و ناواضح) به باورپذيري ساده بودن اين ارتباط و برقراري آن كمك مي‌كند. اين قاعده براي دريافت ايميل‌ها هم مصداقي مشابه دارد. حتي اگر همين‌ حالا راه ساده‌اي براي به‌روز بازخورد دادن به مردم نداريم، خوب است همت كنيم و راه‌حلي براي اين مساله بيابيم. شايد تلفن همراهي كه آنتنش قطع است اما با اينترنت بي‌سيم كار مي‌كند و در صورت نياز با بلوتوث به چاپگر و با كابل به نمايشگر وصل مي‌شود، بتواند چاره‌اي كوچك‌تر از يك لپ‌تاپ و كابل اتصال به نمايشگر استوديو باشد.

واكنش‌هاي گلايه‌آميز مردم به كاربري‌هاي دست‌اندركاران توليد برنامه‌هاي رسانه‌اي، دامنه‌اي گسترده‌ دارد. نحوه دست بردن بازيگر يك تله‌فيلم به صفحه‌كليد، نمايش پلان‌هايي از رد و بدل شدن اطلاعات، آن هم در شرايطي كه تصوير، نرم‌افزار ورد را نشان مي‌دهد، يا تايپ سريع يك متن در شرايطي كه هنوز ويندوز منتظر ورود نام كاربري و رمزعبور است، آشنايان فراوان دنياي كامپيوتر را دلسرد مي‌كند. نقطه مقابل آن، استفاده به‌جا از كامپيوتر، چاپگر‌ها، اسكنرها، تلفن‌هاي همراه، نرم‌افزارها و مجموعه سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي رايج، در برنامه‌هاي رسانه‌اي است. اين استفاده هوشمندانه و كارآمد، بيننده را ترغيب مي‌كند تا بيشتر بداند و بياموزد و تصور واقعي بودن كاربري در برنامه‌ها را با نمايشي بودن آن‌ها جايگزين مي‌كند.

آگاهي تهيه‌كننده، تيم اجرا و كارشناسي برنامه و دست به وب بودن آن‌ها و همراهي و پشتيباني مسوولان شبكه‌ها‌ ضمن درك فرصت‌ها و تهديدهاي آنتن، همه بر كاهش گپ ديجيتالي و ترويج صحيح كاربري وب و ابزارهاي فناوري‌ اطلاعات اثرگذار هستند.

وقتي در برنامه 90 تعداد پيامك‌هاي دريافتي به نمودار تبديل مي‌شود، مي‌توان دريافت كه: سرورهاي مخابرات كار مي‌كنند، دسترسي به وب در استوديو وجود دارد، براي اين برنامه نرم‌افزار مكمل و مبدل آني ورودي‌ها به نمودار و همين‌طور گزارش‌گيري، پيش‌بيني شده است. وقتي نسبت به صحت آمار و اعداد ترديد شايع مي‌شود، وجود امكان جستجوهاي موردي و رهگيري پيام‌ها، معناي تدبير برنامه‌ساز و تاكيد او بر تعامل صادقانه با بيننده و دريافت بازخوردهاي ايشان را مي‌دهد.

اميد داريم تعداد بيگانگان با وب و جستجوي حرفه‌اي و عالمانه در آن، در ميان برنامه‌سازان اندك باشد و كم باشند كساني كه نمي‌دانند با ياري تسلط بيشتر و شناخت ابزارهاي وبي و فايده‌هاي آن‌ها، چه فرصت‌هايي براي بهبود محصولات رسانه‌اي خود دارند و شايد نباشد كسي كه هنوز وب را به عنوان يك رسانه (به ويژه رسانه ساعت‌هاي خاموشي برنامه‌شان) نپذيرفته است. دير نيست روزي كه بيننده‌هاي يك برنامه تلويزيوني با ايجاد سازوكاري پويا و برقرار در فضاي وب، بتوانند تعاملي موثر با گروه‌هاي برنامه‌ساز داشته باشند. صدا،‌ تصوير، محتوا و ديگر مواد اوليه برنامه‌سازي، در كنار دانش تكنيكي برنامه‌سازي بيننده‌هاي ما را نيز به جمع همكارانمان نزديك‌تر مي‌كند.

اگر سخن از فناوري اطلاعات مي‌گوييم، خوب است كه به‌زبان ساده و با ابزارهاي موجود، وجود و اثر و كاربري مفيد آن‌ها را نيز در رفتار و برنامه‌هاي رسانه‌اي ببينيم تا نگويند «شنيدن كي بود مانند ديدن؟!»

شماره خبر: 100872878862. يكشنبه 29 فروردين 1389 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100872878862

+ نوشته شده در  جمعه 10 اردیبهشت1389ساعت 10:17 AM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 275 نوروز 1389يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 275 كليک به تاریخ 881223 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت مراسم فكرتكاني است.

يادداشتي به استقبال بهار
مراسم فكرتكاني
محمود كريمي
1- روي كاناپه لميده‌ام و به منوهاي گوشي در دستم، سرك مي‌كشم. يادداشت‌هايم را مرور مي‌كنم كه فايل‌به‌فايل نام‌گذاري شده‌اند و ايده‌ها و نكته‌هاي مختلفي را در آن‌ها تايپ كرده‌ام؛ طرح‌هاي جديدي كه براي ترويج TRIZ، تفكر خلاق و نوآوري داريم، ايده‌هاي مناسب گفتگوهاي راديويي، سرفصل‌ها و آيتم‌هاي برنامه‌هاي تلويزيوني و سوژه‌هاي مرتبط با كليك. به اين فكر مي‌كنم كه در خلوت نوروز و هنگام ديدوبازديدها، بايد حواس جمع تولد ايده‌هاي جديد و كارهاي نو باشم، البته پس از سامان يافتن كارهاي از پيش تعريف‌شده.

2- نگاهي به سررسيد 1389 مي‌كنم كه هنوز صفحه‌هايش دست‌نويس نشده و كنار دستم، سالنامه 1388 را گذاشته‌ام. تاريخ‌ها و سالگردهايي مثل تولد و ازدواج و تاسيس شركت و موفقيت‌هاي دوستان و بستگان را در كنار روز تولد كليك! از صفحه‌هاي سررسيد امسال به سالنامه 89 و اطلاعات افراد گوشي‌ام وارد مي‌كنم. در ديد و بازديدهاي نوروزي، به علاقه‌هاي آنها توجه مي‌كنم تا از اول سال بدانم وقتي Reminder سر و صدا كرد و تولدي را به‌ياد آورد، چه كادويي برايشان بگيرم.

3- پيش از سال نو، پس از برگزاري مراسم چند روزه خانه‌تكاني، مقدمات مراسم فكرتكاني را مهيا مي‌كنم؛ لپ‌تاپ تكاني، پشتيبان‌گيري، فلش پاك‌كني، فولدرسازي، فايل جابه‌جاكني و ... تا برسم به مغزي كه بايد يك سال ديگر هم كار كند. اگر هنوز سلول‌هاي خاكستري‌ام سالم باشند، بايد براي كار كشيدن از آن‌ها، داروندار حافظه را مرتب كنم و بگذارم تا حد امكان، فضاي كافي روي هارد باشد و رم خالي، آماده پردازش فكرهاي جديد.

4- براي كمتر آدرس‌ پرسيدن و دنبال خيابان گشتن‌ها هم ترجيح مي‌دهم نشاني دوست و آشنا را روي نقشه گوشي پرچم‌كوب كنم. راهبري تا رسيدن به جاهايي كه براي بار اول مي‌روم و ميزبان‌هاي نومنزل را هم به مسيرياب مي‌سپارم. كاش ارسال و دريافت MMS براي همه فعال بود و نقشه داشتند. اين‌طوري مي‌شد به‌جاي دنبال آدرس گشتن و نشاني گفتن، آدرس‌ها را با پيامك چندرسانه‌اي ارسال كرد. بعد هم مسيرها و تقسيم‌بندي منطقه‌اي ديد و بازديدها را روي نقشه تلفن همراه مرور كرد.

5- بنا دارم چند روزي، اجازه دهم فن مغزم استراحت كند. بهتر است چند روزي در برابر سرك كشيدن به وب، تبادل ايميل و حتي بحث‌هاي كاري وسط ميهماني‌ها، مقاومت كنم. زندگي به‌جز كار كردن، چيزهاي ديگري هم دارد؛ مثل آجيل، احوالپرسي، ديدن بزرگتر‌ها، كوچكترها، مسافرت و ... اما نمي‌توان از اين مجال براي تصميم‌هاي جدي در مورد «كار‌هايي كه نبايد در سال پيش رو انجام داد» گذشت. اين‌‌ها از نظر من، مهم‌تر از كارهايي هستند كه بايد انجام شوند.

6- آخر گپ‌ها و تحليل‌ها، مي‌پرسيد: بوي بهبود ز اوضاع جهان مي‌شنوي؟ و در مورد وجود اين بو، مفهوم بهبود و محدوده مد نظرش از جهان و كيفيت بويايي شامه حرف مي‌زديم. دور زمين و گردش روزگار، بوي بهار را آورده‌اند. درست از وسط و نه كنار سالي عجيب و غريب و تاريخي گذر كرده‌ايم. از او كه قلب قلوب مي‌كند و تدبير روز و شام و تحول حال و احوال‌، بخواهيم كه آرزوي بهترين شدن روزگار همه را برآورده كند.

شماره خبر: 100869853804. يكشنبه 23 اسفند 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100869853804

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت 1:38 AM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 271يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 271 كليک به تاریخ 881125 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت تا به كي چنين خرامان است.


جايگاه خدمات بانكداري الكترونيكي در كشور
تا ‌‌به‌ كي چنين خرامان؟
محمود كريمي
ساده‌ترين قابليت‌هاي فناوري اطلاعات مي‌تواند ما را در ارائه خدمات سازماني چابك كند. جاري شدن خدمت پيامك در تلفن‌هاي همراه، فراتر از ارسال و دريافت فوري يك پيام، امكان‌پذيري انواع ثبت‌نام‌ها، آمارگيري‌ها و استعلام‌ها را فراهم كرد. در خانواده خدمات بانكي نيز دريافت موجودي حساب بانكي، انتقال وجه، پرداخت قبض و شارژ اعتبار تلفن همراه از جمله شدني‌هاي امروز بانك‌هاي ما هستند.

بانك‌هاي ايراني ميليون‌ها تومان هزينه تبليغ مي‌كنند تا به ما «مشتريان محترم» بگويند كه خدمات بانكداري الكترونيكي را نيز ارائه مي‌دهند. اينكه خدمات موضوع تبليغ، چقدر ابتدايي است يا نوآورانه، موضوع يادداشتي مستقل است؛ اما اين كه ما مشتريان چقدر با اين خدمات همراه مي‌شويم، بهانه اين يادداشت.

براي اين يادداشت، كنجكاوانه از خدمات اينترنتي بانك‌هاي مختلف قديمي، تازه‌تاسيس، دولتي، نيمه‌دولتي و خصوصي سراغ گرفته شد. همين‌طور از كساني كه مشتري حرفه‌اي اين خدمات بانكي هستند و نيز متصديان بانكي ارائه‌دهنده اين خدمات در خط مقدم رويارويي با مشتري نيز، پرس‌وجو شد.

تصوير 
تزئيني مطلب كليكبراي ايجاد حساب الكترونيكي و اينترنتي يا دسترسي اينترنتي به حساب‌هاي خود در بانك‌ها، يك مسير مشخص و همسان وجود ندارد. يك‌جا همان ابتدا به شما اطلاعات مي‌دهند و مي‌گويند كه چرا و چگونه مي‌توانيد حسابتان را اينترنتي هم داشته باشيد، جايي پس از گلايه ما، مي‌شنويم كه «شما نپرسيديد يا نخواستيد وگرنه ما راهنمايي‌تان مي‌كرديم». در يك بانك شما بايد حتما به شعبه افتتاح حساب خود مراجعه كنيد و در ديگري، همه شعبه‌ها پذيرايتان هستند. يك جا فقط مي‌توانيد موجود‌ي‌ و صورت‌حساب را در دسترسي اينترنتي بگيريد و در بانكي، همه خدمات بانكي شعبه در اينترنت هم برقرار است. در يك بانك، به شما دستگاه رمزياب سفارشي و ساخت چين مي‌فروشند تا بتوانيد رمز تصادفي ورود به صفحه اينترنتي حساب‌تان را داشته باشيد. جاي ديگر، فقط كلمه كاربري و رمز عبور را وارد مي‌كنيد، مثل ورود به صندوق الكترونيكي ايميل‌هايتان. جايي، فقط بلافاصله پس از واريز يك حواله به شما فايل يا نسخه چاپ رسيد را مي‌دهد، جايي ديگر هر زمان اين امكان فراهم است.

خلاصه اينكه بايد متناسب با آن‌چه هر بانك در شرايط خدمات اينترنتي خودش تعريف كرده، سازمان را كوك كنيم و از Interfaceهاي برقرار بهره بگيريم. تبليغات هم همچنان به خرج خودمان، از تحول در نظام خدمت‌رساني بانكي آن هم از نوع اينترنتي‌اش سخن مي‌گويند.

به‌عنوان يك كاربر علاقه‌مند به داشتن نقش موثر در كاهش آلودگي هوا و گريزان از صف و انتظار در شعبه، همين‌طور كسي كه مشتاق بهره‌گيري از فناوري اطلاعات است، هنوز بايد دردسرهاي تحميل شرايط و كاستي‌هاي مشهود خدمات بانكي را پذيرا باشيم. شايد كه سيستم‌هاي بازخوردگيري ايجاد شوند و همان جا وقتي پاي سايت، مشغول كار بانكي اينترنتي هستيم، بتوانيم باگ‌هايي كه مي‌بينيم و نيازهايي كه انتظار داريم را ارسال كنيم و چند روز بعد هم بهبود آن‌ها را تحسين كنيم.

چرا كسي از ما كاربران، كمك رايگان و داوطلبانه نمي‌خواهد تا خدمات بانكي‌مان زودتر بهبود يابد و به حداقل‌هاي دنيا (كه با حداكثرش خيلي فاصله دارد) نزديك شويم؟ گاهي چنين استنباط مي‌شود كه با بريدن روبان افتتاح و اعلام گزارش راه‌اندازي يك خدمت ساده، كار تمام است.

خوشبختانه يا متاسفانه هنوز بسيارند خدمات الكترونيكي بانكي كه در دنيا آزموده شده‌اند و مي‌توانند گره‌گشاي بسياري از مساله‌ها و پاسخ‌گوي نيازهاي ما باشند. شايد زمان آن سر آمده باشد كه وقتي كاري به‌سادگي در فضاي وب شدني است، انجام ديرهنگام آن‌را پر سروصدا جشن بگيريم و مدال نوآوري بر گردنش بياويزيم. ساده‌ترين رويكرد، تلاش براي يكپارچه شدن و همسان يا سازگار كردن پروتكل‌هاي خدمات اينترنتي است. اگر نجنبيم دير مي‌شود و مساله‌هاي جديد دست‌وپاگير، ما مشتريان محترم را لاي گيره مي‌گذارند.

شماره خبر: 100867433088. يكشنبه 25 بهمن 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100867433088

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اسفند1388ساعت 7:6 PM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 270يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 270 كليک به تاریخ 881118 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت پا به پا تا ناكجا همراه من است.

به بهانه خدمات تازه تلفن‌هاي همراه
پا‌‌به‌پا تا ناكجا همراه‌من
Mahmoud Karimi
سيستم‌هاي هوشمند توسط انسان‌هاي خردمند متولد مي‌شوند تا بتوانند بخش‌هايي از كار توليد كننده خود و فعاليت‌هايي فراتر از آن را براي خلق بشر انجام دهند. حالا اين سيستم‌هاي هوشمند، در دستان ما خودنمايي مي‌كنند. بخشي از نيازهاي ما مدام همراهمان هستند. پاسخ به اين نيازها، از نزديك‌ترين فاصله ممكن يعني كف دست، پيامدش نفوذ به محدوده وفاداري مشتريان است.

اين ورود به گوشي‌هاي دستي يا »همراه«هاي ما، يكي از هدف‌هاي كليدي متخصصان مراكز تحقيق و توسعه دنياي الكترونيك است. انگار دنيا متوجه اهميت و مرز نامحدود عملكرد اين تلفن‌هاي سابق و دفتر كارهاي امروزي شده است. آن‌چه اين روزها به‌طور رسمي به جامعه ما نيز معرفي شده، مسيرياب است. محصولي فراتر از يك نقشه و داراي قابليت تعريف خدمات ارزش‌افزوده متنوع. آن هم نقشه‌هاي هندسي يا برداري ‌Curve‌ كه داراي جزئيات و لايه‌هاي چندگانه اطلاعات تعريف شده اند و نه تصويري و بيت‌نگاشت ‌.Bitmap پديده‌اي كه براي مردم نقشه‌خوان دنيا كارآمد است و براي ما شايد هنوز ناآشنا.

نگاهي به امروز و پرشي به آينده خواهيم داشت تا ببينيم چه هست و چه مي‌شود:

1. شهرهاي در حال توسعه، گذرهاي شهري پر پيچ‌وخم و مقصدهاي چندمسيره، در كنار سرعت گرفتن خودروها و تنگناهاي زماني مردمان پرمشغله، نياز سن‌ها و مشاغل مختلف به مسيرياب‌ها را نمود مي‌بخشد. در ادامه عملكرد درست و كم‌خطاي اين مسيرياب‌ها، مي‌توان جامه عمل پوشيدن روياي ديرينه راه‌پيمايي خودبه‌خود خودروها را بيشتر باور كرد.

2. مسيرياب‌هاي امروزي كه يك جفت صداي زنانه و مردانه برايشان تعريف شده، مي‌توانند در آينده‌اي نزديك، صداي هر يك از عزيزان ما را به‌عنوان الگو بپذيرند و به همه واژگان خود تعميم دهند.

تصور كنيم كه در خيابان‌هاي شهر با صداي عمه مهربان يا دوست سفركرده خود راهنمايي شويم! شايد هم صدايي آشنا از يك گوينده راديو يا بازيگر محبوب قابل انتخاب باشد. از صداي لهجه‌دار و بومي هم نبايد غافل شويم كه مي‌تواند اهالي علاقه‌مند شهر و ديار مشتاق به گفت و شنود به زبان محلي را راضي‌تر كند.

3. همين حالا مي‌شود مهمان‌ها را با يك ‌MMS‌ حاوي نشاني پستي منزل، براي تولد يا شب‌نشيني خانوادگي دعوت كرد يا محل يك جلسه كاري را به مدعوين اطلاع داد. در آينده شايد زبان آدرسي‌دهي ما ‌4534؛35"E2615؛51N‌ باشد و روي كارت ويزيت‌ها وب‌سايت‌ها، نشاني اين‌گونه درج شود.

4. اگر بشود كه در كنار فهرست موجود نام مسجدها، هتل‌ها، رستوران‌ها، پاركينگ‌ها، مراكز دولتي، سينماها و فضاهاي تفريحي و ... اين مسيرياب‌ها، فيلم‌هاي در حال نمايش، برنامه در حال برگزاري، مجلس شادي و ختم، خدمات جاري و تعداد صندلي‌هاي خالي و ... را هم ديد، كار راحت‌تر مي‌شود. شايد هم منوي رستوران با امتيازهاي كسب شده از سوي آن‌ها كه پيشتر غذايي را خورده‌اند، ما را در تصميم‌گيري كمك كند.

آرزوهاي ما بسيار دور و دراز است و برنامه‌بنگاه‌هاي فعال در بازار نيز بلندمدت. اين حركت پابه‌پاي فناوري و محصولات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري آن با نيازهاي ما و پيشي گرفتن گاه‌وبي‌گاه آن، معلوم نيست كه تا كجا و كي ادامه مي‌يابد؟ آن چه واضح است، نيازهاي فرهنگ‌سازي براي تشخيص و انتخاب مردمان و كاربران است. همان‌ها كه گاه از فناوري واهمه دارند و گاه شيفته ظاهر آن مي‌شوند.

شماره خبر: 100866834107. يكشنبه 18 بهمن 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100866834107

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 6:51 PM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 268يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 268 كليک به تاریخ 881104 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت از شير مرغ تا جوراب دايناسور  است.

«جستجو» كار مهمي است و وقتي ندانيم چي كجاست، انجامش گريزناپذير است. براي گشتن، بسياري اول سراغ گم‌گشته خود را از گوگل مي‌گيرند. گوگلي كه شهره عام است، اما لزوما بهترين نيست و تضميني براي رسيدن ما به جواب دلخواه ندارد. رقيبان اين موتور بين‌المللي پرسرعت هم از روزنه‌هاي نياز كاربران راه‌هاي نفوذ خود را مي‌يابند. ‌Bing.com‌ و موتورهاي ديگر، شروع به عرض اندام كرده‌اند. اين موتورها تلاش مي‌كنند تعداد گزينه‌ها و احتمال وجود خواسته ما در ميان آن‌ها را بالا ‌برند.

Mahmoud Karimiبه واسطه برگزاري هفتمين كنفرانس بين‌المللي مديريت و حضور در كارگاهي با نام استراتژي‌هاي جستجو در اينترنت كه توسط آقاي مصطفي انوشه برگزار شد، مجالي يافتم تا آموخته‌هاي مرتبط در زمينه استراتژي‌هاي جستجو را به روز كنم. برخي از نكته‌هاي طرح شده جاي درنگ دارند:

1– بين يافته‌هاي جستجو در موتوري مثل گوگل توسط كاربري در ايران و كاربري از جايي ديگر در دنيا، تفاوت وجود دارد. اين تفاوت‌گاه در حد چند صد هزار يافته بيشتر است. حتي اگر صفحه جستجوگرمان روي زبان فارسي تنظيم شده باشد يا نه، يافته‌هاي جستجوي يك واژه انگليسي متفاوت است.

2– جستجوهاي مفهومي توسط موتورهاي گمنام‌تري مانند ‌wolframalpha.com‌ كه خواسته كاربر را مي‌فهمند و در پي معنا مي‌گردند و حتي معادله‌هاي پيچيده رياضي را حل مي‌كنند و با درج نام دو شركت يا شهر يا كشور يا دانشگاه را با هم مقايسه مي‌كنند، با آن‌ها كه وب را فقط براي واژه ذكر شده مي‌جويند نتيجه‌هاي مطلوب‌تري برايمان در پي دارد.

3– آشنايي بسياري از ما با موتورهاي جستجو تنها در حد كوتيشن زدن سر و ته واژه‌ها است و يكي دو عملگر مانند + و يا: را فرا خواندن. ابزارها و ‌Option‌هاي موتورهايي مانند گوگل معروف، سرعت و دقت ما را در يافتن نتيجه مورد انتظار بسيار بالا مي‌برند.

4– آن چه در جستجوهايمان مي‌يابيم، از ميان چيزهايي است كه در دنياي وب، در دسترس ما قرار داده‌اند. بسيارند چيزهايي كه براي داشتن و خواندن و مرورشان، نياز به مجوز ورود و رمز داريم. وقتي مي‌گرديم و نمي‌يابيم، يعني ممكن است جلوي چشم نباشد. پس بايد جورهايي ديگري بگرديم.

5– وقتي با فشردن كليد دربازكن خودرو توسط كنترل از راه دور، در باز نمي‌شود، با محكم‌تر يا چند بار فشردن كليد هم احتمالا در باز نمي‌شود! چيزهايي بايد اين ميان كنترل شوند تا بفهميم چرا اين فرستنده و آن گيرنده حرف هم را درست نمي‌فهمند. در گشتن‌هاي وبي، معمولا خطاي من كاربر است كه باعث مي‌شود نتيجه يافته‌ها در 3 صفحه اول جستجو نباشد.

6– كم‌كم موتورهاي جستجو مي‌توانند از شير مرغ تا جوراب ديناسورها را بگردند! حتي شايد حدس بزنند كه چه چيزي كجاها ممكن است مخفي شده باشد. در اين روزگار از امروز تا آينده، نياز داريم بدانيم كه چه چيزي از كجا را، چطور پيدا كنيم. همين‌طور براي اين كه در جستجوها ديده يا ناديده شويم، كجا قرار بگيريم تا چطور پيدايمان ‌كنند.

7– هنوز هستند كساني كه موقع دادن ايميل‌شان آن را با ‌www‌ شروع مي‌كنند و در نشاني‌شان ‌@‌ وجود ندارد يا ‌dot‌ و پسوندها را نمي‌شناسند. براي رانندگي در وب، داشتن گواهينامه دانايي يكي از كمترين كارهايي است كه بايد انجام دهيم؛ اگر نه، تصادف و سردرگمي و هزار رخداد ديگر در اين بزرگراه و كوچه پس‌كوچه‌هايش جاري است. رانندگان حرفه‌اي وبگردي، از موتورهاي جستجو، حرفه‌اي استفاده مي‌كنند تا زودتر و درست به مقصد برسند.

شماره خبر: 100865622564. يكشنبه 04 بهمن 1388 - ساعت 19:00. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100865622564

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 11:11 AM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 265يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 265 كليک به تاریخ 881013 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت در نقش رابينسون كروزوئه  است.

كاربرد مسيرياب‌هاي ماهواره‌اي در زندگي معاصر
در نقش رابينسون كروزوئه
 
نه در همه جاي دنيا، اما در كشورهايي كه زمان مهم است، شما بدون نقشه، آدمي سرگردان فرض مي‌شويد. نقشه در دست داشتن يعني تلاش آگاهانه براي يافتن مقصدي كه مي‌دانيم وجود دارد اما دنبال كجايي و چگونگي دسترسي به آن هستيم.
محمود كريمي Mahmoud Karimiتعداد پرسش‌هاي يك غريبه را در جايي كه نقشه وجود دارد با جايي كه نقشه‌اي در كار نيست مي‌توان مقايسه كرد. انتخاب با ما است كه اندك بپرسيم و به‌جا، يا بسيار و از همه كس. اين خواندن مختص نقشه نيست، توان خواندن يك نمودار، شكل يا تصوير و تحليل اطلاعات آن از جمله چيزهايي است كه در آموزش‌هاي مدرسه و دانشگاه نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد. اگر تجربه آزمون‌هاي بين‌المللي سنجش دانش يا مهارت‌ را داشته باشيم مي‌توانيم نمونه‌هاي اين‌چنيني را برشماريم. براي مثال مي‌توان به آزمون IELTS زبان انگليسي اشاره كرد كه در آن، خواندن، درك و تشريح نمودار و جدول اهميت دارد. استاد فقيد ما دكتر محمدحسين سليمي كه نامش با دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ پيوند به‌ياد ماندني خورده است مي‌گفت براي اين كه هر نوشته‌اي را خوب بفهميد، آن را به يك نمودار تبديل كنيد؛ حتي كتاب‌هاي داستان و رمان‌ها را. او براي نگارش يك مقاله، اول نقشه محتوا را روي كاغذ مي‌آورد و بعد آن را بخش‌بخش مي‌ساخت و مي‌نوشت.

اين روزها كه نقشه‌ها و مسيرياب‌ها به بازار ايران آمده‌اند و با داشتن يك گوشي همراه، ما را با صوت و تصوير در يافتن مقصد و رسيدن به آن راهنمايي مي‌كنند، نقشه‌داري و نقشه‌خواني اهميتي خاص‌تر مي‌بايد. پيشتر سخن از ضرورت داشتن نقشه بود و كمكي كه به ما مي‌كند و حالا با داشتن ساده و رايگان نقشه‌ها روي تلفن‌هاي همراهمان، توان خواندن نقشه و كار با مسيرياب‌ها اهميت مي‌يابد. دوستي مي‌گفت تصور كنيم كه رابينسون كروزوئه يا كريستف كلمب از اين گوشي‌هاي امروزي ‌داشتند و نقشه دنيا و شهرها و دريا و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك هم در آن بود. چه مي‌شد و چه مي‌كردند؟ و مي‌توان ادامه داد كه هر يك از ما در دنياي امروز مثل يك كريستف كلمب يا رابينسون كروزوئه باشيم؛ دنبال چه و كجا مي‌گرديم و چطور آن را مي‌يابيم و بدان مي‌رسيم؟

حجم اطلاعات دنيا و شيوه‌هاي ارايه آن به حدي دگرگون شده است كه نياز داريم به‌جاي خواندن صدها صفحه متن، به نمودارها و شكل‌ها و نقشه‌ها رجوع كنيم. مرور كردن يك وب‌سايت و گشتن در آن براي يافتن چيزي كه مي‌خواهيم با پرسه زدن در آن ساده‌تر است يا نگاهي به نقشه سايت و فهرست محتوا؟ اين‌روزها نقشه‌خواني و پيدا كردن موقعيت به ايستگاه‌هاي اتوبوس و محيط‌هاي شهري هم تسري يافته است. با نقشه‌هاي راحت‌تر و آگاهانه‌تر به مقصد خود مي‌رسيم.

شماره خبر: 100863808884. يكشنبه 13 دي 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100863808884

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 8:33 AM  توسط   | 

روي جلد كليك 256يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 256 كليک به تاریخ 880726 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت آل ارقام است.

به بهانه برگزاري جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال
آل ارقام
 
اگر همه عدد و رقم‌هاي مرتبط با آخرين رخداد ديجيتالي كشورمان را كنار بگذاريم، گزارش برگزاري آن را مي‌توان در اين جمله خلاصه كرد: «جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال برگزار شد!» اما در اين ميان چند نكته قابل اشاره است:

1. بين‌المللي بودن:‌ ‌برگزاري «اولين» و تاكيد بر «بين‌المللي» بودن، از چيزهايي است كه ما در بسياري از رخدادهاي جمعي خود بر آن اصرار مي‌ورزيم. اين‌جا نيز نياز است تا منظور برگزاركنندگان را از بين‌المللي بودن جشنواره جويا شويم. آيا وجود دست‌كم يك غرفه از يك كشور خارجي و داشتن وب‌سايتي با 2زبان كافي است؟ البته در طول سال‌هاي گذشته موردهاي اين‌چنين كم نبوده‌اند.

2. كپي‌رايت:‌ ‌هر بار كه گزارشي همراه با عدد و رقم‌ مي‌شنوم، با خود به مجموعه‌اي از عددها فكر مي‌كنم. اگر به‌عنوان فرد بي‌طرف بخواهيم از همين ماجرا گزارشي آماري تهيه كنيم، چه‌ عددهايي را جستجو مي‌كنيم؟ اگر عددها را در قالب نموداري مرتبط سر و شكل دهيم، چه تحليلي مي‌توان بر آن داشت؟ اگر قرار بر اين باشد كه با رعايت قانون كپي‌رايت چنين جشنواره‌اي را برگزار كنيم، چقدر هزينه دارد و چه تعداد غرفه و محصول امكان حضور ندارند؟ اگر قرار است صادرات حرفه‌اي و پويايي محصولات ديجيتالي داشته باشيم، با الزامات كپي‌رايت چه در توشه خود داريم؟

3. برگ برنده:‌ ‌وقتي براي بازديد به محل جشنواره رفتم، دنبال چيزهاي خاص مي‌گشتم. آن‌چه انتظار يافتن آن‌ها را در سطح بازارهاي كوچه و خيابان ندارم. حالا چشمانم را مي‌بندم و سعي مي‌كنم با دور كند، مشاهداتم را مرور كنم. دنبال چيزهاي خاصي مي‌گردم كه مرا ناچار به مكث و برشمردن آن چيزهاي خاص مي‌كنند. فكر مي‌كنيد چند مورد را مي‌توانم برايتان تعريف كنم؟

4. آموزش:‌ ‌توجه پررنگ برگزاركنندگان به آموزش جاي خرسندي دارد. برگزاري كارگاه‌هايي متعدد از ساعت‌هاي آغازين تا پاياني هر روز جشنواره با تنوع موضوع‌هاي تخصصي و عمومي كار ساده‌اي نيست. كميت و كيفيت اين آموزش‌ها جاي كارشناسي دارد، اما در مجالي خارج از حوصله اين يادداشت. تنها بايد يادآور شد كه ما در ايران مفهوم كارگاه را دچار تحول كرده‌ايم. خوشبختانه در ادبيات اهالي دنياي مجازي، ‌Tutorial‌ معنايي يگانه دارد. براي دست‌اندركاران حرفه‌اي آموزش نيز كارگاه ‌(Workshop)‌ چنين است. حالا اين كه ما عادت كرده‌ايم نشست‌هاي آموزشي را به‌عنوان كارگاه بشناسيم، نياز به ريشه‌يابي دارد. يكي از شرط‌هاي برگزاري كارگاه، تعامل دو سويه مدرس و فراگير و مجال دادن به ايشان براي تمرين و ارايه يافته‌هاست. به همين دليل حرفه‌اي‌هاي آموزش، يك كارگاه آموزشي مؤثر را براي جمعي بيش از 10 تا 15 فراگير توصيه نمي‌كنند. وقتي از اين تمايزها چشم‌پوشي كنيم، وارد طيف سخنراني و رويكردهاي يك‌طرفه آموزش شده‌ايم كه به آن‌ها كارگاه نمي‌گوييم.

با همه اين احوال، بايد هر دو نيمه پر و خالي ليوان را درست نگاه كرد. بايد تخصيص بودجه براي اطلاع‌رساني مفصل جشنواره از طريق رسانه‌هاي متنوع را به فال نيك گرفت.

شايسته است از تلاش فيزيكي و فكري همه دست‌اندركاران اين جشنواره قدرداني كرد. اين كه انتظار كار بي‌عيب و نقص داشته باشيم، خوب است و اين كه اشكال‌هاي كار پيشين خود را تكرار كنيم، بد. چاره‌اي نداريم جز اين كه به جشنواره بعدي اميدوار باشيم و تلاش كنيم كه نقش مستقيم و غيرمستقيم خود در برگزاري بهتر آن را به خوبي ايفا كنيم. خوب است كه نگاهي هم به جشنواره‌هاي رسانه‌اي ديجيتالي گوشه و كنار دنيا بيندازيم و حركت‌مان را با صلاح‌ديدهاي كارشناسي و تخصصي خودمان، سمت و سويي اثربخش دهيم. جز اين رويكرد، خانداني مي‌شويم كه تنها گزارش‌ عدد و رقم‌ها ما را از مسير دور مي‌كند. ظريفي مي‌گفت: «سخت نگيريد، ديجيتال همان «ديجيت آل» است. براي درك درست بايد دو زبانه ترجمه‌اش كنيد. اين‌طور راحت مي‌شويد.»

شماره خبر: 100920311724. يكشنبه 26 مهر 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100920311724

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 11:11 PM  توسط   | 

جلد كليك شماره 246يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 246 كليک به تاریخ 880511 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت توشه ديجيتالي مسافران خانه خدا است.

1. سال‌ها است كه مردمان عرب لباس‌هاي سفيد بلندي به نام «دشداشه» مي‌پوشند. دشداشه‌ها كمتر از ده هزار تومان تا چند صد هزار تومان قيمت دارند. تلفن همراه بي‌توجه به آداب و رسوم و سنت‌هاي مردمان دنيا و حتي با ناديده گرفتن پوشش آن‌ها، وسيله‌اي همراه همه مردم شده است. در جيب‌هاي كناري دشداشه‌هاي امروزي جايي مستقل براي گوشي تلفن مي‌دوزند تا اين همراه در جيب لباس سرگردان نباشد. كمتر مسلماني را در سفرهاي عمره و تمتع مي‌بينيمكه مشغول مكالمه يا عكاسي و تصويربرداري نباشد. گفتگو از چند قدمي خانه خدا با عزيزترين‌هاي انسان، حال و احوالي ديگر دارد. حتي سكوت زائر و انتقال صداي نجواي مردم در حال طواف، شنيدني است.

2. تا چند سال قبل، مراقبت‌هاي جدي تعريف‌شده براي عكسبرداري نكردن مردم از اماكن ديني و تاريخي در عربستان سعودي، با كنترل دوربين‌هايي كه دست مردم هستند، كار دشواري به‌شمار نمي‌آمد. مراقبان حرم در مدينه و مكه مي‌گفتند از زماني كه تلفن همراه رايج شده، عملا نمي‌دانند چطور مراقبت كنند تا كسي عكس يا فيلم نگيرد و كم‌توان شده‌اند. ايشان مي‌دانند كه دور از چشم مراقب آن‌ها و با وجود دوربين‌هاي مداربسته‌متعدد و داراي پوشش كامل محيط، مسلمانان با خود سوغاتي‌هاي تصويري مي‌برند.

3. در حج تمتع سال گذشته، تعدادي از خبرنگاران ايراني خارج از مدينه، با خطاي سهوي راننده از مسير خود منحرف مي‌شوند. چند دقيقه‌اي جاده را به اشتباه دنبال مي‌كنند و بعد مي‌ايستند تا گروهي بيايند و راه را نشانشان دهند. در دقايق انتظار در بيابان، لپ‌تاپ را روشن مي‌كنند و با ناباوري مي‌ببيند كه زير پوشش شبكه اينترنت بي‌سيم مدينه هستند. عكس‌هايي كه گرفته‌اند را در همان فاصله به تهران ايميل مي‌كنند تا روي سايت خبرگزاري برود و براي چاپ روزنامه مورد استفاده قرار گيرد.

4. سازمان حج و زيارت نسبت به نفوذ اينترنت و بهره‌گيري از راهكارهاي ديجيتالي، بي‌تفاوت نبوده است. از كتاب الكترونيكي تا فايل‌هاي صوتي و عكس‌هاي 360 درجه ديدني و فايل‌ها و نرم‌افزارهاي قابل نصب روي تلفن‌هاي همراه، همه و همه را مي‌توان از پايگاه حج www.haj.ir‌ دريافت كرد. چون آمار بازديدها تنها توسط مدير سايت قابل مشاهده است، نمي‌دانيم آمارها‌ با ما چه مي‌گويند! چند بازديد از كدام نقاط ايران و دنيا، چند بار دانلود فايل و در چه روال زماني مراجعه به صفحه‌ها انجام شده و مي‌شود. اين اطلاعات، همه و همه داراي معنا هستند.

5. امور حج و زيارت سازمان صدا و سيما وب‌سايتي با نام «لبيك» به نشاني www.labbaik.ir‌ دارد. اين پايگاه اينترنتي محتواي خود را به 8 زبان فارسي، عربي، اردو، انگليسي، فرانسه، اسپانيايي، آلماني و تركي براي بازديدكنندگان تدارك كرده است. براي آن‌ها كه خود را مخاطب «اقرأC» مي‌دانند و علاقه‌مند هستند پيش از سفر يا پس از آن، در مورد حج داناتر شوند، محتواي مفيد خواندني، ديدني و شنيدني در اين وب‌سايت وجود دارد. بخش غني نرم‌افزارهاي تلفن همراه و بخش پخش زنده صبح و عصر هم در اين سايت شايسته معرفي هستند.

6. كاش در نشست‌هاي آمادگي پيش از سفر، مديران و روحاني‌هاي كاروان‌‌ها زائران را به بازديد از اين وب‌سايت‌ها توصيه كنند و لازم است خودشان هم كنكاشي در آن كرده باشند. چه خوب است رد و بدل شدن فايل‌هاي مفيد و مناسب چنين سفرهايي توسط بلوتوث، جزو عادت‌هاي زائران شود. به‌جز استفاده‌هاي شخصي زائر، هر يك از مسافران سرزمين وحي و نبوت، مي‌توانند سفيري باشند براي تبادل‌هاي فرهنگي آئيني و ترويج چنين مفاهيمي با ديگر مسلمان‌هاي دنيا. در روزهاي سفر به مدينه و مكه و همنشيني با ديگر مسلمانان، نياز به داشتن چيزي كه بشود به‌زبان غيرفارسي ديد و شنيد بيشتر حس مي‌شود.

شماره خبر: 100913657843. يكشنبه 11 مرداد 1388 - ساعت  21:12. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100913657843

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 9:40 AM  توسط   | 

يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 242 كليک به تاریخ 880414 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت بود و نبود رسانه‌اي به نام موبايل است.

1. خيلي تفاوتي ندارد كه آن را به‌عنوان يك رسانه بپذيريم يا نه! چندان مهم نيست كه مردم آن را با تعريف‌هاي علمي رسانه سازگار بدانند يا خير! اين گوشي‌هايي كه دست ما است، نقش‌هاي مختلف يك رسانه را برايمان بازي مي‌كنند و گاهي تنها رفيق خلوت ما هستند و نزديك‌تر از اعضاي خانواده و دوستان.

2. در جلسه‌اي كاري در دفتر مديركل روابط عمومي قرار بود در مورد طراحي گرافيك تمبري مرتبط با يك رخداد ملي، تصميم‌گيري شود تا پس از تاييد آقاي وزير به‌چاپ برسد. نسخه‌اي از طرح نهايي را روي كاغذ ‌4A‌ چاپ كرده بودند و در مورد كار صحبت مي‌شد. پرسيدم قطع كار نهايي چيست؟ گفتند به اندازه يك تمبر استاندارد! خواهش كردم نمونه‌اي از تمبري با ابعاد مشابه را بياورند. تمبر را نگاه كرديم و كاغذ چاپ شده را نيز. از دوستان سؤال شد كه آيا به نظرشان، همه اين جزئيات قابل مشاهده روي كاغذ ‌4A‌ و نوشته‌هاي ريز روي آن، پس از چاپ در ابعاد تمبر، خوانده مي‌شود؟ اندازه نمايشگرهاي تلفن همراه، مشخص است و با نمايشگرهاي روي ميز برابري نمي‌كند. نمي‌شود كه كاري را روي مانيتور ببينيم و فقط با تبديل آن به مثلا ‌gp3‌ فكر كنيم كه مناسب تماشا روي موبايل شد. اين رسانه جديد، ويژگي‌هاي متفاوتي دارد كه بايد قبل از طراحي بدان فكر كرد.

3. روي نيمكتي كنار پياده‌روي پارك نياوران با يكي از هنرپيشه‌هاي معروف سينما مشغول گفتگو در مورد داستان سكانس بعدي يك فيلم تلويزيوني بوديم ـ موضوع محوري آن تفكر خلاق است و هنوز پخش نشده ـ ناگهان دستش را بالا آورد و با فاصله‌اي جلوي صورتش گرفت تا مانع آن شود كه عابري كنجكاو و ايستاده در كنار ديواره ساختمان روبه‌رو و در فاصله‌اي نه چندان نزديك، با تلفن همراهش عكس يا فيلمي ثبت كند. مي‌گفت كاش مردم مي‌پذيرفتند كه ما به همه‌شان علاقه‌منديم و دوستشان داريم و براي همين مردم كار مي‌كنيم، اما اين عكس و فيلم گرفتن‌هاي يواشكي وقتي با نارضايتي من همراه است، به دست در جيب ديگران كردن مي‌ماند. مگر نه اين است كه براي ورود به حريم خصوصي ديگران لااقل بايد اجازه گرفت. همه يكي از ابزارهاي رسانه‌اي را در دست داريم بي‌آن كه بدانيم كجاها مفيد و كجاها بُرنده است.

4. «يك لحظه هم اين تلفن از دستش نمي‌افتد و همش چشم به اين بازي دارد.» تابستان رسيده و بچه‌ها براي گذرانيدن اوقات فراغتشان، موبايل به دست، ‌PSP‌ در بغل يا چشم به مانيتور هستند. اين كه چشم از نمايشگرهاي امروزي برنداريم و نگاهي به زمين آماده براي بازي‌هاي خاطره‌انگيزي مانند گانيه و لي‌لي و وسطي و خاله‌بازي نداشته باشيم، حتما خوب نيست. حتي اگر در اين زمانه عوض شده، همه چيز نسخه ديجيتالي داشته باشد. اين هم خوب نيست كه بچه‌ها را از «گيم‌بازي» باز داريم بي‌آن‌كه فكري به حال علاقه‌هاشان كنيم. ‌ ‌

كاش شركت‌هاي بزرگ توليدكننده تلفن همراه، بازي‌هايي با محوريت تفكر خلاق و داراي چاشني‌هاي آموزش غيرمستقيم مهارت‌هاي مختلف زندگي را مي‌آوردند و به قالب‌هاي تلفن همراه مي‌بردند تا اشتياق بازي با يادگيري همراه شود. هم بزرگترها و هم كوچكترها اهل بازي هستند، اما اين وقت طلا حيف است كه فقط به سرگرمي‌هاي بي‌هدف (يا كشت و كشتارهاي ديجيتال) بگذرد. اگر مشتري مهم باشد چاره‌اي جز درك همه خواسته‌هاي دانشي، فرهنگي و انگيزشي او نيست، چرا كه رقباي ديگر براي مشتريان ناراضي ما آغوشي باز دارند.

شماره خبر: 100911237511. يكشنبه 14 تير 1388 - ساعت 18:08. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100911237511

+ نوشته شده در  جمعه 26 تیر1388ساعت 12:16 PM  توسط   | 

روي جلد كليك 880407يادداشتي كه در صفحه 2 شماره ۲۳۷ كليک به تاریخ ۸۸۰۴۰۷  چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت در پی نام‌ها و نشان‌ها است.

 در پي نام‌ها و نشاني‌ها

يك.‌ ‌در روزگاري زندگي مي‌كنيم كه سازمان‌ها پز وب‌سايت داشتن مي‌دهند و برخي نيز تلاش دارند تا آگاهانه ابزارهاي دنياي وب را در خدمت برآوردن نيازهاي مشتريان سازماني‌شان به‌كار گيرند. سازماني دولتي را سراغ دارم كه ماموريتش توسعه تجارت ايران است و بايد به صادركنندگان و واردكنندگان خدمات مورد نيازشان را ارايه دهد. مديران ارشد اين سازمان، در دو سه سال اخير، همت گمارده‌اند تا جريان شفاف اطلاعات تجاري را از طريق فضاي وب برقرار كنند. حتي بالاترين مقام اين سازمان گزارش‌هاي رسمي خود به مديران بالادست يا هم‌ترازش را از طريق وب‌سايت رسمي سازمانش انجام مي‌دهد. بسياري از مشتريانشان بدون مراجعه حضوري نيازهايشان (و حتي فراتر از آن را) روي وب‌مي‌يابند. به‌گمانم مديران اين سازمان مي‌دانند كه اگر جايي دسترسي كابلي به وب نبود، تلفن‌هاي همراهشان مي‌تواند آن‌ها را به منابعي كه روي وب‌گذاشته‌اند برساند، اگر ‌GPRS‌‌روي گوشي‌شان فعال باشد، يا اينترنت بي‌سيم دور و برشان پيدا شود. ‌ ‌ قضاوت در مورد اندك يا بسيار بودن اين نوع سازمان‌ها، با خوانندگان محترم كليك. اما چند پرسش ساده: آيا مديران سازمان‌هاي مختلف (دولتي يا غيردولتي) نشاني وبي مجموعه‌شان را مي‌دانند و مي‌توانند بنويسند؟ آيا خبر دارند كه در وب‌سايتشان چه‌ها قابل دسترسي است؟ تاريخ آخرين بازديد خودشان را به خاطر مي‌آورند؟

دو.‌ ‌سال‌ها از زماني كه درج ايميل روي كارت‌هاي ويزيت آغاز شد مي‌گذرد. مديران و كارشناسان همه (و شايد برخي) اين نشاني خود را به ديگران مي‌دهند. وقتي كارتي را در دستم مي‌گيرم، حتما به ايميل خانم يا آقاي محترمي كه با كارتش خود را به من معرفي مي‌كند، نگاهي مي‌اندازم تا مختصاتي نسبي از نوع تفكر و حرفه‌اي‌گري وي داشته باشم. اين كه نام فارسي شركتش را با ترجمه فينگليش با يك ياهو يا جي‌ميل دات‌كام همراه كرده باشد، يا ردي از نام و نام خانوادگي‌اش در ايميل ديده شود، اصراري بر دكتر يا مهندس بودنش در اين نشاني وبي كرده باشد يا نه و شاهدهاي ديگر، كمي پيش و بيش از آشنايي با صاحب كارت، او را به ما معرفي مي‌كند. ‌ ‌ مديران ارشد بسياري از سازمان‌هاي دولتي را مي‌شناسم كه ترجيح مي‌دهند با ايميل خود در ياهو يا جي‌ميل كار كنند، حتي آن‌ها كه روي كارت ويزيت‌شان و و‌ب‌سايت سازمانشان ايميل سازماني ذكر شده است. جالب اين كه از طريق ياهو و جي‌ميل اسناد و مدارك رسمي و دولتي را هم رد و بدل مي‌كنند و تصور دارند كه محيط امنِ امن است!

سه.‌ ‌برخي ارگان‌ها مدعي هستند كه همه اطلاعات مورد نياز مراجعان خود را روي وب گذاشته‌اند. راست هم مي‌گويند. نمونه‌اي را شاهد بودم كه داشتند بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها را اسكن مي‌كردند تا تصوير آن‌ها را روي وب‌بگذارند بي آن‌كه نسخه متني در كنارش قرار گيرد و در جستجوهاي وبي يافت شود. مسوولان محترم آن ارگان هم خوشحال بودند كه در حال خدمت‌رساني الكترونيكي هستند. ياد «به‌سراغ من اگر مي‌آييد، نرم و آهسته بياييد» سهراب سپهري افتادم و اين كه وقتي ما چيزي را روي وب مي‌گذاريم، ديده شدن و سرعت دسترسي به آن را فراموش نكنيم. وظيفه ما روي وب‌گذاشتن نيست، آن‌چه مشتري مي‌خواهد مهم‌تر است؛ البته شايد!

چهار.‌ ‌«ناچار شدم تغييرش دهم چون يك اسپم‌روبات بخش زبان‌هاي خارجي وب‌سايت را مورد حمله قرار داد. اگر راهكار مقابله را پيدا كنيم، دوباره امكان مشاهده و ترجمه آني سايت به 19 زبان‌مختلف را برقرار مي‌كنم.» اين بخشي از يادداشت دريافت شده از دكتر دني كاوالوچي است. اين يادداشت چند روز پس از چاپ مطلبي در همين ستون (يكشنبه 3 خرداد 1388) به دستمان رسيد. اين دانشيار دانشگاه استراسبورگ فرانسه در ادامه ذكر كرده كه بالا رفتن يك‌باره تعداد بازديدكنندگان ايراني سايت برايش عجيب بوده و ابراز اميدواري كرده تا ارتباط ايران و فرانسه در زمينه‌هاي علمي به واسطه علاقه‌هاي مشتركي مانند نوآوري نظام‌يافته يا ‌TRIZ‌ بيشتر شود. بازخورد دادن كار خوبي است، هميشه، و عادت كردن به آن بسيار پسنديده. از نيمه خالي ليوان گفتيم در حالي كه قدر قطره‌هاي موجود را هم مي‌دانيم. اما ليوان نيمه را بايد پر كرد تا عطش و تشنگي رفع شود.

شماره خبر: 100910643172. يكشنبه 07 تير 1388 - ساعت 22:04. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100910643172

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت 10:28 AM  توسط   | 

جلد كليك در شماره پنج سالگييادداشتي كه در صفحه 2 شماره ۲۳۷ كليك چاپ شد را در پنجمين سالگرد انتشار اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم مي‌خانيد. تيتر اين يادداشت نسخه اصلي با هولوگرام فرعي است.

 

 

 

نسخه‌اصلي با هولوگرام‌فرعي!
محمود كريميمحمود كريمي

‌به همين سادگي اتفاق مي‌افتد! اگر چه ماجرا پيچ‌وخم‌هاي مختلفي دارد كه سادگي، پس آن گم است.

قصه از اين قرار است: در تنگناي زماني به سرانجام رسانيدن يك پروژه آموزشي هستيم كه اتفاق رخ مي‌دهد. قوانين مورفي را كمتر مي‌توان با مثال‌‌هاي نقض زير سوال برد! و يكي از مهم‌ترين اين قانون‌ها اين است: «هميشه دقيقا وقتي انتظار چيزي را نداريم، رخ مي‌دهد!»

اجازه دهيد ماجرا از اول روايت شود: هيات مديره يكي از بانك‌هاي مهم كشور مصوب كرده‌اند كه براي دوره ارتقاي كارشناسان، آموزش‌هايي برگزار شود.

يكي از اين آموزش‌ها «رويكرد حل مساله» نام دارد. به‌عنوان همفكر در اجراي اين آموزش، براي اثربخشي محتواي آن، پيشنهاد و اصرار داريم كلاس و جزوه‌اي در كار نباشد. چرا كه فراگيران ما در همه جاي ايران و شعبه‌هاي مختلف بانك در استان‌ها پراكنده هستند و چند سرفصل ديگر آموزشي به همين عده به‌شكل حضوري ارائه مي‌شود. به رييس آموزش پيشنهاد طراحي و اجراي يك بسته چندرسانه‌اي (متن، قطعه‌فيلم‌هاي كوتاه و صدا) با موضوع تفكر حل مساله را مي‌دهيم و خوشبختانه موافقت مي‌شود. اين بسته مي‌تواند نقش معلم همراه كارشناسان را ايفا كند و آنها درس‌را بخش‌بخش و جدا از هم در ساعت‌هاي مختلف شبانه‌روز مرور كنند.

در تنگناي زماني ضبط بخش صوتي بسته آموزشي در استوديو هستيم. بايد تا همين آخر شب كار ضبط شود و شبانه تدوين و فردا برود بنشيند كنار ديگر فايل‌ها و فولدرها و تكثير گردد. مجال تكرار هم نداريم.

نرم‌افزار استوديويي كه ما در آن صدابرداري‌كار را انجام مي‌دهيم نسخه اوريجينال است و لايسنس دارد. كار را ضبط مي‌كنيم و خوشحال از نتيجه بيرون مي‌آييم.

صدابردار خسته نگاه‌مان مي‌كند و با تعجب مي‌گويد كه به دليل نامعلومي،‌تنظيمات سيستم خودبه‌خود و در فرايند مبهمي تغيير كرده و در نتيجه، كيفيت خروجي كار، پايين‌تر از استاندارد است. بخت با ما بود كه كيفيت صداي نهايي، در حد انتظار بود و كار ما قرار نبود كيفيت صوتي حرفه‌اي و بسيار بالايي مانند يك آلبوم موسيقي داشته باشد.

مسوول فني استوديو، سخت در فكر است تا ريشه مساله را بيابد. چند روز بعد، تلفني خبردار شدم كه زمان راه‌اندازي استوديو و حين دوره‌هاي به‌روزآوري نرم‌افزار، فكر همه چيز شده بود: سخت‌افزار و نرم‌افزار و آموزش‌هاي لازم تيم انساني استوديو و ... اما از روي عادت سال‌ها كار با كامپيوتر، به اين يكي كسي شك نكرده بود: اصل نبودن ويندوز! و پيامد ناشناخته آن كه اينجا خودش را نشان داد.

از اين جمله‌هاي تبليغاتي زياد ديده‌ايم: «نرم‌افزارهاي آفيس را فقط در بسته‌هاي اوريجينال داراي هولوگرام بهمان سيستم، خريداري كنيد.» يا «ويندوز‌نسخه اصل با لايسنس‌كدهاي رجيستر شده» و موارد مشابه فراوان كه همه دم از اعتبار مي‌زنند.

ويندوز به شما پيغام مي‌دهد كه امكان به‌روزآوري آنلاين وجود دارد. روي ‌Ok‌ كليك مي‌كنيد و بعد از نصب ‌Update‌ مدام پيام مي‌گيريد كه احتمالا ويندوز شما نسخه اصل نيست و شايد شما قرباني خريد يك نسخه تقلبي باشيد.

اگر قرار باشد با استانداردهاي كسب‌وكار رايج در دنيا كار كنيم و روزي به‌جد، قانون رعايت رايت و حمايت از حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان الزامي شود،‌آيا مي‌توان نسخه‌هاي كپي نرم‌افزارها را با يك برچسب و هولوگرام‌و بسته‌بندي چاپ داخل به مشتري داد؟ براي جايگزين اين همه كاسبي‌هاي كپي‌كاري چه خواهيم كرد؟ آيا كسي صد و چند دلار بابت ويندوز يا آفيس يا ديگر نرم‌افزارهاي ‌Crack‌ شده و گران‌تر مي‌پردازد؟

كليك، چند ساله شده است. اولين نوشته‌هاي من در اين ضميمه هفتگي پرخواننده جام‌جم،‌سال 1386 پيش روي شما قرار گرفت. چون شاهد تلاش براي امانت‌داري و ذكر منابع و تلاش براي آگاهي صحيح دادن به خوانندگان كليك بوده‌ام، اجازه دهيد تلاش براي سالم زندگي كردن و موثر بودن را از سوي شما هم به اهالي كليك تبريك بگويم. نمونه‌هاي مختلفي از استاد دانشگاه و مدير و كارشناس و معلم و دانشجو و كاسب و متخصص سراغ دارم كه يك‌شنبه‌ها روي پيشخوان كيوسك روزنامه‌فروشي كليك مي‌شوند.

شماره خبر: 100908220551. يكشنبه 10 خرداد 1388 - ساعت 20:18. اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100908220551

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 7:38 AM  توسط   | 

روي جلد كليك شماره 236

يادداشتي كه براي كليك نوشته‌ام و هفته گذشته به عنوان سرمقاله در صفحه دوم اين هفته‌نامه پرخواننده به چاپ رسيد را اينجا آورده‌ام. براي اين نوشته تيتر لباس وبي، بر تن ارتباطات را انتخاب كرديم.

 

 

 

 

لباس وبي، بر تن ارتباطات
 محمود كريمي‌‌
 
محمود كريمييك. 27 ارديبهشت روز «روابط عمومي و ارتباطات» نام دارد. تلاشگران اين حوزه هم از ديگران تبريك فراوان شنيدند و به يكديگر شادباش گفتند. اما حالا كه چند روزي از اين مناسبت مبارك مي‌گذرد، مي‌شود از زاويه‌اي ديگر هم به مقوله روابط عمومي و ارتباطات آن هم از نوع الكترونيكي نگاه كرد.

دو. سازمان‌هاي بسياري انعكاس فعاليت‌هاي خود روي فضاي وب را جدي گرفته‌اند. با مرور سر و شكل وب‌سايت‌هاي آنها هم مي‌توان رد الگوهاي مشابه و پورتال‌هاي كپي شده و بسته‌هاي از قبل سر‌و‌سامان‌يافته را ديد. جاي خوشحالي است كه «ارتباط با ما» و عنوان‌هاي مشابه از قلم نيفتاده و مي‌توان در وب برايشان پيام گذاشت. ‌

‌اما بايد از يك «اما»ي مهم نيز در اين زمينه نام برد: بيشتر پيام‌هايي كه براي روابط‌عمومي‌ها مي‌گذاريم بي‌پاسخ مي‌ماند و دريغ از يك بازخورد تك‌واژه‌اي! اين ادعا را به استناد محك‌هاي متعدد روي وب‌سايت‌هاي وزارتخانه‌اي، شركت ملي، سازمان دولتي، بانك و حتي سرويس‌دهندگان اينترنت روايت مي‌كنيم. در همه اين موارد هم درخواست شده بود كه اگر كسي اين پيام را ديد فقط براي اين كه فرستنده را خوشحال كند كه كسي پيامش را ديده، بازخوردي بدهد؛ كه نداد! حتي در يك مورد (دو سال پيش) مديركل حوزه رياستي معاون يكي از وزيران كه كار بين‌المللي انجام مي‌دهند، در پاسخ به پيام مستقيم ارسال شده براي آن معاون، نامه‌اي برايم فرستاد كه به پيوست آن پاسخ چاپ شده ايشان همراه بود ...

سه. دكتر دني كاوالوچي ‌Denis Cavallucci عضو هيات علمي دانشگاه استراسبورگ فرانسه INSA Strasbourg است. او به دانشجويان رشته‌هاي مختلف مهندسي، روش‌هاي علمي و تكنيك‌هاي تفكر خلاق و نوآوري را تدريس مي‌كند. از آنجا كه دانشجويان او از كشورهاي مختلف پذيرش شده‌اند، او براي مديريت ايشان و بهبود كيفي و كمي تدريسش، روشي ابتكاري را انتخاب كرده و هر كجاي دنيا كه باشد، نقش معلمي خود را براي دانشجويانش ايفا مي‌كند. وي مي‌گفت بچه‌ها هم مي‌دانند كه روز و ساعت تحويل پروژه و هر نوع تكليف ديگري روي سيستم ثبت مي‌شود و عذر و بهانه‌اي براي نديدن من و در دسترس نبودنم نيست. دكتر كاوالوچي براي ارتباط بهتر با جوان‌هاي دانشجو دانش وبي خود را بالاتر برده تا دانشجويان دانش تخصصي‌اش را هم باور كنند. وب‌سايت او به‌كمك مترجم همزمان گوگل طي چند ثانيه به 19 زبان ترجمه مي‌شود. اگر دانشجويي از ديگر زبان‌ها به كلاس‌هايش اضافه شود، آن زبان را هم در صورت امكان به ليست مي‌افزايد.

چهار. اين در شرايطي است كه هنوز در پي ارسال ايميل به بسياري از اعضاي هيات‌علمي دانشگاه‌هاي خودمان پاسخي دريافت نمي‌كنيم و مديران بسياري هم هستند كه يا ايميل ندارند يا نمي‌دانند چطور بايد آن را ارسال و دريافت كنند. وب‌سايت دكتر كاوالوچي مي‌تواند الگوي خوبي براي علاقه‌مندان دانشگاهي و مدرسه‌اي ما باشد: www.inventive-design.net

پنج. تا اين‌جا نيمه خالي ليوان روايت شد، نه به اين معنا كه نيمه پر را نمي‌بينيم. غرض اين است كه نيمه خالي ليوان را هم پر كنيم تا در دنياي ارتباطات و سازوكار روابط عمومي، تنها لباسي از جنس وب تن خود نكرده باشيم.

شماره خبر: 100907606358 . يكشنبه 03 خرداد 1388 - ساعت 20:28 . اصل مطلب در وب‌سايت جام‌جم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100907606358

+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 10:27 PM  توسط   | 

1. رسمي‌ترين مرجع كشور در زمينه ايجاد زيرساخت‌ها و توسعه فناوري اطلاعات و كاربردهاي آن، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات است. در كنار اين مرجع يا به موازات بخشي از فعاليت‌هاي آن شوراي عالي اطلاع‌رساني نيز مشغول به كار است. بخش‌هاي ديگري هم در فضاي كلان كشور ادعاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي در اين حوزه را دارند. در اين مجال قصد تحليل يا ارزيابي عملكرد اين دستگاه‌ها يا بررسي چند و چون آن‌ها را ندارم. واقعيت اين است كه همه اين‌ها «هستند».

2. در هفته دولت، شرايطي فراهم شد تا نزديك به 2ساعت رو در رو و بدون واسطه با دكتر محمد سليماني وزير ICT كشور گفتگويي بي‌پيرايه داشته باشم. آقاي وزير مهمان برنامه گفتگوي روز سه‌شنبه 5 شهريور راديو گفتگو بودند (ر.ك.(www.radiogoftegoo.ir: به‌جز بحث در مورد بخش‌هايي از رخدادهاي مخابراتي كشور، به زيرساخت‌ها و كاربري‌هاي اينترنت در كشور نيز پرداختيم؛ از پهناي باند گرفته تا گستره شبكه فيبر نوري و فيلترينگ سايت‌ها. يكي از نكات اين گفتگو ادعاي دكتر سليماني بود كه گفتند با اين شعار در وزارت ICT فعال هستيم كه: «در اين وزارتخانه، “نمي‌شود” نداريم».

3. هنوز بسياري از كارهاي ما بايد با مراجعه حضوري به دستگاه‌هاي مختلف دولتي و غيردولتي انجام شود. بخش‌هاي غيردولتي آگاه و علاقه‌مند هستند كه هر چه مي‌شود ساز و كارهاي اداري و اجرايي خود را به وب‌سايت‌ها و دسترسي‌هاي مجازي بسپارند، اما موانع زيرساختي و تعاملي با محدوديت‌هاي دسترسي و سرعت و ... در فضاي وب‌ كشور از جمله عوامل بازدارنده جدي ايشان به شمار مي‌آيد. از سوي ديگر بخش‌هاي دولتي، به جز ناآگاهي‌هايي كه درون سازمان‌هاي خود دارند عذرهاي قانوني و محدوديت‌هاي اجرايي را بهانه مي‌كنند. شواهد در اين زمينه كم نيستند و و كافي است سري بزنيم تا ببينيم تجربه و تخصص متوليان IT در دستگاه‌ها بازگو كننده چه حدي از  توان و دانش است. باور اين است كه جا براي توسعه خدمات تحت وب فراوان داريم مشروط بر اين كه نگاه‌مان سنتي نباشد و مدام «مي‌شود» يا «فعلا به صلاح نيست» را كنار بگذاريم و در پي «شدن» باشيم و «مي‌شود».

4. آقاي وزير در صحبت‌هاي خود گفتند كه هر كدام از دستگاه‌هاي اجرايي درخواستي در زمينه IT داشته باشند، وزارت  IcT توان پاسخ مثبت دادن را دارد. ايشان تاكيد داشتند كه مردم از متوليان بخش‌هاي مختلف بخواهند و بدانند كه ما خدمات مورد نياز را ارايه مي‌كنيم. از ايشان خواستم كه وكالت مردم را وزارت متبوع ايشان بپذيرد و اگر درخواست‌ها و انتظارات به روابط عمومي و وب‌سايتشان رسيد، موارد را در جلسه‌هاو ديدارهاي مختلفي كه با دستگاه‌هاي دولتي و نهادهاي صنفي دارند طرح كنند. مردم سرويس‌هاي اينترنتي و الكترونيكي را در همه حوزه‌ها مي‌خواهند و مطالباتشان فراتر از خدمات محدود موجود است. اميدوارم ما به عنوان كاربران، ناچار به جستجوي مرغ و تخم مرغ نشويم. بيش از هر چيز، بانك‌ها و بيمه و مراجعات روزمره ما را هدف بگيريد و تا مي‌توانيد هزينه‌هاي خود و ما را كاهش دهيد، لطفا!

5. با توجه به حضور دانش‌آموختگان بسيار و جوان‌هاي فعال و توانمند حوزه IT در كشور، بعيد است كه دست ياري دراز كردن دستگاه‌هاي اجرايي براي يك نهضت الكترونيكي و استفاده از فرصت‌هاي موجود فكري و عملياتي، پس زده شود. خواستن توانستن است به شرط آن كه باور خواستن را داشته باشيم.

اين مطلب در قالب سرمقاله براي كليك يك‌شنبه 24 شهريور 87 نوشته شد و در ستون اول صفحه 2 آن انتشار يافت. دسترسي مستقيم به مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100949087250

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 1:28 AM  توسط   | 

1. موضوع كمبود آب در سال جاري جدي است و اثر آن بر محدوديت مصرف انرژي و به ويژه برق نيز از همين حالا رخ‌نمايي مي‌كند. در اين شرايط تصور كنيد كه همين ارتباط‌هاي الكترونيكي و اينترنتي موجود هم بخواهند از اين ماجرا تاثير بپذيرند. بانك‌هايي كه در شرايط عادي هم كم پيش نمي‌آيد كه به دلايل مختلف شبكه‌شان قطع است، حالا با قطع برق چند ساعتي رسما مشتريان را بي‌پاسخ مي‌گذارند. جالب اين كه بر خلاف تصور و انتظار طبيعي، از يو پي اس و سيستم پشتيبان هم خبري نبود. مشتريان بانك و كارمندان نشسته بودند رو‌به‌روي هم و نمي‌دانستند كه از آن برق رفتن‌هاي 3 ساعتي است يا زودتر ممكن است بيايد. اين تازه يك‌سوي ماجرا است. سوي ديگر اين كه اين شوك‌هاي مستمر قطع و وصل ناغافل و بي‌برنامه برق، تاثيرهاي منفي خود را بر سيستم‌هاي الكترونيكي مردم خواهد گذاشت. گلايه و شكوه هم كسي نمي‌تواند بكند. امسال موضوع صرفه‌جويي در مصرف برق را براي كمتر آسيب ديدن خودمان جدي جدي بگيريم.
2. براي انجام يك بازديد علمي در زمينه فرايندهاي منجر به نوآوري، سفري به هلند داشتم. نشسته بوديم روي نيمكت يك بوستان محلي و پس از پايان صحبت‌ها، استاد محترم لپ ‌تاپ كوچكش را پيش روي من گذاشت و پيشنهاد كرد اگر دوست دارم اي‌ميل‌هايم را چك كنم. لپ تاپ كوچك او از كف دو دست بزرگتر نبود. از جيب ديگرش هم يك موبايل پاكت در آورد و از آن جيب هم پالمش را نشانم داد. مي‌گفت: «دنياي ديجيتال است ديگر! مگر مي‌شود بدون اين‌ها زندگي كرد.» پيش از اين كه سرعت اينترنتش را چك كنم، تعداد شبكه‌هاي وايرلس اطراف را شمردم، 10 شبكه فعال بود و مي‌شد به 3 تا از آن‌ها دسترسي آزاد داشت. سرعت آن‌ها چند برابرADSL هاي خانگي ما بود. 3 نكته نظرم را جلب كرد: وجود شبكه پرسرعت اينترنت، دسترسي آزاد به آن در خيابان و استاد نه چندان كم سن و سال ديجيتال. نياز به مقايسه نيست.
3. با دكتر علي‌اكبري جلالي در سفري كاري همراه بوديم. دكتر جلالي و كارها و مقاله‌ها و كتاب‌هايش در زمينه فناوري اطلاعات شناخته شده هستند. صحبت از سميناري شد كه چندي پيش در يكي از بهترين و مدعي‌ترين مدرسه‌ها داشتند. مخاطب ايشان اولياي بچه‌ها و مربيان مدرسه بودند. دكتر جلالي مي‌گفت براي آن كه بتواند موضوع فاصله ديجيتالي بين نسل‌ها و تفاوت جدي بچه‌ها با بزرگتر‌هاي خانواده را خيلي ملموس و عيني بيان كند، 2 پرسش از اوليا پرسيد. يكي اين بود كه چند نفر مي‌دانند «ويكي‌پديا» چيست. نتيجه متاسفانه چيزي بود كه دوست نداريم باشد: كمتر از انگشتان يك دست از ويكي‌پديا و چيستي آن اطلاع داشتند. موضوع گپ ديجيتالي نسل‌ها مهم‌تر و اساسي‌تر از آني‌ است كه مي‌پنداريم.
4. فناوري اطلاعات بسياري از نشدني‌ها را شدني كرده است. فناوري اطلاعات، آن‌چنان رونق غيرقابل انكاري را در همه زمينه ايجاد كرده كه امروزه فرزندان ما با حداقل دانش اين حوزه مي‌كوشند از خلاقيت‌شان بهره گيرند و كسب و كاري براي خود به راه اندازند. اما در اين ميان، هنوز بسياري از سازمان‌هاي خدماتي و به ويژه دولتي‌ها، اين فناوري، ابزارها و توانمندي‌هايش را باور نكرده‌اند. گويي داشتن وب‌سايت هم يكي از وظايف روزمره زندگي ايشان است. انتظار دارند با عقد يك قرارداد و سر هم بندي مشتي از اطلاعات مشتري راضي باشد.  دست‌به‌دست هم دهيم تا سر و سامان جدي در اين فضا ايجاد شود. هنوز بسيارند شيوه‌هاي سنتي كند و پرخطا و دستي كه دست‌كم به كمك وب امكان تحول در آن‌ها وجود دارد. ثبت نام اينترنتي كنكور هنوز هم زنده و باطراوات است.

اين مطلب به عنوان سرمقاله براي كليك يك‌شنبه 19 خرداد 87 نوشته شد و در ستون اول صفحه 2 آن انتشار يافت. دسترسي مستقيم به مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100940611457

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 11:45 PM  توسط   | 

روزها مي‌گذرند و دنياي ديجيتال، ابزار و فرايندهاي خود را يك‌‌به‌يك و دسته دسته وارد جريان عادي زندگي ما مي‌كند. اگر دنياي زندگي ما با همين سطح محدود دسترسي به اينترنت و ... اين‌طور ديجيتال نبود، انتظار تولد كليك را هم ‌نداشتيم. حالا اين يار يك‌شنبه‌ها هر هفته پيش روي چشمان شما قرار مي‌گيرد و از دنياي امروزين و فرداهاي آن مي‌گويد. براي اين شماره كه بهانه تولد كليك را هم دارد، مجموعه‌اي از ايده‌هاي مختلف و فناوري‌هاي در دست تحقيق را در هم آميخته‌ايم و نتيجه چنين شده است: «داستان 1 روز زندگي ما در آينده ديجيتال».

 در روزگار كنوني كه تخيل و واقعيت مرز بسيار باريكي دارند، داستان‌هاي علمي - تخيلي گفتن، چندان هم‌ تخيلي به نظر نمي‌آيد! متوقع هستيم كه خيلي زود روِياهاي دورمان نيز به محصولي قابل مشاهده تبديل شوند. همين مانده كه فايل جان آدميزاد را روي وب‌سايتي بازگذاري كنند تا دانلودش كنيم و نسخه جديد شير مرغ را از طريق بلوتوث روي گوشي خود دريافت نماييم.

تازه صبح شده و از خواب بيدار شده‌ام. اگر روبي نبود مي‌توانستم كمي بيشتر بخوابم. من ترجيح مي‌دهم روبي صدايش كنم هر چند خودش RZ200X را ترجيح ‌مي‌دهد. براي يك روبات خانگي، روبي بهتر است تا نام تجاري ثبت شده‌اش. اي‌كاش ديشب كه مدام ساعت خوابم را يادآوري مي‌كرد تنظيم دستي‌اش را فعال مي‌كردم تا سر ساعت تعريف شده و به روال هر روز صبح، بيدارم نكند. از من راجع به صبحانه مي‌پرسد و با اشاره سر مي‌فهمد كه بايد دلم را به دست آورد. چند روزي هست كه بو برده بدم نمي‌آيد يك روبات نسل جديد را جايگزينش كنم. اما من هم مي‌دانم كه توصيه‌هاي پزشكم پيش از آماده كردن صبحانه در مغزش لود مي‌شود و نمي‌تواند مطابق ميلم صبحانه را آماده كند. تا وقتي اين تراشه زيرپوستي مثل آزمايشگاه تشخيص طبي، مدام در حال اندازه‌گيري علايم طبيعي بدن من است و به‌لحظه هم داده‌ها را تبادل مي‌كند، طبيعي است كه چاره‌اي جز فرمان‌بري از توصيه‌هاي پزشكي تجويز شده نداشته باشم. ببينم امروز چه برايم مي‌آورد.
براي مرور برنامه روز به گوشي‌ام نگاه مي‌كنم تا بفهمم اوضاع از چه قرار خواهد بود. كليد نمايش را مي‌زنم و برنامه كارها روي ذرات هوا و در چند سانتي‌متر چشمم نقش مي‌بندد. كارها، آدم‌ها، گزارش‌ها، ساعت‌ها و ... هم‌زمان گوشه تصوير، عكس دخترم را مي‌بينم كه براي گردش علمي به مريخ رفته و تقاضا دارد چند دقيقه‌اي تصويرهاي آن‌جا را نشانم دهد. ديروز تا به حال فرصتي نداشته‌ام تا وبلاگش را بخوانم و چند كلمه‌اي پاي گزارش ساعت به ساعت بازديدشان از ديگر كرات اين عالم؛ كامنت بگذارم. تا صبحانه بيايد بد نيست كه او را هم همراهي كنم.
بايد سري هم بزنم به اوضاع و احوال شركت و ببينم اوضاع توليد و فروش چطور است. تيم بازاريابي هم درخواست جلسه‌اي داشته‌اند كه امروز بايد آنلاين به آن‌ها بپيوندم و ببينم نتيجه بررسي سيستم هوشمند رفتار مشتري و داده‌هاي استخراج شده از وب‌سايت شركت و رقبا چه‌ها مي‌گويد. يكي از روبات‌هاي جديدمان حسابي طرفدار پيدا كرده ولي به خاطر تهديدهاي تيم هكر شركت رقيب، نمي‌توانيم بي‌گدار به آب بزنيم و توليد را بالا ببريم. چند نوجوان با استعداد را آورده‌اند و تمام تلاش متخصصان كاركشته ما را كند كرده‌اند.
راستي! بايد يادم باشد كه تا 10 صبح پول درخواستي همسرم را به حسابش حواله كنم تا موجودي‌ كارت اعتباري‌اش كم نباشد. خوبي‌اش اين است كه با يك پيامك مشكل حل مي‌شود. اميدوارم خودروي پرنده‌اي كه ديروز سفارش داديم را موقع برگشت از سفرش، با خود بياورد. هر چه اصرار كردم كه اين سفر را مجازي برگزار كنند قبول نكرد و گفت كه نوستالژي نمي‌گذارد كه از لذت حضور عيني در كنار ديدني‌هاي اين سفر بگذرد و دوست دارد خاطرات كودكي‌اش را دوباره تجربه كند و صدا و تصوير خودش را در كوچه و خيابان محل تولدش، همان‌جا لود كند و بشنود.
صداي زنگ در مي‌آيد. با گوشي همراهم سوييچ مي‌كنم روي آيفون تصويري و كارگزار فروشگاه زنجيره‌اي را مي‌بينم كه آمده و مي‌گويد كه سفارش‌هاي ما را آورده است براي تحويل. كاش همسرم قبل از رفتن، يخچال و ديگر وسايل خانه را از تنظيم خودكار خارج مي‌كرد. لابد دوباره موجودي مواد غذايي انبار و يخچال و ... به حدي رسيده كه خود به‌ خود سفارش كسري‌ها رفته به فروشگاه و حالا هم جيب مبارك تخليه شده و محموله آماده تحويل است. بهتر است روبي را صدا كنم تا بار را بگيرد و كارها را سر و سامان دهد.
اصلا يادم نبود كه امروز تيم ملي با تيم روبات‌هاي دبستاني كشور بازي دارند. بايد فوتبال جذابي باشد. با اين وضع ترافيكي كه روي نمايشگر مي‌بينم، ترجيح دارم امروز همه كارها را آنلاين انجام بدهم و خروج از منزل را فراموش كنم. انگار مقصد همه استاديوم است و كسي تماشا از راه دور را ترجيح نداده! سخنراني دانشگاه را هم از همين جا انجام خواهم داد. هر كه حاضر بود آنلاين هر كه هم نبود از نسخه آفلاين آن استفاده خواهد كرد.
تا غروب، فرصت هست كه كارها را سر و ساماني بدهم و بروم سري به مادرم بزنم. مزه ديدارهاي حضوري چيز ديگري است. پيش از رسيدن پدر به منزل هم يك چت جانانه مي‌كنيم و جوك‌هاي دست اولش را براي همسر و دخترم روي گوشي ذخيره مي‌كنم تا وقتي آمدند دوباره دست‌جمعي با هم بخنديم. تا صبحانه برسد بهتر است اين آسانسور را بزنم تا اتاقم را سه چهار طبقه‌اي بالاتر ببرد و از منظره مرتفع‌تري اين صبح بهاري را ببينم. خوبي اين ساختمان‌هاي جديد اين است كه هم اتاق‌ها را مي‌توان در ارتفاع جابه‌جا كرد و هم صبحانه و شام را از پشت ميز رو به طلوع و غروب خورشيد خورد. فقط هر چند وقت يك‌بار بايد پردازشگر مركزي برج را تنظيم كنيم تا سرعت دوران طبقه‌ها و توليد انرژي مورد نياز برج و منطقه اطراف، مناسب با تغييرات آب و هوا و تحت كنترل باشد. شهرداري با راه انداختن اين درخت‌هاي مجازي، كمك بزرگي به حفظ محيط زيست كرده و حيف است كه از اين بالا مراسم صبحانه را بدون منظره ديدني بيرون و هواي پاك برگزار كنم.
نمي‌دانم چرا روبي براي يك صبحانه اين‌قدر سر و صدا مي‌كند؟ مدام هم چيزهاي مبهمي مي‌گويد كه نمي‌فهمم. چند دقيقه‌اي چرت مي‌زنم و بعد به سراغش خواهم رفت ... و پس از همين چند دقيقه است كه با صداي همسرم از خواب بيدار مي‌شوم كه «زود باش!‌ مگر تا اول صبح نبايد داستان شماره تولد كليك را ايميل مي‌كردي؟»

اين مطلب در كليك روز يك‌شنبه‌ 12 خرداد 1387 چاپ شده است. به پیشنهاد معاون محترم ضمیمه‌هاي جام جم جناب آقاي دكتر اكرامي، براي شماره تولد به جاي ستون «روندها» يك داستان علمي تحيلي نوشتم. كار ساده‌اي نبود... قضاوت با شما. دسترسي مستقيم به مطلب از اين لينك: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100940012895

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 5:39 PM  توسط   | 

اين شماره نخ فناوري اطلاعات از دانه‌هاي علوم مختلف رد شده و آن‌ها را با نگاهي تركيبي به هم پيوند زده است. روزگاري بود كه با خواندن هر درسي از خود مي‌پرسيدم آيا اين درس را دوست دارم و آيا نيازي براي دانستن آن حس مي‌كنم؟ در پي اين بودم كه بفهمم اگر نمي‌‌توانم كاربردي براي اين درس مدرسه يا دانشگاه بيايم، پس چرا بايد آن را ياد بگيرم؟ حالا امروز دست‌كم در مورد دانستنِ هر چه بيشتر از فناوري اطلاعات، كسي از خود نمي‌پرسد كه «بايد بدانم يا نه؟». چرا كه كم‌كم اين دستگاه‌ها و سيستم‌ها هستند كه زندگي شخصي ما را مديريت مي‌كنند. ما كاربران يخچال‌ها و اجاق‌ها و خانه‌ها و خودروها و تلفن‌هايي هستيم كه بدون اجازه ما توسعه مي‌يابند و به بازار مي‌آيند و ارزان مي‌شوند و مدام اصرار دارند كه كارها را براي ما راحت‌تر كنند. بايد بشتابيم تا از قافله عقب نمانيم. حتي زبان گفتگوي خانواده‌ها هم در حال ديجيتالي شدن است و اگر آدرس ايميل نداشته باشيم انگار بي‌هويتيم! بايد به هوش باشيم ...

تا به امروز كه در اين مجال، از روندهاي تكامل نوشته‌ايم، قصدمان ايده‌دادن علمي و پيش‌بيني‌هاي مبتني بر دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ براي ترسيم آينده موضوع‌هاي مختلف بوده است. از ايده‌پردازي و تخيل صرف پرهيز داشته‌ايم و در هر شماره هم نمونه‌اي از روندهاي تكامل را معرفي كرده‌ايم. همان‌طور كه پيشتر هم آورده‌ايم،‌ همه علوم و فناوري‌ها از الگوهاي مشتركي پيروي مي‌كنند كه در بسياري موارد، اين شباهت‌ها از چشم ما پنهان است. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع، طي ساليان متمادي به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود. يكي از مهم‌ترين چيزهايي كه پشت پرده همه روندها وجود دارد، تمايل سيستم‌ها و نيازهاي انسان به خودبه‌خودي شدن كارها است. اين مفهوم «خودبه‌خودي»‌ را درTRIZ  به طور مشخص با مفهوم «ايده‌آلي» معرفي مي‌كنند و ديگر شرط مهم آن هم «بي‌هزينگي» است كه در عمل به يافتن راه‌حل‌هايي با كمترين هزينه ممكن منجر مي‌شود.

تلفيق سيستم‌هاي رايانه‌اي و حواس فعلا پنج‌گانه انسان،‌ تحولاتي را مثل بي‌نياز شدن به بسياري از فعاليت‌هاي امروزي در پي دارد. فرض كنيد براي خريد به فروشگاهي مي‌رويد: حين گذر از در ورودي، دوربين‌ها از عنبيه چشم هويت شما را از بانك اطلاعاتي شهروندان شناسايي مي‌كنند (مثل دستگاه‌هاي حضور و غياب كه با اثر انگشت كار مي‌كند)، هر چيزي كه براي خريد انتخاب كنيد، همان‌جا به كمك نمايشگر چرخ‌دستي خريد، بررسي و معرفي مي‌شود. يعني شما مي‌فهميد كه آن‌چه مي‌خريد چه مواد اوليه‌اي دارد،‌ كيفيت آن چيست، چند نفر پيش از شما آن را خريده‌اند، نظرشان پس از مصرف چه بوده، تا كي مهلت مصرف داريد، چه غذاهايي مي‌توانيد با آن درست كنيد، چند كالري انرژي دارد و براي كدام نيازهاي بدن شما مناسب است و با كدام بيماري‌ها ناسازگاري دارد. به علاوه قيمت آن با بودجه و سليقه و سابقه خريدهاي پيشين‌ شما مقايسه مي‌شود. حتي سيستم به شما مي‌گويد كه آخرين بار كي و چند‌‌تا از آن كالا يا نمونه مشابهش را از كدام فروشگاه خريده‌ايد و چه چيزهايي با ارزش غذايي مشابه الان در يخچال يا آشپزخانه شما وجود دارد. وقتي كه خريدتان تمام شد، حين عبور از در خروجي، جمع خريدها به كمك سيستمي شبيهRIFD  محاسبه مي‌شوند و بدون وجود صندوق، از حساب بانكي شما كسر مي‌گردند. نسخه‌اي از خريد شما نيز با هماهنگي قبلي براي پزشك شما ارسال مي‌شود. اگر خريدهاي شما با خريدهاي قبلي‌تان ناسازگاري داشت آن‌جا مورد پرسش قرار مي‌گيريد. مثلا چنان‌چه شما تا پيش از اين، هيچ‌گاه پوشك بچه نخريده‌ باشيد، هيچ نشانه‌اي هم از تولد نوزاد در خانواده‌تان وجود نداشته باشد و آمار بيمارستان‌‌ها و ثبت احوال نيز همين امر را تاييد كند، خريد شما مورد پرسش قرار مي‌گيرد؛ شايد تقلبي در هويت شما رخ داده باشد و در اين شرايط بررسي هويت شما ضروري است.

اجازه دهيد تحليل روندها و معرفي علمي آن‌ها را به مجالي ديگر واگذاريم و برخي از پيش‌بيني‌هاي علمي مرتبط با اين شماره كليك را با هم مرور كنيم:
۱. سيستم‌هاي هوشمند با دسترسي به بانك‌هاي اطلاعاتي و قابليت تحليل داده‌هاي مختلف، سازمان‌ها را در ايده‌پردازي همراهي مي‌كنند. با اين وصف چه بسا نرم‌افزارهاي هوشمند ايده‌پردازي براي توليد ايده‌هاي خلاق مورد نياز آگهي‌هاي تبليغاتي و برنامه‌هاي طنز تلويزيوني هم وارد گود شوند.

۲. 
با توجه به اين كه سيستم‌هاي اتوماسيون در كارخانجات و شركت‌هاي توليدي، توسعه قابل توجهي خواهند داشت طبيعي است كه تعداد كاركنان خط‌هاي توليد و شاغلان بخش صنعت، كاهش يابند و جاي آن‌ها را دستگاه‌هاي مكانيزه بگيرند. اما اين توسعه، به نياز روزافزون بازار به خدمات و حضور فعال انسان‌ها در بخش‌هاي غيرتوليدي منجر مي‌شود. بدين ترتيب سيستم‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در پي بررسي رفتار مشتريان و تحليل نيازهاي ايشان بر‌مي‌آيند. در نظر بگيريد كه يك سوپرماركت يا فروشگاه زنجيره‌اي با داشتن دوربين‌هاي نصب شده و بانك اطلاعاتي خريد‌ها، بتواند به توليدكنندگان و بخش‌هاي خدماتي، در مورد نيازهاي مردم بازخورد دهد و راه و چاره بهتر شدن محصولات و عرضه چيزهاي نو را به آن‌ها ارايه نمايد.

۳. 
نرم‌افزارها پويا مي‌شوند و هوشمندتر از آن‌چه امروز شاهدش هستيم. با اين توصيف، با يك گام جلوتر فكر كردن، شايد در روزنامه‌ها چنين آگهي‌هايي متداول شوند: «يك شركت مهندسي فعال و معتبر، يك روبات را براي مديريت دفتر مركزي خود به همكاري دعوت مي‌كند. اين روبات بايد زيرنظر هيات‌مديره فعاليت كند و 37 مهندس و 12 كارمند شركت را به همراه مجموع 17 بسته نرم‌افزاري حرفه‌اي، مديريت نمايد.»

۴. سخت‌افزارها كوچك و كوچك‌تر مي‌شوند و همه سيستم‌ها به سوي خودبه‌خودي شدن شتاب مي‌گيرند. آزمايشگاه تشخيص طبي به يك مدار كوچك كه زير پوست ما كار گذاشته مي‌شود بدل مي‌گردد و سوپرماركت‌ها همه مجازي مي‌شوند و جاي خود را به سيستم‌هاي مكانيزه فروش مي‌دهند. تلويزيون‌ها و پرده‌هاي نمايش همه به دستگا‌ه‌هاي تلفن همراه نقل مكان مي‌كنند و زندگي كاري، بدون دفترهاي اداري و در وب‌سايت‌ها دنبال مي‌شود.

۵. زمينه‌هاي مختلف مهندسي براي توسعه يافتن و ارايه محصولات و خدمات جديد،‌ گريزي جز تركيب كار كردن با هم ندارند. يك پروژه نفتي يا ساختماني بدون داشتن سيستم‌هاي مديريتي و اطلاعاتي و كنترلي نرم‌افزاري امكان انجام ندارد. براي طراحي و كار كردن چنين سيستمي، حتما بايد چند متخصص از زمينه‌هاي مختلف مهندسي كنار هم بنشينند و با هم كار كنند. سيتسم‌هاي رايانه‌‌اي نيز با نياز به دانش مهندسي مواد و پليمر و ... است كه جاي رشد مي‌يابند،‌ اگر نه متوقف يا كند مي‌شوند.

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي و كيفي خود، با جذب همه ايده‌هاي نو و يافته‌هاي تازه علوم محض و مهندسي و انساني، دستخوش تغيير خواهد بود. ديگر زمينه‌هاي علم و زندگي نيز با تاثير گرفتن از روزگار ديجيتال و محصولات آن، دستخوش تغييرات جدي مي‌شوند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند؟ آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

اين مطلب در دو صفحه وسط كليك يك‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ چاپ شد. براي دسترسي مستقيم اينجا را كليك كنيد: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100939401311

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:50 PM  توسط   | 

1. «پيش‌فروش بليت قطارهاي مسافري تابستان آغاز شد و 20 درصد ظرفيت قطارها به خريد اينترنتي اختصاص يافته است.» اين سهميه 20 درصدي گاهي انجام نشدن يك سفر و پيدا نكردن بليت را به شدن سفر و يافتن صندلي خالي بدل مي‌كند. فرصت و امتياز خوبي است كه جاي توسعه بيشتر هم دارد. در مقام مقايسه شرايط اين‌گونه خريدهاي اينترنتي در كشور خودمان با ديگر كشورها، مي‌توانيم مقايسه ساده‌اي با ساز و كار رايج در هلند داشته‌ باشيم. در سطح شهر و به‌ويژه نقاط پرتردد آمستردام (و ديگر شهرها) چيزي شبيهATM ‌هاي خودمان نصب شده است كه مسافر مي‌تواند به راحتي ليست قطارها و برنامه حركتي آن‌ها را ببيند و به راحتي بليت مورد نياز خود را تهيه كند. كاش دستگاه‌هاي خودپرداز ما خدمات تازه‌تري را به اين جعبه شبانه‌روزي بيفزايند. جالب است بدانيم كه در باجه‌هاي اطلاع‌رساني‌شان نيز يكي دو نفر آماده پاسخ‌گويي به مسافر هستند و چيزي ندارند جز يك گوشي همراه. ايشان قلم ديجيتال به دست نيازهاي شما را با دسترسي به شبكه اينترنت پرسرعت بررسي كرده نتيجه را با بلوتوث به چاپگر كوچك كنار دستشان مي‌فرستند و به شما مي‌دهند.

2. سيستم‌هاي موجود مخابراتي و ارتباطي كشور را تا چه حد مي‌شناسيم و از قابليت‌هاي فعال آن اطلاع داريم؟ آيا فقط منتظرMMS و ديگر بايدها و خواسته‌هاي به حق خود هستيم و بر امكانات موجود چشم پوشيده‌ايم؟ اگر در پرداخت وجه قبض تلفن همراه خود تا ثانيه‌ آخر تاخير داشتيد و از قضا به بانك هم دير رسيديد، دستگاه خودپرداز هم كار نمي‌كرد به يك دفتر ارتباطي  برويد و همان‌جا قبض خود را بپردازيد. به سراغ گوشي‌هاي خودمان برويم: آيا مي‌دانيم فعال‌كردن كدPIN  چه مزايايي در پي دارد؟ آيا سازمان‌هاي متولي هم نقش خود در اطلاع‌رساني را «كارآمد» و «اثربخش» انجام داده‌اند و مي‌دهند؟

3. از بانكداري الكترونيكي صحبت مي‌كنيم و مدام از محل سپرده‌هاي خودمان در بانك برايمان تبليغات چندصد ميليوني مي‌كنند كه چنين و چنان امكانات و قابليت‌هايي در سيستم بانكي فراهم شده است. بگذريم از اين كه هنوزATM  ها آن چه ما مي‌خواهيم و آن‌گونه كه مي‌پسنديم نيستند و هر بانكي ساز خود را با كارت خود مي‌زند و كدهاي دسترسي كار با حساب بانكي براي استفاه پاي وب، محدوديت‌هاي مراجعه حضوري براي فعال‌سازي و ... دارند. دوستي را ديدم كه در كيفش همه رقم كارت بانكي داشت. پرسيدم چه خبر است كه چنيني و گفت ناچار بوده‌ام! فلان سازمان اصرار دارد كه از اين بانك شماره حساب بدهم و ديگر تاكيد مي‌كند كه بايد بانكت بانك ما باشد و آن يكي هم مي‌گويد كه نمي‌تواند به حسابي جز بانك خودشان پول بريزد و خلاصه بعضي از اين كارت‌ها يك‌بار مصرف شده‌اند و او هم به ناچار چندين كارت و چند حساب و رمز دارد. به راستي چرا بايد چنين باشد آيا در مسير پول الكترونيكي و بانكداري الكترونيكي گام برمي‌داريم؟

4. دنياي ديجيتال دنياي شگفت‌انگيزي است اما ناشناخته و مبهم نيست. بسياري از چيزهايي كه امروز ما را در ايران ذوق‌زده مي‌كند در كشورهاي ديگر با سال‌هاي سابقه استفاده عادي تلقي مي‌شوند. جوان‌ها و نوجوان‌ها و كودكان ما با ابزارهاي دنياي ديجيتال زندگي مي‌كنند و چيزهايي را مي‌دانند كه مديران مدعي‌مان هم از آن غافل‌اند. از مسؤولان محترم تقاضا داريم صادقانه و آگاهانه مردم را در جريان بود و نبود امكانات و خدمات اينترنت و تلفن همراه و ... قرار دهند. حاشيه رفتن‌ها و پوشيده نگه‌داشتن‌ها اعتمادها را خدشه‌دار مي‌كند و از وفاداري مشتريان مي‌كاهد. با آگاه بودن از نشدن بسياري از كارها،‌ هم مشتري مي‌داند كه چطور براي كار و نيازش برنامه‌ريزي كند و هم از گلايه‌هاي نامربوط و انتظار بي‌حاصل پرهيز مي‌كند.

اين مطلب، به عنوان سرمقاله در صفحه دوم كليك يك‌شنبه 5 خرداد 1387 چاپ شده است. دسترسي مستقيم: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100939397596

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:45 PM  توسط   | 

گرافيك موضوع ويژه اين شماره كليك است. ژاپني‌ها اعتقاد دارند يك نمودار به اندازه هزار صفحه متن با مخاطب خود سخن مي‌گويد. گرافيك هم از سخن گفتن حرف مي‌زند اما به زبان تصوير. وقتي يك نشريه را در دست مي‌گيريم، اول عكس‌ها و تصويرها ما را جذب مي‌كند و بعد با ديدن تيترها به انتخاب مطالب مي‌پردازيم و خواندن آغاز مي‌شود. وقتي محصولي را خريد مي‌كنيم كه بسته‌بندي آن گرافيك خوبي داشته باشد و به خانه‌اي متفاوت نگاه مي‌كنيم كه نماي آن به زيبايي طراحي شده باشد.

در عالم گرافيك، ايده، طراح گرافيست، ابزار، تكنيك مورد استفاده، متريال، رسانه مورد نظر براي انتقال پيام به مخاطب، فناوري‌هاي در دسترس و بعد نحوه انتشار همه نقش‌آفرين هستند. از گذشته تا به امروز طراحي با قلم و راپيد، طراحي تك‌رنگ و بعد چند رنگ، طراحي‌هاي همراه با پاي كامپيوتر نشستن و بعد بزرگ شدن ابعاد كارهاي چاپي، ديجيتالي شدن محصولات و ابزارهاي طراحي، توسعه وب و رونق بازار موبايل، همه در مسير توسعه گرافيك و تغييرات نگاه گرافيست‌ها به اطراف و ديگران به گرافيست‌ها بايد مورد توجه قرار گيرند.

گونه‌گوني در دنياي گرافيك و مرزشكني‌ها و ساختارشكني‌هاي آن نيز با روندهاي تكامل قابل انطباقند. همان‌طور كه بارها در اين يادداشت‌ها آورده‌ايم،‌ همه علوم و فناوري‌ها از الگوهاي مشتركي پيروي مي‌كنند كه در بسياري از موارد اين شباهت‌ها از چشم ما پنهان مي‌ماند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود.

چند بُعدي شدن، چندرسانه‌اي شدن، تغيير سايز، واقع‌نمايي و همه رخدادهاي ريز و درشت دنياي ديجيتال (نرم‌افزارها و سخت‌افزارها و واسط‌ها) همه بر گرافيك اثر گذاشته و مي‌گذارند. اگر بخواهيم از ميان روندهاي تكامل اشاره مشخص به بعضي از آن‌ها داشته باشيم، بايد «افزايش ميزان شفافيت» و «افزايش درجه آزادي» را نام ببريم كه در هفته‌هاي گذشته به معرفي‌شان پرداخته‌ايم. روندهاي «افزايش به‌كارگيري حواس» و «كاهش ميزان درگيري انسان» نيز به عنوان ديگر روندهاي مرتبط با موضوع گرافيك قابل نقل و مثال زدن هستند. پيش‌بيني‌هاي علمي آينده گرافيك را با هم مرور مي‌كنيم:

  1. گرافيست‌ها نيازمند يادگيري ديگر علوم مي‌شوند. وقتي كه بسته‌بندي آب معدني  يا يك شامپو كاملا شفاف شود، يعني مشتري مي‌خواهد به جاي بسته‌بندي خود محصول را ببيند. در اين صورت گرافيك بسته‌بندي به گرافيك خود محصول تبديل مي‌شود.
    اينجا است كه گرافيست بايد از شيمي هم بداند تا با رنگ‌بندي گرافيكي مواد معدني و املاح درون آب يا پروتئين‌هاي داخل شامپو بتواند مشتري را جذب كند. همين‌طور وقتي به محصولاتي در زمينه‌هاي ديگر فكر مي‌كنيم نقش گرافيك را به شكل تركيبي بايد در آن‌ها دنبال كنيم. بتن و سنگ‌فرش كف خيابان يا پياده‌رو را آيا بدون طراحي گرافيك مي‌توان تصور كرد؟
  2. انعطاف‌پذيري در آثار طراحي گرافيك بسيار جدي خواهد بود. اگر امروز براي مجله يا هر اثر گرافيكي ديگري، ساختار و چارچوب تعريف مي‌كنيم و بر اساس آن طراحي را انجام مي‌دهيم، فردا ساختار مشخصي وجود نخواهد داشت كه بگوييم الا و لابد چنين است. چرا كه متن و تصوير و صدا در كنار هم مثل سيالي در حال جابه‌جايي خواهند بود. عكس يك مطلب روزنامه در جاي خود ثابت نخواهد ماند و با اشاره انگشتان دست ما جابه‌جا مي‌شود. بايد با هر جابه‌جايي همچنان تركيبي جذاب و چشم‌نواز در صفحه داشته باشيم، اگر نه روزنامه رقيب جاي ما را مي‌گيرد. همين‌طور طراحي‌ دكور برنامه‌هاي تلويزيوني و بروشورها و كاتالوگ‌ها؛ چيزي ثابت و بدون تغيير نمي‌ماند.
  3. وقتي كه نشدني‌هاي فراواني به كمك فتوشاپ شدني شد و بعد فايل‌هاي فلش و ديگر فرمت‌ها چيزهاي مختلف را بهتر و بهتر به ما نشان دادند، فناوري‌هاي آينده هم تصورنشدني‌ها را براي ما تصوير خواهند نمود و كافيست ايده‌اي در ذهن داشته باشيم تا به كمك يك ابزار ديجيتالي از مغز ما خوانده شود و به تصوير در آيد. در اين روزگار، تكنيك و ابزار كار تجسم بخشيدن را انجام مي‌دهند، اما مهم «ايده» است. رقابت برترين‌ها بر سر ايده‌هاي خلاق و بكر خود و ابزارهاي مورد استفاده براي تصوير شدن آن‌ها خواهد بود.
  4. آينده گرافيك را فقط با ديدن نمي‌توان فرض كرد. هر چند امروز لمس كردن آثار گرافيكي هم رفته‌رفته بخشي از عادت مخاطبان اين گونه آثار هنري شده است، اما آينده گرافيك در كنار چشايي و بويايي و شنوايي معنايي ديگر مي‌يابد. روان‌شناسي مخاطب و دانستن اين كه كدام رنگ‌ها در كنار چه شكل‌هاي هندسي و كدام زوايا با چه طعم و بويي مخاطب را جذب مي‌كند، نياز بازار خواهد بود. از اين رو طراح گرافيك بايد بداند كه در ديگر زمينه‌هاي همراستا با تخصص او چه مي‌گذرد و تا حد امكان از آن‌‌ها هم بهره ببرد.
  5. تمام زمينه‌هاي كسب و كار، از آشناترين‌ها با گرافيك‌ و پيوندخورده‌هايي مثل تبليغات تا غريب‌ترين‌ و نامربوط‌ترين‌ آن‌ها، به سوي بهره‌گيري از گرافيك روي خواهند آورد. هر چه انسان‌ها بيشتر بر انجام دادن نشدني‌ها غلبه كنند بيشتر به چيزهاي ناممكن گذشته ترديد مي‌كنند. از اين رو انتظاراتشان از صاحبان كسب و كارهاي مختلف متفاوت با گذشته خواهد بود. آن‌هادوست دارند فروشنده تلفن همراه شخصي‌ترين سليقه‌هاي آن‌ها را درك كند و همان‌گونه گوشي جديد را تحويل‌شان دهد. صاحب خودرو دوست دارد چند تغيير هم در طراحي آن ايجاد شود تا خودروي تازه‌اش باب ميل او شود. در همه اين‌ها تجسم خلاق، توان طراحي گرافيك و در اختيار داشتن فناوري‌هاي روز كه حتما نقش فناوري اطلاعات در آن‌ها پررنگ است، مورد نياز هستند تا مشتري راضي از پيش ما برود.
  6. تا امروز از ابعاد كاغذهاي كوچك تا بزرگ و بعد بيلبوردها و كف خيابان‌ و ديوارهاي عريض تجربه ديدن آثار گرافيكي را داشته‌ايم. عمده اين آثار را روي سطوح دوبعدي نظاره كرديم. افزايش تعداد ابعاد و ديدن آثار گرافيكي روي آسمان يا روي سطوحي كه در آينده چندلايه و داراي انحناهاي مختلف هستند، طراحان گرافيك را به خود مشغول خواهند داشت. آيا كسي تجربه طراحي روي هوا و تجسم هولوگرافيك را پيشتر از ديگران آغاز كرده است؟

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌ها براي جذب مشتريان پرتوقع خود، نيازمند ارايه محصولات و خروجي‌هايي زيبا و دوست‌داشتني است. طراحي گرافيك اين زيبايي‌ها را مي‌شناسد و آن‌ها را جامه عمل مي‌پوشاند. هر چه ابعاد طراحي كوچك و كوچك‌تر از صفحه تلفن همراه ما شود يا بزرگ و بزرگ تا كيلومترها بر پهنه آسمان، نيازها و ويژگي‌هاي ابزار و روش‌ طراحي هم تغيير مي‌كند. ايده‌هايتان را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

با تشکر از خانم مهندس مریم استدی سیفی که تصویر طراحی خلاق بارکدها را برایم ارسال کردند. اين مطلب در كليك يك‌شنبه ۲۳فروردين 87 در دو صفحه وسط چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به مطلب:http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100938806549

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 8:0 AM  توسط   | 

اگر مشتري ثابت و خواننده هميشگي كليك باشيد، يعني يك يار هفتگي داريد كه بدون ورق زدن آن، احساس دلتنگي مي‌كنيد. خواندن يك نشريه ثابت (روزنامه، ماهنامه، فصلنامه يا حتي يك نشريه الكترونيكي) يعني داشتن يك عادت نيك و برقراري يك ارتباط مستمر براي كسب آگاهي از مطالب نو در زمينه مورد علاقه‌ ما. اگر مشتري ثابت و خواننده هميشگي هيچ نشريه‌اي نيستيد و بود و نبود يك رسانه برايتان تفاوت چنداني نمي‌كند، در اين صورت آن‌چه مي‌خوانيد حداكثر برايتان جالب خواهد بود. اما براي مشتريان ثابت يك نشريه، خواندن مطلب اين شماره، مي‌تواند منجر به توليد ايده‌هاي تازه بسياري شود.

در انتشار يك روزنامه (يا هر نشريه ديگري)، روال متعارف اين است كه دفتر روزنامه بخش‌هايي مثل تحريريه، فني (گرافيك و رايانه) و اداري داشته باشد. ليتوگرافي و چاپخانه هم در ادامه تكميل چرخه توليد محتوا تا توليد نشريه قرار مي‌گيرند. مي‌ماند توزيع و فروش كه اشتراك را هم در دل آن فرض مي‌كنيم. سازمان‌ آگهي‌ها هم يك بايد فعلا گريزناپذير است. هر كدام از اين واحدها، با ورود به فضاي ديجيتال دچار تغيير و تحول شده‌اند. بعضي از تغييرات، جزيي و خرد هستند و تعدادي از آن‌ها هم اساسي به نظر مي‌آيند. خوب به ياد دارم كه وقتي كارم را در فضاي مطبوعات شروع كردم دوربين آنالوگ بود و ضبط صوت اشتراكي با همكاران و ميز مونتاژ و صفحه‌بندي دستي. از سال‌هاي اول 1370 مي‌گويم كه روزنامه‌نگاري‌اش با امروزِ حضور دوربين ديجيتال و همه‌چيPlayerها و صفحه‌بندي كامپيوتري و اينترنت‌هاي آنلاين، تغييرات واضحي كرده است.

تغييرات دنياي روزنامه‌نگاري هم مثل ديگر موضوع‌هاي ويژه كليك، از روندهاي تكامل كه يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ  هستند، پيروي كرده‌اند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود.

چندرسانه‌اي شدن روزنامه‌نگاري با تولد نشريات سايبر و آنلاين، برعكس شدن جريان خبري و دريافت سفارشي و دسته‌بندي شده اخبار مورد علاقه، وبلاگ‌ها و پادكست‌ها همه شاهد و مؤيد پيش‌بيني‌هايي هستند كه به كمك روندهاي تكامل مي‌توان انجام داد.  در اين خصوص روندهاي «افزايش به‌كارگيري حواس» و «كاهش ميزان درگيري انسان» را مي‌توان مورد اشاره قرار داد. از آن‌جا كه اين 2‌روند را در شماره‌هاي پيشين معرفي كرده‌ايم، مستقيم به سراغ پيش‌بيني‌هاي علمي آينده روزنامه‌نگاري مي‌رويم:

  1. روزنامه‌ها چندرسانه‌اي مي‌شوند. البته نه به اين معني كه گزارش‌ها و مطالب خود را با صدا و تصوير روي وب‌سايتشان مي‌گذارند، بلكه شما مي‌توانيد با انگشت خود روي عكس صفحه اول روزنامه كليك كنيد و چند عكس قبل‌تر و چند صحنه بعدتر را هم تماشا كنيد.
    شايد هم خلاصه فيلمي از موضوع همان‌جا روي كاغذ برايتان نمايش داده شود.
  2. روزنامه‌نگار سوژه‌ها را شكار مي‌كند و بعد نرم‌افزارهايي تخصصي به كمكش مي‌‌آيند و او را راهنمايي مي‌كنند كه از چه زاويه‌اي به موضوع نگاه كند و چه‌ها را بپروراند و كدام مخاطب‌ها را هدف گيرد تا بيشترين استقبال از مطلب او به عمل آيد. حدس و گمان به كنار مي‌رود و داده‌هاي تحليل شده از بانك اطلاعاتي پشتيبان روزنامه‌نگاران مي‌شوند.
  3. روزگاري خبرنگار را با كاغذ و قلم يا ضبط و دوربينش مي‌شناختند. امروز كه موبايل‌ها كار ضبط و دوربين را با هم انجام مي‌دهند و بدين‌ترتيب همه ابزار فيزيكي خبرنگاري را دارند. اما فردا خبرنگار به كمك يك لنز عادي كه درون چشمش قرار مي‌دهد عكاسي مي‌كند و به كمك تراشه كوچك درون گوشش صداها را براي گزارش و خبر خود ضبط مي‌كند.
  4. روزنامه‌‌خوان‌ها فقط بابت مطالبي كه آن‌ها را مفيد ارزيابي مي‌كنند پول مي‌دهند و حتي مي‌توانند هر شماره، تنها صفحه‌ها و مطالبي را كه دوست دارند دريافت كنند نه همه صفحه‌هاي نشريه و مطالب آماده شده را.
  5. تا ديروز بايد مطلب خود را روي كاغذ مي‌آوردي و كاغذ را مي‌سپردي به واحد تايپ و كار را تا صفحه‌بندي دنبال مي‌كردي تا به چاپ برسد. چند صباحي ديگر، مشاهداتت را روايت مي‌كني و واژه‌ها مستقيم مي‌روند روي نسخه چاپي و الكترونيكي. عكس‌ها هم همان لحظه در قاب‌هاي از پيش تعيين شده نقش مي‌بندند.
  6. خواندن مطلب و تماشا كردن تصوير روزنامه‌ها، با چشيدن مزه بعضي واژه‌ها و بو كردن بخش‌هايي از روزنامه همراه است. اين مورد استفاده قرار گرفتن حس چشايي يا بويايي جان مي‌دهد براي آگهي‌ها و دستورهاي آشپزي.
  7. مساله زبان نشريه در آينده به سادگي حل مي‌شود. مهم نيست كه شما فارسي زبان هستيد و روزنامه‌اي به زبان انگليسي يا چيني و يا فرانسوي چاپ مي‌شود. شما به واژه‌ها نگاه مي‌كنيد و مطالب به زباني كه شما آن را بهتر مي‌فهميد برايتان بازخواني خواهند شد. به همين سادگي!

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي و كيفي خود تنها روزنامه و نشريه را به عنوان محصول هدف نگرفته است، بلكه خواننده، روزنامه‌نگار و روزنامه‌فروشي و ديگر عوامل اين زنجيره را نيز تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. تحولاتي در آينده رقم مي‌خورد كه در آن زمان ديگر نمي‌توان به داشتن يك روزنامه يا برنامه راديويي يا شبكه تلويزيوني قناعت كرد يا تنها يا دانش روزنامه‌نگاري كار كرد. رابطه تنگاتنگ ديگر علوم و به ويژه دست‌اندركاران فناوري‌هاي نو با فعالان دنياي ارتباطات، به گره‌هايي ناگشودني منجر مي‌شود كه همه از پيوندهاي آن نفع مي‌برند.
شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir بفرستيد.

این مطلب یک‌شنبه 22 ارديبهشت 87 در دو صفحه وسط كليك (ضميمه روزنامه جام جم) به چاپ رسيده است. لينك دسترسي به اين مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100938186074

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 7:36 AM  توسط   | 

كارتون ديدن و اشتياق تماشاي موجودات متحرك روي صفحه تلويزيون، بخش جذابي از خاطرات همه ما است. اعتراف مي‌كنم كه تعداد انيميشن‌هايي كه دارم بيش از تعداد فيلم‌هايي است كه در آرشيو شخصي‌ام نگه مي‌دارم. نمي‌دانم چرا آن روز كه به شهر كتاب رفته بودم و يك سري از كارتون‌هاي تن‌تن را خريدم، خانم فروشنده به من و همسرم با تعجب نگاه كرد و پرسيد: «براي چندساله كادويش كنم؟» و من بدون تعجب گفتم كه اين‌ها را براي خودم خريدم.
 امروز سال‌ها از آن زمان كه روي طلق به موجودات تخيلي و فانتزي جان مي‌بخشيدند گذشته است، اما هنوز هم برنامه‌هاي صبحگاهي كودكان را با ترفند تماشاي كارتون از خواب بيدار مي‌كنند. خالق پلنگ صورتي و تام و جري رفتند اما تا چند نسل ديگر هم خلاقيت‌هاي آن‌ها را در ماجرا آفريني تحسين خواهند كرد. امروز، فناوري اطلاعات در خدمت جان گرفتن ايده‌هاي خلاق و تصورات ما هستند. فردا شما هم مي‌توانيد به راحتي روبه‌روي رايانه خود خالق انيميشن باشيد. به همان سادگي كه در آينده خواهيد ديد.
خلاقيت در ذات انيميشن نهفته است. ابزار خوب هم كه براي تصوير شدن آن ايده خلاق در دست باشد كار ساده‌تر خواهد شد. روندهاي تكامل و قانون‌هاي تكامل سيستم‌هاي فني يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ هستند. اين روندها براساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيشگويي نمود.
از جمله روندهاي مرتبط با موضوع اين شماره كه انيميشن است، مي‌توان «كاهش ميزان درگيري انسان» را نام برد. «افزايش درجه آزادي» و « افزايش به‌كارگيري حواس» هم از ديگر روندهاي تكاملي هستند كه در شماره‌هاي پيش بدان‌ها پرداخته‌ايم. با پرهيز از تكرار معرفي اين روندها، در مورد كاهش ميزان درگيري انسان بايد تاكيد داشت كه توان جان‌بخشيدن به بي‌جان‌ها چيزي است كه امروز هم نرم‌افزارهاي شبيه‌سازي به مدد آن كارخانه‌اي بزرگ را پيش از ساخت پيش چشم مديران آن قرار مي‌دهند تا بتوانند شرايط واقعي را بر اساس داده‌هاي واقعي ببينند و از پيش به چاره ‌جويي مشكلات احتمالي بپردازند.
با اين توصيف و با در نظر داشتن موضوع انيميشن، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيشگويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:
  1. صبح كه از خواب بيدار مي‌شويم، پيش از ترك منزل مي‌نشينيم و كل روز را شبيه‌سازي شده در قالب يك فايل انيميشن مي‌بينيم. اين انيميشن فقط تخيل نيست، بلكه به سيستم‌هاي پشتيباني مثل ترافيك، آب و هوا و برنامه كاري و زمان‌بندي جلسه‌ها و ... نيز متصل است. بعد از يك مرور مختصر از كل روز، منزل را ترك مي‌كنيم.
  2. خيال و واقعيت در هم ادغام مي‌شوند و مي‌توانيم در بخش‌هايي از انيميشن در حال پخش برويم و خودمان هم نقش‌آفريني كنيم. تصور كنيد كه به جاي پلنگ صورتي وارد يكي از قسمت‌هاي آن شويم يا اين كه به جاي پت پستچي نامه‌هاي مردم را به دستشان برسانيم.
  3. مي‌توانيم به صندلي خودرو تكيه دهيم و با نشان دادن دو نقطه از نقشه و ديدن مسير سفر در قالب يك تكه فيلم انيميشن،‌ آن را تاييد كنيم يا تغيير دهيم. با صدور دستور حركت به خودرو، سيستم رايانه‌اي ناوبري ما را از همان مسيري به مقصد مي‌رسانند كه پيشتر تصويرهايش را ديده‌ايم.
  4. در كنار ديدن و شنيدن انيميشن، بوي آن را نيز حس خواهيم كرد.
    شايد حتي حسگرهاي رايانه‌اي بتوانند براي ما دوستان كارتوني شبيه‌سازي شده را خلق كنند تا براي چند ثانيه، ‌دقيقه يا روز بتوانيم با سوپرمن و مرد عنكبوتي از نزديك گپ بزنيم يا با يوگي و دوستانش سوار بر كشتي شويم.
  5. دنياي مجازي با سرعت در حال پيشرفت روزگاري را رقم مي‌زند كه مثل فيلم‌هاي رئال انيميشن، زندگي ما نيز تركيبي شود از واقعيت و مجاز. روزنامه مجازي را دستمان بگيريم و بخوانيم.
    صفحه‌هايي را كه وجود خارجي ندارند، اما هستند ورق بزنيم و آن را به ديگران هم نشان دهيم. نمونه‌هاي ليزري اشياي سه بعدي به‌زودي در كشورمان هم ديده خواهند شد.
  6. بچه‌ها خلاق‌ترين افراد هستند. به دليل ذهن بكر و بدون قاعده‌اي كه دارند مي‌توانند به سادگي همه نشدني‌هاي ما آدم‌بزرگ‌ها را شدني فرض كنند و به راحتي جذاب‌ترين صحنه‌ها را خلق كنند. كودكان با ايده‌پردازي‌هاي خود مي‌توانند «شركت‌هاي تعاوني ايده‌پردازي» داشته باشند و محصولات تفكر فانتزي‌شان را به‌ بزرگان انيميشن بفروشند.
  7. همان‌طور كه خيلي ساده قلم تلفن همراه را دست مي‌گيريم و روي صفحه آن شماره تلفني را ثبت مي‌كنيم، مي‌توانيم دستور ساخت يك قطعه پيچيده را روي نمايشگر لمسي با دست بكشيم و فرمان ماشين‌كاري آن را بدهيم. سيستم نرم‌افزاري هوشمند خودش به سخت‌افزارها فرمان مي‌دهد كه خواسته ما چيست و چه بايد كنند.

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي‌و كيفي خود به كمك ايده‌پردازان و كساني كه فانتري نگاه كردن تخصص‌شان است، تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك، پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند. انيميشن‌ كه روزي براي سرگرمي‌مورد توجه بود، امروز به كمك پزشكان و صنعتگران و معلمان آمده و نشدني‌ها را برايش آسان مي‌كند.

شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

این مطلب یک‌شنبه 15 ارديبهشت 87 در دو صفحه وسط كليك (ضميمه روزنامه جام جم) به چاپ رسيده است. لينك دسترسي به اين مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100937589826

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 7:53 AM  توسط   | 

خيلي راحت و زود با مفاهيم علمي و فناوري‌هاي پيشرفته دوست و خودماني مي‌شويم. زماني كه دسترسي به كانال‌هاي ماهواره‌اي تلويزيون به شكل گسترده‌اي در جامعه ممكن بود و محدوديت مشخص قانوني هم نداشت، زياد مي‌شنيديم كه «فلاني ماهواره دارد». نمي‌دانم متخصصان هوا فضا در مقابل شنيدن چنين جمله‌اي چه واكنشي نشان داده‌ يا مي‌دهند، اما پيشنهاد دارم داشتن ماهواره را با داشتن خودروي شخصي يا هواپيماي خصوصي مقايسه كنيد. دوستي كه آن روزگار پس از سا‌ل‌ها به ايران آمده بود مي‌گفت، چه اتفاقي افتاده كه مردم اين‌قدر به سمت فناوري‌هاي پيشرفته‌ هوا فضا و داشتن ماهواره روي آورده‌اند و مدام از آن حرف مي‌‌زنند.حالا امروز، مي‌توانيم تصويرهاي ماهواره‌اي كوچه‌پس‌كوچه‌هاي شهرمان را به كمك گوگل ببينيم و به دقت مقصد سفرمان در آن سوي دنيا را رصد كنيم. ماهواره‌ها مسلط بر زندگي ما شده‌اند و خروجي‌هايشان بسياري را روي اين كره خاكي منتظر گذاشته است.

TRIZ براي خوانندگان كليك و به ويژه مشتريان اين ستون واژه غريبه‌اي نيست. حالا كه موضوع ويژه ماهواره است مي‌توان تصريح كرد كه يكي از مهم‌ترين و بهترين زمينه‌هاي كاربرد اين دانش، حل مساله‌هاي پيچيده و ناشناخته‌ است.

ناسا دانستن TRIZ  را براي مهندسان خود به يك توصيه جدي و در مواردي به يك بايد تبديل كرده است. سامسونگ و ال. جي. و زيمنس و بسياري از پيشتازان عرصه فناوري هم توجه خاص به اين دانش دارند تا بتوان فناوري گشايي كنند (انگار ديگر كسي به مرزهاي جغرافيايي و كشورگشايي قانع نيست). روندهاي تكامل و قانون‌هاي تكامل سيستم‌هاي فني يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ هستند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك اين روندها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي كرد. در شركت‌هاي پيشرو دنيا، مي‌نشينند و بر اساس همين روندها محصولات و فناوري‌هاي آينده را طراحي و توليد مي‌كنند.

از جمله روندهاي مرتبط با موضوع ماهواره مي‌توان «روند درجه آزادي» را نام برد. روندي كه بر اساس آن تكامل سيستم با افزايش درجه آزادي آن اتفاق مي‌افتد. مثل زماني كه دنده‌ خودروها در يك جهت، فقط با بالا و پايين كشيدن به جلو و عقب مي‌رفت. بعدتر، تعداد دنده‌ها بيشتر شد و با چپ و راست شدن و بالا و پايين رفتن، دنده 1 تا 5 را در كنار دنده عقب، تعريف كردند. حالا درجه آزادي بعدي مي‌گويد دنده را مي‌توانيد در ارتفاع نيز جابه‌جا كنيد يا همه كار را به كمك چيزي شبيه موس كامپيوتر انجام دهيد.

با اين توصيف و با در نظر داشتن موضوع ماهواره، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيش‌گويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:

مفهوم جستجو كردن با دگرگوني همراه خواهد شد. شما در دفتر كار خود نشسته‌ايد و به كمك داده‌هاي ماهواره‌اي جستجوي چيزي را در اتاق نشيمن منزلتان مي‌دهيد!.

ماهواره‌ها كمك مي‌كنند تا شما بتوانيد همه چيز را 3بعدي و فراتر از ديدن يا شنيدن ببينيد و حس كنيد. اگر از كار با گوگل ارث ذوق مي‌كنيد به فراتر از اين‌ها نيز خواهيد رسيد.

به كمك ماهواره‌ها انسان توانمندي جابه‌جا كردن ابر و باد را نيز پيدا مي‌كند و شايد روزي بيايد كه شما براي روز ازدواج‌تان بتوانيد سفارش هوايي مطبوع و بهاري را بدهيد. سرويس‌هاي ماهواره‌‌اي تلاش مي‌كنند تا افلاك جوري حركت كنند تا نياز شما برآورده شود!

در حوزه‌هاي مختلفي مثل مديريت شهري الان دوربين‌هاي ثابت نصب‌شده در نقاط مختلف شهر مسؤولان را ياري مي‌دهند. سيستم‌هاي هوشمند جغرافيايي نيز تردد و كنترل سرعت سواري‌هاي بين شهري و خودروهاي سنگين را گزارش مي‌دهد، مي‌توان با داده‌هاي ‌ماهواره‌‌اي برنامه‌ريزي‌هاي پشتيباني و زمان‌بندي بارگيري‌هاي بندرها، حركت كشتي‌ها، پرواز هواپيما‌ها و مديريت لجستيك را نيز انجام داد. اين‌ها الان هم خيلي دور از ذهن نيستند. اين تصورات را با وجود تاكسي‌هاي پرنده بايد در ذهن بپرورانيم. دنياي آينده مثل امروز نيست. ترافيك‌هاي هوايي مهم‌تر از ترافيك‌هاي زميني خواهند شد.

وقتي از اين شهر به آن شهر يا از كشوري به كشور ديگر سفر مي‌كنيم آب و هوا و مسير و نقشه و ... را ماهواره و وب‌سايت‌هاي مرتبط به ما گزارش مي‌دهند. اگر از اين كره به آن كره عزم سفر كنيم، اين فقط ماهواره‌ها هستند كه مي‌توانند راهنماي سفر ما باشند. زودتر از آني كه فكرش را كيم روزي مي‌رسد كه موضوع صحبت انسان‌ها كار و زندگي در كره‌هاي ديگر باشد!

كسي براي پيدا كردن آپارتمان خالي براي خريد يا اجاره به سراغ بنگاه املاك نمي‌رود. وب‌سايت‌هايي كه داده‌هاي خود را هر لحظه از ماهواره‌ها دريافت مي‌كنند دست‌كم تشخيص آپارتمان‌هاي خالي را به ‌راحتي مي‌دهند. حالا سازمان‌هاي دولتي هم مي‌توانند خيلي راحت آمار بدهند كه چه تعداد آپارتمان خالي است و ...

فراتر از اين ماهواره‌ها تخلف‌هاي انبار و احتكار و ... را نيز فاش مي‌كنند و به راحتي تشخيص مي‌دهند كه چه‌حجم از چه جنسي كجا نگهداري مي‌شود و چه طور جابه‌جا شده است.

فناوري اطلاعات و تلفيق آن با علوم ديگر تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به آدرس زير بفرستيد  click‌@‌jamejamonline.ir.

اين مطلب در كليك يك‌شنبه ۸ ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي ‌8 و 9 چاپ شد. نسخه الکترونیکی برای دسترسی: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936990017

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 6:29 AM  توسط   | 

معلم خوبي داشتم كه مي‌گفت: «من آن‌قدر تنبل هستم كه وقت كافي براي دنبال چيزي گشتن ندارم!» او اين را توضيح مي‌داد كه اهميت و فايده نظم را به ما بياموزد. حالا جستجو كردن در بي‌كرانه اطلاعات مختلف را تصور كنيد كه قرار است در فضاي وب صورت گيرد. تجربه ساده هر يك از ما مي‌گويد كه با رفتن به گوگل و وارد كردن واژه‌اي كه به دنبالش مي‌گرديم پاسخ‌هاي بسياري پيش روي‌مان قرار مي‌گيرد. اما از بين آن همه لينك پاسخ، كدام است كه درد مرا درمان مي‌كند؟ چطور مي‌توانم حلقه را تنگ و تنگ‌تر كنم تا دقيقا آن‌ چيزي كه در پي‌اش هستم اولين پيشنهاد موتور جستجويي مانند گوگل باشد. اصلا آينده جستجو چطور خواهد بود؟

در TRIZ روندهاي تكامل بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. اين روندهاي تكامل در سيستم‌هاي فني و سازماني و مديريتي رفتارهاي مشابه دارند و حتي از نظر تعداد نيز تنها تفاوت‌هاي جزئي در آن‌ها به چشم مي‌خورد. به كمك اين روندها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي كرد. در شركت‌هاي پيشرو دنيا، مي‌نشينند و بر اساس همين روندها محصولات و فناوري‌هاي آينده را طراحي و توليد مي‌كنند. معمولا هم در جذب مشتري موفق مي‌شوند. چون با فكر كردن به روندها، مساله‌ها و نيازهاي مشتري در قالب محصولات آن‌ها پاسخ مي‌يابد.

از جمله روندهاي مرتبط با جستجو كردن كه موضوع ويژه كليك است، «روند پويايي» را مي‌توانيم نام ببريم، روندي كه بر اساس آن سيستم‌ها از شرايطي كه استاتيك هستند به دايناميك و بازخورد دادن تبديل مي‌شوند. اصل بازخورد يكي از چيزهايي است كه در اين روند بر آن تاكيد بسيار مي‌شود.

با اين تعريف مختصر و مفيد، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيش‌گويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:

  1. به جاي يك موتور جستجو،‌ سيستم‌هاي جستجو مثل پورتال‌هايي خواهند شد كه در آن‌ها فراتر از دسته‌بندي‌هاي امروزي گوگل (متن، عكس، نقشه و ...) جستجوهاي حساب شده‌تر و تخصصي‌تر هم انجام مي‌شوند. جستجو در ميان اختراع‌ها، جستجو در ميان كتاب‌هاي پرفروش يك ماه اخير و ...
  2. جستجو در ميان چيزهايي كه امروز نشدني هستند هم به مصداق پيدا كردن يك سوزن در يك انبار كاه شدني مي‌شوند. پيدا كردن فردي در خيابان‌هاي شهر، از طريق اتاق كنترل مركز كنترل ترافيك و ... 
  3. در ربط يافتن جستجوهاي مختلف و پيوند زدن نتيجه آن‌ها به هم شاهد تولد نسلي جديد خواهيم بود. بدين ترتيب كه سيستم‌هاي هوشمند جستجوگر، داده‌هاي يافت شده را با ربط‌هاي معناداري به هم مي‌دوزند و براي ما توليد اطلاعات مي‌كنند و كار نشدني امروز كه توليد دانش است را نيز در ادامه انجام خواهند داد.
  4. جستجو در حافظه انسان ممكن مي‌شود. جتسجو در شنيده‌ها و ديده‌ها و خوانده‌هاي هر فرد، كاري است كه در آينده به سادگي صورت مي‌پذيرد! فرض كنيد كه به موتور جستجو چنين فرماني مي‌دهيم: بگرد ببين آخرين بار كي و كجا اين فرد را ديده‌ام؟
  5. موتور جستجوگر، خود مثل يك انسان پژوهشگر رفتار مي‌كند. اگر محقق دانشگاه يا مركز تحقيقاتي ساعت كار محدودي دارد و دسترسي محدود به منابع و فرصت و توان و دانش محدود براي يافتن ربط پديده‌ها، اينجا موتور جستجو 24 ساعته و 7 روز هفته و چيزهاي نامحدودي دارد كه كافي‌ است كمي از رگه‌هاي فكري محقق هم در نهادش بگذاريم تا براي‌مان توليد دانش كند و در اطلاعات عميق شود.
  6. نسل بعدي جستجوها، چندرسانه‌اي خواهند شد. جستجوي يك واژه در ميان حرف‌هاي يك گفتگوي راديويي يا يك برنامه تلويزيوني. پيدا كردن چهره نفر از ميان عكس‌هاي دسته‌جمعي و يادگاري بانك اطلاعاتي عكس‌ها. اين جستجو بدون استفاده از تگ‌ها انجام مي‌شود و شبيه جستجويي است كه مغز انسان انجام مي‌دهد.

فناوري اطلاعات و تلفيق آن با علوم ديگر و شبيه‌سازي مدام همه اعمال و رفتار كشف شده و كشف نشده انساني تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند.
سال‌ها است كه ما تلفن داشته‌ايم اما موبايل و كاركردهاي آن و امكاناتي كه در اختيار انسان قرار مي‌دهد، رفتارها و نيازها و زندگي ما را متحول كرده است. تحول‌هاي ديگر هم در راه هستند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را بهclick‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 1 ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي ‌8 و 9 چاپ شد. تيتر جلد اين شماره مجله هم به عنوان اين مطلب برمي‌گردد. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936381372

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 7:31 AM  توسط   | 

اين روزها واژه جستجو بي‌درنگ با نام گوگل پيوند مي‌خورد. واژه مورد نظر خود را وارد مي‌كنيد و همه چيزهاي مرتبط از همه جاي دنيا پيش روي شما قرار مي‌گيرد. حالا تازه بايد از ميان اين همه صفحه‌هاي پيشنهادي بگرديم و بگرديم تا دلخواه خود را بيابيم. اما همه راه‌هاي جستجو به همين‌جا ختم نمي‌شود.

جستجوهاي تخصصي و نرم‌افزارها و موتورهاي جستجوي خاص‌تر را حرفه‌اي‌هاي هر رشته پي‌ مي‌گيرند. مگر مي‌شود به راحتي و تنها به كمك گوگل به هر چه مي‌خواهي دست‌يابي؟ اين شماره چند جستجوگر و تحليل‌گر خاص را معرفي مي‌كنيم كه هر يك سيستمي هوشمند به حساب مي‌آيند و هر يك موتوري هستند براي ايده‌پردازي و نوآوري. اين‌ها را كساني طراحي و توليد كرده‌اند كه كسب و كارشان كمك به ديگران است براي توليد ايده‌هاي خلاق و رسيدن به محصولات و فناوري‌ها و بازارها جديد.

1. بانك‌ نوآوري‌ها، الهام‌بخش افراد خلاق‌

Simon Dewulf

سايمون دوولف، مدير مجموعه‌ علمي پژوهشي CREAX  در بلژيك است كه به سازمان‌هاي مختلف مشاوره نوآوري مي‌دهند. او و مجموعه‌اش در زمينه نوآوري تحقيق مي‌كنند و چند و چون آن را به سازمان‌هاي مختلف معرفي مي‌كنند. آ‌ن‌ها روش‌هاي رسيدن به نوآوري را با IT  گره زده‌اند و بانك‌هاي اطلاعاتي ارزشمندي را براي كابران خاص و عام تدارك مي‌بينند. يكي از اين بانك‌ها www.moreinspiration.com است.

لطفا More Inspiration را معرفي كنيد؟
صدها محصول خلاق و فناوري‌ نو از تمام زمينه‌ها و بخش‌هاي مختلف كاربردي يك‌جا جمع شده‌اند تا كاربر را براي الهام گرفتن از ايده‌هاي ديگران و ايده‌پردازي‌هاي جديد كمك كنند. اين كنار هم نشستن‌ محصولات و فناوري‌ها، بر اساس متدولوژي نوآوري شركتCREAX  دسته‌بندي شده و شما را راهنمايي‌ مي‌كند تا راحت‌تر و در مسير درستي به خلاقيت‌هاي خود جهت دهيد و نوآوري كنيد.

ساختار اين دسته‌بندي چيست؟
ما در بررسي‌هاي علمي خود به اين باور رسيده‌ايم كه همه نوآوري‌هاي امروزي بر اساس ويژگي‌ها و كاركردها شكل مي‌گيرند. همه طراحان خلاق و نوآور، آگاهانه يا ناخودآگاه مدام در حال يافتن روش‌هاي جديد براي انجام كارها هستند. بعضي كارها، به تازگي نياز به انجام دارند و قبلا به شيوه دستي انجام مي‌شدند و بعضي‌هاي ديگر در گذر زمان نياز به تغيير روش انجام دارند. پخت و پز يكي از آن‌ها است. شما در گذشته تصوري فراتر از پخت و پز توسط اجاق گاز نداشتيد، اما امروز مايكروفرها ابزاري معمولي شده‌اند. اين دو يك كار را انجام مي‌دهند اما با روش‌هاي جديد.

كمك بانك اطلاعاتي شما به كاربر چيست كه الهام‌بخش او در رسيدن به نوآوري مي‌شود؟
تيم پشتيبان ما، مدام ابداعات و نوآوري‌ها را به بانك اضافه مي‌كنند و هر كدام را با منبع و مرجع خود و زمينه صنعت و ويژگي‌هاي نوآورانه آن دسته‌بندي مي‌كنند. شما وقتي در زمينه كاري خود به دنبال ابداع‌هاي تازه مي‌گرديد، كمي ساده‌انگارانه است كه همه جاي وب را جستجو كنيد. اينجا همه چيز با برچسب خوردن پيش روي شما قرار مي‌گيرد تا با ديدن و مرور آن‌ها به كار و مساله خود و مشتريان‌تان، از اين نگاه بنگريد و به ايده‌هاي جديد بپردازيد.
وقتي باور كنيد كه همه محصولات و فناوري‌هاي موجود در صنايع مختلف به هم شبيه هستند، آنگاه بايد بياموزيد كه چطور اين شباهت‌ها را ببينيد و كشف كنيد. آن‌گاه مي‌توانيد با سرعت و دقت بيشتري نيازهاي مشتريان خود را برآورده نماييد. همه كاري كه ما انجام مي‌دهيم كشف پشت پرده‌ها و شباهت‌ها و قرار دادن آن‌ها پيش روي كاربران است تا جرقه‌هاي خلاقيت راحت‌تر زده شوند و ايده‌هاي نو راحت‌تر پا به دنيا گذارند.

2. هوشمندانه‌تر از خود اختراع‌ها

اختراع كردن فرايندي است كه هر كسي جسارت پا گذاردن در آن را ندارد. دنياي نوآوري و مسابقه پرسرعت ابداع كردن شركت‌ها براي حفظ برتري در بازار داغ كسب و كار، نيازهاي آن‌ها را به دقيق‌تر و حساب‌شده‌تر مسابقه دادن دوچندان كرده است. برنارد لاهوزه، مدير پروژه‌اي سيستم هوشمند تحليل اختراع‌ها است. او كه در زمينه تغذيه ملكولي، شيمي و حقوق اختراع تحصيل كرده، در كنار يك مجموعه تحقيقاتي، پروژه خود را به روزهاي پاياني بهره‌برداري نزديك كرده است.

پروژه شما در پي پاسخ به چه نيازي تعريف شده است؟
مديران ارشد و تصميم‌گير بنگاه‌ها، صاحبان صنايع، كساني كه با توسعه محصول سر و كار دارند و واحدهاي تحقيق و توسعه، همه با پرسش‌هاي مواجه مي‌شوند كه پاسخ آن‌ها معمولا مبهم است. چه بازارهايي در آينده وجود دارند؟ بازارهاي امروزي با چه تغييراتي همراه مي‌شوند؟ چه محصولاتي و با چه ويژگي‌هايي بايد براي روزهاي آينده توليد كرد؟ كيست كه بتواند به اين سوال‌ها جواب مشخصي بدهد. پيدا كردن پاسخ اين پرسش‌ها چقدر زمان و هزينه و تيم كارشناسي نياز دارد.

منظورتان اين است كه شما به اين سؤال‌ها پاسخ مي‌دهيد؟
اگر بتوانيم اختراع‌ها را به عنوان برترين نوآوري‌ها مورد تحليل كارشناسي قرار دهيم. آن‌گاه مي‌توانيم از اين تحليل‌ها راه‌حل‌هاي تازه را بيابيم. سمت و سوي كسب و كارمان و ايده‌هاي كاربردي براي توليد محصولات جديد را پيدا كنيم. چه بسا بازارهاي جديدي را با كمي تغيير در وضع موجودمان به دست آوريم.

اما هر بازاري نياز خاص خود و هر صاحب كسب و كاري شرايط خاصي را براي خود متصور است؟
ببينيد! هر اختراع يك كد شناسايي دارد و با آن شماره انحصاري مي‌شود. وقتي بتوانيد به كمك يك سيستم هوشمند و تحليل اين كد، همه اختراع‌ها را از تمام بانك‌هاي ثبت اختراع جستجو كنيد و وجه اشتراك‌ها را كنار هم بگذاريد و تفاوت‌ها را بررسي نماييد، آن‌گاه تازه دريچه‌هاي جديدي را باز مي‌كنيد كه از آن پنجره‌ها آينده كسب و كارتان قابل تماشا است.

فرض كنيد زمينه كاري ما توليد قطعه‌اي از خودرو است. با اين فرض،‌ توضيح دهيد كه اين پنجره چطور گشوده مي‌شود.
نرم‌افزار آنلاين ما همه اختراع‌ها را جستجو مي‌كند. آن‌ها كه در زمينه كاري شما هستند را زير ذره‌بين خود مي‌گذارد و بعد شروع مي‌كند به توليد خروجي. يكي از خروجي‌هايش نمودارهاي مختلفي است كه روندها را نشان مي‌دهد. با چه سرعتي و طي چه سال‌هايي، چه اختراع‌هايي در زمينه مواد اوليه اين قطعه انجام شده، چه كارهايي در زمينه تغيير شكل و فرم آن صورت پذيرفته، افت و خيزها كي‌ها بوده و در كدام حوزه‌ها، آخرين كارها درباره كدام موارد مرتبط با چنين قطعه‌اي و هم‌خانواده‌هاي آن به ثمر نشسته‌اند، صنايع بالادست و مشابه كار شما چه تغييراتي را سپري كرده‌اند و ... وقتي همه اين‌ها را مثل داشبورد خودروي سواري خود، يكجا نظاره كنيد مي‌توانيد راحت‌تر تشخيص دهيد كه شما بايد به كدام سمت و سوي و چگونه كسب و كارتان را هدايت كنيد.
كار نرم‌افزاري كه پشت سر اين سيستم وجود دارد كار پيچيده‌اي است كه تيم ما مشغول به پايان رساندن آن است. ما با خود اختراع‌ها كه محصول ايده‌هاي خلاق انسان‌ها هستند، هوشمندانه برخورد مي‌كنيم تا بتوان از اين‌ همه داده، اطلاعات مفيدي را استخراج كرد.

 3. رسم دنياي ديجيتال: نوآوري در نوآوري‌
والري سوشكوف در رستوران ايراني دربند، آمستردام
والري سوشكوف، در بلاروس بزرگ شده اما سال‌ها است كه در سرزمين‌ گل‌ها يعني هلند زندگي مي‌كند. او كامپيوتر خوانده است و زمينه تخصصي‌اش نوآوري و حل مساله‌هاي خلاقانه به كمك TRIZ است. وي براي فراگيري اين دانش و بومي كردن در كشور محل زندگي‌اش، پروژه‌اي 5 ساله را در دانشگاه تواِنته هلند با مشاركت يك مركز معتبر آمريكايي انجام داده و تا دكترا پيش رفته است. با او كه طراح چند نرم‌افزار تخصصي در زمينه ايده‌پردازي و نوآوري است گفتگويي كرده‌ايم كه در پي مي‌خوانيد.

شما چطور از دنياي كامپيوتر به نوآوري كشيده شديد؟
در دانشگاه مساله حل نشده‌اي داشتيم كه كسي اميدي به حل شدن آن نداشت. بايد راه‌حلي اجرايي مي‌داديم تا قلمي ديجيتال ساخته شود كه همزمان با نوشتن بتواند آن نوشته را نيز بخواند. بعد از كلنجارهاي فراوان كسي نتوانسته بود راه‌حلي براي اين مساله پيدا كند. من به طور اتفاقي به سميناري دعوت شدم. در آن‌جا در حد 4 ساعت با TRIZ آشنا شدم و بخت يارم بود كه همان‌جا يكي از قانون‌هاي ساده اين دانش به نام «تكي دوتايي چندتايي» را قابل استفاده در مساله خود ديدم. مساله همان‌شب و دو ساعته حل شد. فردا كه به دانشگاه رفتم، استادم باور نمي‌كرد كه من به همين سادگي راه حل را پيدا كرده باشم. با شنيدن نام قلم، ما فقط به يك نوك فكر مي‌كرديم،‌ اما آن قانون به من گفت كه به دوتايي و چندتايي شدن هم فكر كن. من هم فكر كردم كه اگر قلم من به جاي يك نوك، دو نوك داشته باشم، يكي مي‌نويسد و ديگري همزمان مي‌خواند!

و از آن زمان گره خورديد با اين علم جديد نوآوري؟
حقيقت اين است كه من خودم را خلاق و توانمند نمي‌ديدم، اما نوع تفكرم چنان تغيير كرد كه ديگر نتوانستم از اين علم دل بكنم. نزديك 20 سال است كه همه كار و زندگي‌ام در همين زمينه است.

با پس‌زمينه كامپيوتري خود چه گره‌‌ها و تعاملاتي را در زمنيه نوآوري ايجاد كرديد؟
يكي از اولين چيزهايي كه ديدم، اين بود كه استادانTRIZ  بدون ابزارهاي كامپيوتري كار مي‌كردند. اطمينان داشتم كامپيوتر و توليد نرم‌افزار و ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي قوي، سرعت نوآوري و حل مساله را بالا مي‌برد. همين طور هم شد. در برترين نرم‌افزارهايي كه تا كنون در اين زمينه توليد شده‌اند، نقش كليدي در طراحي معماري داشته‌ام. شانس من اين بود كه هم كامپيوتر مي‌دانستم و هم ادبيات تخصصيTRIZ  را مي‌دانستم. الان اين نرم‌افزارها را در مراكز تحقيق و توسعه و واحدهاي طراحي و مهندسي شركت‌هاي مختلفي در آمريكا و اروپا و ژاپن و ديگر كشورهاي آسيايي مورد استفاده قرار مي‌دهند و كنفرانس‌هاي سالانه هم براي ارايه خروجي‌هايشان برگزار مي‌كنند.

اين نرم‌افزارها چه ويژگي‌هايي دارند؟
تلفيقي هستند از ابزارهاي فكري كه به كاربر در ايده‌پردازي بهتر كمك مي‌كنند و دسته‌بندي‌هاي حساب‌شده علمي اختراع‌ها. دسته‌بندي علمي آن‌ها هم از دو جنبه قابل توجه است؛ يكي علمي كه اختراع به طور مشخص بدان تعلق دارد و ديگري طبقه‌بندي‌هاي خود دانشTRIZ  و نوآوري نظام‌يافته. شما هر لحظه با آن اطلاعات مرتبط و مفيدي كه خود جزو برترين‌ ايده‌هاي دنيا است سر و كار داري. اين سرعت و دقت و كيفيت كار توليد چيزهاي نو را بالا مي‌برد.

از نگاه شما، نوآوري و دنياي ديجيتال چطور بر هم اثر مي‌گذارند؟
با پيشرفت‌هاي امروزي دنيا در زمينه IT جهش‌هاي اصلي اين مقطع نتيجه و محصول نوآوري هستند. حالا بايد فرصت داد تا گام‌هاي بلند ديگري در آينده برداشته شود، اگر نه هر كاري كه بخواهيد انجام دهيد راه‌حل‌هاي بسيار خوب نرم‌افزاري‌شان تدبير شده‌اند. به خصوص در دنياي وب كه دانش در دست جوان‌ها است. اما زمينه اصلي بروز نوآوري‌ها در چطور استفاده كردن از ابزارهاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري امروزي است. شما هر ايده‌اي داشته باشيد در دنياي وب شدني است. اما كدام ايده؟ كدام نياز از كدام مشتري است كه بايد شما در پي برآورده كردنش باشيد؟ اينجا است كه نوآوري گره مي‌خورد با ابزار. بسياري از شركت‌ها را مي‌بينيد كه براي داشتن مغزهاي متفكر و ايده‌‌پرداز هزينه بسيار مي‌كنند، چرا كه مي‌دانند آينده بدون آن‌ها برايشان با شكست همراه است. موفق‌ترين‌هاي دنياي ديجيتال امروز، نوآورترين‌ها هستند نه آن‌ها كه صرفا ساختمان و كاركنان و سرمايه بسيار دارند.

اين 2 گفتگو در كليك يك‌شنبه 1 ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي 8 و 9 چاپ شدند. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936380733

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 7:28 AM  توسط   | 

در شماره اين هفته كليك http://jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251 پركارتر بوده‌ام و به جز ستون ثابت پيش‌بيني‌هاي آينده به كمك ابزار روندهاي تكامل TRIZ (صفحه 9) سرمقاله را هم به سفارش سردبير كليك نوشته‌ام.

1. خلاقيت هميشه مورد توجه اشرف مخلوقات بوده و هست و خواهد بود. شايد دليل اصلي جذابيت آن هم زايش فكر و انديشه‌هاي نو باشد. هر چيز جديد جذابيت دست‌كم يك درنگ را دارد و اگر كاربردي باشد و دردي را درمان كند خود را تا مدتي ماندگار مي‌كند. امسال سال نوآوري است. اين نام‌گذاري يعني تاكيد بر يافتن ميان‌برها و يافتن راه‌حل‌هاي «عالي» براي مساله‌هاي بسيار.

2. نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. در دنياي مدرن امروزي، سازمان‌هايي نوآوري كردن را آموخته‌اند و نگراني بابت چگونه نوآوري ندارند! مساله آن‌ها زودتر نوآوري كردن و تشخيص درست نياز مشتريان است. نوآوري را نيز كاملا متمايز از ايده‌پردازي و تفكر خلاق و محصول كاربردي شده و تجاري انديشه خلاقانه دانش‌محور مي‌دانند.

3. دنيا براي نوآوري كردن از تلفيق دانش، متدولوژي، ابزارهاي فكري و تفكر خلاق بهره مي‌گيرد. تكنيك‌هايي مانند مهندسي ارزش، شش سيگما، تفكر و توليد ناب و دانش جذاب TRIZ از جمله مواردي هستند كه سازمان‌هاي پيشتاز دنيا آن‌ها را مورد توجه قرار داده‌اند. والري سوشكف (استاد شناخته شده TRIZ) نقل مي‌كرد كه سامسونگ براي بيش از 10هزار مهندس خود آموزش نوآوري نظام‌يافته را برنامه‌ريزي كرده است. او مي‌گفت كه دنيا خيلي زود از تولد نوآوري‌‌هاي فراوان در عرصه دنياي ديجيتال شگفت‌زده خواهد شد.

4. نوآوري، دغدغه امروز پيشتازان كسب و كار و مساله آينده همگان است. در عرصه نوآوري، تشخيص درست نياز مشتري، تعريف صحيح مساله، يافتن راه‌حل‌هاي مختلف و انتخاب بهترين آن‌ها يك بايد گريزناپذير است. زندگي سراسر مساله‌هاي كشف شده و ناشناخته است و ما همه بازيگران ميدان حل مساله هستيم. اما هر كار و هر ابداعي را نمي‌توانيم با برچسب نوآوري عرضه كنيم.

5. نرم‌افزارها و سخت‌افزارها دنيا را دگرگون كرده‌اند. آن‌ها به زير پوست‌ ما هم نفوذ مي‌كنند و براي هيچ‌ كاري از كسي اجازه نمي‌گيرندIT . بسياري از نشدني‌ها را به سادگي انجام مي‌دهد، ‌مي‌تواند شما را بدون داشتن كارخانه و سرمايه نقدي و تنها با داشتن ايده‌اي بكر به صدر فهرست برترين شركت‌هاي دنيا برساند. اما در همين دنياي فناوري اطلاعات، هنوز جاي ايده‌هاي بسياري خالي است.

6. ايران سرزمين مردماني باهوش، فرهيخته و داراي تمدن كهن است. سال 1387 صراحتا «نوآوري» را بر پيشاني خود دارد، هر آن كه مرد عمل است با اين تاكيد، عذري بر اما و اگر نخواهد داشت. مساله‌هاي پيچيده زندگي روزمره راه‌حل‌هاي اجرايي در دنياي فناوري اطلاعات دارند. سواد و توان جوان‌ها را بپذيريم، نسخه‌هاي كهنه را كنار بگذاريم و نو بينديشيم. شايد اين متاع در دكان اهل فن باشد و در پستوي ما چيزي براي مشتري يافت نشود. مشورت هيچ‌گاه ضرر ندارد.

7. آينده از امروز ساخته مي‌شود و اگر آگاه و با فكر به اجزاي سازندگي، زندگي نكنيم كسي ما را از دره و گپ نسلي نجات نخواهد داد. سريع‌ترين جوامع امروزي هم در برابر سير پر شتاب توسعه ارتباطات و دنياي مجازي، كندي نشان مي‌دهند و عقب مي‌مانند. حتي آن‌ها كه همه زيرساخت‌ها را دارند و در كوچه و خيابان‌شان دسترسي به اينترنت بدون سيم يك امر بديهي است، نگران روزهاي آينده هستند. سرعت دنياي ديجيتالي زياد است، كند نباشيم... .

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 25 فروردين 87 در صفحه دوم چاپ شده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 9:53 PM  توسط   | 

شناسايي و راحت‌تر تشخيص دادن هويت افراد مساله‌ تازه‌اي نيست. اما هر روز راه‌حل‌هاي تازه‌اي براي آن ابداع و اجرا مي‌شود. پيشتر‌ها كه تعداد انسان‌ها و آن‌ها كه نياز به شناسايي همديگر داشتند، اين‌قدر زياد نبود، راه‌حل‌ها هم ساده‌تر بودند و به آساني مي‌شد آ‌ن‌ها را اجرا كرد. امروز ماجرا بسيار پيچيده شده است. از يك سو تعداد انسان‌ها بسيار افزايش يافته و از سوي ديگر نياز به خطا نكردن در شناسايي آن‌ها و سرعت تشخيص يك ضرورت غيرقابل تخفيف است. اين سوي ماجرا، نياز به شناخته شدن براي راه‌ انداختن كارها و در عين حال تمايل نداشتن هر يك از ما به شناسايي مطرح است.

روندهاي تكامل و آن‌چه در دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ  مطرح است راه‌حل‌ها و پيشنهادهاي مختلفي را براي حل مساله‌هاي موجود شناسايي و پيش‌بيني آينده آن‌ها پيش روي ما قرار مي‌دهد. مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيش‌گويي برخي از آن‌ها بپردازيم:

بهترين راه‌حل‌ها آن‌هايي هستند كه به طور خود به خود و بي‌هزينه كار شناسايي را انجام دهند. مرور كه مي‌كنيم راه‌حل‌هايي مثل تعريف كد دسترسي، طراحي كارت شناسايي با نوار مغناطيسي، استفاده از اثر انگشت و در سيستم‌هاي مدرن امروزي، استفاده از فناوري RFID همه در مسير خودبه‌خودي شدن شناسايي قرار مي‌گيرند.

هر چه دانش پزشكي پيشرفت كند و در زمينه‌هاي ديگر هم يافته‌هاي جديد كشف شود، موارد منحصر به‌فرد در انسان‌ها، يعني چيزهايي كه مي‌توان آن‌ها را دستمايه تشخيص قرار داد. مثلا فرض كنيد شما موقع خروج از دفتر كار، از درگاهي عبور مي‌كنيد و اين درگاه، از حافظه شما عكسي مي‌گيرد. روز بعد كه شما مي‌آييد به شرطي اجازه ورود خواهيد داشت كه دستگاه بتواند همان تصوير را از حافظه‌تان بازيابي كند و موجوديت شما تاييد شود.

عوامل مختلفي به عنوان پارامتر شناسايي مورد استفاده قرار خواهند گرفت و حتي سيستم‌هاي شناسايي ديگر به يك ويژگي مثل اثر انگشت يا عنبيه چشم بسنده نمي‌كنند. تركيب اين‌ها با هم يا نسل پيشرفته‌تري كه واكنش شما را در برابر يك حركت يا پرسش بسنجد نيز متولد مي‌شوند.

بانك‌هاي اطلاعاتي، بخش جدانشدني از دنياي ديجيتال هستند. تحليل داده‌هاي موجود در بانك، چيزهاي تازه‌اي را فراروي ما قرار مي‌دهد كه همين نكات تازه مي‌توانند در سيستم‌هاي شناسايي نيز مورد استفاده قرار گيرند.
بدين‌ترتيب شما براي ورود به ساختمان محل كار يا منزل خود بايد جواب سوال‌هاي تصادفي را بدهيد. مثلا نام هم‌بازي كودكي‌تان، آخرين مغازه‌اي كه از آن خريد كرده‌ايد، آخرين مناسبتي كه برايش در يك راي‌گيري شركت داشته‌ايد و موارد ديگري كه ورودي‌هاي بانك‌هاي اطلاعاتي مختلف هستند و در سيستم يكپارچه به راحتي به اشتراك گذاشته مي‌شوند.

خطا كردن و ثبت شدن اين خطا بسيار ساده است. بهتر است كه خطا نكني، چون انكار كردن آن بي‌فايده است. دوربين‌هاي مستقر پليس در همه جا نصب هستند و رديابي بسياري از رخدادها ساده شده است. سيستم‌هاي آينده مكانيزم‌هاي رديابي و شناسايي بسيار ساده، دقيق و سريعي خواهند داشت. بهتر است سالم و صادق زندگي كنيم.

تصور كنيد كه سيستم‌هاي شناسايي، در را درست به اندازه ابعاد اندام شما باز مي‌كنند. انگار كه از يك ديواره منعطف كاغذي عبور كرده‌ايد و اثر گذر شما آن‌جا ثبت شده است. شما در صورتي مجاز به ورود هستيد كه تن صداي شما تشخيص داده شود، حركت دست و پايتان با سابقه شما مطابقت داده شود و چيزهايي كه شما فقط در رفتار عادي‌تان آن‌ها را بروز مي‌دهيد. حتي دماي طبيعي بدن و عمق نگاه هم مي‌تواند جزو آن باشد. ملاحظاتي مثل سرما خوردن و تغيير دماي بدن و لباس زياد پوشيدن هم راه‌حل‌هايي خواهد داشت كه نياز نيست از حالا نگرانش باشيم‌.

 اين ورود و جلوگيري از آن، در همه موارد مصداق مي‌يابد: دفتر كار، منزل، خودرو، مهماني، مدرسه، وب‌سايت، نرم‌افزار و ... خلاصه اين كه همه ما شناسايي شده‌ايم و بي‌آن‌كه بخواهيم هويت‌مان تشخيص داده مي‌شود.
اگر شما هم ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به click@jamejamonline.ir  بفرستيد.

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 25 فروردين 87 در صفحه 9 چاپ شده است. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100935781331

پيشنهاد مي‌كنم كليك هفته بعد را حتما بخوانيد. 3 گفتگوي تازه و دست اول در صفحه‌هاي 8 و 9 آن چاپ مي‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 9:57 PM  توسط   | 

از تيرماه سال گذشته با ابزار تحليل سيستمي ساده اما بسيار قدرتمند «9 پنجره» نوشتن اين ستون را شروع كرديم. پس از 16 شماره، بر اساس بازخوردهايي كه داشتيم به سراغ ابزار «روند تكامل» رفتيم و در كنار معرفي هر يك از اين روندها، از ايده‌هاي علمي و آينده سخن گفتيم. در اين شماره، مروري داريم بر بعضي از مواردي كه به دليل جذابيتشان براي شما گزينش شده‌اند:

توريسم: به كمك فناوري اطلاعات، به گذشته جاذبه‌هاي گردشگري مثل تخت جمشيد يا اهرام مصر و بناهاي به يادگار مانده از روم باستان مي‌رويم و هم‌زمان با تماشاي امروز آن روزگار كهن را هم پيش‌روي ما تصوير مي‌شود.
شبيه‌سازي گذشته در فضاي واقعي و امروزي آن، مثل يك نمايش روِيايي خواهد شد. شما به جايي مي‌رويد و چند دقيقه بعد، همه گذشته به كمك فناوري اطلاعات برايتان بازسازي مي‌شود. صداي خسرو پرويز مي‌آيد و سپاه و دربارش را همان‌جا مي‌بينيم. انگار وسط يك فيلم سينمايي هستيم.
دولت الكترونيكي: راي‌گيري‌ها و ارزيابي‌ عملكردها و سنجش كيفيت و كميت خروجي دستگاه‌هاي دولتي، نه با ارايه گزارش خودشان بلكه با نمره‌دهي‌ها و ارزيابي‌هاي مستمر مشتريان آن‌ها و مردم،‌ سنجيده مي‌شود. ملاك خوبي و موفقيت چيزي خواهد بود كه مشتري مي‌گويد. قيد بودجه و هزينه‌هاي دستگاه دولتي براي انجام هر كاري نيز، شاخص ديگري مي‌شود كه ارزش‌ انجام كار در دستگاه دولتي مربوط به نشان مي‌دهد. انگار همه دستگاه‌هاي دولتي با سيستمي مثل نوار قلب در حال پايش مدام هستند.
زندگي مجازي: روبات‌ها هم‌زيست ما مي‌شوند و با آن‌ها زندگي مي‌كنيم. به سادگي، در محل كارمان چند همكار روبات خواهيم داشت و مديرمان هم شايد روبات باشد. فرزندان ما هم‌بازي‌هايي دارند كه انسان نيستند اما بسيار خوب و عادي و هوشمندانه بازي مي‌كنند. گذشته‌هاي ما به روز مي‌آيند. شما مي‌توانيد روزي خاص، ساعتي مشخص يا رخدادي از گذشته‌تان را فراخوان كنيد و آن را مثل واقعيت موجود اما به شكل مجازي مرور نماييد. از همه پيشينه زندگي شخصي و حرفه‌اي شما نسخه‌اي پشتيبان تهيه مي‌شود كه دسترسي به آن با نام كاربر و رمز عبور شما ممكن است.
سينما: اگر هميشه روياي بازي كردن به جاي فلان بازيگر محبوب خود را داشته‌ايد،‌ شايد زمان زيادي به پايان انتظارتان نمانده باشد! به كمك نرم‌افزارها و با شبيه‌سازي ريزه‌كاري‌ها بازي مارلون براندو يا استاد عزت‌الله انتظامي، شما مي‌توانيد در فيلمي از ايشان و به جاي آن‌ها بازي كنيد. حالا كه نر‌م‌افزارهاي شبيه‌ساز صدا متولد شده‌اند و صداي دوبلورها را كپي‌سازي مي‌كنند، تصويرسازها هم سر و كله‌شان پيدا مي‌شود.
اقتصاد موبايل: ترافيك تبادل اطلاعات، يكي از مساله‌هاي اصلي است كه در آينده نزديك گريبان‌گير صاحبان اين كسب و كار خواهد بود. امروز هم ساعت‌هاي پرترافيك و روزهاي شلوغ پيامك زدن و گرفتن را شاهديم. اما در نظر بگيريد كه انجام كارهاي مختلف به كمك اين گوشي همراه شدني خواهد شد و ترافيك موبايل چند برابر وضع موجود خواهد شد. چراغ‌هاي راهنمايي و خط‌ويژه و خيابان‌هاي دوطرفه و يك‌طرفه كه در سيستم حمل و نقل داريم، در دنياي تبادل داده‌هاي نمودهاي مشابهي مي‌يابند.
دموكراسي: نظرسنجي‌ها با حواس ديگري به جز تنها لامسه (نوشتن) و بينايي (ديدن) قابل انجام خواهند بود. همين كه شما در ذهن خود به جمع‌بندي و تصميم مي‌رسيد مي‌توانيد راي خود را منتقل كنيد. راي‌خواندن از حافظه و حرف دل را شنيدن بعيد نخواهد بود.
شبكه: حذف شدن هارد ديسك‌ها از كامپيوتر چندان عجيب نيست. سرعت شبكه به اندازه‌اي بالا مي‌رود كه چيزي كمتر از سرعت پردازشگر كامپيوترمان نخواهد داشت. در اين صورت به شرط نگراني نداشتن از خطاهايي مانند قطعي شبكه، چرا بايد چيزي جز نمايشگر و صفحه كليد روي ميز كارمان باشد. همه فايل‌ها به سادگي از روي هارد ديسك موجود در شبكه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. همين حالا مگر گوگل درايوي را در اختيار ما قرار نداده است؟ و مگر محصولاتThin Client  به بازار معرفي نمي‌شوند.
وبلاگ: اين نرم‌افزارها بعد از تحليل چند پست از وبلاگ‌نويس، اعلام آمادگي مي‌كنند كه او فقط انديشه‌اي كه در ذهن دارد را بگويد يا روايتي يك خطي از موضوع را بيان كند و باقي ماجراي نوشتن و پرداخت موضوع و پيدا كردن مفاهيم علمي و ربط دادن به مثال‌ها و ... را به او بسپارد. انگار خود نرم‌افزار افكار من و شما را مي‌خواند و بعد دست‌به‌كار ارسال پست‌ها مي‌شود (با حفظ امانت در لحن صدا، نوع روايت، استفاده از واژه‌ها و ...).
حمل و نقل جاده‌اي: وقتي از مبدا به سمت مقصدي حركت مي‌كنيم، از همان ابتدا با اعلام مقصد به خودرو، شما از مدت زمان سفر، مكان‌هاي مناسب براي توقف، سرعت سير مجاز و منطقي، ترافيك‌هاي سنگين احتمالي در مسير، مقدار سوخت مصرفي و عوارضي كه بايد بپردازيد، آگاه مي‌شويد.
امنيت: امنيت در فناوري اطلاعات منجر به تولد «شبكه‌هاي بيمه» مي‌شود. همين شركتي كه خودروي ما را بيمه شخص ثالث كرده، فردا مي‌آيد و وب‌سايت و فلان بانك اطلاعاتي ما را هم بيمه مي‌كند. وقتي خودروي ما پوششي از محصولات نانوفناوري داشته باشد، ديگر مساله تصادف و خسارت ديدن در آن حل شده و با هر حادثه‌اي خودروي من خود به‌خود به وضع عادي بازمي‌گردد. كسب و كار دنياي فناوري اطلاعات مشاغلي چون بيمه‌ها را دگرگون مي‌كند.
پورتال: همه به دنبال اين خواهند گشت كه به جاي دادن آدرس‌هاي مستقل به مشتريان خود، آن‌ها را به پورتالي كه در آن، كنار ديگران حضور دارند ارجاع كنند. چرا كه براي مشتري، بازديد از يك پورتال مثل سر زدن به يك پاساژ بزرگ، خيلي راحت‌تر است و يافتن همه آن‌چه ممكن است نياز او باشد، از اين طريق آسان‌تر. داشتن يك دفتر يا ويترين بدون مغازه در چنين پاساژي، حداقل چيزي است كه نمي‌توان از آن به راحتي گذشت. پس يك كادر در يك پورتال ارزش بسياري دارد.
بازي: بازي‌هايي كه اگر در آن با رايانه همبازي شويم واكنش‌هاي او طبيعي جلوه مي‌كنند. حريف ما در بازي به ما آب مي‌پاشد و ما اين طرف پشت تلفن همراه يا نمايشگر رايانه خود، خيس مي‌شويم! با مشت خوردن از او دردمان مي‌گيرد و اگر جايزه‌اي ببريم طي چند ثانيه به حسابمان واريز مي‌شود. اگر سيبي را از گوشه‌اي از نقشه بازي پيدا كنيم و برداريم، سيبي واقعي را در دست‌مان مي‌بينيم و مي‌توانيم آن را گاز بزنيم!
نرم‌افزار: ربات‌ها در زندگي نقش مهمي بازي مي‌كنند. به همين دليل مي‌توانيد با مراجعه به يك سوپر ماركت اجزاي مختلف يك ربات را به دلخواه بخريد و با مونتاژ كردن آن و تنظيمات نرم‌افزاري موجودي كه دوست داريد را به خانه يا محل كار خود ببريد (درست مثل تهيه مواد غذايي مورد نياز براي پختن غذا!)
ترافيك و حمل و نقل: كنترل‌هاي ترافيكي و سرعت رفتن‌ها و رعايت قانون‌هاي راهنمايي و رانندگي خارج از كنترل ما خواهند شد. مثلا تابلوي حداكثر سرعت مجاز به خودروي ما (موتور و ترمز خودرو و ...) فرمان مي‌دهد كه از سرعت خود بكاهد و فرمان سرعت يافتن خودرو با بيشتر گاز دادن راننده را وتو مي‌كند.
پزشكي: براي انجام آزمايش‌هاي تشخيص طبي، نياز به آزمايشگاه رفتن حذف مي‌شود. هر كسي يك آزمايشگاه ديجيتال دارد كه در اندازه‌هاي ميكرو ساخته شده و زيرپوستش نصب مي‌شود! اين آزمايشگاه مدام نمونه‌برداري‌هاي مورد نياز را از خون، عروق و ديگر اندام لازم برمي‌دارد و همان جا داده‌هاي لازم را تحليل و پس از پردازش به مركز پزشكي طرف قرارداد شما ارسال مي‌كند. تصور كنيد از زيرپوست‌ شما تبادل اطلاعات با مركز پزشكي صورت گيرد. شايد پزشك شما زنگ بزند و از شما بخواهد كه در خوردن شيريني پرهيز كنيد يا بيشتر به ورزش بپردازيد. حتي مي‌شود كه شما بدون مراجعه به متخصص، داده‌هاي وضع موجود بدن خود را براي چند پزشك ارسال كنيد و از آن‌ها كمك بخواهيد.

اين مطلب در كليك روز يك‌شنبه 19 فروردين 87 چاپ شده است. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100935171793

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 9:52 PM  توسط   | 

نام سفر و جهانگردي كه مي‌آيد موتور جستجوي خدادادي ما، با گشتن در ميان نام‌ها و تصويرهاي ذخيره شده در حافظه‌مان، نتيجه‌هايي مثل سعدي شيرازي و ماركوپولو را مي‌دهد. اگر عمرمان كفاف رفاقت و همنشيني با چنين دنياديدگاني را مي‌داد، بايد ساعت‌ها مي‌نشستيم و از ديده‌ها و شنيده‌هاشان مي‌پرسيديم و مي‌شنيديم. حالا امروز هزينه‌هاي سفر از يك‌سو و اشتياق گشت و گذار از سوي ديگر، علاقه‌مندان دنياگردي را پاي صفحه‌هاي اينترنت مي‌نشاند تا به عنوان توريست مجازي سير آفاق كنند. در كنار اين، نگاهي به تعداد آگهي‌هاي آژانس‌هاي مسافرتي در روزنامه‌ها، شاهدي است بر وجود عرضه و تقاضاهاي زياد سفر به نقاط ديدني داخل و خارج از كشورمان. اين يعني هنوز «شنيدن كي‌ بود ماندن ديدن» را پاسداري كردن.

پيش از آن كه به سراغ اصل ماجراي اين ستون برويم و پيش‌بيني و پيش‌گويي از آينده داشته باشيم و روند تكامل در مقوله توريسم را دنبال كنيم، بياييد به اجمال فرايند كار يك توريست را دنبال كنيم: تعيين مقصد، بررسي تاريخ سفر، محل اقامت، وسيله سفر تا مقصد، نقاط ديدني و جاذبه‌هاي گردشگري، وسيله سفرهاي داخلي در مقصد، تجربه‌هايي كه مي‌توان در آن‌جا داشت، زبان و واحد پول، اسناد و مدارك مورد نياز براي سفر، مجوزهاي خروج از كشور و ورود به مقصد و ... و با جمع‌بندي همه اين‌ها: تنظيم برنامه اجرايي سفر.

با اين مقدمه بايد ببينيم كه با اتكا به محتواي علمي TRIZ كدام‌يك از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته به كمك ما مي‌آيد، تا پس از معرفي آن به پيش‌بيني‌هايي از آينده بپردازيم. با اين وصف به توريسم فكر مي‌كنيم و با اين انديشه به مرور روندهاي تكامل مي‌پردازيم. از ميان 31 روند مرتبط، «افزايش حواس» و «انتظار مشتري» مناسب‌تر و جالب‌تر هستند. «افزايش حواس» را پيشتر هم در اين ستون معرفي كرده‌ايم: «تك حسي ـ دو حسي ـ سه حسي ـ‌  چهار حسي و پنج‌ حسي» شدن، چيزي است كه اين روند براي نوآوري به ما پيشنهاد مي‌كند. روند «انتظار مشتري» مي‌گويد در ابتدا مشتري با عرضه «كالا» يا ارايه ماده اوليه راضي مي‌شود، اما در ادامه «محصول» مي‌خواهد كه كامل‌تر از كالا باشد (مثل گوشت خواستن به مفهوم كالا و بعد همبرگر شدن آن در قالب يك محصول). در ادامه مسير تكامل، مشتري مي‌خواهد كه يك «خدمت» هم به محصول اضافه شود. بعد نوبت «هيجان» فرا مي‌رسد و در ادامه هم «انتقال» وارد گردونه جلب رضايت مشتري مي‌شود. هيجان و انتقال را در اين مثال مي‌توان با فست فود و هديه‌هايي مثل كلاه يا قرعه‌كشي روزانه بين مشتريان و ... بيان كرد.

«توريسم مجازي» بهانه نوشتن اين هفته ما است. با نگاهي به فرايند ذكر شده در اول اين نوشتار و نگاه به دو روند تكامل معرفي شده، مي‌توانيم چنين مواردي را از آينده توريسم ذكر كنيم:

  1. راهنماهاي تور كه با نام تورگايد هم مي‌شناسيم‌شان، با تسلط به چند زبان و كاملا آشنا به فضاي سفر روبات‌هايي خواهند بود آماده معرفي جاذبه‌هاي گردشگري و آگه به پاسخ پرسش‌هاي ما. ايشان حتي مي‌توانند براي درك بهتر و جذاب‌تر موضوع معرفي‌شان، نمونه‌هاي مشابهي را از فرهنگ و تمدن و تاريخ من و شماي توريست مثال آورند تا با اين مقايسه، ما از سفر خود راضي‌تر باشيم.
  2. راهنمايي بازديدكننده، فراتر از اطلاعات چندرسانه‌اي موجود در وب‌سايت‌ها، با تحويل گوشي و عينك يا نصب نمايشگر و بلندگو در كنار آثار باستاني و ... شرايطي را فراهم مي‌كنند كه خود اثر يا عوامل پديدآورنده يا كاشف آن، به معرفي‌اش بپردازند.
  3. به كمك فناوري اطلاعات، به گذشته جاذبه‌هاي گردشگري مثل تخت جمشيد يا اهرام مصر و بناهاي به يادگار مانده از روم باستان مي‌رويم و هم‌زمان با تماشاي امروز آن روزگار كهن را هم پيش‌روي ما تصوير مي‌شود. شبيه‌سازي گذشته در فضاي واقعي و امروزي آن، مثل يك نمايش رؤيايي خواهد شد. شما به جايي مي‌رويد و چند دقيقه بعد، همه گذشته به كمك فناوري اطلاعات برايتان بازسازي مي‌شود. صداي خسرو پرويز مي‌آيد و سپاه و دربارش را همان‌جا مي‌بينيم. انگار وسط يك فيلم سينمايي هستيم.
  4. منابع اطلاعاتي و وب‌سايت‌ها، با ذكر چند كليد واژه مثل خنكي، سرسبزي و 1500 ساله، به ما پيشنهاد سفر و  جاهاي ديدني مي‌دهند. يا با ذكر اين كه چه‌ جاهايي را پيشتر ديده‌ام و به كجاها رفته‌ام و از كدام خوشم آمده و كدام نه، سيستم پيشنهاد سفرهاي جديد را بر اساس روند سفرهاي گذشته‌ام به من مي‌دهد. هر يك از ما يك پرونده سفر خواهيم داشت و سفرهاي واقعي و مجازي‌مان آن‌جا مستند مي‌شود.
  5. در سفر با هواپيما، كشورها و شهرهاي مسير پرواز طي همكاري با شركت هوايي، جاذبه‌هاي توريستي خود را آنلاين به تصوير مي‌كشند و ما از سفرمان لذت مي‌بريم. هم فال است و هم تماشا ... و بعيد هم نيست كه تا فرارسيدن چنين روزي، ‌قاليچه‌هاي پرنده ساخته شوند و ما با سرعت و با انعطاف كامل به سفر برويم.
  6. تورهاي مجازي كه امروز وجود دارند، شكل نوتري به خود مي‌گيرند و با تكامل يافتن، اين اجازه را مي‌دهند كه به جاي تماشا از طريق دوربين‌هاي نصب شده در محل بازديد، خود ما به طور مجازي در آن‌جا باشيم و سخت‌افزارها و نرم‌افزارها، اجازه ديدن و گشتن را به ما بدهد و مطابق ميل خودمان بازديد كنيم. شايد همتاي ما يك روبات در محل باشد كه ما بتوانيم در جلدش فرو رويم و از اين‌جا آن‌جا را بگرديم.
  7. گونه‌هاي جديدي از توريست رونق مي‌يابند. مثل توريست پزشكي كه به‌تازگي در كشور خودمان هم مطرح است و بدين‌ترتيب از ديگر كشورها براي مقاصد درماني و پزشكي توريست مي‌پذيريم. اكوتوريسم هم با سوق دادن مردم به پاسداشت محيط‌زيست و علم‌اندوزي بيشتر در مدرسه طبيعت آينده پرفروغي خواهد داشت. در هر يك از اين‌ها، فناوري اطلاعات نقش پررنگي را در جذب توريست ايفا مي‌كند و به ثبت خاطره‌هاي توريست و انتقال همزمانش به خانواده وي مي‌پردازد.
  8. توريست‌هايي كه عادت دارند پا را از مرزها فراتر گذارند و به ديگر كشورها بروند، دورترها را هم مدنظر خواهند داشت و حالا سفر از زمين به مريخ، يا از مريخ به ماه و ... دغدغه‌شان خواهد بود. اينجا وسيله سفر و برنامه و تدارك سفر كردن به كل متفاوت است با همه آن‌چه تاكنون تجربه كرده‌ايم. دست‌كم بايد آموزش‌هاي جديدي ببينيم و براي چنين سفرهايي هر كسي نمي‌تواند فقط با پول داشتن و علاقه‌مند بودن به سفر برود. در اين‌گونه سفرها، فناوري اطلاعات حرف اصلي را مي‌زند. آيا كسي فكر مي‌كرد كه روزي براي سفر كردن، تا اين حد وابسته به فناوري باشيم و از دنياي ديجيتال كمك بخواهيم؟

روزهاي نوروز با سفر همراه است. در اين چند روز كه زندگي جرياني متفاوت دارد و همه مجالي براي فكر كردن و «خلاق انديشيدن» داريم، طبيعت هم با نوگرايي خود آماده تلنگر زدن به فكر ما و راهنمايي براي ديگرانديشي است. در هر سفر و هر ديداري ببينيد كه چه چيزهايي را مي‌توان تغيير داد تا اوضاع بهتر شود؟ فناوري اطلاعات چه نقشي در شكل‌گيري ايده شما مي‌تواند داشته باشد؟ ايده‌هاي جالبي كه به فكرتان مي‌رسد را  با يك اي‌ميل به پرونده كليك، با ما شريك شويد. يادمان باشد كه همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك روز يك‌شنبه 19اسفند 86 چاپ مي‌شود. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 3:0 PM  توسط   | 

پانزده سالي مي‌شد كه در ايران نبود. وقتي در مورد خدمات در كشورمان صحبت مي‌كرديم و از وضع موجود و آينده مطلوب آن بحث شد، مي‌گفت كه طي سال‌هاي اقامتش در آن كشور، تنها دو بار ناچار شد به يك مركز دولتي مراجعه كند. آن هم چون توضيحاتي بايد مي‌داد كه ترجيح داده بود حضوري انجام شود. تجربه جالبي است اين كه سال‌ها در كشوري زندگي كني و همه امورت را آنلاين انجام دهي.

حالا ما هم دست‌كم يكي از انواع كارت‌هاي اعتباري را در جيب داريم و حتما مي‌توانيم بخشي از رفت و آمدهاي بانكي‌مان را نه حتي با رفتن پاي دستگاه ATM بلكه با يك تماس تلفني و پيامك مرتفع كنيم. ساده‌ترين كار پرداخت قبض‌هاي آب و برق و تلفن است. جابه‌جايي آني وجه نقد بين حساب‌هاي مختلف را هم در سيستم بانكي مي‌توان مثال زد. در كنار اين بسياري از كارها هستند كه ادعاي الكترونيكي انجام شدن آن‌ها وجود دارد، اما در عمل انگار با من و شماي مشتري شوخي شده است!

موضوع ويژه اين هفته كليك، دولت الكترونيكي است. در اين ستون، با خواننده‌هاي ثابت كليك از مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌گوييم. موضوع ويژه كليك، دست‌مايه‌اي براي سر زدن به محتواي علمي TRIZ و معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته و پيش‌بيني‌هايي از آينده. فراخور حوصله خوانندگان و فضاي ستون از معرفي علمي سرفصل سريع‌تر گذر كرده‌ايم و به آينده‌گويي‌هاي بيشتر پرداخته‌ايم. «دولت الكترونيك» بهانه نوشتن اين هفته است. موضوع كلان است و همه‌گير و اگر بخواهيم عميق به موضوع نگاه كنيم، براي اين شماره مي‌توانيم همه روند‌هاي تكامل را ذكر كنيم و در موردشان مثال بزنيم. در دولت، همه وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌ها و ساز و كارهاي تعامل با مردم و كار و زندگي‌شان مطرح هستند. اما اگر بخواهيم به چند روند بسنده كنيم، براي شماره حاضر، اين‌ها را انتخاب مي‌كنيم: «افزايش بُعدپذيري»، «كاهش ميزان درگيري انسان» و «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «استفاده از داده‌ها».

«افزايش بعدپذيري» مسير تكامل را در چند گام ساده تعريف مي‌كند: نقطه، خط، دوبعدي، سه‌بعدي. «استفاده از داده‌ها» مسير از داده به اطلاعات رسيدن و بعد ايجاد دانش و شكل‌گيري معرفت يا بينش را بازگو مي‌كند. دو روند ديگر را پيش‌تر هم در همين ستون تعريف كرده‌ايم.

در بسياري از موارد، اين سير حركت و پيشرفت از نقطه تا سه‌بعدي شدن را تجربه كرده‌ايم. Email زدن و نامه‌نگاري، ارتباط يك‌طرفه‌اي است كه آن را به «نقطه» تعبير مي‌كنيم. مكالمه تلفني، «خط» شدن است و وقتي از دوبعدي بودن حرف مي‌زنيم، «كنفرانس تلفني» مصداق مي‌يابد و در حالت سه‌بعدي هم مي‌توان از تابلوي پيام‌هاي تحت وب سخن گفت. تعامل و برقراري ارتباط، از نقطه به سه‌بعدي شدن مي‌رسد و بعد دوباره نسل جديدي از نقطه‌اي بودن متولد مي‌شود. همه اين نقطه و خط و دوبعدي و سه‌بعدي شدن، بايد با مثال‌هاي مختلف توسط شما و من تعبير و تفسير شود تا بتوانيم اين مفهوم ساده را خوب درك كنيم و در كار و زندگي‌مان بهبود ايجاد كنيم.

با فكر كردن به دولت الكترونيكي و مرور روندهايي كه از آن به اختصار سخن گفتيم، چنين آينده‌اي قابل تصور است:

  1. كارمندان بسياري از سازمان‌ها روبات خواهند بود! اين روبات‌ها تركيبي از نرم‌افزارها و سخت‌افزارها هستند. هدف ما انجام كارها و برآوردن نيازهاي‌مان است. اگر ناچار نباشيم، هيچ‌كدام به سازمان‌هاي دولتي مراجعه نمي‌كنيم.
  2. با يكپارچه شدن سيستم‌هاي مختلف درون هر سازمان يا وزارتخانه دولتي، «داده‌»هاي مختلف به اطلاعات و بعد دانش و بينش تبديل مي‌شوند. گزارش‌هاي مختلفي كه در همه سازمان‌ها تهيه مي‌شوند، اغلب حكم جزيره‌هاي گسسته از هم را دارند. با كنار هم نشستن آن‌ها و تركيبي ديدن‌شان، اطلاعات مفيد به دانش تبديل مي‌شوند و براي آن سازمان مرجعيت تحليل و شان كارشناسي ايجاد مي‌كند. نمونه امروز آن را در سازمان هواشناسي مي‌توان مشاهده كرد. همين روند وقتي در كل دولت اتفاق افتد، شاهد نتايج عجيب و چشمگيري خواهيم بود.
  3. فرايندهاي همه سازمان‌ها شفاف مي‌شوند. اين شفاف شدن و آشكار شدن نقاط قوت و ضعف، تندي و كندي و گلوگاه‌ها، مسؤولان را ناگزير مي‌كند كه مشتري‌محور شوند. اين توجه به مشتري (فراتر از تكريم ارباب رجوع و ...) و خروج از انحصارنگري و تصدي‌گري،‌ بازنگري اساسي روندهاي انجام كار در دستگاه‌هاي دولتي را در پي خواهد داشت. حذف سليقه‌هاي شخصي، آشكار شدن نقص‌ها و تناقض‌هاي قانوني و موارد مشابه، بهبود امور را به دنبال مي‌آورد.
  4. مساله امنيت الكترونيك و حراست از اطلاعات يكي از مهم‌ترين چيزها براي مردم و دولت خواهد بود. دانشگران نقش كليدي در آينده نزديك ايفا مي‌كنند و با استقرار انواع سيستم‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري اتوماسيون، كار فكري نقش پرنمودي در تقابل با كار فيزيكي و يدي خواهد داشت.
  5. كسب و كار بسياري از آن‌ها كه مي‌توانند داده‌ها را تحليل و پردازش كنند و از آن‌ها اطلاعات پرمعني ايجاد كنند و به ديگران مشاوره دهند، رونق مي‌گيرد. آينده رفتار مشتري، نيازهاي وي، ‌تركيب جمعيتي و ... پرسش بسياري از صاحبان كسي و كار از اين افراد است. كشف ناشناخته‌ها از داده‌هاي به‌ظاهر بي‌معني و بي‌ربط، علم و هنر پر سودي خواهد بود. مگر امروز نيست؟
  6. اگر امروز، قوه قضائيه نشست‌هاي مديران ارشد خود را از طريق ويدئوكنفرانس برگزار مي‌كند،‌ فردا نشست‌هاي هيات دولت و بسياري كميسيون‌ها و جلسه‌هاي پرتعداد كه با حضور آدم‌هاي پرمشغله شكل مي‌گيرد نيز ويدئوكنفرانسي مي‌شود. جالب‌تر اين كه، چنين جلسه‌هايي در روزهاي نزديك به كمك گوشي‌هاي تلفن همراه برگزار خواهند شد، نه نشستن پاي سيستم رايانه‌اي متصل به شبكه.
  7. در دولت الكترونيكي، سابقه يك عمر تحصيل و زندگي و كار ما، يك‌پارچه و يك‌جا گردهم مي‌آيد و در صورت وجود دسترسي، خودمان يا دستگاه دولتي مربوطه مي‌تواند با چند كليك به آن‌چه بايد و صلاحيتش را دارد دسترسي پيدا كند. استعلام گرفتن من و شما از هزار نقطه پراكنده دولتي، تمام مي‌شود و همه استعلام‌ها در هر چند نسخه‌اي كه بخواهيد يك‌جا است.
  8. سيستم كنترل اطلاعات و شفافيت كيفيت زندگي و سلامت كار حرفه‌اي افراد، يا يك‌پارچه شدن سيستم‌ها قوي و كم‌نقص مي‌شود. اطلاعات اشتباه، خود را با نشستن كنار ديگر داده‌ها نشان مي‌دهند. جايگاه دلالي و زيرآبي رفتن‌هاي مختلف و انجام كارهايي كه ارزش‌افزوده ندارند و بسياري‌شان كاذب هستند، چه خواهد شد؟ كد ملي تنها يك عدد چاپ شده روي كارت نخواهد بود.
  9. راي‌گيري‌ها و ارزيابي‌ عملكردها و سنجش كيفيت و كميت خروجي دستگاه‌هاي دولتي، نه با ارايه گزارش خودشان بلكه با نمره‌دهي‌ها و ارزيابي‌هاي مستمر مشتريان آن‌ها و مردم،‌ سنجيده مي‌شود. ملاك خوبي و موفقيت چيزي خواهد بود كه مشتري مي‌گويد. قيد بودجه و هزينه‌هاي دستگاه دولتي براي انجام هر كاري نيز، شاخص ديگري مي‌شود كه ارزش‌ انجام كار در دستگاه دولتي مربوط به نشان مي‌دهد. انگار همه دستگاه‌هاي دولتي با سيستمي مثل نوار قلب در حال پايش مدام هستند.
  10. تعداد سازمان‌هايي كه كارمندهاي رسمي و پيماني خود را به منزل مي‌فرستند ولي بيكارشان نمي‌كنند زياد مي‌شود. پيوند كارهاي مختلف با فناوري اطلاعات، اين اجازه را مي‌دهد كه بدون حضور در دفتر كار و اداره، كارمان را انجام دهيم و حقوق‌مان را بگيريم. هستند سازمان‌هاي دولتي كه يكي دو سال پيش، شجاعانه بيش از 200 نفر را به جاي حضور هر روزه در ساختمان اداره، در منزل‌ها مستقر كرده‌اند و حتي حقوق بيشتري هم به آن‌ها مي‌دهند.
  11. دولت كوچك و كوچك‌تر مي‌شود و هر چه تعداد ساختمان‌هايش اندك‌تر و شبكه همكارانش بزرگ‌تر شود، موفق‌تر خواهد بود. ميز و اتاق و سرويس و ناهار خوري و هزاران هزينه سربار ديگر كه به‌واسطه حضور فيزيكي به آن‌ها نياز داريم، حذف‌ مي‌شوند.
  12. نوع تصميم‌گيري‌ها در سيستم دولتي متفاوت مي‌شود. سيستم‌هاي هوشمند و شبكه‌هاي پيچيده مرتبط با هم، در هر لحظه براي ما تصميم‌سازي مي‌كنند و كمك مي‌كنند كه تصميم‌هاي كليدي درست و مبتني بر آخرين تجميع اطلاعات گرفته شود. هر چند تا روزهاي آينده، تصميم‌گيري نيز امري عادي و تفويض شده به سيستم هوشمند خواهد بود؛ انتخاب مدرسه، كجا هزينه كردن پول و ... سوال‌هاي عادي است كه نرم‌افزار به ما جوابش را مي‌دهد.

زندگي همه ما خواه‌ناخواه جرياني روزمره دارد. چنين و چنان‌هاي شناخته شده و بايد و نبايدها، به حدي زياد هستند كه كمتر فرصتي به فكر كردن و «خلاق انديشيدن» مي‌دهند. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي آن‌چه در بالا خوانديد، متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 12 اسفند 86 روزنامه جام‌جم به چاپ رسيد. به دليل محدوديت حجم ستون در هنگام صفحه‌آرايي، رديف‌هاي 11 و 12 از نسخه چاپي حذف شدند. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 5:18 PM  توسط   | 

زياد يا كم، هر تعداد پيراهني كه پاره كرده باشيم، آشنايي‌مان با دنياي مجازي يا مجازهاي واقعي از دو راه اتفاق افتاده است: داستان‌هاي تخيلي و فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي. فانتزي‌ ديدن و گفتن و شنيدن هميشه بخشي از متفاوت زندگي كردن انسان‌ها است. كم سراغ نداريم مثال‌هايي را كه در زمان طرح شدن‌شان در صحنه‌اي از يك فيلم يا هنگام خواندن يك كتاب، با عبارت «مگر چنين چيزي ممكن است!» همراه كرده‌ايم و كم سراغ نداريم چيزهايي را كه امروز عادي هستند و پيشتر ناممكن.

كافي‌ است به پيامك فرستادن فكر كنيم و يك‌بار به زنگ خوردن تلفن همراه‌مان نگاه دوباره داشته باشيم؛ مگر تا چند سال پيش ممكن بود كه با تلفن حرف بزنيم، آن هم بيشتر از برد تلفن‌هاي بي‌سيم؟ براي يافتن اين كه چه پديده‌اي در حال رخ دادن است و چه برنامه‌ريزي براي «تبديل نشدني‌ها به شدن» طراحي شده است، بي‌ترديد ما را به مباحث فلسفه علم و لايه‌هاي پيچيده مرزهاي دانش مي‌برد. پرداختن به اين مقوله هم از حوصله كليك و اين ستون خارج است.

اگر اهل رؤياپردازي باشيم، لذت خلق چيزهاي  نو و شريك شدن در ايده‌هاي بكر ديگران، برايمان وصف‌نشدني است. هر ايده جالبي، وقتي نتيجه‌ اجرايي‌اش برآورده كردن نيازي از مردم باشد، يعني بوي خوش سرمايه‌گذاري براي عملياتي كردن، از آن مي‌آيد. بسيار هستند ايده‌هايي كه ما در ذهن داريم و هم زمان بي‌آن‌كه بدانيم، ايده‌اي مشابه، موضوع پروژه‌اي در يك مركز تحقيق و توسعه از شركتي بزرگ، آن سوي آب‌ها يا دورتر است. اين سوژه محققان و دانشمنداني را به خود مشغول داشته تا تصور مجازي ما را به واقعيت زندگي بياورند.

اگر اهل كليك خواندن باشيد مي‌دانيد كه در اين ستون به بهانه موضوع ويژه هر شماره، به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌پردازيم. موضوع ويژه كليك، دست‌مايه‌اي تا سري به محتواي علمي TRIZ بزنيم و با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده داشته باشيم. «زندگي مجازي» عنوان نوشتن اين هفته است. اگر منصفانه به موضوع نگاه كنيم، براي اين شماره بايد همه روند‌هاي تمامل را ذكر كنيم و در موردشان مثال بزنيم. چون وقتي از زندگي صحبت مي‌كنيم، يعني با تغيير و تكامل‌يافتن همه چيز كار داريم و فقط به يك مصداق نمي‌توانيم بپردازيم. اما اگر بخواهيم به يك روند بسنده كنيم، براي اين شماره، «پويايي» و «حركت از ابعاد ماكرو به نانو» را برمي‌گزينيم. «پويايي» مي‌گويد كه در مسير تكامل بايد از ثابت بودن اجزا، به تك‌محوري شدن و بعد چنداتصالي حركت كنيم و سپس ساختار كاملا منعطف را ايجاد نماييم و بعد آن‌ها را مايع يا گاز كرده و در ادامه هم تحت تاثير يك ميدان، به كار واداريم. چاقو براي بريدن، در ادامه تكاملش ابداع قيچي را داشت و بعد برش به كمك سيم‌ها و برش با آب پرفشار (واتر كاتر) و در ادامه هم برش ليزري را شاهد هستيم.

در مورد «حركت از ابعاد ماكرو به نانو» به سادگي بايد گفت كه همه چيز از اندازه‌هاي چندمتري رفته‌رفته به چند سانتي‌ و چند ميلي تا چند نانويي در حال كوچك شدن و بهتر شدن هستند. مثال‌ هم برايش فراوان سراغ داريم. هارد ديسك‌هاي قديمي چند مگابايتي كه به اندازه يك اتاق بودند را مقايسه كنيد با فلش‌هاي بندانشگتي چند گيگا بايتي.

اگر به زندگي مجازي و مجازي‌هاي واقعي بپردازيم، چنين آينده‌اي قابل تصور است:

  1. روبات‌ها هم‌زيست ما مي‌شوند و با آن‌ها زندگي مي‌كنيم. به سادگي، در محل كارمان چند همكار روبات خواهيم داشت و مديرمان هم شايد روبات باشد. فرزندان ما هم‌بازي‌هايي دارند كه انسان نيستند اما بسيار خوب و عادي و هوشمندانه بازي مي‌كنند.
  2. نظام آموزشي ما در مدرسه و دانشگاه با حضور روبات‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري ساز و كارهاي خود را پيش مي‌برد. البته مغزافزار اصلي متعلق به انسان است اما بسياري از امور را انسان‌نماها رتق و فتق مي‌كنند.
  3. سيستم‌هاي هوشمند و شبكه‌هاي پيچيده مرتبط با هم، در هر لحظه براي ما تصميم‌گيري مي‌كنند و از ما مي‌خواهند كه تصميم‌هاي كليدي را خود بگيريم. هر چند تا روزهاي آينده، تصميم‌گيري نيز امري عادي و تفويض شده به سيستم هوشمند خواهد بود. كدام مدرسه برويم، چه بخريم، چه بپوشيم و چقدر پول خود را كجا هزينه كنيم، سوال‌هاي عادي است كه نرم‌افزار به ما جوابش را مي‌دهد.
  4. اندام انساني شبيه‌سازي مي‌شوند و تركيبي از سيستم‌هاي زنده با مثلا قلب ديجيتال خواهيم داشت. آيا مغز هم ممكن است ديجيتال شود؟
  5. تنظيم كردن‌ها از هر نوع و هر جنس و براي هر كجا كه باشند به شكل خودكار انجام مي‌شوند. درها براي اشخاصي باز مي‌شوند كه بايد از دري گذر كنند و به اندازه رد شدن او هم كنار مي‌روند نه چن سانتي‌متر بيشتر. از جايي به جايي رفتن‌ها، اگر امروز به كمك نقشه گوگل يا مسيرياب‌هاي تلفن همراه و خودرو صورت مي‌پذيرند، فردا خود رفتن هم خودبه‌خود مي‌شود. شما مي‌گوييد من 7 دقيقه وقت دارم بروم جلسه با فلاني، سيستم هوشمند شما را از جايي كه هستيد مي‌برد به جايي كه مي‌خواهيد. مسير و وسيله سفر و ... همه با او است.
  6. بودجه‌هاي ديجيتالي خواهيم داشت. مثلا هر سال مي‌توانيم n گيگا واحد انرژي مصرف كنيم. حالا اين كه چقدر از آن انرژي گرمايي است و چقدر روشنايي و سوخت و ... بايد برنامه‌ريزي شود تا كسري نداشته باشيم.
  7. چيزهايي خواهيم داشت كه انگار واقعي‌اند اما نيستند! مثلا ممكن است كنار خيابان خودرويي را ببينيد كه پارك شده و شما بخواهيد جلوي آن پارك كنيد. اما وقتي دنده عقب مي‌رويد مي‌بينيد كه يك خودروي سه بعدي مجازي آن‌جا است! هنوز هم هست اما شما مي‌توانيد از روي آن و از ميانش راه برويد!
  8. چند كليد واژه مثل جستجو در گوگل، براي تلويزيون مجازي خود تعريف مي‌‌كنيم و او مي‌گردد و براي ما برنامه‌هايي را پيدا مي‌كند كه مثلا در آن‌ها آقاي آ مجري و موضوع برنامه ب است و تصويرهاي پ پخش مي‌شود. ديدن خلاصه برنامه‌هاي دلخواه هم كار ساده‌اي خواهد بود.
  9. گذشته‌هاي ما به روز مي‌آيند. شما مي‌توانيد روزي خاص، ساعتي مشخص يا رخدادي از گذشته‌تان را فراخوان كنيد و آن را مثل واقعيت موجود اما به شكل مجازي مرور نماييد. از همه پيشينه زندگي شخصي و حرفه‌اي شما نسخه‌اي پشتيبان تهيه مي‌شود كه دسترسي به آن با نام كاربر و رمز عبور شما ممكن است.
  10. جستو كردن در فكر خود، به دنبال كساني كه مثل شما فكر مي‌كنند (هر كجاي دنيا كه باشند) و هر نوع جستجوي ناممكن ديگر امروزي، ‌در آينده جزو «عادي‌ها» خواهد بود.
  11. غذاهاي مجازي (كه سيرمان مي‌كنند)، دوستان روباتيك، تاكسي پرنده و زندگي در خانه‌‌اي روي هوا و تصويري شدن فكرهاي‌مان پيش روي چشم خود، امروز نشدني‌ هستند، فردا چطور؟ اين مرزهاي تخيل و واقعيت و مجازي و حقيقي چگونه حفظ مي‌شوند؟

عميق‌ كه نگاه كنيم، در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، دست‌اندركاران آن روي مرزهاي بود و نبود و شدن و نشدن گام بر‌مي‌دارند. بسياري از كارهاي ما در آينده با يك كليك كردن انجام مي‌شوند. كدام‌ها را براي خود نگه‌داريم و كدام‌ها را بسپاريم به مجازي شدن؟

زندگي همه ما روزمرگي‌هايي به همراه دارد كه مدام ما را مشغول خود داشته است. چنين و چنان‌هاي شناخته شده و بايد و نبايدهاي آشنا، آن‌قدر زياد هستند كه مجالي براي فكر كردن و «خلاق انديشيدن» باقي نمي‌گذارند. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي آن‌چه در بالا خوانديد، متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 5 اسفند ماه 1386 چاپ شده است. دسترسی مستقیم به مطلب از سایت روزنامه جام جم: http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100931542734

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:32 AM  توسط   | 

هميشه راز و رمزي از سينما و علاقه به تصوير در فكر و ذهن داشتم. اما نقطه عطف زندگي سينمايي‌ام (همان زندگي‌ام با سينما) روايت هنري و فني فيلم‌سازي، از زبان دبير خوب ادبيات دبيرستان بود. آقاي ملكي آن‌چنان از «گاو» مهرجويي صحبت مي‌كرد كه فكر مي‌كردم زندگي را باخته‌ام اگر اين فيلم را نبينم. اشتراك ماهنامه فيلم از روزگار دبيرستان تا اين پانزده شانزده سال پس از آن، شاگردي آتيلا پسياني و سيروس شاملو و همكاري با سيف‌الله صمديان، و رفاقت قديمي با دوستان علاقه‌مند به هنر ـ كه امروزه چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي هستند ـ همه از همان علاقه به «تصوير» در من مانده است. راستي! چطور مي‌شود نسبت به سينما و سحر صدا و تصوير بي‌تفاوت بود؟ اين سالن تاريك با آن پرده بزرگ پيش‌روي، با ما چه مي‌كند كه نرفتن به آن‌جا دلتنگ‌مان مي‌كند؟

به قول فليني فقيد: «سينما دروغ بزرگي است» و همه تشنه اين دروغ گفتن و زيباتر دروغ ديدن و شنيدن هستيم. به ياد دارم روزهايي كه دايي فيلم‌هاي سوپر 8 را مي‌فرستاد آلمان تا ظاهر شوند و بعد آپارات كوچك خود را روبه‌روي ديوار سفيد منزل مادربزرگ روشن مي‌كرد و ما مي‌نشستيم پاي خاطره‌هاي ثبت شده از دوران كودكي آن هم به روايت فيلم سياه و سفيد! حالا كه دنيا ديجيتال شده و سينماهاي خانگي همه جا ديده مي‌شوند. كافي‌ست اراده كني تا آخزين توليدات دنيا را روي دي وي دي تماشا كني. صداي دالبي سراند و ابزارهاي رايانه‌اي، با تلفيق فناوري‌هاي اطلاعات و شدني‌هاي دنياي ديجيتال، ايده‌هاي سينماگران امروزي را روز‌به‌روز آسان‌تر به عينيت تبديل مي‌كند. هر چه بيشتر تخيل كني، ابزارها را كامل‌تر مي‌كنند.

مشتريان كليك مي‌دانند كه در اين ستون به بهانه موضوع ويژه هر شماره، به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ مي‌پردازيم. موضوع ويژه كليك را به محتواي علمي TRIZ مي‌سپاريم و با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده را مي‌سازيم. سينما و تلويزيون و برنامه‌سازي در اين رسانه‌ها دست‌مايه اين نوبت مشق نوشتن ما است. روند كليدي مدنظر براي اين شماره، افزايش به‌كارگيري حواس است. روندهاي ديگري مثل «شكستن مرزها»، «افزايش تعداد رنگ‌ها»، «درگير كردن مشتري در محصول» و ديگر موارد مرتبط از ميان 31 روند تكامل نيز، قابل طرح هستند اما با توجه به حجم اين ستون، به معرفي افزايش به‌كارگيري حواس بسنده مي‌كنيم.

هر چند اين روند، پيشتر هم در همين ستون مورد استفاده قرار گرفته اما در معرفي‌اش بايد گفت كه سيستم‌هاي مختلف مثل فيلم‌سازي،‌ ابتدا از يكي از حواس بيشترين بهره را مي‌برند و بر آن متمركز مي‌شوند. در ادامه مسير تكامل و توسعه، كم‌كم ديگر حواس پنج‌گانه به سيستم وارد مي‌شوند و اين ورود گاهي با دشواري و با تولد فناوري جديد ممكن مي‌شود. سينما را در نظر بگيريم و به ياد بياوريم كه اول سينماي صامت متولد شد. بينايي اولين حس درگير در اين محصول بود. رفته رفته صدا آمد و شنوايي هم وارد بازي شد و بعد رنگ‌ها اضافه شدند. در هر مرحله از تكامل هم مثل تبديل صداي مونو به استريو پيشرفت‌هايي رخ مي‌دهد. هنوز لامسه و بويايي و چشايي به‌طور گسترده و جدي وارد سالن‌هاي سينما نشده‌اند. سفر كرده‌هاي اهل فيلم ديدن، از سينماهايي مي‌گويند كه در آن‌ها لامسه هم جنبه واقعي پيدا كرده و هنگام فيلم ديدن در صحنه‌هايي از فيلم، چيزهايي از زير صندلي به پاي تماشاگر مي‌خورد و او حس مي‌كند كه مار فيلم در واقع هم به پايش خورده و گاهي هم در صحنه‌اي باراني از فيلم، نم باراني از سقف سالن مي‌بارد و از چپ به راست از سر تماشاگران مي‌گذرد.

 

با اين مثا‌ل‌ها، در آينده نزديك دنياي سينما و تلويزيون چنين خواهند شد:

  1. فيلم‌ها به واقعيت‌هاي زندگي نزديك و نزديك‌تر مي‌شوند. اگر در برنامه آشپزي تلويزيون يا فيلم سينمايي، كسي از بوي خوش غذايي كه در سفره آماده ميل شدن است تعريف كرد و شما هم بلافاصله اين بو را استشمام كرديد، تعجب نكنيد! حس‌گر و فناوري اطلاعات با همنشيني هنرمندان و متخصصان شيمي اين نشدني را به واقعيت تبديل مي‌كنند.
  2. اگر هميشه روياي بازي كردن به جاي فلان بازيگر محبوب خود را داشته‌ايد،‌ شايد زمان زيادي به پايان انتظارتان نمانده باشد! به كمك نرم‌افزارها و با شبيه‌سازي ريزه‌كاري‌ها بازي مارلون براندو يا استاد عزت‌الله انتظامي، شما مي‌توانيد در فيلمي از ايشان و به جاي آن‌ها بازي كنيد. حالا كه نر‌م‌افزارهاي شبيه‌ساز صدا متولد شده‌اند و صداي دوبلورها را كپي‌سازي مي‌كنند، تصويرسازها هم سر و كله‌شان پيدا مي‌شود.
  3. شايد بتوانيد در سال‌هاي آينده، همين‌طور كه اين سوي پرده نشسته‌ايد وارد فيلم شويد و چند دقيقه‌اي با نگاه و درك خود، جاي يكي از هنرپيشه‌هاي مسير فيلم را جلو ببريد. يا اين كه به كمك نرم‌افزار‌ها، همان‌گونه كه امروز بازيكنان فوتبال را در مسابقه رايانه‌اي انتخاب مي‌كنيد، به جاي كارگرداني بزرگ بنشينيد و از ميان برترين هنرمندان دنيا،‌ گزينه‌هاي دلخواه خود را برگزينيد و فيلم جديدي را روي نمايشگر كارگرداني كنيد.
  4. اين كه فناوري دوربين‌ها را روز به روز كوچك‌تر مي‌كند و كيفيت آن‌ها را مدام بالاتر مي‌برد مي‌تواند ما را به جايي برساند كه دوربين و تجهيزات جانبي آن حذف شوند. وقتي دو بازيگر روبه‌روي هم بازي مي‌كنند، چشم هر يك (يا لنزي كوچك كه به عنوان دوربين در چشمشان كار گذاشته مي‌شود) تصوير روبه‌رو را ثبت مي‌كند. نمايشگر پيش روي كارگردان و سيستم نرم‌افزاري كنترل از راه‌ دور هم به او امكان زوم كردن و پن و تيلت را مي‌دهد و همه چيز طبيعي‌تر و جذاب‌تر مي‌شود.
  5. كمك فناوري اطلاعات به دكوراسيون و طراحي گريم و صحنه‌ و لباس، بر كسي پوشيده نيست. از شبيه‌سازي سياهي‌لشگرها گرفته و تكثير آن‌ها، تا تست كردن گريم چهره روي نمايشگر و اضافه كردن وسايل صحنه و ... همه امروزه در سينما و تلويزيون خودمان هم پر از مثال هستند.
  6. آرشيو شدن توليدات تلويزيون و سينما در قالب فايل‌هاي با كيفيت ولي كوچك و فراهم شدن امكان جستجو در ميان ديالوگ‌ها يا صحنه‌هاي فيلم‌ها بر اساس لوكيشن، موسيقي، نماي‌ دوربين، هنرپيشه و ... به مدد پيشرفت‌هاي دنياي ديجيتال، آسان و اجرايي مي‌شود.
  7. سخت‌افزارهاي نمايش فيلم دگرگون مي‌شوند. تصور كنيد كه امواج تلويزيوني را به راحتي دريافت فركانس‌هاي برنامه راديويي روي تلفن همراه خود مي‌گيريد؛ آن هم با سيستم دريافت و پخش ديجيتال، نه روش آنالوگ گوش‌هاي چيني موجود در بازار تلفن همراه ايران. در اين صورت، اگر تلفن شما بتواند تصويرهاي دريافتي را اسكرين كند ـ يعني مثل ويدئو/ ديتا پروجكشن روي پرده يا ديوار بيندازد ـ نمايشگر شما ديگر صحفه كوچك تلفنتان نيست، بلكه پرده‌اي است بزرگ و ديدني.
  8. خود پرده‌هاي نمايش و تلويزيون‌ها خانگي هم قابليت كش آمدن پيدا مي‌كنند. موقع خريد يك تلويزيون در بازار صوتي و تصويري‌ها، به شما پيشنهاد يك تلويزيون حداكثر 52 اينچ مي‌دهند كه در حالت معمولي 21 اينچ ديده مي‌شود اما اگر گوشه‌ها آن‌ را بگيريد و بكشيد تا 52 اينچ بزرگ مي‌شود!
  9. امنيت و كپي‌رايت هم در لايه‌هاي ديگري خود را يادآور مي‌شود. قفل نرم‌افزاري و سخت‌افزاري و كد دادن و ... با روش‌هاي جديدتري دنبال مي‌شوند كه كسي نتواند محصولي هنري را بدون پرداخت حقوق آن كپي كند. سينما آزادي تهران كه تازه رخ جديدش را رونمايي كرده است، سيستمي دارد كه كسي نمي‌تواند از تصوير در حال نمايش آن با دوربين كپي‌برداري كند. تازه سر در اين سينما هم از نقاشي روي پارچه‌هاي بزرگ سابق و بعد پلات رنگي مدرن‌تر شده و يك نمايشگر ديجيتال بزرگ برايش نصب كرده‌اند. تيزر فيلم به جاي فيلم در خيابان ديده مي‌شود و بعد ما را مي‌برد به داخل سالن سينما...

زندگي همه ما پر شده از كارهاي روزمره و پي‌گيري‌ها و بدهي دادن‌ها و طلب وصول كردن‌ها. بايد و نبايدها آن‌قدر زياد شده‌اند كه كمتر كسي فرصت فكر كردن و «خلاق انديشيدن» را دارد. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، ريشه در رويا‌هاي ديروز دارند.  clickparvandeh@jamejamonline.ir

 

اين مطلب در كليكيك‌شنبه 28 بهمن چاپ شده است. طرح روی جلد همین شماره نیز به این مطلب اشاره دارد

http://www.jamejamonline.ir/paperctgs.aspx?SID=251

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 7:43 AM  توسط   | 

از مدرسه به خانه آمدم و همسايه نزديك ما گفت: «حدس بزن امروز چه اتفاقي افتاده است؟» فكر كردم كه بايد چه چيز عجيبي رخ داده باشد و با نگاهي به دور و اطراف خانه انداختن فهميدم كه ما تلفن‌دار شديم. بسياري از همسايه‌هاي ما هنوز تلفن نداشتند و ما با شماره‌گيري‌هاي پالس صاحب محصولي از فناوري ارتباطي شديم.
سال‌ها گذشت و روزي در دفتر كارم نشسته بودم كه يكي از دوستان خبرنگار آمد و تماسي گرفت و بعد با نگاهي معنادار كليد شماره‌گيري Pulse تلفن‌هاي ما را روي Tone  تنظيم كرد و ما را به امكانات فناوري روز رساند!  حالا همه دست‌كم يك تلفن، همراه خود دارند و به ادعاي اپراتورهاي تلفن همراه، تقريبا در دسترس هستند. به ياد دارم كه وقتي سرويس ارسال پيامك راه افتاد، همه ذوق‌زده بودند كه چه خوب كه مي‌توان نوشته رد و بدل كرد و دوست تيزبيني همان‌موقع گفت كه به‌زودي اين ابزار رسانه‌اي تبليغاتي خواهد شد و چنان هم شد.
واقعيت اين است كه دنياي ديجيتالي و ارتباطات ماهواره‌اي بدون سيم و سخت‌افزارهاي هر روز در حال ريزتر شدن، نشدني‌هايي را براي ما ممكن ساخته‌اند كه حالا امروزه، اعتماد به نفس بيشتر و توقع بالاتري هم در ما ايجاد كرده است. ما به عنوان مشتري اگر يك چيز بگيريم هزاران چيز را در پي آن مطالبه مي‌كنيم. مشتري و نياز او همه جا و در همه زمينه‌اي پيشران نوآوري است. خوانندگان همراه كليك مي‌دانند كه در نوشته‌هاي اين ستون به مفاهيم نوآوري نظام‌يافته و TRIZ  استناد مي‌شود. موضوع ويژه كليك را به محتواي علمي TRIZ مي‌سپاريم و هر بار با معرفي يكي از «روندهاي تكامل» مطرح در دانش نوآوري نظام‌يافته، پيش‌بيني‌هايي از آينده را بازگو مي‌كنيم. اين شماره در ارتباط با «اقتصاد موبايل» روند «شكستن مرزها» را مدنظر قرار مي‌دهيم.
در شكستن مرزها، اول بايد مرزهاي موجود را شكست و بعد آن‌ها را كم و محدود كرد و سپس بدون مرز كار كرد. اين مرز فقط مرز جغرافيايي نيست و محدوديت‌هاي شبكه‌اي و دسترسي و شكستن تصورهاي فكري ما را هم در پي دارد. روند شكستن‌ مرزها، بازگو كننده الزام بهبود سيستم‌ها از طريق حذف مرزهاي موجود و قابل تصور، براي آن‌ها است. به دلايلي مانند بهبود قابليت اطمينان، بهبود خواص استحكامي، بهبود و سختي و بهبود ارتباطات، اين تغيير در مرزها ضروري است. با اين وصف، در فضاي كسب و كارهاي موبايلي، مي‌توان آينده‌اي نزديك و كمي دورتر را اين‌طور تصور كرد:
1. همه دفتر كار و ميز و پرونده‌ها و بايگاني‌ها و اسناد و مدارك و حساب‌هاي بانكي و هر آن‌چه كه فكرش را كنيم، مي‌‌آيند و روي اين گوشي تلفن كه همراه هميشگي ما شده مي‌نشينند. مشاهده آمد و شد فرزندان‌ و كارمندان و نظارت بر عملكرد سازمان و نقل و انتقال‌هاي مالي و اقتصادي حسب بانكي‌مان، از جمله ايده‌هاي دم‌دست در اين خصوص هستند. همه چيز مي‌آيد روي اين دستي همراه و همه كاري با اين دستگاه، شدني مي‌شود.
2. ترافيك تبادل اطلاعات، يكي از مساله‌هاي اصلي است كه در آينده نزديك گريبان‌گير صاحبان اين كسب و كار خواهد بود. امروز هم ساعت‌هاي پرترافيك و روزهاي شلوغ پيامك زدن و گرفتن را شاهديم. اما در نظر بگيريد كه انجام كارهاي مختلف به كمك اين گوشي همراه شدني خواهد شد و ترافيك موبايل چند برابر وضع موجود خواهد شد. چراغ‌هاي راهنمايي و خط‌ويژه و خيابان‌هاي دوطرفه و يك‌طرفه كه در سيستم حمل و نقل داريم، در دنياي تبادل داده‌هاي نمودهاي مشابهي مي‌يابند.
3. سخت‌افزارها بايد دگرگون شوند تا بتوان به راحتي با اين همراه‌ها كسب و كاري را مديريت كرد. نمايشگرهاي ما بايد بتوانند كشسان شوند تا در صورت نياز بتوان با كشيدن گوشه‌هاي آن، تصويري چندبرابر بزرگ‌تر از ابعاد واقعي را تماشا كرد. وقتي كاتالوگ و بروشور و عكس‌هاي حرفه‌اي بيايند روي تلفن ما، بايد امكان راحت ديده شدن هم فراهم شود. از سوي ديگر، نمايشگرهاي مجازي هم به توليد تجاري مي‌رسند و شبيه آن‌چه به عنوان اختراع NEC  معرفي شد ما چيزي به اندازه يك قلم خواهيم داشت كه تصوير نمايشگر را روي ذرات هوا شكل مي‌دهد و به كمك ليزر روي ميز ما شمايل صفحه‌كليد را ايجاد مي‌كند تا با آن كار كنيم.
4. در عرصه نرم‌افزار نهضت كوچك شدن اندازه فايل‌ها و بالا رفتن كيفيت آن‌ها با حل شدن تضادهاي موجود دنبال مي‌شود. الان چنين است كه يك فايل باكيفيت صوتي يا تصويري و حتي متني، بايد سايز بزرگي داشته باشد و اگر بخواهيم آن را در اندازه كوچك داشته باشيم ناگزير از كيفيت بالا صرف‌نظر كنيم. بر خلاف اين تصور امروزي، همان‌طور كه در مورد فرمت‌هاي مختلف شاهدهايي داريم، ما فايل‌هايي با اندازه كوچك و كيفيت خيلي بالاتر خواهيم داشت. چگونگي‌اش را مهندسان نرم‌افزار خواهند گفت.
5. طراحان گرافيك و فيلم‌سازان، بايد گونه‌اي ديگر از مهارت‌هاي خود را به‌كار گيرند و متناسب با آماج كپي‌كاري‌ها و فتوشاپ‌بازي‌هاي همه، آثاري ديدني و خلاق را در فضاي ديجيتال، بيافرينند. ابعاد، مدت مكث بيننده روي تصوير و محدوديت‌هاي فني، محصولاتي متفاوت از امروز را مي‌طلبند.
6. موسيقي‌دان‌ها و آهنگسازان هم در همين چارچوب، مشتري جذب مي‌كنند يا آن‌ها را به سرعت از دست مي‌دهند. شايد شنيده باشيد كه بزرگان توليد گوشي تلفن همراه، به آهنگسازان برجسته دنيا سفارش ساخت ملودي مي‌دهند تا بر اساس چارچوب‌هايي مثل محدوديت مدت زنگ، شلوغي محيط پخش صدا، ملودي‌هاي مختلف موجود و ... برايشان يك كار تك و نو انجام دهند.
7. امنيت اطلاعات، دغدغه جدي همه صاحبان كسب و كار خواهد بود. وقتي رد و بدل شدن پول و اطلاعات محرمانه‌اي مثل رمزهاي عبور و نام كاربري و ... از طريق موبايل‌ها صورت پذيرد، در آن‌صورت من مشتري، واسط داد و ستد، سيستم بانكي مرتبط و فروشنده و صاحبان بنگاه‌ها همه با توجه ويژه به امنيت داده‌ها در اين عرصه جديد مي‌انديشند. اگر چه در تحليل‌ها و كشف مساله‌ها، حقوقدان و اقتصاددان و ... نقش دارند، اما راه‌حل‌ها بايد توسط متخصصان فناوري اطلاعات به اجرا درآيد.
8. اپراتورهاي تلفن همراه، بازارهاي خوبي را در اختيار دارند و به استناد مرجعيت و تعداد مشتركاني كه سرويس مي‌دهند در بازارهاي ديجيتالي و مجازي نقش كليدي ايفا مي‌كنند. ايرانسل كه در ايران شروع كرده است.
ظاهر همه اين كارها ساده است، اما انجام هر كدام نيازمند طراحي علمي و داشتن رويكردهاي حرفه‌اي است. نقش متخصصان مختلف در عرصه فناوري اطلاعات، كارشناس‌هاي خبره نرم‌افزار و توسعه‌دهندگان حرفه‌اي سخت‌افزار، در آينده نمود چشمگيرتري خواهد داشت. همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند.
clickparvandeh@jamejamonline.ir

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 21 بهمن 1386 چاپ شده و خوشبختانه از لينك http://webnew.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100930272530 هم قابل دسترسي است.

براي هفته آتي كليك در مورد سينما نوشته‌ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:37 PM  توسط   | 

اين سومين شماره‌ از دور جديد مطالب اين ستون است. پيشتر مدتي به كمك ابزار ساده و علمي «9 پنجره» به تحليل و بررسي گذشته، حال و آينده موضوع ويژه هر شماره از كليك پرداختيم. در آن شماره‌ها يادآور شديم كه از اين ابزار براي شناخت كلي موضوع و ايده‌پردازي استفاده مي‌شود. بسياري از محصولات و فناوري‌هاي دنياي ديجيتال، تغييرات چشمگيري نسبت به گذشته خود داشته‌اند كه در 9 پنجره‌ها تلاش اين بود كه چگونگي رسيدن به ايده‌هاي جديد و كاربردي شده براي شما تشريح شوند.

نوشتيم و گفتيم كه هدف از تولد مطالب 9 پنجره و تعريف اين ستون، بردن شما به پشت پرده تفكر خلاق و آموزش و مرور چگونگي طرح ايده‌‌هاي جديد است. اين همان چيزي است كه در بسياري از شركت‌هاي صاحب‌نام فناوري اطلاعات نه هر چند وقت يك‌بار بلكه هر روزه در حال رخ دادن است. به عنوان نمونه، اشاره داشتيم به مرور تصويرهايي كه از درون گوگل حكايت دارند و فضاي كار و ايده‌پردازي اين شركت صاحب‌نام را نمايش مي‌دهند.

در مجموعه جديد محتوايي اين ستون با تغييري در ابزار و نوع نگاهمان بنا است كه از زاويه‌اي جديد به موضوع ويژه كليك بپردازيم. بدين‌ترتيب از آينده اين فناوري و تغييراتي كه به‌واسطه آن ايجاد خواهد شد برايتان مي‌نويسيم و اشاره‌اي گذرا نيز به چگونگي تفكر منجر به اين تغييرات خواهيم داشت. حرفه‌اي‌هاي دنيا و صاحبان كسب و كار، منتظر كسي نمي‌مانند تا آينده را برايشان بسازد و آن‌ها تابعش باشند. چنين كساني، خود دست‌ به آينده‌نگاري مي‌زنند و آن را مي‌سازند. «روندهاي تكمل» كشف بزرگ صاحب‌نظران عرصه نوآوري است. اين روندها بر اساس تمام اختراع‌ها و تجربه‌هاي موفق دنيا در زمينه‌هاي سخت‌افزاري و مديريتي كشف شده‌اند و امروزه در دست متخصصان دنياي ديجيتال نيز قرار دارند تا آينده مطلوب خود و مشتريانشان را رقم زنند. روندهاي تكامل نزديك به 30 مورد هستند. بر اساس موضوع ويژه هر شماره از كليك در اين ستون به معرفي يك يا چند مورد از آن‌ها مي‌پردازيم.

 

افزايش به‌كارگيري حواس

5 حسي «-- 4 حسي «-- 3 حسي «-- 2 حسي «-- تك حسي

 

روند افزايش به‌كارگيري حواس، از افزايش تعداد حس‌هاي درگير در كار يا محصولي كه موضوع صحبت است روايت مي‌كند. اينجا كه از آموزش صحبت مي‌كنيم و از نوع الكترونيكي آن كه در خدمت ياددادن نحوه كار و استفاده از فناوري‌ها است، شاهد هستيم و خواهيم بود كه اگر مثلا حس بينايي اولين كاربرد را پيدا مي‌كند و ابزار مورد استفاده مي‌شود، در گام بعدي حس شنوايي به كمك خواهد آمد و بعد يك به يك سر و كله ديگر حواس هم پيدا مي‌شود. اگر استفاده از نمايشگر و بلندگو در رايانه‌هاي امروزي كاملا عادي شده، فردا دستگاه‌ها و حسگر‌هاي مربوط به لامسه و چشايي و بويايي هم طبيعي جلوه خواهند كرد.

براي روند «افزايش به‌كارگيري حواس» دلايلي مثل بهبود كنترل اقدام متقابل، افزايش مشاركت انسان، غوطه‌وري حسي و ارتقاي درك واقعيت از روي شبيه سازي مي‌توانند عامل اضافه شدن حس جديدي به مجموعه حواس قبلي باشند.

روندهاي ديگري نيز در ارتباط با موضوع ويژه اين شماره كليك وجود دارند كه «كاهش ميزان درگيري انسان» از آن جمله است. اين روندها گام‌ به گام ايجاد مي‌شوند و سيستم و ابزارهاي موجود را به مرز تكامل خود در نسل كنوني دانش و فناوري نزديك مي‌كنند.

در مورد آموزش الكترونيكي فناوري‌ها مي‌توانيم اين‌طور فرض كنيم كه:

  1. نمونه‌هاي مجازي كاملا شبيه به واقع، پيش از تجاري شدن يك فناوري در دسترس ما قرار مي‌گيرند تا بتوانيم با پديده ناشناخته‌اي كه بعدا مواجه مي‌شويم از قبل آشنا شويم.
  2. هم‌چنان كه فناوري در حال تكامل است آموزش‌ها نيز با ابزارهاي چندرسانه‌اي پيش مي‌روند تا مشتري به يك‌باره خود را دچار يك شوك و ناآگاهي نبيند.
  3. در مورد پزشكي، آموزش‌هاي فني و مواردي كه حتما نياز به كارگاه آموزشي و ابزار و وسايل و سوژه واقعي دارند، تلفيقي از حس‌گر‌ها و فضاي شبيه‌سازي شده جايگزين هزينه‌هاي زياد كارگاه و ماشين‌آلات و ابزار و ادوات كم‌ياب مي‌شود. آموزش‌هاي خلباني در كابين‌هاي شبيه‌سازي شده نمونه خوبي از اين دست هستند.
  4. تلفيق حس‌ها با همديگر، يا جابه‌جا شدن آن‌ها با هم، به كمك آموزش‌دهنده و فراگير مي‌آيد. حس چشايي، از طريق ديدن يك صفحه وب به شما منتقل مي‌شود. بويايي براي دستگاه‌هاي آشپزي به كمك خانم‌هاي خانه‌دار و شركت‌هاي توليدكننده مي‌آيد. ما دستگاه‌هايي را خواهيم ديد كه دانش ديجيتال بيشتري را مي‌طلبد در حالي كه همه مشتريان و مصرف‌كنندگان از اين دانش بهره يكسان ندارند. اين‌جا است كه آموزش بايد فراتر از متن خواندني و فيلم ديدني باشد و بايد فراگير را در فرايند آموزش درگير كرد.
  5. با افزايش ميزان به‌كارگيري حواس، چنين خواهد شد كه هر كسي در رايانه شخصي خود، دانشگاه‌ها و آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي مختلف را همراه مي‌برد و هر لحظه مي‌تواند در موردي كه دوست دارد آموزش ببيند و حتا چيزهايي كه فكر مي‌كند خوب ياد گرفته است را به ديگران را بياموزد.

ذهن خود را درگير موضوع كنيد و ببينيد كه شما چه چيزهاي تازه‌اي مي‌توانيد به آن اضافه كنيد. اگر حواس پنج‌گانه ما يك به يك وارد فضاي آموزش‌هاي الكترونيكي شوند، چه تحولاتي در آينده نزديك يا دور رقم خواهند خورد!؟

 

اين مطلب در كليك چاپ شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 11:44 PM  توسط   | 

ما كه حرفه‌اي نبوديم فقط در دانشگاه بود كه دسترسي به شبكه داشتيم. آن هم با ثبت نام قبلي و دريافت كارت عضويت در سايت دانشكده كامپيوتر و ورود در ساعت‌هاي مجاز براي انجام تمرين و پروژه‌هاي درسي. البته به خاطر دارم كه يكي دو سال بعد، وحيد مي‌توانست از منزلشان وارد شبكه شود و تحت سيستم عامل داس با ديگراني چت كند يا بعدتر از آن زمان، موجودي و گردش مالي حساب بانك ملي شركت را بررسي نمايد. نيمه دهه 1370 بود كه ايميل‌داشتن فراگير شد و آنلاين مي‌شديم و ياد مي‌گرفتيم كه چطور از موتورهاي جستجو استفاده كنيم. شبكه آشناي ما شد و ما نيز با او همزبان شديم.

مهدي ـ پسر دايي من ـ كابلي چندين متري داشت كه از پنجره اتاقش به چند آپارتمان آن طرف‌تر مي‌رسيد. وقتي منزلشان ميهمان بوديم، توضيح مي‌داد كه چه ركوردهايي در رقابت با  دوستش ثبت كرده‌اند. حالا كه ديگر كوچكتر‌هاي خانه به دشواري رضايت مي‌دهند بنشينند پاي كامپيوتر و بدون داشتن رقيبي آن سوي كابل‌هاي شبكه بازي كنند.

روند توسعه شبكه در همه جاي دنيا شتاب دارد. از شبكه‌هاي محلي گرفته تا حالا كه شبكه‌هاي بزرگ و وب‌ها در حال به هم پيوستن و ايجاد پورتال‌هاي عظيم هستند. توسعه‌اي كه از آن صحبت مي‌كنيم، هم در زمينه نرم‌افزار رخ داده است و هم سخت‌افزارها را به پيش مي‌برد. از نگاه نوآوري نظام‌يافته و TRIZ اين كاربران هستند كه به عنوان «عضو كاري» پيشران سيستم به شمار مي‌آيند. ممكن است من و شما كه كار و زندگي‌مان لزوما وابسته به شبكه نيست، اثرگذاري خود بر آن را چندان احساس نكنيم. اما آن‌ها كه مدام در حال كار حرفه‌اي بر مبناي زيرساخت‌هاي شبكه‌اي هستند حضور پررنگ خود را باور دارند. سيستم‌هاي ناوبري، شبكه‌هاي زنجيره‌اي فروش داراي شعبه‌هاي متعدد در كشورهاي گوناگون، بانك‌ها و بورس‌هاي بين‌المللي، سيستم‌هاي پزشكي، سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي كه كسب و كارشان مبني بر تبادل لحظه‌اي اطلاعات است. اگر شبكه‌ها ايراد داشته باشند، تصور كنيد وضعيت سوخت‌گيري در كشور خودمان چه مي‌شود.

«تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» شدن يكي از روندهاي تكامل مهم است. اين روند در مورد موضوع ويژه «كليك» در اغلب موارد مصداق داشته است. همان زمان كه اين روند تكامل سيستم‌ها را معرفي مي‌كرديم، اشاره شد كه كابردهاي فراواني براي آن مي‌توان جستجو كرد. سيستم‌ها وقتي براي بهتر شدن و حركت به سمت ايده‌آلي، گام به گام توسعه مي‌يابند، يكي از الزام‌هاي توسعه‌ آن‌ها، از تكي بودن به دوتايي رسيدن و از دو، چند شدن و بعد دوباره يكي شدن از نوع و نسلي متفاوت است. ممكن است در شرايطي يك سيستم در تكثير پيش از تكي شدن دوباره خود صدها سيستم مرتبط به هم داشته باشد و شايد هم وقتي به 3 يا 4 سيستم رسيد، به نسل تكي خود تغيير يابد. روندهاي قابل طرح ديگر در مورد شبكه «شكستن مرزها» و «كنترل‌پذيري» هستند. «شكستن مرزها» با ايجاد شكست در وضع كنوني محدوديت‌ها و مرزبندي‌ها آغاز مي‌شود و بعد به مرزهاي كم و محدود سوق مي‌يابد و در نهايت شرايط بدون مرز را دنبال مي‌كند. در «كنترل‌پذيري»، اول اقدام كنترلي مستقيم ايجاد مي‌شود، بعد اقدام كنترلي واسطه‌اي و سپس ايجاد بازخورد را شاهد هستيم. در گام پاياني نيز به بازخورد هوشمند مي‌رسيم.

با اين توضيح و توصيف مختصر ببينيم كه چه چيزهايي در مورد شبكه مي‌توان تصور كرد و چند روز بايد تلاش داشت يا صبر كرد تا همه به واقعيت بپيوندند:

  1. حذف شدن هارد ديسك‌ها از كامپيوتر چندان عجيب نيست. سرعت شبكه به اندازه‌اي بالا مي‌رود كه چيزي كمتر از سرعت پردازشگر كامپيوترمان نخواهد داشت. در اين صورت به شرط نگراني نداشتن از خطاهايي مانند قطعي شبكه، چرا بايد چيزي جز نمايشگر و صفحه كليد روي ميز كارمان باشد. همه فايل‌ها به سادگي از روي هارد ديسك موجود در شبكه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. همين حالا مگر گوگل درايوي را در اختيار ما قرار نداده است؟ و مگر محصولات Thin Client به بازار معرفي نمي‌شوند.
  2. فايل‌هاي يك‌پارچه مي‌آيند و پسوندهاي متعدد تغيير شناسنامه مي‌دهند و همه به جاي فاميل بودن با يكديگر خواهر و برادر مي‌شوند و بدون اهميت داشتن پسوند، در نرم‌افزارهاي مختلف قابل استفاده خواهند بود. دسترسي كاربرهاي مختلف به فايل‌ها و كار مشترك روي آن‌ها هم با سادگي ممكن مي‌شود. اگر قرار است پوستري طراحي شود، عكاسي از شيراز، با گرافيستي از رشت، در كنار طراحي از مشهد، همزمان روي فايل كار مي‌كنند تا حاصل كارشان زودتر چنان شود كه دوست دارند و سفارش‌دهنده خواسته است. با برقراري شبكه‌هاي توسعه‌يافته، همين‌ها مي‌توانند مليت‌هاي مختلف و خانه‌ و محل كاري در اين سو و آن سوي دنيا داشته باشند.
  3. تحولي جدي در عرصه چندرسانه‌اي‌ها و به ويژه تصوير رخ خواهد داد. آرزوي مخترع تلويزيون كه داشتن ارتباط صوتي تصويري دو طرفه بود جامه عمل مي‌پوشد و از شرايط امروزي به پديده‌اي جديد خواهيم رسيد. دوربين‌هاي پورتابل برنامه‌هاي تلويزيوني كه در برنامه‌هاي زنده بايد به كمك فرستنده مستقر در مقصد و ... تصوير را روي آنتن برنامه در حال پخش از استوديو بفرستند، به كمك سخت‌افزار و نرم‌افزار شبكه به تعداد بيننده‌ها تكثير خواهند شد.
  4. ديگر چيز دست و پا گيري به نام سيم و نگراني از اتصال و قطعي آن نخواهيم داشت؛‌ همه شبكه‌ها بدون سيم خواهند بود و تشخيص برقراري ارتباط و قطعي آن به كمك بازخورهايي است كه سيستم، هوشمندانه به ما مي‌دهد. اينجا است كه مساله ترافيك چهره‌اي ديگر از وجود و اهميت خود را بروز مي‌دهد. ترافيك شبكه در شرايطي كه همه چيز از همه جا تحت شبكه هستند، مديريتي را مي‌طلبد كه در آن نيازها و پيام‌ها و صفر و يك‌هاي مدام در حال رفت ‌و آمد، هم تصادف نكنند، هم دير نيايند و نروند و هم سردرگم و حيران نباشند. تصور كنيد كه راديو پيام، هر چند دقيقه يك‌بار اخبار ترافيكي ويژه شبكه‌ها را گزارش كند!
  5. امنيت مساله‌اي مهم و پررونق مي‌شود. با امكان رديابي آسان log شدن و ورود و خروج‌ها به هر شبكه‌اي، امنيت به طرز چشمگيري بالا مي‌رود. اين امنيت صداقت در كسب و كارها را نيز افزايش مي‌دهد و راه انكاري باقي نمي‌ماند. روند خريدهاي هر فرد يا سازماني، نشان‌ از سليقه، گرايش‌هاي مصرف، تغيير درآمد، نوع تحصيلات، شرايط خانوادگي و بسياري پارامترهاي ديگر خواهد داشت. پس اگر گاهي حافظه ما چيزي را به ياد نياورد، اين داده‌هاي ثبت شده در شبكه هستند كه همه چيز را به صراحت برايمان بازگو مي‌كنند.
  6. گوشي‌هاي تلفن همراه، همه‌كاره‌تر مي‌شوند. اصلا مفهوم ارتباط بسيار فراتر از مكالمه كردن و پيام رد و بدل كردن خواهد بود. همه ابزارهاي فناوري اطلاعات، وقتي فراهم باشد مفهوم ارتباطات متحول خواهد شد.
  7. سيستم‌هاي مختلفي مانند مخابرات، برق، راهنمايي و رانندگي، بانك‌ها، شهرداري، مدرسه، دانشگاه، ميدان ميوه و تره‌بار، رستوران‌ها، سوپر ماركت‌ها، پزشكان و ... به هم نزديك و نزديك‌تر مي‌شوند و با داشتن پروتكل‌هايي مشترك، كاربر و مشتري را از مراجعه‌هاي چندگانه و چندباره بي‌نياز مي‌كنند. حضور روبات‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در همه جا نيز چيز بيگانه‌اي تلقي نمي‌شود. دسترسي به همه اين‌ها با ورودي‌هايي يكسان «آن‌چه شما خواسته‌ايد» را براي مشتري در پي خواهند داشت.

همه اين‌ها ظاهر كار را ساده و دلخواه مي‌كنند، اما پشت پرده حكايتي ديگر و پيچيدگي‌هاي علمي خاص خود را دارد. نقش متخصصان مختلف در عرصه فناوري اطلاعات، كارشناس‌هاي خبره نرم‌افزار و توسعه‌دهندگان حرفه‌اي سخت‌افزار، بايد تيم‌هايي قوي را شكل دهند تا اين ‌آينده‌نگاري‌ها جامه عمل بپوشند. در كنار اين‌ها، تحقيق و توسعه دانشمنداني از فيزيك و شيمي و رياضيات با همنشيني بزرگاني از اقتصاد و علوم ديگر ضروري است.

همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند. click@jamejamonline.ir

 

اين مطلب با تغيراتي اندك، در كليك يك‌شنبه 7 بهمن‌ماه 1386 چاپ شد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:28 PM  توسط   | 

هنوز هم تصوير روشني از اتاق تكثير مدرسه را به ياد دارم. جايي كه دستگاه تكثير و استنسيل مستقر بود و معلم‌ها پس از طراحي پرسش‌ها، ناچار بودند آن‌ها را با قلم نوك تيز فلزي و بدون‌جوهر روي برگه‌هاي مخصوص بنويسند و بسپرند براي نسخه‌برداري. و اين امين مدير و ناظم مدرسه بود كه اهرم دستگاه را مي‌چرخاند و با هر چرخشي يك كپي از برگه امتحاني چاپ مي‌شد. از اواسط دهه 60 صحبت مي‌كنم كه انگار همين ديروز بود.

پيشتر از آن، روزهاي كشيك پدرم در ساختمان پليس ميدان توپخانه را به ياد دارم كه الان در ميدان امام‌خميني ـ كه ديگر نه ميداني از آن مانده و نه هتلي و نه ساختمان‌ها و مغازه‌هاي فراوان ضلع جنوب غربي ـ جاي آن را مترو گرفته است. همراه او مي‌رفتم به اداره و عشقم اين بود كه براي تحقيق‌ها و تكليف‌هاي فوق‌العاده مدرسه، به جاي دست‌نويس، برگه ماشين‌نويسي شده ببرم. سيستم چاپم هم چنين بود كه با استفاده از كاربن‌هاي معروف پليكان، هر بار تايپ هر صفحه، تا دو سه نسخه كاربني را به من مي‌داد. و اين يعني تايپ چندباره و از نو تكرار كردن جمله‌ها، تا آماده شدن كپي براي بقيه همكلاسي‌ها.

حالا پاي نرم‌افزار مي‌نشينيم و تايپ و طراحي مي‌كنيم و فايل را مي‌فرستيم روي ايميل چاپخانه و ساعتي بعد به تعداد نسخه چاپي از كار گرافيكي چاپ شده، زنگ دفتر مي‌خورد و خروجي تحويل در محل مي‌شود. شبيه كار چند مرحله‌اي تجربه‌هاي مدرسه‌اي من را حرفه‌اي هم ناچار به انجام بودند. عكاسي، تفكيك رنگ، كولاژ، كپي زينگ، شستشوي ماشين چاپ، چاپ به تفكيك Cyan و Yellow و Magenta و Black تا اصطلاحا يك كار 4 رنگ كه «رنگي» عاميانه خودمان است از ماشين بيرون آيد.

پارچه سر در سينما وقتي قرار بود خبر اكران تازه را دهد. يعني بايد طراحان بنشينند و عكس و پوستر را بگذارند پيش رويشان و با ترفندهاي بزرگنمايي آن را روي پارچه عظيمي به اندازه سر در نقاشي كنند. اگر خيلي عجله داشتيم كه همزمان اكران فيلم در چند سينما را داشته باشيم، بايد از قبل تدارك زماني لازم را مي‌ديديم مگر چند تيم مي‌توانند پرده‌ها را آماده كنند و هر كدام چند دست دارند؟ حالا همه تعطيل كردند و چاپ ديجيتال عريض چند متري روي جنس‌هاي مختلف كار را در چشم به‌هم زدني انجام مي‌دهد.

دنياي ديجيتال دگرگوني‌هاي فراواني را براي سيستم‌ها و فرايندهاي چاپي به ارمغان آورده است. اول در سيستم ليتوگرافي، شاهد حذف فيلم و بي‌نيازي از تهيه خروجي بوديم و بعد هم سيستم DI آمد و سند چاپي مستقيم از فايل كامپيوتري به ماشين چاپ افست فرستاده شد و مي‌شود. اين حركت پرشتاب به كجا ما را خواهد برد؟ آيا تحولات همچنان ادامه خواهند داشت يا جايي در همين نزديكي توقفي مي‌كنند؟ از منظر ابزار «روند تكامل» نوآوري نظام‌يافته يا  TRIZ و اركان فكري آن (تضاد، كاركردگرايي، ‌منابع، ايده‌آلي و تعامل) در اين يادداشت به «چاپ ديجيتال» مي‌پردازيم.

از ميان روند‌هاي مختلفي كه در شماره‌هاي پيشين بدان‌ها پرداخته‌ايم، در مقوله چاپ ديجيتال رد «افزايش ميزان به‌كارگيري حواس» پر رنگ است. طبيعي است كه در اين مسير، «تكي ـ دوتايي و چندتايي» شدن سيستم هم اتفاق مي‌افتد. در ادامه خواهيم ديد كه چطور سيستم چاپ در يك پرينتر ساده به سمت چندتايي شدن در حركت است و بعد با جهش فناوري تصور تكي شدن آن ناممكن و خيال نيست.

 

مي‌توان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيش‌بيني‌ها جامه عمل بپوشند:

  1. از سيستم‌هاي دستي كنار هم چيدن حروف سربي و پاي گارسه ايستادن در چاپچانه‌هاي قديم رسيديم به مدل‌ همچنان موجود تهيه فيلم و زينگ و نسل جديد چاپ مستقيم از فايل روي ماشين چاپ كه شبيه آن در چاپگرهاي دفتر و منزل ما هم در حال انجام است. ماشين تايپ، شد كامپيوتر و پرينتر سوزني و چاپ به كمك ريبون‌ها جاي خود را داد به دستگاه‌هاي جوهرافشان و بعدتر ليزري‌ها همه‌گير شدند. در آينده نزديك هم استفاده از چاپگرهاي ارزان ليزري رنگي همه‌گير خواهد شد.
  2. همه دستورهاي ارسال فايل به چاپگر تبديل مي‌شود به اراده چاپ! يعني به سادگي با گوشي تلفن همراه عكسي مي‌گيريم و با واسطه بلوتوث آن را از اين سوي اتاق به آن سو كه چاپگر مستقر است مي‌فرستيم. نه سيمي و نه دستور پيچيده‌اي؛ مستقيم از موبايل به كاغذ!
  3. اگر امروز چاپگر‌هايي آمده‌اند كه روي شيشه، فلز، چوب، چرم، چيني و همه چيز چاپ مي‌كنند، فردا چاپ  فضايي و نقش بستن تصوير روي ذرات معلق هوا برايمان عادي مي‌شود.
  4. پس از آن فناوري به تخيل ما هم جنبه عيني مي‌بخشد. كافي ا‌ست همان‌گونه كه در ذهن‌مان براي تصويرهاي فرضي و داستان‌ها تصويرپردازي مي‌كنيم، يك دستور چاپ هم به آخر فكر كردن‌مان اضافه كنيم؛ همه چيز مي‌آيد جلوي چشم‌مان!
  5. كاغذهاي چاپ كشسان خواهند شد. مي‌شود عكسي 3 در 4 انداخت و بعد چهار گوشه كاغذ را كشيد تا به اندازه يك قاب چندمتري بزرگ شود؛ درست مثل زوم كردن در فوتوشاپ. حالا كه ماكروسافت پروژه جديد خودMicrosoft Surface  را رونمايي كرده، اين تصور ديگر يك خيال نيست.
  6. چاپ روي لايه‌هاي مختلف ممكن مي‌شود و حتي مي‌توان از يك فيلم سينمايي يا انيميشن نسخه كاغذي و خلاصه تهيه كرد. مي‌توان تصويري را به كامپيوتر داد و از‌ آن خواست كه آن را همزمان با برجسته كردن سطح كاغذ چاپ كند. انگار كه ماكتي از چهره را سه بعدي به چاپ رساند.
  7. چاپ با تاريخ مصرف مشخص ممكن مي‌شود. همه مدارك و متن‌ها و نوشته‌ها و طراحي‌هاي ما كه سندهاي چاپي مادام‌العمر نيستند. بسياري ازآن‌ها دوره كاربرد و مصرف و استفاده  مشخصي دارند. با مدت‌دار شدن چاپ، ممكن است همين كاغذي كه الان در دست داريد تا يك هفته بعد به برگ‌هايي سفيد تبديل شود.
  8. شما براي خواندن و ديدن برخي از كارهاي چاپي نيازمند مجوز خواهيد شد! يعني محتواي كار چاپي بعد از اعلام نام كاربري و رمز عبور براي شما واضح مي‌شوند و در غيراين‌صورت تصوير يا نوشته‌اي محو يا سفيد را مي‌بينيم.
  9. حسگرها هم قدرت‌نمايي مي‌كنند و گزارش چاپي مثل فايل‌هاي فلش و پاورپوينت، با صدا و بو همراه مي‌شوند. تصور كنيد كه چند سال ديگر، همچنان خواننده كليك هستيد و وقتي اين ستون را پيش روي‌تان قرار مي‌دهيد خودبه‌خود با صداي من براي شما خوانده مي‌شود! يا وقتي نامه‌اي از دوستي كه دوردست‌ها زندگي مي‌كند را دريافت مي‌كنيد، موقع چاپ عطر لباس او نيز بر كاغذ مي‌نشيند.
  10. چاپ ديجيتال با دست‌خط افراد هم شكل واقعي مي‌گيرد. اگر الان از فونت نستعليق فارسي يونيكد استفاده مي‌شود، بعدتر مي‌توانيم پاراف كردن با دستخط انسان‌هاي مختلف را تجربه كنيم. نامه‌هاي اداري و دستورهاي مختلف كاري، با كاراكترهايي شبيه دست‌نويس فرد مربوط بر روي اسناد چاپي مي‌نشيند.
  11. چرا لازم است حتما كار چاپي را در چاپخانه يا جايي كه دستگاه چاپ نصب شده انجام دهيم؟ قاعده عكس شدن اين روال هم از جمله شدني‌هاي آينده است. قرار است تصويري روي ديواري بزرگ نقش ببندد يا بيلبوردي عظيم با تبليغي از يك محصول به نمايش در آيد. اين‌جا چاپگر است كه مي‌رود و ديوار را بالا و پايين مي‌كند تا تصوير چاپ شود يا روي سطح بيلبورد مي‌گردد و تصوير را روي آن به چاپ مي‌رساند.

همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز، از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند. click@jamejamonline.ir

 

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 30 دي ماه 1386 چاپ شد. طرح روي جلد اين شماره نيز به محتواي همين مطلب اشاره داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 8:3 PM  توسط   | 

از تيرماه تا شماره گذشته، با كمك ابزار ساده و علمي «9 پنجره» به تحليل و بررسي گذشته، حال و آينده موضوع ويژه هر شماره از كليك پرداختيم. هر بار نيز يادآور شديم كه از اين ابزار براي شناخت كلي موضوع و ايده‌پردازي استفاده مي‌شود. بسياري از محصولات و فناوري‌هاي دنياي ديجيتال، تغييرات چشمگيري نسبت به گذشته خود داشته‌اند كه در 9 پنجره‌ها تلاش شد چگونگي رسيدن به ايده‌هاي جديد و كاربردي شده براي شما تشريح شود.

گفتيم كه هدف از اين ستون و تولد مطالب 9 پنجره، بردن شما به پشت پرده تفكر خلاق و آموزش و مرور چگونگي طرح ايده‌‌هاي جديد است. اين كاري است كه در بسياري از شركت‌هاي صاحب‌نام فناوري اطلاعات هر روز رخ مي‌دهد و نمونه و شاهد آن عكس‌هايي است كه از دفترهاي مختلف گوگل طي چند ماه اخير دست‌به‌دست در صندوق پست الكترونيك ما گشته است.

از اين شماره، تغييري در ابزار و نوع نگاهمان مي‌دهيم و به موضوع ويژه كليك از زاويه‌اي جديد مي‌پردازيم. قصد اين است كه از آينده اين فناوري و تغييراتي كه به‌واسطه آن خواهد افتاد برايتان بنويسيم و اشاره‌اي گذرا نيز به چگونگي تفكر منجر به اين تغييرات داشته باشيم. دانشمندان و كمپاني‌ها منتظر يكديگر نيستند تا آينده اتفاق افتد. در دنياي امروز، همه در تلاش هستند تا آينده را آن‌طور كه ايده‌پردازي مي‌كنند بسازند. «روندهاي تكمل» كشف بزرگ صاحب‌نظران عرصه نوآوري است. اين روندها بر اساس تمام اختراع‌ها و تجربه‌هاي موفق دنيا كشف شده‌اند و امروزه در دست متخصصان دنياي ديجيتال قرار دارند تا آينده مطلوب خود و مشتريانشان را رقم زنند. روندهاي تكامل حدود 30 تا هستند. به تناسب موضوع ويژه كليك، هر شماره يك يا چند مورد از آن‌ها را معرفي مي‌كنيم.

 

شكستن مرزها

روند شكستن‌ مرزها، بازگو كننده الزام بهبود سيستم‌ها از طريق حذف مرزهاي موجود و قابل تصور براي آن‌ها است. به دلايلي مانند بهبود قابليت اطمينان، بهبود خواص استحكامي، بهبود و سختي و بهبود ارتباطات اين تغيير در مرزها ضروري است. اول بايد مرز موجود را شكست و سپس به دو گام بعدي رفت. روند ديگري كه در كنار «شكستن‌ مرزها» به موضوع اين شماره كليك ارتباط مستقيم دارد روند «حركت از مقياس ماكرو به نانو» است. يعني همه چيز به لحاظ ابعادي به بسيار كوچكتر شدن (در حد غيرقابل ديد بودن) تغيير مي‌كنند.

در مورد دنياي پزشكي مي‌توانيم اين‌طور فرض كنيم كه:

  1. براي انجام آزمايش‌هاي تشخيص طبي، نياز به آزمايشگاه رفتن حذف مي‌شود. هر كسي يك آزمايشگاه ديجيتال دارد كه در اندازه‌هاي ميكرو ساخته شده و زيرپوستش نصب مي‌شود! اين آزمايشگاه مدام نمونه‌برداري‌هاي مورد نياز را از خون، عروق و ديگر اندام لازم برمي‌دارد و همان جا داده‌هاي لازم را تحليل و پس از پردازش به مركز پزشكي طرف قرارداد شما ارسال مي‌كند. تصور كنيد از زيرپوست‌ شما تبادل اطلاعات با مركز پزشكي صورت گيرد. شايد پزشك شما زنگ بزند و از شما بخواهد كه در خوردن شيريني پرهيز كنيد يا بيشتر به ورزش بپردازيد. حتي مي‌شود كه شما بدون مراجعه به متخصص، داده‌هاي وضع موجود بدن خود را براي چند پزشك ارسال كنيد و از آن‌ها كمك بخواهيد.
  2. هر يك از ما يك بانك داده سلامت خواهيم داشت كه بدون اجازه و كلمه عبوري كه خود مي‌دانيم براي كسي قابل دسترسي نيست. ديگر اين مهم نيست كه دفعه قبل پيش كدام دكتر رفته‌ايم و تشخيص او چه بوده و پرونده كاغذي ما كجاست. وقتي همه سوابق پزشكي ما متمركز و قابل رديابي و مرور باشد، پزشك معالج از پيش از تولد ما تا امروز را مي‌بيند و قادر است سلامتي ما را بر اساس نمودارها و ... تا چند سال آينده به دقت بيان نمايد.
  3. گوشي‌هاي تلفن و ساعت‌هاي مچي كه هميشه همراه و كنار دست ما هستند، خودشان مدام نبض ما را اندازه مي‌گيرند و دماي بدن و ديگر مشخصه‌هاي لازم را گزارش مي‌كنند.
  4. پزشكي از راه دور كه همين امروز هم در حال انجام است و مي‌توان نمونه‌هاي واقعي شكسته شدن مرزها را در اين زمينه مثال زد. جراحي‌ از طريق اينترنت و از منزل يا دفتر جراح در كشوري ديگر، همكاري تيم خبره جراحان دور از هم، در يك اتاق عمل آن هم از طريق داده‌هاي ديجيتال دور از تصور نيست. آماده كردن بيمار براي عمل توسط ربات‌ها و سر زدن به بيمار و انجام چك‌آپ‌ها به كمك وب‌كم و ميكروفون و ديگر دستگاه‌هاي ديجيتالي هم يك امر به راحتي شدني است.
  5. تجهيزات پزشكي به نحو چشمگيري كوچك‌تر از آن چه امروز هستند و دقيق‌تر از آن‌چه تصور كنيم خواهند شد. نمونه‌برداري‌هاي دقيق از فاصله چندمتري ممكن مي‌شوند و خلاصه همه چيز كوچك و كوچك‌تر خواهند شد.

این مطلب در کلیک چاپ شده است. click@jamejamonlinre.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:34 AM  توسط   | 

پست‌هاي خواندني، شنيدني، خوردني، بوييدني و لمس‌شدني!

 

شش سال پيش (شايد هم كمي دورتر) با دوستي كه چندسال از سفر تحصيلي‌اش به آمريكا مي‌گذشت، چت مي‌كردم. پرسيدم: «الان چه مي‌كني؟» گفت: «نمي‌گويم كه اگر بفهمي تو هم خراب اين كار مي‌شوي»! و بعد ادامه داد: «نه! بداني بهتر است». اول پرسيد: «مي‌داني وبلاگ چيست؟ آيا اين پديده در ايران هم مطرح شده؟» و گفت: «گرفتار وبلاگ و بلاگ‌نويسي شده‌ام؛ دنيايي است كه واردش شوي بيرون رفتنش آسان نيست.» من آن زمان خبر دقيقي از روند توسعه وبلاگ در ايران نداشتم. در مورد خودم تا همين چند روز پيش هم فكر نمي‌كردم كه بالاخره در وبلاگي مثل problemsolving.blogfa.com بنويسم و همين مطالب كليك را هم بعد از چاپ، آن‌جا پست كنم. اما تعجب او هم بي‌مورد بود. چون اينجا فيلم‌هاي روي پرده سينماهاي دنيا هم زودتر از اولين اكرانشان در مبدا، دست به دست مي‌چرخند و اكران خانگي مي‌شوند!

حالا وبلاگ ده ساله شده و دسترسي به اينترنت در كشور ما همچنان در حال توسعه است و مثل گوشي تلفن همراه، هر كسي دوست دارد يك لپ‌تاپ هم داشته باشد. طبيعي است كه راه‌انداختن يك وبلاگ هم كمترين پيامد اين توسعه به شمار آيد. آن‌چه را که در يك وبلاگ وجود دارد، اين طور مرور كنيم: يك آدرس اينترنتي، فضايي روي وب‌، كاربر وبلاگ، نرم‌افزار ميزبان بلاگ، محتواي متني و تصويري (پست‌ها)، دسترسي به اينترنت، رايانه. به نظر مي‌رسد فراتر از اين چيزي داشته باشيم.

با اين اجزاي ساده و در دسترس، چه مي‌شود انجام داد؟ چه مي‌شود كه برخي وبلاگ‌هاي فارسي، هزاران بازديدكننده دارند و صدها نظر برايشان ثبت مي‌شود و مشتري ثابت پيدا مي‌كنند، اما برخي ديگر مهجور و غريب، گوشه‌اي بدون بازديد مي‌مانند؟ چه‌ها تا به حال در يك‌ وبلاگ اتفاق نیفتاده و نديده‌ايم  کسی از ظرفيت‌هاي آن استفاده كند؟

خاطره‌نويسي، داستان‌سرايي، آموزش آشپزي، تفريح و سرگرمي، مباحث علمي و همه آن‌چه در فهرست وبلاگ‌ها قابل مشاهده است، واقعيت‌هاي استفاده از وبلاگ‌ها هستند. شايد پيشتر كسي فكر مي‌كرد وبلاگ‌ويسي براي افراد صاحب‌نام و شخصيت‌هاي شناخته شده و رسمي كار خوبي نيست و دون شان به حساب مي‌آيد، اما امروز اتفاقا براي همان‌‌ها كسب اعتبار مي‌كند و خوش‌فكري محسوب مي‌شود. در ستون امروز، قصد داريم نگاهی رسانه‌اي به وبلاگ داشته باشيم و روندهاي تكامل نوآوري نظام‌يافته TRIZ را از اين منظر بررسي كنيم.

از ميان روند‌هاي پركاربردي كه در شماره‌هاي پيشين بدان‌ها پرداخته‌ايم، اينجا هم رد «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «افزايش ميزان به‌كارگيري حواس» پر رنگ است. در مورد تكي دوتايي چندتايي، هم سيستم‌هاي مشابه و هم نامشابه در حال چندتا شدن هستند. اگر كسي يك وب‌سايت براي خود ايجاد كند، تولد يك سيستم تكي را رقم زده است. وقتي شما شرايط ميزباني وبلاگ‌هاي مختلف را فراهم مي‌كنيد، سيستم را چندتايي كرده‌ايد؛ از يك وب‌سايت، امكان تكثير سايت‌هاي مشابه به‌وجود آمده است.

 

مي‌توان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيش‌بيني‌ها جامه عمل بپوشند:

  1. وقتي شما فقط متن پست مي‌كنيد، حس بينايي مخاطب پيام شما درگير مي‌شود. حال اگر بتواند صداي شما را هم بشنود، حس دوم (كه اينجا شنوايي است) را هم اضافه كرده‌ايم و اگر لامسه او و چشايي و بويايي هم به تدريج وارد گود شوند، آن‌گاه نوع تعامل با بازديدكننده به كل دگرگون مي‌شود. كمي به پادكست فكر كنيد تا ببينيد چه شده است. به كمك ابزار روندهاي تكامل TRIZ، چيزي مثل پادكست به سادگي قابل پيش‌بيني مي‌شود و با دنبال كردن اثرات و تبعات ورود حس‌هاي ديگر، اين پيش‌بيني جالب‌تر هم مي‌شود.
  2. اگر حس‌گرها توسعه بيشتري پيدا كنند و دسترسي‌هاي ما به اينترنت از طريق خطوط تلفن همراه و ماهواره‌ها با سرعت مناسب برقرار شود، شما مي‌توانيد مخاطب وبلاگ خود را از روحيه و حس و حال و فضاي واقعي كه مي‌خواهيد به او منتقل كنيد با خبر کنيد. فرض كنيد جايي مي‌خواهيد از يك رايحه خوش برايش بگوييد و او بتواند از وبلاگ شما بوي همان رايحه خوش را استشمام كند. يا از گرماي زياد هوا در فلان موقعيت جغرافيايي حرف بزنيد و او پشت نمايشگر خود گرماي زياد را حس كند... كمي خيال‌پردازي كنيد و از ايده‌هاي خود لذت ببريد.
  3. وبلاگ‌نويسان ناچار خواهند شد دانش خود را درباره نرم‌افزارها و سخت‌افزارها مدام ارتقا دهند و براي سري در ميان سرها داشتن، گريزي ندارند جز استفاده حداكثري از ابزار و امكاناتي كه در دنياي فناوري اطلاعات برايشان فراهم مي‌شود.
  4. در آينده شاهد تلفيقي از وبلاگ‌ها در قالب‌هايي شبيه پورتال خواهيم بود. اين اتفاق، تولد يك سيستم تكي جديد از سيستم‌ چندتايي موجود در وبلاگ‌هاي امروزي است. هر وبلاگ‌نويسي شركا و همسايه‌هايي را انتخاب مي‌كند كه با بودن در كنار آن‌ها، همه‌شان رونق بيشتري داشته باشند و تعداد بازديدهايشان بالاتر رود. شايد اين‌ها مثل يك راسته بازار و بورس از وبلاگ‌هاي هم‌خانواده شكل گيرند يا مجمتع‌ها و پاساژ‌هايي باشند كه وبلاگ‌هاي متفاوت اما مكمل در آن‌ها كنار هم بنشيند. چيزي شبيه خانه‌هاي حياط‌دار قديمي كه دورتادور آن اتاق‌هايي به خانواده‌هاي مختلف اختصاص داشت و همه با هم مثل اعضاي يك خانواده بزرگ‌تر زندگي مي‌كردند.
  5. ساختار گروه‌هاي خبري و موارد مشابه، توسعه بيشتري خواهند يافت. اين يك عادت است كه براي اطلاع از آخرين اخبار به سراغ شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني و وب‌سايت‌ها برويم، اما يك دلخواه نيست! ما بيشتر دوست داريم تا اخبار مورد علاقه خود (ورزشي، علمي، اقتصادي، اجتماعي و ...) را خودبه‌خود و بدون گشت و گذار، بلافاصله ببينيم و بشنويم. اصلا جستجو كردن و سر زدن به جايي جز آن‌جا كه نشسته‌ايم و نگاه كردن به چيزي به جز آن‌چه پيش چشمان ماست، برايمان جذاب نيست. دنياي مجازي، اين ارتباط‌ها و رفت و آمدها را دگرگون كرده است. به سادگي مي‌نشينيم و خبرهاي جديد دلخواه خود را با پيامكي روي تلفن همراه خود مي‌بينيم يا آن‌ها روي اي‌ميل دريافت مي‌كنيم و حتی با يك اسكريپ روي وبلاگ خود از مورد علاقه‌هامان مطلع مي‌شويم.
  6. مي‌توان به جاي نوشتن وبلاگ،‌ براي بازديدكننده‌ها حرف زد و علاوه بر روايت واژه‌ها در غالب حروف و كاراكترها، حس و حال و لحن كلام را هم به وبلاگ افزود. اين‌جور پست‌ها به سادگي MMS مي‌شوند و بدون داشتن مجوزي هر يك از ما يك رسانه شخصي پويا خواهيم داشت. استعدادهاي تازه‌اي از اين منظر به رسانه‌هاي رسمي معرفي مي‌شوند و هر خبر از چندين نگاه و توسط چندين خبرنگار رسمي و افتخاري، قابل روايت شدن و تحليل است.
  7. تيم‌هاي پشتيبان و ميزبان وبلاگ، نياز دارند تا متخصصيني به جز IT را در جمع خود داشته باشند. وقتي قرار باشد به جز متن، ديگر حواس هم درگير وبلاگ شوند، بايد از پزشكي، شيمي، فيزيك‌ و ... هم يارگيري كنند.
  8. وقتي نرم‌افزارهاي جانبي وبلاگ‌ها توسعه يابند، چيزهايي فراتر از Google Trends رفتار نويسنده وبلاگ و بازديدكننده را بررسي و تحليل كيفي مي‌كنند و به تو مي‌گويند كه چه‌ها را بنويس و بگو، كه مشتري مي‌خواهد و از آن استقبال مي‌كند و چه‌ها را برو در چه ‌وبلاگ‌هايي بخوان و ببين كه بيشتر دوستشان خواهي داشت.
  9. نرم‌افزارهاي جانبي وبلاگ‌ها ـ همان فراتر از Google Trendsها ـ اين امكان را فراهم مي‌كنند كه من به سبك خودم در نوشتن و روايت، سوژه و فكري كه در سر يك وبلاگ‌نويس ديگر است را در پست بعدي خود بياورم. بدين‌ترتيب، هم‌افزايي و سينرژي‌، از شكل امروزين آن كه با همفكري حضوري شكل مي‌گيرد به مفهوم مجازي آن تبديل مي‌شود.
  10. اين نرم‌افزارها بعد از تحليل چند پست از وبلاگ‌نويس، اعلام آمادگي مي‌كنند كه او فقط انديشه‌اي كه در ذهن دارد را بگويد يا روايتي يك خطي از موضوع را بيان كند و باقي ماجراي نوشتن و پرداخت موضوع و پيدا كردن مفاهيم علمي و ربط دادن به مثال‌ها و ... را به او بسپارد. انگار خود نرم‌افزار افكار من و شما را مي‌خواند و بعد دست‌به‌كار ارسال پست‌ها مي‌شود (با حفظ امانت در لحن صدا، نوع روايت، استفاده از واژه‌ها و ...).

 همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز،  از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند.

 

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 23/10/1386 و در صفحه 9 چاپ شد.click@jamejamonline.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:7 AM  توسط   | 

امنيت داشتن از جمله اولين مفاهيمي است كه با «داشتن» هر چيزي بدان فكر مي‌كنيم. در دنياي مجازي كه ما بسياري چيزها را نمي‌بينيم و با تصوير نمادي بيروني از آن از بود و نبودش خبردار مي‌شويم، ماجراي امنيت هم ناديدني‌تر و سحرانگيزتر مي‌شود.

روندهاي تكامل مختلفي براي موضوع امنيت قابل مثال‌زدن هستند. اما در اين ميان به دليل تنوع و توسعه همزمان سيستم‌هاي الكترونيكي يا مجازي، درك روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» آسان‌تر است. در اين روند، آينده و مسير تكامل سيستم‌ها بدين‌ترتيب تصوير مي‌شود: سيستم‌ها از حالت تكي به دوتايي‌هايي كه شبيه هم نيستند تبديل خواند شد و بعد سيستم سومي از جنس ديگر به آن‌ها ملحق مي‌شود و در ادامه هم چندتايي شدن اين سيستم‌ها ايده‌آل‌تر شدن آن‌ها را در پي دارد. خود گوشي‌هاي تلفن همراه مثال خوبي از اين تكي متولد شدن و بعد به چندتايي‌هاي نامشابه تكامل يافتن هستند.

تكي ‌ـ دوتايي ـ چندتايي نامشابه

سيستم چندتايي «... سيستم سه‌تايي «... سيستم دوتايي «... سيستم تكي

 

ببينيم با تمركز و توجه به روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» چه آينده‌اي قابل تجسم است:

1. سيستم‌هاي هك كردن يا پيشگيري از آن‌ها مدام در حال توسعه يافتن و از چند زاويه مختلف، حمله يا دفاع كردن هستند. صفحه‌هاي مختلف يك وب‌سايت با لينك داشتن از ديگر وب‌سايت‌ها امكان كنكاش بيشتر را فراهم مي‌كنند.

2. همان‌طور كه سازمان‌ها نگران زلزله و آسيب ديدن ساختمان‌هاي چندطبقه خود هستند، براي كسب و كار از طريق وب‌سايت‌هاي خود نيز دغدغه‌هاي پيشگيري از زلزله را خواهند داشت. اينجا است كه تخصص‌هاي امنيت شبكه و ... رونق خواهند يافت.

3. مفهوم امنيت در سيستم‌ها، فراتر از وب‌سايت‌ها خواهد شد. تمام وسايلي كه پيوند نسبي و سببي با الكترونيك دارند، امنيت را براي خود يك جديت واجب فرض مي‌كنند. خودرو، كيف پول الكترونيكي و تلفن همراه، مثال‌هاي ساده‌اي هستند كه با توسعه مفهوم امنيت در فناوري اطلاعات، پيشگيري از تعرض را با تفاوت‌هاي چشمگيري نسبت به وضع موجود در آن‌ها شاهد خواهيم بود.

4. رفتار كاربران در سيستم‌ها مدام رصد مي‌شود تا از يافتن عدم انطباق الگوي رفتاري با پيشينه او، كنترل شود كه اين كاربر كه هم اكنون خود را «ك» معرفي كرده، آيا واقعا همان «ك» است! رفتارهاي ما در خريد از سوپرماركت، نوشت‌افزار فروشي، مراجعه به كتاب‌فروشي و تعويض‌روغني و رستوران‌ها، همه با هم در يك بانك داده‌ تحليل‌هاي معنادار مي‌شوند. اين تحليل‌ها حتي آنلاين خواهد شد تا در لحظه خطا هشدار بدهد و هويت مشكوك مورد وارسي قرار گيرد.

5. درپي امنيت بودن موجب مي‌شود تا مساله كوچك شدن اندازه فايل‌هاي مختلف (متن و صدا و تصوير و رنگ و بو و ...) و نيز سرعت استفاده همزمان ميليون كاربر از آن‌ها با جديت دنبال شود تا راه‌حل‌هايي كاملا متفاوت از امروز بدست آيد.

6. امنيت در فناوري اطلاعات منجر به تولد «شبكه‌هاي بيمه» مي‌شود. همين شركتي كه خودروي ما را بيمه شخص ثالث كرده، فردا مي‌آيد و وب‌سايت و فلان بانك اطلاعاتي ما را هم بيمه مي‌كند. وقتي خودروي ما پوششي از محصولات نانوفناوري داشته باشد، ديگر مساله تصادف و خسارت ديدن در آن حل شده و با هر حادثه‌اي خودروي من خود به‌خود به وضع عادي بازمي‌گردد. كسب و كار دنياي فناوري اطلاعات مشاغلي چون بيمه‌ها را دگرگون مي‌كند.

7. چون مفهوم همه اقلام فيزيكي، مجازي مي‌شود مساله‌هاي امنيتي و اثبات آن‌ها با پيچيدگي‌هاي خاص همراه مي‌شوند. مثلا شما در انبار كارخانه خود، هزاران قطعه از يك محصول داريد و قيمت هر يك هم چندتومان است. سفارش دادن مواد اوليه جديد و فروش محصول موجود در انبار، با چند كليك و ورود چند نام كاربري و رمز عبور انجام مي‌شود. در يك انبار پيشرفته كه جابه‌جايي‌ها هم با دستگاه‌هاي خودكار انجام مي‌شوند،‌ كنترل‌هاي دستي حذف شده است. وقتي سفارشي الكترونيكي عمل مي‌شود همان زمان هم تبادل مالي آن آنلاين صورت مي‌گيرد. حالا دست‌كاري كردن يك عدد از بخشي از اين سيستم نرم‌افزاري اگر به سادگي صورت پذيرد، رديابي و اثبات صحت يا عدم آن، كار ساده‌اي نيست.

8. آسان نيست كه يك انسان يا تيمي از هكرها بنشينند و وب‌سايت‌هاي مختلف را واكاوي كنند تا امنيت آن‌ها را بر هم زنند. اما اگر ساز و كار و قاعده‌هاي ماجرا را براي يك روبات نرم‌افزار درست تعريف كنيم، او سرعت بالا و وقت كافي دارد تا اوضاع را بر هم زند.

شما فكر مي‌كنيد از كدام روزنه‌ها ممكن است امنيت سيستم و كسب و كارتان مورد آسيب قرار گيرد؟ چه راهكارهايي را براي آن تدبير كرده‌ايد؟ فكر مي‌كنيد از كدام ردپاها ديگران مي‌توانند آرامش مجازي شما را بر هم زنند؟ اگر چه درهاي دروازه را براي حفظ قلعه خوب و محكم و با لايه‌هاي حفاظتي مختلف مي‌بنديم، اما يادمان باشد كه دشمن دانا يا نادان ممكن است عمدي يا سهوي از يك روزنه به برج و باروي ما نفوذ كند. در دنياي فناوري اطلاعات روزنه‌ها بيش از درهاي دروازه جستجو مي‌شوند.

 

اين مطلب آذرماه در كليك چاپ شده است. لطفا به click@jamejamonline.ir بازخورد دهيد.

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 1:11 AM  توسط   |