پستهاي خواندني، شنيدني، خوردني، بوييدني و لمسشدني!
شش سال پيش (شايد هم كمي دورتر) با دوستي كه چندسال از سفر تحصيلياش به آمريكا ميگذشت، چت ميكردم. پرسيدم: «الان چه ميكني؟» گفت: «نميگويم كه اگر بفهمي تو هم خراب اين كار ميشوي»! و بعد ادامه داد: «نه! بداني بهتر است». اول پرسيد: «ميداني وبلاگ چيست؟ آيا اين پديده در ايران هم مطرح شده؟» و گفت: «گرفتار وبلاگ و بلاگنويسي شدهام؛ دنيايي است كه واردش شوي بيرون رفتنش آسان نيست.» من آن زمان خبر دقيقي از روند توسعه وبلاگ در ايران نداشتم. در مورد خودم تا همين چند روز پيش هم فكر نميكردم كه بالاخره در وبلاگي مثل problemsolving.blogfa.com بنويسم و همين مطالب كليك را هم بعد از چاپ، آنجا پست كنم. اما تعجب او هم بيمورد بود. چون اينجا فيلمهاي روي پرده سينماهاي دنيا هم زودتر از اولين اكرانشان در مبدا، دست به دست ميچرخند و اكران خانگي ميشوند!
حالا وبلاگ ده ساله شده و دسترسي به اينترنت در كشور ما همچنان در حال توسعه است و مثل گوشي تلفن همراه، هر كسي دوست دارد يك لپتاپ هم داشته باشد. طبيعي است كه راهانداختن يك وبلاگ هم كمترين پيامد اين توسعه به شمار آيد. آنچه را که در يك وبلاگ وجود دارد، اين طور مرور كنيم: يك آدرس اينترنتي، فضايي روي وب، كاربر وبلاگ، نرمافزار ميزبان بلاگ، محتواي متني و تصويري (پستها)، دسترسي به اينترنت، رايانه. به نظر ميرسد فراتر از اين چيزي داشته باشيم.
با اين اجزاي ساده و در دسترس، چه ميشود انجام داد؟ چه ميشود كه برخي وبلاگهاي فارسي، هزاران بازديدكننده دارند و صدها نظر برايشان ثبت ميشود و مشتري ثابت پيدا ميكنند، اما برخي ديگر مهجور و غريب، گوشهاي بدون بازديد ميمانند؟ چهها تا به حال در يك وبلاگ اتفاق نیفتاده و نديدهايم کسی از ظرفيتهاي آن استفاده كند؟
خاطرهنويسي، داستانسرايي، آموزش آشپزي، تفريح و سرگرمي، مباحث علمي و همه آنچه در فهرست وبلاگها قابل مشاهده است، واقعيتهاي استفاده از وبلاگها هستند. شايد پيشتر كسي فكر ميكرد وبلاگويسي براي افراد صاحبنام و شخصيتهاي شناخته شده و رسمي كار خوبي نيست و دون شان به حساب ميآيد، اما امروز اتفاقا براي همانها كسب اعتبار ميكند و خوشفكري محسوب ميشود. در ستون امروز، قصد داريم نگاهی رسانهاي به وبلاگ داشته باشيم و روندهاي تكامل نوآوري نظاميافته TRIZ را از اين منظر بررسي كنيم.
از ميان روندهاي پركاربردي كه در شمارههاي پيشين بدانها پرداختهايم، اينجا هم رد «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «افزايش ميزان بهكارگيري حواس» پر رنگ است. در مورد تكي دوتايي چندتايي، هم سيستمهاي مشابه و هم نامشابه در حال چندتا شدن هستند. اگر كسي يك وبسايت براي خود ايجاد كند، تولد يك سيستم تكي را رقم زده است. وقتي شما شرايط ميزباني وبلاگهاي مختلف را فراهم ميكنيد، سيستم را چندتايي كردهايد؛ از يك وبسايت، امكان تكثير سايتهاي مشابه بهوجود آمده است.
ميتوان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيشبينيها جامه عمل بپوشند:
-
وقتي شما فقط متن پست ميكنيد، حس بينايي مخاطب پيام شما درگير ميشود. حال اگر بتواند صداي شما را هم بشنود، حس دوم (كه اينجا شنوايي است) را هم اضافه كردهايم و اگر لامسه او و چشايي و بويايي هم به تدريج وارد گود شوند، آنگاه نوع تعامل با بازديدكننده به كل دگرگون ميشود. كمي به پادكست فكر كنيد تا ببينيد چه شده است. به كمك ابزار روندهاي تكامل TRIZ، چيزي مثل پادكست به سادگي قابل پيشبيني ميشود و با دنبال كردن اثرات و تبعات ورود حسهاي ديگر، اين پيشبيني جالبتر هم ميشود.
-
اگر حسگرها توسعه بيشتري پيدا كنند و دسترسيهاي ما به اينترنت از طريق خطوط تلفن همراه و ماهوارهها با سرعت مناسب برقرار شود، شما ميتوانيد مخاطب وبلاگ خود را از روحيه و حس و حال و فضاي واقعي كه ميخواهيد به او منتقل كنيد با خبر کنيد. فرض كنيد جايي ميخواهيد از يك رايحه خوش برايش بگوييد و او بتواند از وبلاگ شما بوي همان رايحه خوش را استشمام كند. يا از گرماي زياد هوا در فلان موقعيت جغرافيايي حرف بزنيد و او پشت نمايشگر خود گرماي زياد را حس كند... كمي خيالپردازي كنيد و از ايدههاي خود لذت ببريد.
-
وبلاگنويسان ناچار خواهند شد دانش خود را درباره نرمافزارها و سختافزارها مدام ارتقا دهند و براي سري در ميان سرها داشتن، گريزي ندارند جز استفاده حداكثري از ابزار و امكاناتي كه در دنياي فناوري اطلاعات برايشان فراهم ميشود.
-
در آينده شاهد تلفيقي از وبلاگها در قالبهايي شبيه پورتال خواهيم بود. اين اتفاق، تولد يك سيستم تكي جديد از سيستم چندتايي موجود در وبلاگهاي امروزي است. هر وبلاگنويسي شركا و همسايههايي را انتخاب ميكند كه با بودن در كنار آنها، همهشان رونق بيشتري داشته باشند و تعداد بازديدهايشان بالاتر رود. شايد اينها مثل يك راسته بازار و بورس از وبلاگهاي همخانواده شكل گيرند يا مجمتعها و پاساژهايي باشند كه وبلاگهاي متفاوت اما مكمل در آنها كنار هم بنشيند. چيزي شبيه خانههاي حياطدار قديمي كه دورتادور آن اتاقهايي به خانوادههاي مختلف اختصاص داشت و همه با هم مثل اعضاي يك خانواده بزرگتر زندگي ميكردند.
-
ساختار گروههاي خبري و موارد مشابه، توسعه بيشتري خواهند يافت. اين يك عادت است كه براي اطلاع از آخرين اخبار به سراغ شبكههاي راديويي و تلويزيوني و وبسايتها برويم، اما يك دلخواه نيست! ما بيشتر دوست داريم تا اخبار مورد علاقه خود (ورزشي، علمي، اقتصادي، اجتماعي و ...) را خودبهخود و بدون گشت و گذار، بلافاصله ببينيم و بشنويم. اصلا جستجو كردن و سر زدن به جايي جز آنجا كه نشستهايم و نگاه كردن به چيزي به جز آنچه پيش چشمان ماست، برايمان جذاب نيست. دنياي مجازي، اين ارتباطها و رفت و آمدها را دگرگون كرده است. به سادگي مينشينيم و خبرهاي جديد دلخواه خود را با پيامكي روي تلفن همراه خود ميبينيم يا آنها روي ايميل دريافت ميكنيم و حتی با يك اسكريپ روي وبلاگ خود از مورد علاقههامان مطلع ميشويم.
-
ميتوان به جاي نوشتن وبلاگ، براي بازديدكنندهها حرف زد و علاوه بر روايت واژهها در غالب حروف و كاراكترها، حس و حال و لحن كلام را هم به وبلاگ افزود. اينجور پستها به سادگي MMS ميشوند و بدون داشتن مجوزي هر يك از ما يك رسانه شخصي پويا خواهيم داشت. استعدادهاي تازهاي از اين منظر به رسانههاي رسمي معرفي ميشوند و هر خبر از چندين نگاه و توسط چندين خبرنگار رسمي و افتخاري، قابل روايت شدن و تحليل است.
-
تيمهاي پشتيبان و ميزبان وبلاگ، نياز دارند تا متخصصيني به جز IT را در جمع خود داشته باشند. وقتي قرار باشد به جز متن، ديگر حواس هم درگير وبلاگ شوند، بايد از پزشكي، شيمي، فيزيك و ... هم يارگيري كنند.
-
وقتي نرمافزارهاي جانبي وبلاگها توسعه يابند، چيزهايي فراتر از Google Trends رفتار نويسنده وبلاگ و بازديدكننده را بررسي و تحليل كيفي ميكنند و به تو ميگويند كه چهها را بنويس و بگو، كه مشتري ميخواهد و از آن استقبال ميكند و چهها را برو در چه وبلاگهايي بخوان و ببين كه بيشتر دوستشان خواهي داشت.
-
نرمافزارهاي جانبي وبلاگها ـ همان فراتر از Google Trendsها ـ اين امكان را فراهم ميكنند كه من به سبك خودم در نوشتن و روايت، سوژه و فكري كه در سر يك وبلاگنويس ديگر است را در پست بعدي خود بياورم. بدينترتيب، همافزايي و سينرژي، از شكل امروزين آن كه با همفكري حضوري شكل ميگيرد به مفهوم مجازي آن تبديل ميشود.
-
اين نرمافزارها بعد از تحليل چند پست از وبلاگنويس، اعلام آمادگي ميكنند كه او فقط انديشهاي كه در ذهن دارد را بگويد يا روايتي يك خطي از موضوع را بيان كند و باقي ماجراي نوشتن و پرداخت موضوع و پيدا كردن مفاهيم علمي و ربط دادن به مثالها و ... را به او بسپارد. انگار خود نرمافزار افكار من و شما را ميخواند و بعد دستبهكار ارسال پستها ميشود (با حفظ امانت در لحن صدا، نوع روايت، استفاده از واژهها و ...).
همه ما آنقدر درگير كارهاي مهم و فعاليتهاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقهاي به ديگر كارها و مشغلههاي فكريتان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايدهپردازي خود لذت برديد، با يك ايميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيتهاي امروز، از روياهاي ديروز متولد شدهاند.
اين مطلب در كليك يكشنبه 23/10/1386 و در صفحه 9 چاپ شد.click@jamejamonline.ir