|
|
|
|
|
هنوز هم تصوير روشني از اتاق تكثير مدرسه را به ياد دارم. جايي كه دستگاه تكثير و استنسيل مستقر بود و معلمها پس از طراحي پرسشها، ناچار بودند آنها را با قلم نوك تيز فلزي و بدونجوهر روي برگههاي مخصوص بنويسند و بسپرند براي نسخهبرداري. و اين امين مدير و ناظم مدرسه بود كه اهرم دستگاه را ميچرخاند و با هر چرخشي يك كپي از برگه امتحاني چاپ ميشد. از اواسط دهه 60 صحبت ميكنم كه انگار همين ديروز بود. پيشتر از آن، روزهاي كشيك پدرم در ساختمان پليس ميدان توپخانه را به ياد دارم كه الان در ميدان امامخميني ـ كه ديگر نه ميداني از آن مانده و نه هتلي و نه ساختمانها و مغازههاي فراوان ضلع جنوب غربي ـ جاي آن را مترو گرفته است. همراه او ميرفتم به اداره و عشقم اين بود كه براي تحقيقها و تكليفهاي فوقالعاده مدرسه، به جاي دستنويس، برگه ماشيننويسي شده ببرم. سيستم چاپم هم چنين بود كه با استفاده از كاربنهاي معروف پليكان، هر بار تايپ هر صفحه، تا دو سه نسخه كاربني را به من ميداد. و اين يعني تايپ چندباره و از نو تكرار كردن جملهها، تا آماده شدن كپي براي بقيه همكلاسيها. حالا پاي نرمافزار مينشينيم و تايپ و طراحي ميكنيم و فايل را ميفرستيم روي ايميل چاپخانه و ساعتي بعد به تعداد نسخه چاپي از كار گرافيكي چاپ شده، زنگ دفتر ميخورد و خروجي تحويل در محل ميشود. شبيه كار چند مرحلهاي تجربههاي مدرسهاي من را حرفهاي هم ناچار به انجام بودند. عكاسي، تفكيك رنگ، كولاژ، كپي زينگ، شستشوي ماشين چاپ، چاپ به تفكيك Cyan و Yellow و Magenta و Black تا اصطلاحا يك كار 4 رنگ كه «رنگي» عاميانه خودمان است از ماشين بيرون آيد. پارچه سر در سينما وقتي قرار بود خبر اكران تازه را دهد. يعني بايد طراحان بنشينند و عكس و پوستر را بگذارند پيش رويشان و با ترفندهاي بزرگنمايي آن را روي پارچه عظيمي به اندازه سر در نقاشي كنند. اگر خيلي عجله داشتيم كه همزمان اكران فيلم در چند سينما را داشته باشيم، بايد از قبل تدارك زماني لازم را ميديديم مگر چند تيم ميتوانند پردهها را آماده كنند و هر كدام چند دست دارند؟ حالا همه تعطيل كردند و چاپ ديجيتال عريض چند متري روي جنسهاي مختلف كار را در چشم بههم زدني انجام ميدهد. دنياي ديجيتال دگرگونيهاي فراواني را براي سيستمها و فرايندهاي چاپي به ارمغان آورده است. اول در سيستم ليتوگرافي، شاهد حذف فيلم و بينيازي از تهيه خروجي بوديم و بعد هم سيستم DI آمد و سند چاپي مستقيم از فايل كامپيوتري به ماشين چاپ افست فرستاده شد و ميشود. اين حركت پرشتاب به كجا ما را خواهد برد؟ آيا تحولات همچنان ادامه خواهند داشت يا جايي در همين نزديكي توقفي ميكنند؟ از منظر ابزار «روند تكامل» نوآوري نظاميافته يا TRIZ و اركان فكري آن (تضاد، كاركردگرايي، منابع، ايدهآلي و تعامل) در اين يادداشت به «چاپ ديجيتال» ميپردازيم. از ميان روندهاي مختلفي كه در شمارههاي پيشين بدانها پرداختهايم، در مقوله چاپ ديجيتال رد «افزايش ميزان بهكارگيري حواس» پر رنگ است. طبيعي است كه در اين مسير، «تكي ـ دوتايي و چندتايي» شدن سيستم هم اتفاق ميافتد. در ادامه خواهيم ديد كه چطور سيستم چاپ در يك پرينتر ساده به سمت چندتايي شدن در حركت است و بعد با جهش فناوري تصور تكي شدن آن ناممكن و خيال نيست. ميتوان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيشبينيها جامه عمل بپوشند:
همه ما آنقدر درگير كارهاي مهم و فعاليتهاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقهاي به ديگر كارها و مشغلههاي فكريتان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايدهپردازي خود لذت برديد، با يك ايميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيتهاي امروز، از روياهاي ديروز متولد شدهاند. click@jamejamonline.ir
اين مطلب در كليك يكشنبه 30 دي ماه 1386 چاپ شد. طرح روي جلد اين شماره نيز به محتواي همين مطلب اشاره داشت |
||